Thursday, October 15, 2009

طرحی و سخنی


از میان همه تصاویر و طرح ها که در جهان درباره جنبش سبز کشیده اند من این یکی را پسندیدم که دیشب دیدم . یک هنرمند ایتالیائی کشیده . به نظرم تصویری نزدیک به واقعیت است و چهره محمد قوچانی ،مازیار بهاری، هنگامه شهیدی ، بهمن اموئی، سعید لیلاز و همه سیاست آشنایانی را می بینم که پشینه و گذشته خود را رها کردند و به منادی در آمدند که انسان با خود این نمی کند.
بهزاد نبوی، تاج زاده، صفائی فراهانی، امین زاده و میردامادی که روزگاری همین نظام را در مجامع بین المللی نمایندگی کرده و از حقوقش دفاع کرده اند و یا در جنگ جان به کف نهاده بودند اینک خود خواسته اند که نماینده حقوق از دست رفته و غضب شده مردم باشند.

حتی به کسانی فکر کنند که در شرایط سخت دستگاه منع و بند کوشید از آن ها تصویر دیگری در ذهن ها بنشاند در حالی که جایشان همان جاست که بوده اند از آن جمله عطریانفر، ابطحی، و .حسین درخشان که یک سال است هیچ کس خبری از او ندارد

آیا همین جاست جای گفتن این که آزادی خواهی بدون آگاهی هیچ است و آگاهی با تعصب و گمان به دست نمی آید. آن ها که احساسات تنها راهنمایشان هست و با کمتر اطلاعاتی درباره بندیان به بدی حکایت می گویند احتیاط کنند. به روزهای نسل ما بیندیشند که از سر تندروی هیچ به ارزش کار سعیدی سیرجانی بها ندادند و او را یار این و غار آن خواندند تا روزی که جنازه سعیدی بر دستمان ماند. یادمان باشد به همین نوع برخوردهای سرد با زنده یاد داریوش فروهر. و به خاطرتان باشد که با هر نوشته شما کسانی هستند که یک زندانی را در زندان در معرض فشاری تازه می نهند تا از وی دشمنی با خود و با ما بسازند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At October 15, 2009 at 5:52 AM , Anonymous م. نادری said...

کاشکی ای کاشکی شبیه به بهنود یک دویست تائی داشتیم . من به شخصه مهندس موسوی را از لابه لای نوشته های بهنود کشف کردم. من یکی به هیچ کس جز بهنود اعتقادی برای راست و درست دیدن ندارم. راستش اگر دعا را قبول داشتم هر شب دعا می کردم وجودت سلامت باشد

 
At October 15, 2009 at 5:55 AM , Anonymous Anonymous said...

می شود کمی از برخورد روشنفکران چپ زده با سعیدی سیرجانی بنویسید. من سال ها پیش از زنده یاد حمید مصدق شنیدم که می گفت فقط و فقط بهنود بود که قدر سعیدی را می دانست و یک هفته قبل از حادثه هم به او راهکارهائی داد که سلامت بماند. باز از قول مصدق می گویم که می گفت از گل آقای صابری که نماینده و فرستاده رهبر بود شنیده که کاش سعیدی به حرف های بهنود توجه می کرد.

راستش را بگویم همان موقع به خودم گفتم اگر روشنفکران با سعیدی آن طور روبرو نمی شدند آیا سعید امامی او را می کشت.

 
At October 15, 2009 at 6:45 AM , Anonymous behzad jj said...

درود

اري ، يادمان باشد ؛ يادمان باشد كه براي چه انقلاب كرديم (پدرانمان) كه حالا آن انقلاب به كژراهه رفت وظيفه ماست (فرزندانشان) كه آنرا جبران كنيم ،‌نمي گويم انقلاب كنيم كه بدترين نوع اصلاح است ،‌ولي بايد دگرگوني ! اصلاحي انجام گيرد . تا دين در عرصه سياست جائي نداشته باشد. ( البته تا به اينجا خيري از روشنفكران عرصه انقلاب نديديم كه هرچه كشيديم از نا منطقي آنان است)
ايران سربلند ايراني سرفراز

 
At October 15, 2009 at 7:59 AM , Anonymous محمود said...

بهنود جان

به یک‌باره وقتی این‌همه مطلب و گفت‌و‌گو مجال نشر می‌یابد آدمی می‌ماند در پای کدام یک نظر بنویسد! من هم آمدم پُست تازه‌ی تازه‌تان! به نکته‌ی خوبی اشاره کرده‌اید که هم‌واره در مرام و مشی شما وجود دارد. این‌که به دور از احساسات و با روبه‌رو شدن با حقایق موجود(در گفت‌و‌گوهاتان) باید با بندیان مواجه شد. بسیار دیده‌ام متاسفانه کسانی را بی درنظر گرفتن شرایط یک زندانی او را خائن به اهداف اصلاح‌طلبان یا هر چیزی خطاب می‌کند. همان‌طور که اپوزیسیون در همه‌ی این سال‌ها با یک نگاه غریب و به‌دور از واقعیت برچسب‌هایی به دیگران زد. همین الان ببینید مخملباف و خانواده‌اش در چه حال و روزی هستند با این نگاه دگم‌اندیش با او...

شاد زی

 
At October 15, 2009 at 1:22 PM , Anonymous شاهد said...

بهنود عزیز ، گاه به این روزها که فکرمی کنم احساس می کنم دست خداوندی دارد ما را تنبیه می کندویاد آن ضرب المثل می افتم که :"تاجوانی کارتوخونخواری است ".
بهنود جان نمی دانم این چه فرهنگی است که ما داریم ؟ گاه حس می کنم دیکتاتوری با ماعجین شده است ؟ طاقت تحمل هیچ مخالفی رانداریم و نمی توانیم حس کنیم که مخالف ما هم مثل ما ایرانی است و او هم آب و خاکش را دوست دارد.
به خود شما دراین نقطه نظراتی که زیرنوشته هایتان هست به عنوان یک مثال حی و حاضرچقدرتهمت می زنند ؟ یکی شمارا ضد انقلاب می خواند ودیگری ضد شاه ؟ ما عادت کرده ایم شخصیت های زنده مان را بکوبیم وبرجسد آنها سوگواری کنیم . باهمه همینجوربوده ایم ؟ کلاهمان راقاضی کنیم چندنفررا بدین روش ازمیدان به درکرده ایم ؟ حاصل هم همیشه این بوده که کوتوله های سیاسی همیشه برما حکومت کرده اند ،بهترین شخصیت هارابا صداتهام ازمیدان رانده ایم و میدان خالی را به دست قلدران وزورمدارن داده ایم و به کنجی نشسته دست بردست کوفته ایم که دیدید چه شد؟ وای برما

 
At October 15, 2009 at 1:39 PM , Anonymous Anonymous said...

استاد بهنود، فرمایش شما قطعأ در مورد برخی از نامبردگان کاملأ بجاست، اما در این میان سودجویانی هم هستند که ممکن است ما را از چاله به چاه هدایت نمایند؛
قسمتی از ترجمه نیویورک تایمز از گردهمایی انتخابات ٧/٦/٢٠٠٩ :
«پنج هزار آدم بیگناه در دهه ٦٠ وقتی که شما در دولت بودید اعدام شدند،» این چیزی بود که زنی خطاب به محمد عطریانفر، روزنامه نگاری که وقتی اقای موسوی نخست وزیر بود برای وی کار میکرد. سوال این زن این بود« چرا؟»
آقای عطریانفر بنظر میرسید که از این سوال شگفت زده شده است. وی پاسخ داد:«دوستان! در ابتدای انقلاب اسلامی ما همه مثل احمدی نژاد بودیم، اما ما مسیر و راهمان را تغییر دادیم،» و صدای تشویق حاظران از همه اطراف شنیده شد.
فکر میکنید این جاخالی دادن و گناه را به گردن کسی انداختن که در ان دهه دانشجو و بعد از ان فرماندار اردبیل بوده است، صداقت گوینده را زیر سوال نمی برد؟
با تشکر، برزو

 
At October 15, 2009 at 1:43 PM , Anonymous mina moradi said...

این که آزادی خواهی بدون آگاهی هیچ است

با سلام خدمت شما ..این قسمتی از نوشته شماست ..میشود ..بفرمائید منظورتان از این نوشته چیست ؟؟ وایا منظور اینست که انسانی که بیسواد است ونا اگاه است حق ازادی خواهی ندارد ..!!ا با تشکر

 
At October 15, 2009 at 4:28 PM , Blogger Dalghak.Irani said...

یک طرح نقطه سرخط. زیبا. گویا. وزیبایی شناسی مسعودبهنود که همیشه باید دنبالش کرد. وآن حرف دلنشین درمورد رعایت انصاف در داوری ها ولاف درغربت زدنهایمان که باید آویزۀ گوشمان باشد انشاءالله. یا...هو

 
At October 16, 2009 at 2:47 AM , Anonymous Anonymous said...

اگر نیویورک تایمز نوشته ۵۰۰۰ نفر در سال ۶۰ اعدام شدند حتما
از قول مجاهد خلقی نقل قولی کرده وگرنه باید بر احوال تنها روزنامه
لیبرال امریکایی گریست مگر مردم ایران گوسفندو و گاو و مرغ
هستند که اینگونه امار میدهید ؟؟ میدونید پنج هزار نفر اعدام کردن
چند روز و ماه طول میکشد ؟؟ مگر دنیایی که برای چپه شدن یک اتوبوس
در جاده اخبارش در سر خط مغرضان غربی قرار میگید آنروزها
مست و مدهوش بودند ؟؟ چرا نیو یورک تایمز در انروزها خبری
ننوشته !؟ ولی بعد از ۲۷ سال تازه یادش افتاده.........و؟

اینگونه مبارزه بدون اخلاق سیاسی هرگز ثمری نمیدهد
مردم خمینی را بعد از ده ها سال برهبری قیامشان انتخاب
کردند و خیلی زود هم بنتیجه رساندند

با دروغ و دغل و خدعه و نیرنگ و شایعه سازی میتوانید
چند ده یا صد نفری را دور خود جمع کنید اما برای هدفی
بزرگ مثل انقلاب جمع کردن میلیونها مردم اول باید پاک و منزه
بودن خودتاندرا برای مردم روشن کنید

 
At October 16, 2009 at 3:21 AM , Blogger kaveh said...

سخن دلنشينتان اي كاش دلنشان شود آن كساني را كه در صداي آمريكا ، اعتراف كنندگان اين روز ها را دزد و سازشكار وپرونده دار مي خوانند و خود ژست دردمندي و آزادي خواهي مي گيرند . اي كاش اندكي از واقع بيني شما در وجودشان بود كه در اين زمانه كيميايي است

 
At October 16, 2009 at 8:05 AM , Blogger arjang said...

کامنت گذار ناشناس،
1- درباب اسلام و ایدئولوژی و ...این انقلاب هرچقدر دوست دارید داد سخن بفرمایید اما " صداقت" را لطفا کوتاه بیایید که فقط موجب مزاح می شود. این انقلاب نطفه اش از روز اول و از همان بهشت زهرا بر مبنای دروغ نهاده شد و صد البته همه تحت لوای "تقیه" و "مصلحت" توجیه شد.
2- در مورد کشتار 4000-5000 نفری تابستان 67 الحمد الله آنقدر سند و مدرک و شاهد زنده بر جای مانده که کسی را نیاز به مقاله نیویورک تایمز نیاید. البته وقتی به روش احمدی نژاد بشود خود را به جهالت زد و نسل کشی میلیونی نازی ها را ندیده گرفت، 5-4 هزار نفر که دیگر چشم گاو است!

 
At October 17, 2009 at 5:17 AM , Anonymous Anonymous said...

چرا همه کامنتها اینقدر تملق شما رو میگویند؟

 
At October 17, 2009 at 6:33 AM , Anonymous ناصر said...

واقعا که چه بی انصاف است کسی که نوشته تملق شما را می گویند. خواهش می کنم کامنت ها را بخوانید کدام تملق. جز این که نویسنده خواسته همین طوری [...] حرفی زده باشد .
من از استادم گله دارم که نوشته های مرا که از سر ارادت شاگردانه و حق شناسانه است مجال انتشار نمی دهند و بعد هم می گویند محبت شماها به من چه ربطی به مردم دارد و حالا این کامنت گذار [...] چنین نظری می دهد

 
At October 17, 2009 at 3:31 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام آفای بهنود
شما از آفای حجاریان و بعضی دیگر تقدیر میکنید اما از خود نمی برسید اساسا ایشان بعنوان یک روشنفکر چرا میبایستی در وزارت اطلاعات کار میکرده و دیگر اینکه اساسا در وزارت اطلاعات چه میکرده. اگر ایشان زمانی برای حفظ همین نظام تلاش میکرده چرا باید امروز از او تقدیر شود و آیا میتوان این سابقه او را ندیده گرفت و به او به عنوان یکی از تیوریسین های حرکت سبز امروز اعتمادکرد و آیا ما در حال تکرار اشتباهات گذشته خود نیستیم. آیا تکیه بر دشمن سابق برای غلبه بر دشمن امروز کاری درست است.

 
At October 18, 2009 at 12:44 AM , Anonymous Anonymous said...

در جواب دوست قبلی فقط می پرسم از ایشان چه کسی گفته که تاسیس سپاه یا وزارت اطلاعات یا کار کردن در آن جرم است یا گناه؟ اتفاقن روش اقای بهنود در بررسی مسائل روز را بسیار می پسندم؛ مداقه در تاریخ و موشکافانه آموختن از آن
آقای حجاریان به این علت که وزارت اطلاعات ،وزارتخانه است و حق مجلس برای تحقیق و تفحص آن محفوظ است آن را به یک سازمان بی شاخ و دم که هیچکس بر آن نظارتی ندارد ترجیح دادند.-دقت کنید هیچ کشوری بدون یک سازمان امنیتی امکان حفظ امنیت داخلی را نخواهد داشت- پس اشکالی از این جانب بر آقای حجاریان،گنجی ،سازگارا و امثالهم وارد نیست. اشکال در نظامی است که اتفاقن اگر در نوشته های این اواخر اقای حجاریان مطالعه کنید رژیم سلطانی است. اصلاحش هم همانگونه که اقای بهنود نوشته اند اگاهی است. در ضمن می شود از بعضی خطاهای گذشته گذشت. رفتار امروز اقای کروبی مثالی از اینگونه است.
ایده آلیستی دیدن مسائل چیزی جز جمهوری اسلامی تولید نمی کند. باید واقع بینانه دید هیچ پیامبری معصومی قرار نیست این جنبش را رهبری کند. مائیم و چند نفر مثل ما که بعضی در همین نظام مدیر بودند،سیاستمدار بودند، ایرانی هستند و به ازادی اگر هم باور نداشته باشند ان را مدارا می کنند

 
At October 19, 2009 at 11:36 PM , Anonymous Anonymous said...

ی صمیمی ای دوست!
گاه گاهی لبه پنجره خا طر ما می آیی؟
ای قدیسی ای خوب!
تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم

آرزویم همه سرسبزی توست

 
At October 21, 2009 at 11:40 PM , Anonymous علی said...

مسعود بهنود عزیز

در سایت روز خواندم که این طرح اثر فین نیگارد هنرمند دانمارکی است

 
At October 26, 2009 at 12:17 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود. در خبرها خواندیم که در مورد طراحی پوستر یک طراح ایتالیایی اظهارنظر کرده بودید و آن را طرح برگزیده خود برای ایران اعلام کردید. ما تعدادی از جوانان ایرانی هستیم که وب سایتی راه اندازی کرده ایم. خواستیم شما نگاهی هم به این سوی پرمخاطره بی اندازید. پوسترهای ما را ببینید، شاید مرغ همسایه غاز نباشد!
www.greencry.net
info@greencry.net

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home