Saturday, November 22, 2008

دولتمردان در مقابل آرمانخواهان

این مقاله ای است که امروز در صفحه آخر اعتماد چاپ شده اشارتی است به مواقعی که دولتمردان در مقابل آرمانخواهان قرار می گیرند. اما درست آنانند که به دام خودخواهی نیفتند و آن چه برای وطنشان درست می دانند همان را به کار آورند. و این کاری است که بزرگان تاریخ جهان کرده اند. مثالم البته عراق امروزست و قرارداد امنیتی ش با آمریکا

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At November 22, 2008 at 7:07 AM , Blogger سهیل اسدی said...

مسعود جان خواندم نوشته ی گهربارت را در اعتماد. حقیقت را می گویی پدرجان اما حقیقت همیشه برای همگان یک شکل و یک محتوا ندارد. دیگران دگرگونه می بینندش و همین مبنای غوغا و فقان و ... می شود.
منهای ادبیات، تاریخ را هم در مکتب شما شیرین می آموزیم.
سرت سلامت و زنده باشی

 
At November 22, 2008 at 7:32 AM , Anonymous نادر 99 said...

خوب می دانم چرا کامنت های پست قبلی را حذف کردید. نمی پسندید که کسی نام دیگران را در سایت شما خراب کند. حتی اگر آن دیگران احترام خودشان را نگاه ندارند. این هم درسی است که به ما می دهید. اما واقعا سئوالم این است که اگر کسی نام یک را می آورد در کامنتش و دیگران از وی نقد نرمی می کنند باز هم ایرادی دارد مانند نوشته [...]

 
At November 22, 2008 at 7:35 AM , Anonymous Anonymous said...

salam ostad.
mamnun az maghaleye por maghz o delneshinetun.
emruz ma ehtiaj be marhum forughi o mosaddegh o digar bozorgan darim vali be jaye inke tabdil be bozorgani manand anha shavim sabr mikonim,rasti ma iraniha che sabri darim!!!zemnan khandane neveshtehaye shoma baraye man o kheylihaye dige besyar omid bakhshe.
hamishe payande bashid o sarfaraz

 
At November 22, 2008 at 8:12 AM , Anonymous محمود said...

درود بهنودجان!

آرمان‌خواهان همیشه خود را مرکز عالم دانسته‌ها می‌دانند و نظر و رای دیگری را برنمی‌تابند! این است که همیشه در جاهایی چون اوائل انقلاب اسلامی هم آشی درست می‌شود با یک وجب روغن رویش

شاد زی

 
At November 22, 2008 at 9:03 AM , Anonymous احمد شیراز said...

خیلی عالی. خیلی پرمغز. آگاه کننده. آقای بهنود ترا به خدا جواب مرا بدهید . چرا از این گونه مقالات نمی نویسید هفته ای یک بار. از دل تاریخ که ردش نمی شود کرد تکه و نکته ای. بعد هم رها کردن به عقل خواننده. فکر می کنید کم اثرست. یک کمی به پیشنهاد من فکر کنید. همین نکته که نوشته اید خیلی مهم و مفیدست. خیلی. همه که به همه زیر و بم ها آگاه نیستند. گلی به جمالتان . در ضمن من واقعا گله دارم از کسانی که با گذاشتن کامنت های بی ربط شما را به آزار می رسانند

 
At November 22, 2008 at 9:28 AM , Anonymous Anonymous said...

هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا بکلی نگذرد ایام گشت
گویی که مطلق گرایی در شیوه رد و قبول نظر در خون ماست و فرهنگ سیاسی مان به مرده پرستی آلوده . امروز مصدق مرد تاریخ و دیروز گله که چرا دست ثریا میبوسد و یا چرا با دست راستی ها لاس میزند . جهل رفو پذیر نیست .

 
At November 22, 2008 at 11:33 AM , Anonymous Anonymous said...

Hi Mr Behnoud,
Congradulation for the English Khanum! Do u know Hakimzadeh in person? Why did he do such a stupid thing? What he did is an absolute disgrace, worse than what Kordan did. Don't u think it has something to do with our cultural vacuum. Pls jot down a few lines about this.

 
At November 23, 2008 at 5:04 AM , Anonymous Anonymous said...

من فکر میکنم آقای بایندر درشهریور20 جزو سه کشته یا شهید حمله هوایی کشور شوروی آن زمان به نیروی دریایی شهر انزلی(آن زمان بندر پهلوی) بودند و اسم یه خیابانی هم به نام او در همین شهر نامگذاری شده که بعد از انقلاب هم تغییری در آن داده نشد.

 
At November 23, 2008 at 2:57 PM , Anonymous barani77 said...

چرا انقدر دور برویم؟ مگر همین چند سال پیش نبود -و اکنون هم- آن همه فریاد کشیده شد بر سر خاتمی و دولتش که چرا میانه روی و مصلحت اندیشی و به آن جا رسید که خاتمی در نامه ای به فردا نوشت وای به حال قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد

 
At November 24, 2008 at 2:35 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود ٬ شما البته بتند روی اعتقاد ندارید اما دوستان زیادی
دارید که هنوز نق میزنند که خاتمی بزدل بود و اگر دستور !! خیابان
ریختن میداد چه ها که نمیشد !!!!؟ درست مثل انهاییکه در رژیم گذشته
در روز ۲۲ بهمن هنوز بشاه ایراد میگرفتن پس کی دستور کشتار میدهی؟

دلیل میخواهید !؟ مگر ننوشتند که هنگام بازگشت خاتمی از سازمام ملل
بناست یک میلیون پیش بازش بروند !!؟ و اما ان پنج هزار جوانی که
رفتند اشک خاتمی را از این بی سیاستی اشان در آوردند ... بگذریم

باراک اوباما تاریخ ساخت و اولین جمله اش بعد از پیروزی این بود

بله ما میتوانیم ....؟ البته توانستند و با رای ۵۸ در صد مردم اولین
غیر سفید اما مسیحی را بکرسی نشاندند اما شعار اصلی تغییر بود

ولی این سیستم کهنه و پر صلابت تغییر پذیر نیست کدام تغییر؟

خاتمی هم مثل اوباما خوب جامعه مذهبی و سنت گرای ایران را میشناخت
و میدانست باید محتاط قدم بردارد و انچنان هم کرد

ایکاش جوانهای همیشه تند رو کمی بماهیچه پای !؟ ده ها میلیون پیر و میانسال
و جوانان تنبل !! کمی مجال میدادند

 
At November 24, 2008 at 10:58 PM , Blogger afaringan said...

بهنود عزیز، همیشه افتخار می کنم که از خواننده های مقالاتت هستم و از اینکه دانشت را با ما تقسیم می کنی سپاس گزارم

 
At November 27, 2008 at 5:07 AM , Anonymous Anonymous said...

Dear Mr. Behnood. It is always a joy to read your well thought out writings.

In this article your give the impression, that pragmatism is more appropriate than idealism. There are circumstances in which pragmatism will achieve better results but there are others when ideals must not be compromised. For instance, in the recent crisis regarding Mr. Ali Kordan there was no room for compromise or pragmatism. A minister who lies to Majlis (or is deceived into believing the qualification given to him without any meaningful effort by the University of Oxford is genuine) must be removed from office, whatever the consequences.

It is this judgement, when to be pragmatic and when to be idealistic, which separates exceptional politicians from the rest.@@

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home