Sunday, September 20, 2009

مطلقا بدون شرح


کار درخشان توکا نیستانی را ببینید که نامش را نهاده مطلقا بدون شرح

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At September 21, 2009 at 12:09 AM , Anonymous Anonymous said...

behnoud duest darim!

 
At September 21, 2009 at 12:26 AM , Anonymous Anonymous said...

It reminds me of mana neyestani's cartoon named "scared lion".
both of them are great!

 
At September 21, 2009 at 1:37 AM , Anonymous elaheh said...

سلام آقای بهنود عزیزم. خوشحالم که بالاخره یه آدرسی ازتون پیدا کردم. من عاشق مقالات و مخصوصا کتابهای زیبای شما هستم.
در سایه حق موفق و پیروز باشید.

 
At September 21, 2009 at 6:37 AM , Blogger taha said...

آقای بهنود ممنون از اینکه بیشتر مینویسید

 
At September 21, 2009 at 8:14 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود
امیدوارم شادمان باشید و با مرور همیشگی مطبوعات و مقاله های زیباتون پیش ما ماندگار
راستش خوشحال می شدم اگر وقت می کردید و به وبلاگ بنده سری می زدید و نظرتون رو به عنوان یک روزنامه نگار پیشکسوت درباره خرده مقاله های اینترنتی من می گفتید.
سبز باشید و امیدوار
www.qfwfq.blogfa.com

 
At September 22, 2009 at 2:18 AM , Anonymous شاهد said...

آقاي بهنود ، دوروز است كه من درمورد اين كاريكاتور فكرمي كنم مانده بودم كه چيست؟ يك روحاني است كه باعباي خود به صليب كشيده شده يا چيزديگري؟ احتمالا جناب نيستاني اين كاريكاتوررا در روزيا دررابطه باحادثه خاصي كشيده كه چيزي ذكرنشده است.
به هرحال منتظرماندم ببينم ديگران چه برداشتي دارند ظاهرا بقيه دوستاني كه نظرداده اند نيز دراينمورد اظهارنظرخاصي نكرده اند و بيشتردرمورد جنابعالي ونوشته ها اظهارنظركرده اند.
حالا خواهش مي كنم يا خودتان من عوام را راهنمايي بفرماييد تاببينم كاريكاتوريست محترم چه مي خواسته است بگويد يا اگركامنت مناسبي رسيد آنرا دريغ نفرماييد

 
At September 22, 2009 at 2:41 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام
آقای بهنود عزیز
من اصلا آدم مذهبی نیستم و اصلا نمی خواهم تبلیغ مسیحیت یا هر دین دیگری را بکنم. اما نمی دانم چرا هر وقت به یاد این داستان یا روایت از عیسی مسیح (که نمی دانم راست است و یا دروغ و فکر می کنم که این موضوع اهمیتی هم نداشته باشد) می افتم بی اختیار اشک چشمانم را پر می کند.
داستان این است که هنگامی که سربازان رومی مسیح را بر صلیب می کشیدند و میخ ها را بر اندامش می کوفتند او سر به آسمان بلند کرد و گفت : ای پدر ، این ظالمان را ببخش ! زیرا ظالم نادان است و این نادانان نمی دانند چکار می کنند. پس بر نادانان گناهی نیست.
این داستان اگر برای هر کس دیگری هم اتفاق افتاده بود و آن کس همین واکنش را داشت باز چشمانم پر اشک می شد.

 
At September 22, 2009 at 5:29 AM , Anonymous mohayyeri said...

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=24031


حزب توده سرانجام با نقاب دفاع از

مليت هاي ديگر (روس و عرب) به صحنه آمد تا همگام با توكلي در حفظ نظام ولايت فقيه روس مدار و عرب پرور (البته فقط استعمار گران و تروريست هايشان) بكوشد٠ شعار ريشه دار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران٠جمهوري ايراني و شعار عليه منافع دو غارتگر بزگ حامي كودتا روسيه و چين سخت ماركسيست هاي روسي و نظام ضد ايراني ولايت فقيه استالينيستي را آشفته كرده٠ اين ماركسيست هاي روسي كه سي سال است در ايران شعار مرگ بر آمريكا و انگليس و اسرائيل و ليبرال و نظام سلطنتي و منافق و ٠٠٠ ميدهند يكباره دل نازكشان از اين بي حرمتي به ساحت مقدس كشور استعمارگر روسيه به درد آمده و سعي دارند جنبش سبز را لجني و بعد قرمز روسي كنند٠ خامنه اي با زيركي اين توپ را به زمين جنبش سبز انداخت و روس پناهان و روس محوران دارند با اين توپ بازي مي كنند٠

 
At September 22, 2009 at 6:16 AM , Blogger Dalghak.Irani said...

برشی ازسخنرانی های یک لال

پیش فرض ناگزیر: هرچند"این همان"ی کردن رویدادهای تاریخ بشری می تواند دقیق نباشد وحتی گاهی به آدرس عوضی منجر شود؛ درسوی دیگر اما برای تحلیل وتفسیر وفهم همین رویدادها نیزگریزی ازاستفاده از این قیاس تاریخی نیست.
1- تاریخ بی رحم ایستاده است وشهادت می دهد که هیچ انقلابی نتوانسته است بدون استفاده از یک یاچند دوره حکومت استبدادی واسطه به حکومتی دموکراتیک تبدیل شود. انقلاب فرانسه بعنوان تنها انقلاب آزادی خواه تاریخ پس ازپشت سرنهادن چهار جمهوری انقلابی واستبدادی؛ تازه درجمهوری چهارم به بعد است که بارقه هایی ازدموکراسی را ثبت وضبط می کند. انقلاب شوروی سابق فقط بعداز مرگ استالین است که شروع به جایگزینی حکومت با انقلاب می کند وبعداز یک زایمان استبداد سخت و40 ساله به یک دموکراسی نیم بند رضایت می دهد. انقلاب چین نیز فقط بعد از مرگ مائوتسه دون می تواند انقلاب خودش را با یک حکومت استبدادی جایگزین کند ومنتظر دموکراسی در آینده راه بیافتد. تنها استثناء می تواند انقلاب! نیکاراگوئه باشد که خیلی زود فروپاشید ورژیمی با حداقل معیارهای دموکراتیک جایگزینش شد.- که البته چه در مورد انقلاب بودن تغییرات در نیکاراگوئه وچه درموردچرایی ها وچگونگی های حوادث دهۀ 80 میلادی این کشورحرف وحدیث مستند بسیاری می توان شاهد آورد که بی اهمیت بودن خود" موضوع بررسی" مجالی به این نوشته نمی دهد-
2- در مورد ایران عزیز وانقلاب دینی اما دوگروه نظریۀ تمیز دهنده است: گروه اول و کثیری باور دارند که ایران بعدازپیروزی انقلاب اسلامی بلافاصله صاحب حکومتی مستبد، توتالیتر،الیگارشیک، تئوکراتیک و...شد. وگروه دوم واقلیتی نیز مدعیند که ایران سی سال جمهوری اسلامی وبه دلیل عدم توفیق روحانیون ارشد شیعه در ترجمۀ"هژمونی فرهنگ دین رسمی=علت موجدۀ پیروزی انقلاب 57 " به" ایدئولوژی دارای حداقل مانیفست تکالیف اجتماعی= علت موجدۀ حکومت به ماهو حکومت"؛ نتوانست از مرحلۀ "هژمونیک" وارد مرحلۀ"ایدئولوژیک"َ شده وحکومت تشکیل بدهد.
3- معتقدان به نظریۀ " جمهوری اسلامی به مثابه یک حکومت" به جنبش سبز جوانان زیست خواه ایرانی با خوش بینی نگاه می کنند وباور دارند که این جنبش – با همۀ اما واگر هایی که هرکسی از ظن خویش شد یارآن - آخرین مرحلۀ "پیش دموکراسی" درایران است؛ وباید اگرهم باده ها را ننوشید حداقل آماده نگه داشت برای جشن عنقریب!
4- اما اقلیت معتقدان به" جمهوری اسلامی به مثابه یک انقلاب مدام" قبل از اینکه امید هایشان را به جنبش سبز بدوزند به سویۀ دیگر ماجرا خوشبین هستند. به سویه ای که حاکمان بالفعل قرار دارند وبا سبعیتی تمام در حال عبور از انقلاب به یک حکومت قرون وسطایی تمام عیار هستند. اینان که Dalghak نیزجزو این دسته ثبت نام شده ام باور دارند که اگر انقلاب ایران بتواند از سزارین خونریز وپرمشقت جدید عبور کند وحکومت به ماهو حکومت تشکیل بشود؛ آن دورۀ واسط استبداد سخت برای عبور از انقلاب به دموکراسی شروع خواهد شد. واین کم دست آوردی نیست درطول سی سال بلاتکلیفی همگانی. ممکن است این دورۀ لازم وواسط استبداد خشن 80 درصد جمعیت کشور راراضی نکند ولیکن از نارضایتی صددرصدی مردم در همۀ عمر جمهوری اسلامی تا اینجا یک گام به جلو است. وناامید نباشیم اگر این دورۀ گذار در فرانسه چهار جمهوری طول کشیده یا در شوروی 50 سال. ما می توانیم با لحاظ دورۀ تاریخی اکنونمان این دوره رازودتر بپایان ببریم.
5- متأسفم برای هزینۀ جانهای جانانمان در این معرکۀ مضحکه. ولی همین که بالاخره بعد از سی سال به احمدی نژادی رسیده ایم که می تواند"تصمیم به ماهو تصمیم" بگیرد. دست آورد بسیار بزرگی است. ولادت حکومت در ایران مبارک است. حتی امارت اسلامی!

 
At September 22, 2009 at 6:26 AM , Blogger Dalghak.Irani said...

6- وزیاد هم بدبین نباشیم به اقدامات احمدی نژاد چرا که او نه یک اسلام گرای بنیاد گرا که بیشتر یک پیغمبر سکولار است. اوتا اینجای کار توانسته است باند بسیارمخوف حسین شریعتمداری را باخود همراه کند وروحانیان ارشد عامل اصلی بلاتکلیفی 30 سالۀ مردم را به حاشیه براند. او دوستی به نازنینی اسفندیار رحیم مشایی دارد که حرفهای نابی می زند ودر فناتیک زدایی از دین گام های مهمی برمی دارد.
7- باور کنیم این اعتراف رهبر جمهوری اسلامی را که خودش را تحت هدایت احمدی نژاد خرسند یافته وبه مجید مجیدی می گوید برای دیدن بهشت او نیز چنین کند ومجیدی گریه می کند!
8- من در گفتار خویش کاملاً جدی هستم. احمدی نژاد یک پیامبر مدرن وسکولار است. او نه تنها فوتبال را هم قبول وهم دوست دارد؛ بلکه خودش هم فوتبال بازی کرده است. روزی بچه ام از من راه حل مشکلات ایران را خواست. گفتم اگر به روزی رسیدی- چون به عمر من قد نمی دهد- ودیدی که حضرت آیت الله مشکینی- هنوز زنده بودند زنده یاد- رفته اند استادیوم آزادی وبعد از گل زدن همولایتی اش علی دایی از جایش بلند شده واز هیجان ناشی از پیروزی تیم ملی دستارش را یک متر به هوا پرتاب کرده است؛ مطمئن باش که از فردا صبحش ایران هم می شود یکی از 200 کشور جهان که گیجی مضاعف نداشته باشد.
9- سروران روشن فکروسیاستمدار- دوقطبی قدرت خواهان همیشۀ تاریخ- هم رضایت بدهند به کمی لیبرالیسم اجتماعی برای دلخوشی جوانان تا فرصتی بهتربرای این دموکراسی لعنتی با آن نتیجۀ نامعلوم!
10- بالاخره مسعود بهنود هم یک حرف بدرد بخور زد بعداز پیروزی انقلاب سی ساله: آنجایی که در پست قبلی رضایت داد به کمی موسیقی وسینما و"حلالیت هیجان در عرصۀ عمومی" برای جوانان! ومن قیدمی زنم که در همان حد شبهای قبل از فاجعۀ رأی گیری در تهران ونه خدای ناکرده آن لیبرالیسم مخوفی که آقای خاتمی این قدر ازش می ترسیدومی ترسد -حتی بیش تر از امام جمعۀ محترم مشهد- که حتی نتوانست فاطمۀ رجبی را وزیر کند. ما که از او وزارت گوگوش را نخواسته بودیم. خواسته بو دیم رفقا!؟ یا...هو

 
At September 22, 2009 at 12:53 PM , Anonymous Anonymous said...

دلقک جان، هر چند همه حرفهایت را نتوانستم بفهمم ولی تحلیل جالبی ارائه کرده اید که من به سهم خودم تشکر میکنم، اما کاش کمی واضحتر و یا بهتر بگویم ساده تر بنویسی، مثلأ جمله «علت موجده حکومت به ماهو حکومت » بالاتر از سواد من و شاید بعضیها باشد. لطفا ادامه بدهید. برزو غریب

 
At September 22, 2009 at 1:16 PM , Anonymous Anonymous said...

ایا خبر زیر الهام بخش این کار درخشان بوده؟!
روزنامه النهار چاپ لبنان روز یکشنبه 20- 9- 2008 درمقاله ای به قلم احمد عیاش،حمله به محمد خاتمی رئيس جمهورسابق ايران درمراسم راهپيمايی روز جهانی قدس وبه زمین انداختن عمامه اوتوسط برخی از طرفداران دولت ایران را به عنوان از بین رفتن مشروعیت نظام در ایران دانست.

 
At September 22, 2009 at 2:09 PM , Anonymous Anonymous said...

[...]
روز قدس بعد از اينكه مردم به روال نماز جمعه آخري رفسنجاني عليه منافع روسيه و چين شعار دادند هواداران و وابستگان روسيه به اندازه خامنه اي و توكلي تنشان لرزيد٠
خامنه اي و رفسنجاني و ناطق (و به زودي موسوي) از ترس ريختن پايه حكومت ( كه بر اساس ضديت با آمريكا از طريق جنگ طلبي و تحريك در لبنان و غزه و عراق و ٠٠٠ زير پوشش حمايتي استعمار غارتگر روسيه سي سال است شكل گرفته ) به فكر چاره جويي افتادند٠
حزب توده بيش از آنها از اين شعار وحشت كرده٠
به زودي شاهد سرهم بندي اوضاع از طريق اتحاد بين ارتجاع سرخ و سياه خواهيم بود٠
اما اين بار حزب توده و ماركسيست هاي اقماري آن بهاي سنگيني در قضاوت تاريخي مردم ايران خواهند پرداخت چون تا كنون اين اندازه روسيه در امور داخلي ايران و در غارت ايران دخالت نداشته ٠ اگر چه عليه مشروطه و مصدق اقدام كرده بود

 
At September 22, 2009 at 3:53 PM , Blogger Dalghak.Irani said...

برزوجان " آشنا "!
خیلی ممنون که تشویقم کردی اولاً وپاسخ سؤال مشخصت این که: " منظورم از موجده یعنی بوجود آورنده، ومنظورم از حکومت به ماهو حکومت یعنی " حکومت" بدون توجه به خوب وبد بودن آن، صورت بندی آن حقانی یا غیر حقانی بودن و... است" ثانیاً؛ ودر مورد توصیه ات به ساده نویسی اینکه کار سختی است ولی تلاشم را می کنم. ولی مشخصاً در این پست باید از شاهکار توکا نیستانی در نوشتن یک تاریخ دریک طرح تبعیت می کردم. واز بهنود متشکرم که راه داد به نوشته ام واینکه شاهکار توکا را نجات داد برای چشمان همیشه خیس من از گم شدن سایت توکای مقدس. دعا می کنم که توکا ماناهم باشد ولی نه مثل " مانا"ی غریب! برزو که خودش غریب است می داند "هنرمند؛ ماهی اقیانوس وطن است" ودر سراب غربت می میرد؛ ثالثاً. یا...هو

 
At September 22, 2009 at 4:34 PM , Anonymous false identity said...

Watch this film (by Kiarostami, 1979)which is incredible, see different prominent political activists have different opinions about an incident in a classroom. Priceless!
http://blog.malakut.ir/archives/2009/09/post_1878.shtml

 
At September 23, 2009 at 1:54 AM , Anonymous Anonymous said...

اولا ان دویست یا سیصد نفری که یا ساواکی های طرفدار رژیم پیشین هستند یا مجاهدینی
که انگل همیشگی دول خارجند چه در قدیم شوروی و بعد صددام و امروز امریکا و انگلیس
با شعار مرگ بر چین و روسیه در اصل خودشان را مچل میکنند وگرنه شعار های ان صد ها هزار
حکومتیون کجا و این دویست نفر دوستان یو تیوبی !!!!؟؟؟ بگذریم اینقدر این شعارها بیمزه
و بیمقدار بود که دیگه بی بی سی و سی ان ان مشتاق !! هم اصلا اشاره ایی نکردند .... البته بهنود
عزیز میداند این وسایل تبلیغاتی غرب چه هیولای وحشتناکی هست که قادر است فیل را توی
فنجانی جای دهد !! و حالا صدها گروه و دسته برای مقابله با احمدی نژاد در نیویورک گردد امده اند
صد البته آنکه بیشترین بهره را میبرد همین احمدی نژاد است

 
At September 23, 2009 at 2:26 AM , Anonymous taraneh said...

مترسکی بزرگ ساخته این حکومت ازاعترافات زندانیان. اما در حقیقت (زیر لباس این مترسک) تن نحیف و رنجوری را به صلییب کشیده اند که یاداور خاطره مسیح است.
این خوانش (و نه شرح) من از کار نیستانی ست.

 
At September 23, 2009 at 11:19 AM , Anonymous % said...

داشتم داستانهاي كوتاه چخوف را ميخواندم به متن جالبي برخوردم كه تامل بر انگيز است . متن زير را يك پدر روحاني به نوجواني به عنوان نصيحت ميگويد . ياد سخنان و بحث هاي اخير در رابطه با انقلاب فرهنگي دوم و بحث علوم انساني افتادم . اين متن و البته مقايسه دادگاههاي امروز نشان ميدهد كه در چه شرايط مشابهي هستيم . مشابهت امروز حاكمان ما با تاريخي كه زماني رنسانس نام داشته و زماني حكومت استاليني . و البته مشابهت در سر انجام ان شاء الله . چه قلمي بهتر و اشنا تر به اين درد از قلم چخوف . رسالتي كه ادبيات در اين زمانها داشته و دارد %
.............

- : پدر كريستوفر كمي خاويار روي يك تكه نان ماليد و ادامه داد: پولوس حواري ميگويد : ( از تعليمي هاي مختلف و غريب از جا برده نشويد...) البته اگر ادم برود دنبال كتابهاي ضاله و كفر اميز يا دنبال احضار ارواحي مثل روح شائول(اولين پادشاه اسرائيل در نيمه دوم قرن 11 قبل از ميلاد) يا برود پي تحصيل علومي كه نه به درد خودش ميخورد ، نه به درد مردم همان بهتر كه اصلا درس نخواند * .انسان بايد فقط چيزهايي را ياد بگيرد كه خداوند فرموده و متبرك كرده.
داستانهاي كوتاه انتوان چخوف-ترجمه سروژ استپانيان-صفحه 444
www.ghazalalaa.persianblog.ir

 
At September 23, 2009 at 11:23 AM , Anonymous ......... said...

www.ghazalalaa.persianblog.ir

 
At September 23, 2009 at 2:42 PM , Anonymous Anonymous said...

دلقک عزیز، باید اقرار کنم به اینکه با دوباره خوانی مکرر تحلیل زیبای شما هر بار با حیرت بیشتری از ان بهره بردم، شنیدن ایده و افکاری که بر ذهن گذشته ولی از فرمول بندی ان عاجز بوده ایم از شخص ثالثی و انهم با این نثر حتی لذت بخشتر از ان است که خود به ان نایل میشدیم! سالهاست که نیاز مبرم به سایتی ازاد و بی طرف جهت تلاقی افکار، فارغ از کینه های حزبی و قومی، و تنها در مسیر یافتن راهی که راه باشد و نه تکرار خطای مکرر، و جمع اوری دگر اندیشان بی غش در ان ما ایرانیان را بخود مشغول داشته داشته و هر تلاشی تا به امروز در نیمه ي راه عقیم مانده است. شاید نیاز به این باشد که بزرگانی چون استاد بهنود بانی و یا ناظر چنین خیری شوند!

اما درباب دوره گذار از انقلاب به حکومت حقیر پیشتر بر این گمان بوده ام که در دوره اقای خاتمی این چرخش هرچند بشکلی ناقص اغاز شده است. ناقص بدلیل ناتوانی ایشان از همراه کردن نیروهای مطرح درون نظام با خود و یا لااقل در تقابل قرار نگرفتن با انان، و همینطور بدلیل نخواستن و یا ناتوانی در مبارزه با فساد اقتصادی و رانت خواری و حقوق اقازادگی!
دولت اقای احمدی نژاد در ادامه متفاوت دوره ي گذار این دو ضعف را پر میکنند. حقیر به سلامت اقتصادی بعنوان پیش شرط رسیدن به دمکراسی معتقدم، لذا فکر میکنم دولت فعلی با هدفمند کردن یارانه ها و مبارزه با فساد اقتصادی این مشکل را رفع میکند. ضمن انکه با با اقدامات محروم زدایی که منجر به ارتقای فرهنگی این فشر از جامعه نیز میشود، در رفع مانع دیگری که فقر فرهنگی است نقش میافریند!
در اینجا بسیار مایلم که بدانم : به چه دلیل/دلایلی دولت اقای خاتمی را اغاز این دوره ي گذار نمیدانید؟
ضمنأ برداشت و نظر شما و اقای بهنود در مورد کار توکا برایم بسیار جالب خواهد بود، زیرا که عقل ناقص من و نظرات دوستان تا بحال راه بجایی نبرده اند. البته اقرار میکنم کار زیبایی است.
با تشکر برزو

 
At September 24, 2009 at 1:02 AM , Anonymous شاهد said...

آقاي بهنود دفعات قبل كه يك مطلب مي گذاشتيد يك هفته تا ده روز استراحت كرده و مطلب جديدي نمي گذاشتيد اين دفعه كه چهارتا مطلب يك جا گذاشته ايد حتما تايك ماه ديگرخبري نمي شود!!

 
At September 24, 2009 at 6:33 AM , Blogger Dalghak.Irani said...

برشی از سخنرانی های یک لال.
ازدرباغ سبز"مسعود" وارد می شوم- یاالله- بی ترسی از مترسک که" توکا" گفته نترسم. وسفرۀ دونفره مان با "برزو" را پهن می کنم درسایه ساردرخت مقدس(امید) توکای مقدس تاچه پیش آید!
1- اولاً این که همۀ نوابغ رفتارها، گفتارهاوکردارهای ابلهانۀ زیادی هم دارند. واین مختص احمدی نژاد نبی نیست. چرا که نبوغ وبلاهت مثل عشق ونفرت مرزی لغزنده دارند.
2- ماجرا از نماز جمعه ای شروع شد که هاشمی رفسنجانی آمد وگفت:" چه کسی گفته است اسلام با جمال(زیبایی)، رفاه، مصرف ،...ودنیا سرناسازگاری دارد. پس برخیزید موهایتان را شانه کنید، این اورکت های مندرس خاکی را از تن بدر کنید ودرحد وسعتان به زندگی ومصرف نعمت های حلال خدا بپردازید تا خطوط تولید راه بیفتد وکار ایجادشود ورشد اقتصادی محقق گردد تا از قبل آن توسعه راه باز کند." خب مثل همیشه حدیث کم نیامد وقم این حدیث را پست کرد برای رفسنجانی:" آنجایی که رفاه از در بیاید داخل دین رسمی(شناسنامه ای) از پنجره فرار می کند." ویک بندی هم از شرایط اجتهاد روز اضافه کردند که: ای هاشمی حالا دیگر ملعون داری چکار می کنی؟! اگربرویم به سمت الگوی شمال تهران تکلیف مرجع ومقلد، مرید ومراد وعالم ودانی چه می شود. پس مخالفت با هاشمی شد یکی از اصول دین. البته که من هم با هاشمی مخالفم چون که ایشان خودش هم با خودش مخالف است. رفتارش را دراین بیست سال وبویژه در جریانات اخیر ببینید!
3- وملت پی برد که تا دین از سیاست جدا نشود گذر از دورۀ معیشت به دورۀ رفاه ممکن نخواهد شد. وملت چقدر غصه خوردند که امام خمینی(ره) نبود تا باهمان شجاعت وصلابت ذاتی اش اعتراف کند که بارسلطان بر گردۀ فقه وفقیه زیادی گران است وبا عذرخواهی از ملت وچند دشنام آبدار به تحجر! آب رفتۀ حکومت را بربستر زلال عرف غالب جامعه- که دین مهمترین عنصر مؤثر وتعیین کنندۀ آن است- برگرداند.
4- ولی خدا مهربان بود واستغاثه های ایرانیان مسلمان را شنیده بود که:" ای خدای مهربان متولیان دینت ترا ازبرکت سفره های ما گرفتند وبردند گذاشتندت درسر کوچه وخیابان وچهارراه تا به بچه های ما گیر بدهی. خدایا تورا از اتاق خواب های حلال وعاشقانۀ ما بیرون کردند وگذاشتندت پشت پنجره های اتاق خواب هایمان تا تو عوض خندیدن وتشویق ما به عشق بازی؛ واداربشوی باچشمان هیزت مواظب جماع ما با حلالمان باشی، وما از آنروز به زنان در کابینمان تجاوز می کنیم و...گریه می کردند وخدا گریه می کرد به این تراژدی خلیفة الله." وسید محمد خاتمی آمد: درست در جایی که باید می آمد وبا همان حرفهایی که ما تصمیم گرفته بودیم: " اگر همه چیزبرای آخرت است پس چرا خدا دنیا را آفرید ورنگ را وپرنده را وعشق را وعقل را وزن را وزن را وزن را! خاتمی جز از عقل وآزادی ودنیا وزیبایی با ما سخن نگفت.

 
At September 24, 2009 at 6:37 AM , Blogger Dalghak.Irani said...

5- وتو درست میگویی دوست عزیز که حکومت در ایران می خواست با محمد خاتمی شروع شود وشد هم تا 18 تیر 78. ولی خاتمی وقتی آخرین جسارتش را خرج پالایش وزارت اطلاعات کرد تمام شد. او نه ماه فرصت داشت – از آذر77 تاتیر78 که از سرگیجۀ خفیه نویسان لاشخوراستفاده کند وحوزۀ سرکوب گروگان گیران رابرای همیشه وبنفع ملت مصادره کند؛ ولی نکرد. واطلاعات موازی ومخوفی دیگر در بدنۀ شریف ترین وپاک ترین فرزندان ملت(سپاه پاسداران نازنین) تعبیه شد. وخاتمی مجبور شد به جوانان رأی اولیش بگوید" ولنگار". وتو خوب می دانی که ولنگار حرفی به مراتب توهین آمیزتراست از "خس وخاشاک"! چرا که بار ناموسی دارد.
6- من ناچاریک آدرس جدید هم می دهم در تمیز حاکمیت انقلابی(گروگان گیری) با"حکومت" تا اگر راه کسی جدید کج شد به این نوشته بداند آدرس را. ساده ترین راه تمیز گروگان گیری با حکومت این است که در گروگان گیری امنیت فیزیکی حداکثر است وامنیت روانی هیچ؛ ولی در حکومت امنیت روانی حداکثر است وامنیت فیزیکی متعارف.- معلوم است که منظورم جمعیت غیر سیاسی است-
7- احمدی نژاد با ارادۀ تصمیم گیری که با خودش آورده بخشی از امنیت روانی نابود شده در صددرصد جمعیت ایران راترمیم کرده. آن بخشی را که از زندگی بیشتر از گیاهان وحیوانات توقعی نمی شناسند- نه اینکه ندارند- ودر مقابل بخش دیگری از جامعه را بشدت ناامن روانی کرده. وبه همین خاطر است که دوقطبی جدید این قدرخشن ونا شکیبا بروز کرده است. اغلب طبقۀ متوسط وشهری ایران دوقطبی سیال سنت ومدرن حاکمیت انقلابی را به این دلیل تحمل می کردند که مطمئن بودند دیر یا زود حکومت تشکیل خواهد شد وقطعی می دانستند که این حکومت در آینده مدرن خواهد بود. واینک که می بینند احمدی نژاد دارد حکومت تشکیل می دهد ولی نه با معیار های مورد انتظار آنان؛ دیوانه شده اند.
8- قصه به درازای غصه طولانی است تابعد انشاء الله. فقط دونکته:
الف- من در مورد عدالت اقتصادی به مثابه پیش فرض دموکراسی موافق نیستم. هرچند که رشد اقتصادتولیدی را لازمۀ دموکراسی نافاجعه ؛ قطعی می دانم. ومهمتر اینکه من به چیزی بنام عدالت باور ندارم وآن راسمی از دنیای قدیم به دنیای جدید می دانم مثل واژۀ نفرت انگیز" دلسوزی". درمورد مبارزه با فساد اقتصادی احمدی نژاد نبز باور منفی دارم. هرچند که هدفمند کردن فساد را قبول دارم. اینک دیگرهر غیر خودی هم نمی تواند از دلارهای نفتی فربه شود.ابلاغ جدید اینست: دلار نفتی می خواهی؟ اگر ادعای ژنرالی داری ژنرال امربرماباش! والا پیاده نظامی وبه معیشت قانع باش. ودر مورد ارتقای فرهنگی صدقه بگیرها با شما موافقم. یا...هو

 
At September 24, 2009 at 7:22 AM , Anonymous Anonymous said...

Matarsake taghados,sheere naseredin shah shode!hata agar shabo rooz bar ma goloole barad.

 
At September 24, 2009 at 1:54 PM , Anonymous GHOST said...

جناب بهنود مدتی است که می نویسم

از طریق کتب پدرم با شما آشنا شدم و الگویی شدید برای من البته نوشته هایم قابل قیاس با نوشته های شما نیستند و بیشتر به خط خطی هایی می مانند

می دانم که وقت محدودی داری اما اگر نیم نگاهی اجمالی به مطالبم بیندازید و نظرتان را بگویید ممنون و سپاس گذار خواهم بود

با تشکر

 
At September 25, 2009 at 1:47 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای خامنه ای! لطفا خودت محبوبیت جهانی احمدی نژاد و اوباما رااز روی این دو تصویر مقایسه کن:

http://otopia.blogfa.com/post-457.aspx

 
At September 25, 2009 at 2:03 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود خموده و افسرده حالی چرا !؟ هی از وبلاگهای دیگر قرضه قوله میکنی !! مگر
دنیا بآخر رسیده ؟ عزیر برادر تو همین ۵۰ سال عمر عزیزت کودتای ۲۸ مرداد را دیدی
افت و خیز از سید ضیاء تا بختیار را نوشتی از همه مهمتر انقلاب ۵۷ را در ۳۴ سالگی ات
بدقت تمام درگیر بودی و بعد هم دچار تبعید ....از دور دستی بر آتش درون دداشتی اما انگاری
برای تغییر و رفرم در ایران دلت در تپ و تاپ تمام بوده و هست اما این تفکر شما یک
لنگی بزرگ دارد و آن اینست که رفرم را یک حزب محسوب نمیکنی بلکه از ان یک بولدوزر
ساخته ایی پس محافظه کاران هم حق دارند تا در مقابل بولدوزر شما و همفکران ایرانی اتان
مقابله بمثل کنند ....دوست من نشنیدم و نخواندم که شما بهنود دمکرات و آزادیخواه تا حالا
نوشته باشد آی اهالی ایران هشت خاتمی حکومت کرد و اگر این هشت ساله محافظه کاران
را بحاکمیت انتخاب کردید کارنامه اشان باین دلایل خراببست و بهتر است مثلا بموسوی رای
بدهید تا فرجی شود و محافظه کاران را در پست مخخالفت بنشانید تا موسوی را زیر زره بین
بگزارند و ....اما شما فقط در جهت نابود کردن محافظه کاران قلم زدید و این طریق نوشتن
فقط

 
At September 25, 2009 at 2:20 PM , Anonymous Anonymous said...

دلقک محترم ایرانی، حالا که استاد در باغ سبز را باز گذاشته وشما هم سفره سخاوتتان پهن،میخواهم جسارت کرده و بحث را به مجادله دوستانه بکشانم:
در مورد نکات اول، سوم، چهارم و پنجمتان زیباتر از تعاریفی که شما داده اید برایم قابل تصور نیست.
در مورد دوم اما حقیر بر این عقیده ام که گرایش رفسنجانی به رفاه، مصرف و ... زمانی شکل گرفت که اقازاده ها دیگر مونوپولی واردات را هم به دست گرفته بودند و داستان بیشتر به نفع شخصی ربط داشت.
درواقع تفاوت استبداد عاشقانه ي احمدینژاد با استبداد عاشقانه ي رفسنجانی در انستکه اولی از نوع اتاتورکی و رضا خانی است (مذهبی اش) ، و دومی از نوع گاو مش حسنی! یعنی به شیر گاوه بستگی دارد.
در موردهفتم سئوال اینستکه ایا امنیت روانی شامل دغدغه معاش هم میشود؟
در مورد هشتم فکر میکنم دوباره بازمیگردد به عجز حقیر در بیان مقصود،فکر میکنم که عدالت اقتصادی معنای بس وسیعتری نسبت به سلامت اقتصادی دارد بنابراین موافقم که عدالت اقتصادی پیش شرط رسیدن به دمکراسی نیست اما اصرار دارم که فساد اقتصادی سد راه انست، چرا که فساد اقتصادی از دیکتاتور و مهره های اطرافیانش همانند دومینو به اقشار پاینتر منتقل شده و در برابر دمکراسی دو مانع ایجاد میکند : اولی عدم رشد و توسعه اقتصادی (و در نتیجه فرهنگی) که بر اثر عدم سرمایه گذاریها بخاطر نا امنی اقتصادی اتفاق میافتد، و دومی همان حکایت گر حکم شود که مست گیرند ... میشود. در نتیجه صداقتی نیست در جنبش(های) نا کار امی که براه میافتند.
اما به ان جماعت ساکن مناطق محروم بمدت چهل سال سوبسید بنزین تعلق میگرفته که چون گاهأ حتی جاده هم نداشته اند، من بجایشان گاز داده ام و به افتخارشان بوق زده ام ، حالا اگر از فردا حقشان را به ایشان بدهیم (یا بهتر بگویم، بدهند) و بگوییم صدقه است زیاد منصفانه نیست.
در مورد فساد اقتصادی در دستگاه احمدی نژاد هم کمی از شما خوشبین ترم! از خودش مطمئن است وگر نه جرات مبارزه با فساد اقتصادی و فرستادن لایحه« ازکجا اورده ای» را بخود نمیداد.
امیدوارم درمورد هر نکته ای که موافق نیستید بنده را حفیظ فرمایید. خیر پیش.
برزو

 
At September 26, 2009 at 4:03 AM , Blogger Dalghak.Irani said...

برزوی نازنین
1- اشتباه از من بوده است که سلامت اقتصادی شما را عدالت اقتصادی خوانده ام ومعذرت می خواهم. علت هم این بوده است که من با واژۀ"سلامت اقتصادی" ارتباط نمی گیرم.سلامت نسبی اقتصادی فقط در جامعه ای پیش رفته ودموکراتیک متصور است آن هم با هزار اما واگر. ودرجوامع پیرامونی به قول ما آذری ها: "او که هچ". دست های پاک مورد تبلیغ جناب توکلی سابق! ومورد اجرای احمدی نژاد لاحق قصه ایست از روستایی در پیشا تاریخ باچندده نفر عمواغلی وبی بی اغلی وخاله اوغلی بعنوان مثلاً جمعیت!
2- من یک "راست کیش"م وچنین پیداست که شما یک آرمان گرایید. وما باهم تفاوت نگاه مبنایی داریم.
3- گرایش شما به احمدی نژاد از حب علی است درحالی که علاقۀ من به حضرت شان از بغض معاویه است.
4- من در انتخاب 84 طرفدار قالی باف بودم بخاطربنز های الگانسی که برای پاسبانهایش وارد کرد تا احساس شخصیت بکنند وجوانان را نگیرند یا کتک بزنند یا...هر سه کار باهم. من دنبال ایران"پز" گم کرده ام آخر.
5- من هاشمی را بخاطر مترو تهران در آن فلاکت بی پولی و"محسن"ش دوست دارم وبا او بخاطر فسادش مخالف نیستم چون که او فاسد نیست درمعیار جهان سوم. گفتم که من با هاشمی به این دلیل مخالفم که خودش باخودش وعفت خانم همسر محترمش هم با او مخالف است.
6- با مسعود بهنود سر آشتی ندارم برسررضا شاه ولی این ربطی ندارد به این که رضاشاه هم از نظر مایملک فاسد نبود. چون که بود. آتاتورک را هم نمی شناسم ولی اردوغان را چرا که امروز توی اجلاس گروه 20 کشور قوی جهان سخنرانی کرد. ومن وقتی در دهۀ پنجاه برای بروز کردن مدل اتوموبیلم می رفتم آلمان واز جاده ترانزیت پرقوی بازرگان وارد ترکیه می شدم ازناامنی ودست انداز ذله می شدم.
7- شما هم موافقت من با "هدفمند کردن فساد اقتصادی" توسط احمدی نژاد را به مخالفت من با هدفمند کردن یارانه ها تعبیر کرده ای ومن چنین چیزی نگفته ام. ومنظورم از صدقه بگیرها خودم نبودم که جزو یارانه بگیرهای حرفه ای هستم. منظورم اقتصاد در لیفۀ شلوارعهد حضرت آدم است که به بچۀ هابیل" اوکی"می دهد با شصتش وبه بابای قابیل"بیلاخ".وکشور را هابیل وقابیل باید بیل بزنند بقصدتوسعه. وکار می خواهند بی صدقه!
8- وبا شما هم ادامه نخواهم داد چون در توانم نیست. واعضای سایت بهنود عزیزشاکی می شوند. ومن تحلیل گر ونویسندۀ کارکشته نیستم که وسط کارکم نیاورم وعصبانی نشوم ورفاقتم را با شما بهم نزنم واصلاً این سیاست به کثافتی سیاست در ایران امروز می ارزد که دوتا آدم به ماهوآدم دعوا کنند بخاطرش. ومن که اصلاً به قصد اجتماع خندان – فقط- بخودم تنفس مصنوعی می دهم چکار دارم به حرف های گنده گنده. گله ام از مسعود هم همین است که چرا لبخند نمی زند به بچه ها! بچه ها شما مهمید پس به هر زوری شده خنده برلبتان را مستدام کنید. تنها سلاح کارگر برمرگ زندگی است. وزندگی با خنده شروع می شود.یا...هو

 
At September 26, 2009 at 10:56 AM , Anonymous Anonymous said...

دلقک بزرگوار، یکبار دیگر اجازه میخواهم در مورد ٨ نکته مطرح شده ي شما نظر مختصری بدهم:
١. حق با شماست، اینرا بر دوری نزدیک به دو دهه اینجانب از وطن و دسترسی محدود به ادبیات و اصطلاحات فارسی این حقیر ببخشایید. عرض بنده قرار بوده که این باشد: مبارزه با فساد اقتصادی، حرکت به سوی سلامت اقتصادی و نه نایل شدن به آن، پیش شرط رسیدن به دمکراسی است.
و فکر میکردم که حتی وقتی که فساد اقتصادی از بین برود، هنوز تقسیم عادلانه و یا عدالت اقتصادی باید گام بعدی باشد. اما تردید دارم.
٢. اینجا هم حق با شماست، در واقع هر دو انتظار نتیجه مشابه داریم. حالا راست کیش یا چپ گرایش برای من فرقی ندارد.
٣. متاسفانه هیچ نوع گرایش مذهبی ندارم ولی گاهی که کم میاورم به مذهبی ها حسودیم میشود!
٤. منهم در سال ٨٤ به عزیزی خرده گرفتم که چرا به احمدی نژاد، خودم هم بجز اون اوایل هیچوقت رای ندادم. اما شاید دور بعدمشایی!
٥. مرا بخشید اما فکر میکنم در این دنیا از هچکس بجز هاشمی تنفر ندارم، دلیلش اما: انکه به دلیل اعتقادش جنایت میکند قابل بخشش تر است از انکه برای نفع شخصی اش!
٦. شما هر دو خسروانید
٧. چنین تعبیری از شما نداشتم. فکر میکنم هابیل و قابیل هم بدون دغدغه ي نان خشک امشب، فکر خواهد کرد به برنامه ای درازمدت تر از آن (مدل اروپاییش را همه میپسندند اما در بلاد خودمان گدا پروری است، و بهتر است که قلاب ماهیگیری بدهیم به ان کویر نشین بجای ماهی)
٨. اینهمه اما نه اینکه جوابی بوده باشد به شما، که فرصتی یافتم تا خود را نزد بزرگی به ازمایش بگذارم و گستاخی مرا ببخشید و تا همینجا هم ممنون و قدر شناسم و اطمینان دارم در قدر شناسی ام از شما تنها نیستم و باور دارم اگر اینروزها هنوز هم میتوانید بخندید از انستکه بزرگوارید.
ارادتمند شما و اقای بهنود برزو

 
At September 27, 2009 at 11:15 AM , Anonymous shoaei said...

انگیزه رژیم ایران در پرده بر داشتن از تأسیسات اتمی قم زیاد روشن نیست و کماکان بصورت معمائی باقی مانده است
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=7122

اما به نظر من :

اين راه حل را تود ه ايها واتاق فكر

روسيه به خامنه اي داده تا هم روسيه از امريكا باج سپر دفاعي را بگيرد هم با تحريم خريد نفت ايران قيمت نفت روسيه بالا برود وهم باشكست مذاكرات قبل از شروع ج ا به سمت امريكا نرود٠
خامنه اي هم از پيامد جنبش به دليل خطر خارجي راحت ميشود٠ يك همگرايي دوباره بين جناح هاي رژيم بوجود مي آيد٠ ج ا مشكلات اقتصادي اش را گردن تحريم مي اندازد٠
فقط مشاعي است كه ميتواند احمدي نژاد را ترغيب به سازش ناگهاني با اوباما كند و اين نقشه ها را موقتا بهم بزند

 
At September 27, 2009 at 2:29 PM , Anonymous shoaei said...

اگر تحریم خرید نفت ایران بشود چه کسی سود میبرد ؟ نفت روسیه بالاتر میرود۰ بهمین دلیل مدویدف در قبال عقب نشینی اوباما از سپر موشکی به آنها گفت با بعضی تحریم ها موافق است ! روسیه دلال هم از آمریکا باج گرفت هم خزر را چاپید سهم ج ا را به ۱۱ درصد رسانید۰ حالا با توجه به بعضی تحریم ها هم سود دوسر میبرد هم بواسطه خطر خارجی خامنه ای با بقیه جناح ها متحد می شود و سر جنبش را می کوبد و هم مذاکرات با اوباما از پیش شکست خورده پس امکان سازش از نوع لیبی کمتر شده و همه چیز به مراد روسیه و لابی داخلی آن است که از شعار مرگ بر روسیه مردم ترسیده۰ سناتور آمریکایی امروز به جان کینگ در سی ان ان می گفت روسها به آنها گفته اند ج ا تنها از تحریم خرید نفت خامش وحشت دارد۰ بهر صورت اگر فشار تحریم خیلی سنگین نباشد باعث اتحاد داخلی در حکومت و انداختن گناه مشکلات رژیم به گردن تحریم می شود۰ روس ها به این دلیل با تحریم موضوعی موافقت کرده اند۰
روسیه متحد سنتی ایران نیست و دارد بیشترین غارت را می کند بدون هزینه !
این راه حل را تود ه ایها واتاق فکر روسیه به خامنه ای داده تا هم روسیه از امریکا باج سپر دفاعی را بگیرد هم با تحریم خرید نفت ایران قیمت نفت روسیه بالا برود وهم باشکست مذاکرات قبل از شروع ج ا به سمت امریکا نرود۰ خامنه ای هم از پیامد جنبش به دلیل خطر خارجی راحت میشود۰ یک همگرایی دوباره بین جناح های رژیم بوجود می آید۰ ج ا مشکلات اقتصادی اش را گردن تحریم می اندازد۰ فقط مشاعی است که میتواند احمدی نژاد را ترغیب به سازش ناگهانی با اوباما کند و این نقشه ها را موقتا بهم بزند

 
At September 28, 2009 at 1:30 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
فکر کنم یه یه هفته بیشتر شده
مطلب نفرستادید هاااااا.

 
At September 28, 2009 at 1:41 AM , Blogger خاقان said...

سلام جناب بهنود:حاکمان ج.ا حیات حکومت خود را به چند دوره خاص تقسیم کرده شرح و ذکری برایش تعریف میکنند.دوره اول:دوران مبارزه و پیروزی دوره دوم:دوران استقرار و پی ریزی و دوره سوم:دوران تثبیت
در هیچ یک از این دوره ها که اتفاقن توجیه پذیر هم می بود...دروغ و دغل و کذابی تا این حد نبود.حال چرا نظامی که داعیه دین و مذهب و خدا و تاثیر پذیری از قرآن و کلام وحی و ائمه و غیره را داردبدینسان در ماهیت زیر همه شان میزند و توخالی بوده تمامی آن شعارها و وعده را در عمل به اثبات میرساند؟
این آبرو مال کیست و مال چیست که اینگونه فروخته میشود؟
-----------------------------------
نکته بعدی:شیخ کجاست؟دو هفته ایست خبری ازش نیست...

 
At September 28, 2009 at 2:32 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا این همه موضوع برای نوشتن و تحلیل کردن وجود دارد و جنابعالی مشغول
بتفکر در باره شکست سبزها و غم و اندوه فرصت از دست رفته هستید ؟؟ برادر
این چیزها زیاد اتفاق افتاده و میافتد نگران نباشید اما اگر ایران را دوست دارید
بنویسید واقعا چرا اوباما و سرکوزی و براون باهم مهمترین جلسه بیست کشور
را ترک میکنند تا بایران هشدار بدهند که دیگر وقت کشی بسته یا رفاقت !! یا
شقاوت !؟ و ایران در چه فکریه !؟ شما بنویسید و مارا روشن کنید..... خیلی هم ممنون

 
At September 28, 2009 at 10:49 AM , Anonymous شاهد said...

شیخ رفته گل بچینه

 
At September 28, 2009 at 11:28 AM , Anonymous Anonymous said...

چند شب قبل خبر خارج شدن میلیونها یورو بنام اقای کروبی و از طریق کیش در سایتهای دولتی درج شد.
روز بعد ایین خبر حذف شد!
امروز اقای محمد جواد لاریجانی به خبرنگاران گفت: کروبی فرد با صفایی است، نباید به او سخت گرفت.
اقای موسوی از دانشجویان خواست از برگزاری مراسم فردا به عنوان تولد وی خودداری کنند.
موسوی: خشم مرکبی است که سوار خود را بر زمین میزند.

سئوال: آیا سازش سبز در راه است؟

 
At October 3, 2009 at 3:29 PM , Blogger amordad said...

ولایت مطلقه فقیه است که از داخل پوسیده و تحلیل رفته و فقط ظاهری هولناک از آن باقی مانده است که از همان ابتدا به نشان دینی بودنش به جلد صلیب رفته بود

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home