Thursday, November 12, 2009

شرم بر ما و درود بر شما


شرم بر ما که چنین جامعه ای ساختیم که جای شما جوانان همه هوش همه ذوق و همه دانائی به جای لابراتوارهای بزرگ و سالن های آمفی تئاتر و سخنرانی های سازنده و آموزاننده ، سلول های خالی زندان بوده است.

درود بر شما درود بر شما و یارانتان که در این عکس نیستند چه هادی حیدری و محمد قوچانی که هنوز خستگی راه از تنشان به در نشده و چه نفیسه زارع کهن که چشم دوستانش خیره به در مانده تا خبر از او برسد چه بهمن اموئی که نه فقط ژیلا که همه در انتظار آن شیرند و چه هنگامه شهیدی که در بستر بیمارستان است از محبت روزگار،

در این تصویر : عماد بهاور ، مهدی شیرزاد ، محمد رضا جلایی پور، حسین نعیمی پور، مهدی میردامادی، سمیه توحیدلو، امین شیرزاد كه هریك مدتی زندانی بوده‌اند، دیده می‌شوند. گناه از من است و دوریم از خانه که یکی از بچه ها را نشناختم .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At November 12, 2009 at 3:47 AM , Anonymous بهار said...

خدا را شکر که اینقدر سبزند که غبار غم از شانه نزدوده لبخند به لب نشانده اند

 
At November 12, 2009 at 5:24 AM , Anonymous سارا نهاوندیان said...

گل گقتید استاد. همه گل اند و گل سرسبدشان محمدرضا جلائی پور. یک بار بیشتر ندیدمش اما در همان یک بار آرزو کردم روزی رئیس جمهور کشورم کسی چون او شود که اخلاق و دانش و استعداد مدیریتی و اجرایی را در آمیخته و در کنار رتبه یک کنکور و دارنده مدال طلای المپیاد و دانشجوی ممتار آکسفورد بودن, مدیریت پیشروترین و کیفی ترین و کم نقص ترین کمپین انتخاباتی را با همین سن کم اش بر عهده داشته و نوشته های عاشقانه همسر و صدها دوستش در دوران بازداشتش خلق و خصال نیکوی ناشناخته او را نیز به ما شناساند. فکر کنم الان به آکسفورد برگشته- دیدیدش سلام ما دوستان نادیده اش را هم به او برسانید.

 
At November 12, 2009 at 5:27 AM , Anonymous جلال خمسه said...

شرممان باد که دانشجوی واقعی آکسفورد (محمدرضا جلالی پور) باید در کنج اوین باشد و دانشجوی متقلب آکسفورد (کردان( همه کاره مملکت!!!! جلا لی پور پاینده - رئیس جمهور آینده - انشاءالله

 
At November 12, 2009 at 5:37 AM , Anonymous Anonymous said...

آن که نشناخته اید از بس محجوب است مطابق فیس بوک فاطمه شمس[ جلائی پور] اسمش سجاد شریف هست

 
At November 12, 2009 at 6:07 AM , Anonymous علی نعیمی پور said...

قدر و کیفیت و اهمیت موج سومی که جلالی پور ها آفریدند ده ها سال دیگر معلوم می شودو تاریخ گواهی خواهد داد که این جوانان بی هیچ مزد و منتی یکی از موثرترین کمپین های انتخاباتی (پویش حمایت از خاتمی و موسوی- موج سوم) را آفریدند. بیشتر بچه هایی که در تصویرند محمدرضا را در افرینش این موج سوم و موج سبز یاری دادند.

 
At November 12, 2009 at 9:05 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
من مدتی است که علاقه داشتم تا با شما ارتباط برقرار کنم و از جوانان وخصوصا دانشجویان بگویم که انزجارشان از دولت به حد انفجار رسیده است ولی متاسفانه وضع فیلتر در ایران به حد فاجعه باری جدی است و به زحمت توانستم با یه فیلتر شکن وارد سایتتون بشوم .
همین هم جای شکرش باقی است
بدرود تا ایرانی آزاد

 
At November 12, 2009 at 11:24 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا بهنود من درک نمی کنم چرا شرم؟
مگه شما چه گناهی مرتکب شدید که باید شرمگین باشید. ما و پدران این شیران صحنه های مبارزه با استبداد باید شرمگین باشیم که با جهالتمان زیر عبای یک مشت آخوند بی سواد و مستبدتر از از هر مستبد دیگر رفتیم.
شما نه پستی داشتید و نه نفوذ اجرایی و تقنینی و قضایی.
ما و پدران این فرزندان برومند بودیم که در همه جا مانند بولدزر حضور فعال داشتیم و مخالفین و آزادیخواهان را به صلابه می کشیدیم و پایه های استبداد دینی را مستحکم می کردیم.
آقایان [...] باید شرمگین باشند که علیرغم داشتن سواد مذهبی و علم روز حاکمیت استبداد را بر نسلهای بعدی هموار کردند.
شرمگین باید سران جبهه ملی و نهضت آزادی باشند که پشت پا به بختیار این مبارز فهیم و تاریخ شناس و یار سابق خود زدند و باعث بروز استبداد دینی در کشور شدند.
شرمگین باید سرداران ثروت و قدرت باشند که ترور مخالفین استبداد در درون و بیرون از کشور را رهبری کردند.

آخه شما چرا باید شرمگین باشید؟ آیا فکر نمی کنید این جوانان بخشی از فعالیتشان را مرهون تلاشهای شبانه روزی شما را به نمایش گذاشتند؟
لطفا شکست نفسی نکنید بگذارید ما گناهگاران اصلی شرمنده اوضاع باشیم و شما همچنان سربلند و جاوید.
ارادتمند شما
طهماسبی.

 
At November 12, 2009 at 2:46 PM , Anonymous جلف said...

سلام متاسفانه ایران تبدیل به فراموشخانه ما شده بهنود عزیز من از ایران برایت مینویسم ایرانی که فرانوشم شده در عین نزدیکی

 
At November 12, 2009 at 10:20 PM , Anonymous Anonymous said...

هرچند که قوم ایرانی دراین چند دهه به لحاظ بلوغ اجتماعی و سیاسی بسیار رشد کرده است ولی هنوز جای بسیار دارد. عده ای شخصیت هستند که ازآنها به عنوان رهبران قوم یا هنرمندان محبوب یاد میشود و قاضی از بیم نارضایتی شدید مردم و شورش همگانی دست به آنها درازنمیکند و ایشان یا درحصر خانگی هستند یا فعلا درامان میباشند . آنها بگوش و به هوش هستند تا درلحظه ای که کمی از حساسیت مردم کاسته شود , آن گروه رهبران رانیز به سزای عقایدشان برسانند. اگر امروز مردم ما آن جرأت و بلوغ لازم را داشتند تا درمقابل هرگونه تعدی و ظلمی به هرفرد ایرانی و غیرایرانی مقیم این وطن به خروش میآمدند, امروز روزگار جوانان و نویسندگان و پیر و کودک و دختر و زن و هرکه شهروند ایرانی و غیر ایرانی بود , و دریک کلام روزگار ایران زمین به مراتب بهتراز آن بود که کنون است . ما خود مقصریم ما خود کوتاهی میکنیم ما هنوز باید بسیار از تاریخ بیاموزیم

 
At November 12, 2009 at 11:53 PM , Anonymous fariborz said...

به یاد جمله زیبای اخوان ثالث در قاصدک افتادم که میگه "دست بردار ازین در وطن خویش غریب" به راستی که این جوانان غیور در وطنشان غریبند. شرم بر حکومتی باد که انان را غریب وطن کرده. آقای بهنود عزیز آیا خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی جایی؟ به راستی ابرهای همه عالم شب وروز در دلم میگریند
ارادتمند
فریبرز

 
At November 13, 2009 at 2:01 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا جان خلاف قانون کردید خب باید زندان بروید این دیگه شرم و شور نداره حالا روزنامه نگار باشی
یا آبدارچی ساختمانی یا رییس فلان شرکتی ....استاد بهنود وقتی در غرب میبیند قوه قضاییه
مو را از ماست بیرون میکشد برایش به به و چه چه میکند حتی در مسایل سیاسی مثل خبط
اهل خبر و روزنامه نگاری یا درگیری پلیس با تظاهر کننده ها ... اما بایران که میرسد همه چیز
را سیاه مثل قیر میبیند و انتظار دارد مثل غربی ها رفتار کنند اما خودش میداند در غرب
همه چیز مثل مهره و ماسوره ماشینها هستند در ایران و اکثر کشورهای غیر اروپایی و ژاپن
اصلا و ابدا ماشینی در کار نیست ...اینها که عکسند اگر بجای دولتمردان امروز ایران در صندلی های
حکومت بنشینند بدتر رفتار میکنند لااقل بهنود در این پنجاه سال خودش شاهد بوده

 
At November 13, 2009 at 2:05 PM , Anonymous Anonymous said...

ای بابا بهنود خان

شکسته نفسی می کنید وقتی می گویید:" شرم بر ما که چنین جامعه ای ساختیم". شما که ادبیاتتان خوب است و خداوندگار تاریخید. شما باید یگویید:"شرم بر ما که جامعه ای رو به آبادانی را خراب کردیم". کلمه "ساختیم" از شما بعید است. در ثانی، شما مگر اشتباه هم می کنید؟؟ همه اش تقصیر حکومت شاه بوده است. خوب به مخچه مبارک فشار بیاورید. داغ و درفش، روزی چنداعدام، شکنجه های شبانه روزی،  تجاوز به زنان و دختران بی گناه، تجاوز به مردان و پسران، له کردن صورت دخترکان با باتوم در وسط خیابان، دادن فحش های رکیک به مادرانی که فرزندانشان را در ستمی از دست داده اند، حمله به خانه مردم و ویران کردن اسباب و اساسیه در روز روشن، غیب شدن روشنفکران در روز روشن، حمله به دانشگاهها و هزار چیز دیگر.
همه اینها شما را یاد دوره شاه می اندازد، مگر نه؟؟؟ درست است. هنوز حق با شماست که جرات یک غلط کردم در ذهنتان نیست. اما فردا حق با مردم ایران خواهد بود و نه شما.

 
At November 13, 2009 at 6:58 PM , Anonymous Anonymous said...

در جواب این بیننده ای که مدعی شده اینها خلاف قانون کردند و برخورد قوه قضائیه رو به رخ کشیده: الان عضویت یا فعالیت در ستاد مهندس موسوی از نظر مقامات قوه قضائیه و وزارت اطلاعات و سپاه بزرگترین جرمه؛ اینقدر که مجرمان سابقه دار و معتاد و ... رو آزاد می کنن تا جا برای "پذیرایی" از اعضای اون ستادها داشته باشن

 
At November 13, 2009 at 9:28 PM , Anonymous شاهد said...

بهنود عزيز ، ازبرخي نظرات داده شده درسايت شما تعجب مي كنم يكي مثل "طهماسبي " هنوز درسوگ بختيارعزاداراست و سران جبهه ملي را نفرين مي كند و ناشناس ديگري نوشته است "آقا جان خلاف قانون کردید خب باید زندان بروید این دیگه شرم و شور نداره حالا روزنامه نگار باشی
"
متاسفانه برخي انگاردرخواب اصحاب كهف رفته اند . آن يكي درگذشته گرفتاراست واين يكي حال را نمي بيند.
متاسفانه برخي نظرات كه گاهي خيلي بي ربط است شهد شيرين نوشته هاي شما را دركام خواننده اي كه نظرات را مي خواند تلخ مي كند.

 
At November 14, 2009 at 4:32 AM , Anonymous Anonymous said...

شاهد عزیز من نظر خاصی در متهم کردن نهضت آزادی و جبهه ملی در رفتن زیر عبای آخوند نداشتم و ندارم. ولی چیزی که شما سهوا یا عمدا نادیده گرفتید واژه "ما" به عنوان کسانی که باید شرمگین باشند یاد کرده ام.
ارادتمند
طهماسبی

 
At November 15, 2009 at 10:20 AM , Anonymous Anonymous said...

پس از يازده سپتامبر مي خوانم و ميگريم
چند هفته مي شود كه تنها مأمن است.ديديد چه شد؟ نابود شد وطنم،ذره ذره!بيست و پنج سال دارم و هيچ چيز نه از انقلاب به ياد دارم و نه از جنگ.اما اين روزها را حتي پس از مرگم هم از ياد نخواهم برد.دلم فرياد مي خواهد.ديدن شما آرام و منطقي در حال تحليل روزنامه هاي بدبخت كشورم،عذابم مي دهد،عذاب!فرياد مي خواهم.اينجا جاي نفس كشيدن ندارم.مردمم،مردمم،مردمم!فرياد مي خواهم!
موفق شدند!! حتي اگر همين امروز رهايمان كنند با اينهمه خستگي چه كنيم؛ما كه يك بار شادي بي پايان پدران را ديديم و نااميدي امروزشان را نيز مي بينيم.كشتار شصت و هفت.واي واي واي.خدا چگونه ساكت ماند،مردم هيچ!

 
At November 22, 2009 at 12:41 AM , Anonymous Amin said...

سلام. آقای بهنود. هر شب بیدار می مونم تا همه خونواده را صدا بزنم بگم.:پاشید بیان عمو مسعود داره.
تا همه با هم مطالب شیرین و امیدآفرین شما را بشنویم.

یکی از همه افرادی که در عکس است

 
At November 27, 2009 at 4:04 PM , Anonymous behzad jj said...

شرم شما آئينه راه ماست
گفته شما گفته پدر من هم هست
ترسم از آنست كه اينهم به بيراه برود

ايران سربلند ايراني سرفراز
http://bjan.blogfa.com

 
At December 4, 2009 at 8:36 PM , Blogger مداد قرمز said...

Dear Mr.BEHNOOD
Our problem is not in beyond of the regime, but it is hided in our culture.not shame on you; it is a whirl pool which is present cruel regime have been created by another which is same as itself in past time! the history have been repeated time to time! i hope the new future based on liberty and prosperity for Iran and and humankind forever.

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home