Friday, December 26, 2008

اول قبول حزب

مقاله این هفته اعتماد را اینجا بخوانید و یا در اینجا ببنید . گفتنی است که وقتی این مقاله را می نوشتم هنوز نماز جمعه مشهد را نشنیده بودم و نمی دانستم که حجت الاسلام علم الهدی چه گفته است از جمله این که "نظام تحزب در ايران بر اساس جامعه مدني است در حالي‌كه جامعه ما انقلابي است، نظام تحزب از اصل و ساختار اشكال دارد و از اصول جامعه مدني، ليبرال دموكراسي و مسأله پلوراليزم است؛ اعتقادش بر اين است که همه جريانات در اجتماع بايد مشاركت داشته باشند و با هر ايده‌اي وارد جريان سياسي شوند."

یا آن جا که گفته است اين تفكر [یعنی تفکر حزبی] راه مشاركت سياسي را منحصر در تحزب مي‌داند و اعتقاد دارد مشاركت سياسي فردي در جامعه مدني ممكن نيست و افراد جامعه مدني در احزاب دسته‌بندي شده، از اين طريق مشاركت كنند.

وي افزود: متاسفانه[کذا] اين ايده در جامعه انقلابي پياده شده است و اگر{طبق اين ايده} كسي بخواهد وارد عرصه رقابت‌هاي انتخابات يا رييس‌جمهور شود، بايد وارد احزاب شده، از طريق آن جناح فعاليت كند، به طوري‌که مشاركت خود را در دامن ليبرال دموكراسي ريخته، هر حزبي را با هر ايماني به رسميت بشناسد. بايد توجه داشت كه اين حزب‌ها آرام نمي‌نشينند و در زمينه جذب نيرو فعاليت مي‌كنند

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At December 26, 2008 at 8:36 PM , Anonymous Anonymous said...

طفل گریز پای خانه پدری نه فقط با زمزمه محبت به مکتب نمیرود بلکه گوشت را از بغل گاو میبرد ، باد در میکند ، تغار می شکند ، قشقرق بپا میکند و آخر سر طلاق هم میخواهد .

 
At December 26, 2008 at 9:35 PM , Anonymous سهیل اسدی said...

آقا این سخن مادر محترم آقای شعاعیان جای بسیار تامل دارد. به گمانم تاثیر عملکرد نخستین حزب سیاسی مملکت باشد. چیزی که سایه شومش تا به امروز هم امتداد داشته. حزب توده را عرض می کنم خدمت مبارکتان. یا همان که مرحوم گلشیری نامش "قبیله" نهاده بود. وقتی در جامعه سنتی ایرانی شدیداً هم معتقد به موازین اسلامی برای نخستین بار نام حزب با بی خدایی، سوسیالیسم و ... شنیده می شود متاسفانه تاثیر شومی را که می فرمائید بر خاطر نسلهای متمالی که سواد آنچنانی ندارند یا تحصیلات مرتبط سیاسی نداشته اند می گذارد. این سایه شوم را باید یکجور از سر ملت قیچی کرد. نه اینکه اصلش هم یک سود برایمان نداشت که جملگی ضرر بود از ابتدا تا انتهایش

 
At December 27, 2008 at 1:18 AM , Anonymous Mouris said...

بله البته تشكيل احزاب يا انواع نهادها يا گروهها يا باشگاهها از هر نوعي كه باشد خوب است مشروط بر اينكه بتواند ذره اي از هزينه هاي روز افزون نظارت استصوابي را كه در قالب هزاران مقاله و اعتراض و جوك و متلك همه ساله نثار شوراي نگهبان مي شود كم كند و البته دومين شرط اين است كه نهادهاي مذكور كاري به جز اين نكنند

 
At December 27, 2008 at 3:38 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا باز شما اشاره ای کردی باز دوباره ویروس ضد کمونیسم دوستان زد بیرون. این ویروس به اندازه میکرب توده ای بودن زیان آورست. نه حزب افتخار عالم بود و بنیان گذار سیاسیت و هنر در ایران . نه عامل اصلی همه بدبختی های ما بود. نه جانم. تجربه ای بود که اگر بی غرض نگاهش کنیم عالی است.
در ضمن ممکن است این مقاله شما به اندازه ای که شاگردان و دوستانتان تشویق کنند نمک نداشته باشد اما حاوی نکته مهمی است که همان روحیه مدارا و تسامح شماست و اصلاح طلب واقعی

 
At December 27, 2008 at 9:41 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقا بهنود.
حق با شماست که باید حرف های لاریجانی را چسبید و استقبال کرد. اماافرادی چون لاریجانی که توان و نیروی کارآمد کافی برای ایجاد احزاب قوی دارند فقط شعار می دهند و عملا کاری نمی کنند. تا زمانی که در کشور شاه و ولی فقیه هست محال است که حزب قوی پا بگیرد. هم شاه و هم ولی فقیه احزاب بله قربان گو چشم قربان گو می خواهند. فقط مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت آزادی، جبهه ملی ، دفتر تحکیم و گروه های مستقل سیاسی و اجتماعی با ارتداد روبرو هستند کی حزب می تواند در کشور پا بگیرد به ویژه اینکه سپاه به جای احزاب و سازمان های غیردولتی گروه های بسیجی متعددی درست کرده است کی جرات حزب درست کردن را پیدا می کند چه رسد از نوع قویش؟

 
At December 27, 2008 at 11:24 PM , Anonymous محمود said...

بهنود جان درود!

حکایت «حزب» یا چیزهایی مشابه مثل «سندیکا» و یا هر گروهی که یک هدف مشترک را دنبال کند و در عین حال استقلال داشته باشد برای هر رژیم توتالیتری مثل سم مهلک است! حالا آقایان گاهی دوباره یادشان می‌آید که تعریفی از آن «انقلاب» ارائه دهند که خود هم نمی‌دانند چیست و اصلن نَفس این تعریف یعنی چه؟ «انقلاب» اگر به مفهوم آن دگرگونی و از این حال به حالی شدن مقصود است، چرا همیشه و با چه هدفی باید صورت پذیرد؟ وقت تثبیت این دگرگونی چه زمانی‌ست؟

خدایی دیگر شورش را درآورده‌اند و ندانسته یک عمر واژه‌ها به سخره گرفته‌اند.

شاد زی

 
At December 28, 2008 at 5:39 PM , Anonymous Anonymous said...

من به صورت کلی از نثر شما بسیار لذت می برم از صد در صدی نبودن شما به شدت خوشم می آید ولی بعضی وقتها احساس می کنم شما در صد در صدی نبودن افراط می کنید که شبیه محافظه کاری می شود در مورد قضیه مربوط به منحرف کردن امریکا از حمله به ایران که این را بدلیل توانمندی جمهوری اسلامی دانستید برایم بسی عجیب بود که حکومتی چون جمهوری اسلامی به تنهایی برود و سر امریکا را کلاه بگذارد در حالیکه سالها بود سازمان ملل در عراق مشغوا تهیه گزارش در مورد عراق بود شما [...] می دانید حتی خبرگذلری ها هم حداقل با دو جا برای صحت خبر تماس می گیرند چگونه امریکا فقط بر اساس نظرات ایران به عراق حمله کرده و تازه کاملا قابل پیش بینی بود که جلال طالبانی که سالها در ایران بوده خوب طرف ایران را می گیرد من نمی دونم چرا همه تعجب می کنن که عراق به ایران متمایل هست گویی اصلا هیچ کس نمیدونسته در عراق هم شیعه داریم حالا هم در مطلب امروز شما من تعجب می کنم که چرا اشکارا نمی گویید که آقای خامنه ای رهبر مسلمین جهان در سالهای اولیه حکومت خاتمی علنا گفت که ما در ایران حزب نداریم همیشه هم با حزب مخالف بودند علنا هم می گن که مخالفا من نمی دونم چرا شما به چیزی که ایشان بارها گفتند اصلا توجه نکردید و یقیه ساواک زمان شاه را می گیرید بله زیباست که بگیم این مشکلی قدیمی است ولی محافظه کاری شما ها هم به جایی نمی رسد محافظه کاری شما در مورد جمهوری اسلامی مثل مماشت غرب در برابر هیتلر است هر روز جمهوری اسلامی قوی تر می شود هر روز دروغهاش بزرگتر می شود و شما ها هم که میگویید اهسته اهسته برویم به سمت دموکراسی هر لحظه که اتیش این ملت را خاموش تر کنید به این ملت خیانت کردید هر ساعتی که این نظام در ایران بیشتر باشد شما مقصرید

 
At December 29, 2008 at 5:59 AM , Anonymous سبحان said...

سلام آقای بهنود
دیگر عنوان کردنش کلیشه شده که ایرانیان مردمانی اجتماعی نیستند و کمی هم ضد اجتماعی هستند. حزب هم اجتماعی سیاسی است دیگر. تا به این هوش اجتماعی برسیم هزینه ها داریم که بدهیم. در ضمن مادر آقای شجاعیان که اینگونه می گفت دیدش را براساس سوره ی احزاب قران بوده که احزاب را تذکر می دهد حال برداشت سطحی است یا ذاتی بماند

 
At December 31, 2008 at 12:13 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود بیخودی از آن طرف آب برای ایران نسخه نچیچ ما در اینجا به شیعه 12امامی و 14معصومی ایمان داریم و احزاب غیر خدایی را نمی پذیریم. امثال لاریجانی اگرچه سواد غربی دارند و فلسفه بلدند ولی همه سربازان اسلامند و کارکرد آنها مانند زنبورهای نگهبان کندوی عسل هست. همانطوریکه ما در صدر اسلام خلافت شورایی را نپذیرفتیم اکنون نیز فقط به سید علی و یا علی زمانه ایمان داریم و بعد از 120 سال نیز نایب برحقش حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای را قبول داریم. اگر خواستی توضیح بیشتری هم می دهم. تا ادای مدنیت و مدرنته درنیاری. ما ترا بیرون کردیم که دیگر از این حرفها نزنی ولی احساس می کنیم تو تغییر ناپذیری و مثل گربه مرتضی علی هر طور که به هوا بیاندازند بازهم چهار دست و پا به زمین می آیی. کاری نکن که ما ناچار شویم سربازان گم نام را سراغت بفرستیم. حواست جمع باشه. والسلام
دوستدار اهل و بیت و اولدان صالح آنها

 
At January 2, 2009 at 10:46 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام:
طرف خطابم برادر قبلی است. بعضی از برادر خواهران مقداری خشن هستند. ما آقای بهنود را نفرستادیم و ایشان خودشان تشریف بردند تا شب ژانویه آنجاباشند و گزارش تهیه کنند. تعصب راکنار بگذاریم. من چندتایی پیرهن پاره کرده‌ام و در خشت چیزی میبینم که تو جوان نمیبینی.

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home