Thursday, December 29, 2011

اوضاع بحمدلله خیلی خوب است


این مقاله ای است که برای صفحه ویژه انتخابات مجلس سایت بی بی سی فارسی نوشته ام با نگاهی به گذشته ها

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At December 29, 2011 at 10:19 AM , Anonymous Anonymous said...

بي نظير است بي نظير! مرور تاريخ صد سال گذشته و از ماندگارترين مقالات بهنود. سپاس و صد سپاس تبريز دكتر ع ر ن

 
At December 29, 2011 at 10:58 AM , Anonymous الف رادسر said...

امیدوارم دوستان بخوانند و به همه سفارش کنند. بدون هیچ مداهنه ای معتقدم هیچ کس تاریخ معاصر را به این زبان و به این نرمی و به اعتبار بخشی بیان نمی کند. چنین سعه صدری چنین بی طرفی کیمیاست. قدرتان را می دانیم قدر تک تک کلمات شما را
رادسر

 
At December 29, 2011 at 10:59 AM , Anonymous مازیار ن said...

کاملا با دکتر علیرضا ن موافقم کاملا. دستتان درد نکند . یگانه بود شبیه نداشت هیچ به داستان مجلس و ساختمانش فکر نکرده بودم واقعا حالشان خوب نیست

 
At December 29, 2011 at 4:52 PM , Anonymous نرگس said...

دیگر بیش از این نمی شد در یک مقاله اطلاع رسانی کرد ممنون از شما هزار بار

 
At December 29, 2011 at 8:52 PM , Anonymous سعید said...

سپاس ، برای نوشتاری چنین شیوا و فراگیر که گرفتن درس از تاریخ را آسان میکند و غبار از چشم انداز فردایمان می زداید.
سرعت ما درتکرار تاریخ (بدون عبرت) شگفت انگیز است

 
At December 29, 2011 at 10:41 PM , Anonymous blue said...

حال ما خوب است- علی صالحی
سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

 
At December 29, 2011 at 11:23 PM , Anonymous Anonymous said...

ممنون جناب بهنود مثل همیشه مدلل و مستند
کاشکی این مطلب رو هم از نامه اخیر نوری زاد در باره محلس اضافه میکردید که گفت:"شبی عده ای از نمایندگان مجلس مرا به یک نشست مخفیانه و آمیخته به ترس فرا خواندند و با صدایی که تنها من می شنیدم و خودشان، به من گفتند: درمجلس، پنجاه اصل قانون اساسی را معطل مانده است و کسی را شهامت ورود به این پنجاه اصل قانون اساسی نیست. گفتند: سپاه یا وزارت اطلاعات یا هرنهادی که به اینها مربوط است، قبل از آنکه لایحه ای را به صحن علنی مجلس بیاورند، مأمورشان را پیش ما می فرستند و از تک تک ما امضا می گیرند که: شما فردا به این لایحه رأی خواهید داد! گفتند: ترس از اطلاعات وسپاه نای نفس کشیدن برای ما نگذاشته. گفتند: برای هریک ازما پرونده سازی کرده اند تا اگر به خطا رفتیم و سخن مخالف برزبان آوردیم، دست به افشای آن بزنند. گفتند: ما درچنبره ی اطلاعات و سپاه گرفتاریم و به ماشین امضا بدل شده ایم. گفتند: وقتی ازمصونیت نمایندگان مستقل ومخالف سخن می گوییم به ما پوزخند می زنند. گفتند: ما اصلاً نماینده ی مردم نیستیم. درآنجا هستیم تا اگر امضایی بخواهند، آن را امضا کنیم و به چیزی که می خواهند رأی بدهیم. گفتند: مخالفت ما و اعتراض های ما چند نفر، به زنگ تفریح نمایندگان هماهنگ مجلس بدل شده است."

 
At January 4, 2012 at 1:21 AM , Anonymous Anonymous said...

خیلی آگاه کننده و وحشتناک . آدم شرمش میشه هنگامی که می بیند میلیونها تحصیلکرده و با شعور در کشور داریم ولی یک مشت بلی قربان گوی مثل برادران لاریجانی عنان کشور را در دست گرفته اند. البته از قدیم گفته اند لقمه حرام آدمها را بلی قربان گو بار می آورد.
رییس قضا می گوید ما تحت فرمان رهبر هستیم. رییس قوه مقننه هم می گوید مجلس تحت فرمان رهبر است. برادر سوم نیز که ریاست حقوق بشر رهبری را به عهده دارد از شکنجه، اعدام ، زندان و ربایش مخالفین سیاسی حمایت می کند.
پرسش این است آیا اینها مانند نوکران شاه پس از سقوط رهبر همه مشکلات را به گردن رهبر نخواهند انداخت؟
سامان

 
At January 22, 2012 at 12:44 PM , Anonymous pasha said...

کس چنین پند نداد که تو دادی
کس چنین شیرین نگفت که تو گفتی

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home