Sunday, May 24, 2009

راست می گوید احمدی نژاد؟


این فشرده ای از سخنان آقای احمدی نژاد در اجتماع هواداران است که به زغم خود شرایط آخر دولت آقای خاتمی را بیان کرده است. نظر بدهید. از قبل هم گفته باشم که نظر نه ناسزا. نه توهین. مثلا اگر آماری از مهاجران به کانادا دارید کمک کنید. کمک کنید ادعاهای ایشان را روشن کنیم. این کاری است که از دست ما برمی آید. گفته اند:

ببينيد در حوزه اقتصاد در چه شرايطي بوديم.

- 1500 بنگاه بزرگ اقتصادي در نقطه بحران و آسيب جدي قرار داشت.

- روزانه ده ها و صدها اعتراض و تظاهرات برپا مي شد.

- فعاليت هاي عمراني در نقطه رکود بود.

- بيش از سه ميليون بيکار داشتيم.

- در سياست داخلي تزاحم، درگيري و ترويج کينه ورزي بود.

- مردم را قطعه قطعه و دسته بندي کردند.

- قصد تحقير ملت را داشتند.

- روزانه مساله کوچک و شخصي را با سرعت و فشار تبليغات و دخالت مديريت هاي ارشد تبديل به مساله مي کردند.

- روحيه عمومي، نشاط عمومي و اميد عمومي در معرض تهاجم و تخريب جدي قرار گرفته بود.

- در يک سال خروج بيش از 125 هزار متخصص به يکي از کشورهاي امريکاي شمالي صورت گرفت.
نقل کرده ام از روزنامه اعتماد روز شنبه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At May 24, 2009 at 3:16 AM , Anonymous انصاری said...

واقعا [...] هم حدی دارد . مردم را قطعه قطعه کرده بودند. لعنت بر من اگر روز 22 خرداد کاری بکنم جز این که همه دوست و آشنا را بردارم و به این کمدی [...] پایان دهم.

 
At May 24, 2009 at 3:29 AM , Anonymous Anonymous said...

ای وای . فقط باید گفت این مقدار بی حیائی حدی دارد. من همین الان داشتم به دوستی می گفتم درباره احمدی نژاد نباید سیاه نمائی کرد. بالاخره یک کارهائی هم کرده . با خواندن این حرف ها نظرم عوض شود. حالا مطمئن هستم که خودش هم می داند که مردم را عاصی کرده ناچار به این تکنیک رو آورده که بگوید وضع مملکت خراب بود قبل از من. راستی هیچ وقت 25 در صد تورم را قبول نکرده بود حالا کرد.
در ضمن برای او مانده است حسین شریعتمداری که مانند [...] می کند و حبیب الله عسگراولادی [...] و البته رحیم مشائی و علی آبادی دزد و شاید هم مایلی کهن .
یک نفر آدم حسابی هوادارش نیست و این دون کیشوت همین طور شمشیر می زند واقعا که

 
At May 24, 2009 at 3:31 AM , Anonymous بهار said...

در مورد تظاهرات و اعتراض... خب علتش این بود که مردم از فشارهای محافظه کاران به فغان آمده بودند . فشارهایی که مانع روند کار اصلاح طلبان می شد. بعد هم چون دولت مانع تظاهرات و اعتراض نمی شد و رییس دولت تندی های دانشجویان را تاب می آورد روزانه میشد دهها تظاهرات به پا کرد. روحیه عمومی در معرض تهاجم بود چون طبق آمار هر نه روز یک بحران وجود داشت. بحران نه از جانب دولت که از جانب منتقدان دولت. آن هم نه از جنس استیضاح وزیری که به فساد مالی متهم است که از جنس ترور مشاور رییس جمهور از جنس قتل های زنجیره ای از جنس توقیف یک شبه ی این همه روزنامه

 
At May 24, 2009 at 3:37 AM , Anonymous Anonymous said...

احساس نگراني و اضطراب و كاهش فاحش اميد به آينده و افزايش چشمگير ميل به نهيليسم (پوچي هستي و زندگي) نزد نسل جوان كشور، فلج شدن سازمان‌هاي اقتصادي، تجاوز به حقوق انساني دگرانديشان، استادان و دانشجويان، مطبوعات و هر آن كس كه «غيرخودي» به حساب مي‌آيد، به دادگاه كشاندن و محكوم كردن نفس ايده «آزادي» و در افتادن بي‌حاصل، با قدرت‌هاي بزرگ جهان به جاي تعامل سازنده با آنان براساس منافع ملي و... واقعياتي هستند كه در سال‌هاي اخير بيش از پيش اكثر شهروندان ايران را رنج مي‌دهند
این بخشی از نوشته استاد شبستری است از اعتمادملی

 
At May 24, 2009 at 4:01 AM , Blogger taraneh said...

He is right in a way! I left the country during khatami's presidency (to England though, not America), only because that was the time I graduated from university. If it was Ahmadinejad's time, I would have left Iran even before finishing my studies ...! The point is that unemployment, inflation, ... are our historical legacy, it was not khatami's problem. But Ahamdinejad's mismanagement doubled the legacy. He should have proudly add, we doubled all the above figures!

 
At May 24, 2009 at 4:02 AM , Anonymous Anonymous said...

در مورد تحقیر ملت ایران فقط این را بگویم که به عنوان یک دارنده پاسپورت ایرانی که در ایرلند شمالی تحصیل میکند، حقارتی که داشتن این پاسپورت در سفارت خانه کشورهایی که قبلا برای کنفرانس هایی متعددی به آنجا سفر کرده بودم،غیر قابل باور بود. تقاضای ویزای من به عنوان یک ایرانی متخصص در دو کشور اروپایی که قبلا به آنها سفر کرده بودم و از مراکز تحقیقاتی شناخته شده انها دعوت نامه رسمی داشتم رد شد و در کشوری مانند اندونزی در بدو ورود موردمصاحبه قرار گرفتم و دلیل آن تنها داشتن پاسپورت ایرانی بود. پیش از آن هیچگاه اینهمه تحقیر نشده بودم. تا بدانجا که برای بار اول به فکر دریافت پاسپورت کشوری دیگر که حداقل دارای اندک احترامی باشد افتادم. هر سخنرانی جدید آقای احمدی نژاد گرزی بود که بخشی از غرور ایرانی بودن را خرد می کرد و به تحقیر ما اضافه می کرد. حاضرم برای راگیری از بلفاست به لندن بروم تا نگذارم یک بار دیگر برای مدت چهار سال باقی مانده آبرو و حیثیتم بیش از این از دست برود.

 
At May 24, 2009 at 4:16 AM , Blogger میثم الله‌داد said...

مگه تا حالا گفته که این بار هم بگه؟

 
At May 24, 2009 at 4:26 AM , Anonymous Aidin said...

جناب بهنود عزیز
دروغ گفتن که مالیات ندارد . دروغهای محمود خیلی واضح و آشکار است . انگار ساعت 12 ظهر بگویی چه شب خنک و خوبی !! اصلا بیایید فرض کنیم آنچه که او می گوید درست است حالا سوال این است که در حال حاضر چگونه است ؟
وضعیت بنگاههای اقتصادی ؟! تورم ؟! سیاست خارجی ؟!بیکاری؟! وضعیت مسکن ؟! روحیه عمومی ؟!....جوری صحبت می کند که انگار 70 میلیون آدم در این مملکت زندگی نمی کنند و نمی بینندکه چه بود و چه شد ؟
در یک جمله می توان گفت سیاه ترین دوران ایران معاصر در دوره او رقم خورد .

 
At May 24, 2009 at 4:39 AM , Blogger sourgi said...

من در مورد پروژه های عمرانی دولت ایشان به اطلاع میرسانم: سال 1385 بودجه ساخت آژاد راهها در وزارت راه به راههای روستایی اختصاص یافت و راههای خاکی روستایی آسفالت شد.
در کنار این چند نکته قابل توجه است.
1- ساخت هر کیلومتر آزاد راه حدود 500 میلیون تومان است.
2- آسفالت نمودن راههای خاکی هر کیلومتر حدود یک میلیون تومان است
3- جاده های خاکی برای سرعت 30 کیلومتر در ساعت طراحی میشوند لذا قوسها تندی دارند.
4- جاده های آسفالته برای سرعت 60 کیلومتر در ساعت طراحی میشوند لذا قوسهای آن از جاده های خاکی شعاع بیشتری دارد.
5- جاده هایی که در سال های 1385 و 1386 از خاکی به آسفالت تبدیل شد ، خود به عنوان نقاط حادثه خیز مطرح شد. و حدود 200 میلیون بودجه تصویب شد تا بفهمند این نقاط حادثه خیز کجاست.
میدونید کجاها بود دقیقا سرپیجهای جاده های خاکی که آسفالت شده بود.
مابقی را خودتان حدس بزنید.
در این رابطه من مثالهای فراوان دارم.

 
At May 24, 2009 at 4:50 AM , Anonymous nazanin said...

تغییرات که زیاد بود. مثلا: خودم با گوشهای خودم شنیدم که گفت دختران ما ازدواج نمی کنند چون دانشگاه می روند و سطح توقعشان بالا می رود. نتیجه: سال تحصیلی گذشته در ایران در کنکور ارشد رشته حقوق بین الملل و حقوق بشر شرکت کردم. با رتبه 12 و 23 هیچ جا قبول نشدم. در جواب اعتراضم گفتند که از اناث هستی و سهمیه بندی شده است. دلیل: باید شوهر می کردم خوب. نتیجه: شوهر که نکردم هیج بلکه کوچیدم به این ور آب

 
At May 24, 2009 at 5:15 AM , Anonymous Anonymous said...

Hello Mr. Behnoud,

Mr. Ahmadi Nejad's actions in past four years have given enough reasons to vote for him or vote against him. Therefore, I believe the statistics he provided will not have a significant impact on the outcome of the election.

Best Regards

 
At May 24, 2009 at 5:22 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام به شما دوست عزیز

از شما دعوت می‌کنم به کمپین تلفنی «هر شهروند یک ستاد» بپیوندید. برای آشنایی با این کمپین متن زیر را مطالعه کرده و در صورت تمایل به دوست خودتان ایمیل کنید یا آن را در وبلاگ خود کپی کرده و از دوستانتان بخواهید که به این کمپین بپیوندند.

http://negaheno.wordpress.com/2009/05/24/kampein-tel-mir/

در ضمن مهم نیست طرفدار کروبی هستید یا میرحسین موسوی، این کمپین برای حمایت از هردو نامزد اصلاح طلب کارایی دارد و در انتخابات آمریکا جواب داده است.

با تشکر از همکاری‌ شما

 
At May 24, 2009 at 5:39 AM , Anonymous Anonymous said...

از لحاظ اقتصادی خدمتتون عرض کنم بنده در سال 80 یک شرکت کوچک تولیدی با 20 نفر پرسنل تاسیس کردم در 4 سال اول با اینکه تازه تاسیس بودیم و ناشناخته وقت سرخاروندن نداشیم بطور متوسط سالیانه 15 درصد به حجم و ارزش تولیداتمان اضافه میشد و نه تنها اوضاع ما بلکه بقیه هم صنفی هایمان نیز وضع مشابهی داشتند ولی از روزی که این بختک به جان ماافتاد تا الان که 4 سال میگذره نه تنها کلیه پرسنل رو بخاطر رکود بازاروطی مرور زمان از دست دادیم بلکه الان عملا ورشکست شده ایم.احمدی نزاد اراجیف زیاد میگه وقتی جایی از وضع اقتصادی صحبت میکنه دلم میخواست قدرت داشتم و هر چی که لایقش بودو بارش میکردم که بانی چه مشکلاتی در تمام زمینه برای شخص من و اغلب اونهایی که باهاشون در ارتباطم شده است.

 
At May 24, 2009 at 5:45 AM , Blogger Saeid said...

جناب بهنود. در مورد مهاجرت به کانادا به آدرس زیر مراجعه فرمایید. گزارش رسمی دولت کانادا است. صفهات 38و 39و 108 جدول تطبیقی دارد. خلاصه ایشان دروغ گفته اند
http://www.cic.gc.ca/English/pdf/pub/facts2007.pdf

 
At May 24, 2009 at 6:51 AM , Anonymous بهادر said...

جناب بهنود عزیز
مطابق این مقاله در سایت پیوند که منبع اطلاعاتش هم از سرشماری سال ۲۰۰۶ کانادا است(یعنی یک سال پس از شروع دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد) کل آمار مهاجرین ایرانی در کانادا 121,505 نفر بوده است.
حالا ایشون می فرمایند بیش از ۱۲۰۰۰۰ هزار نفر اون هم متخصص فقط در یک سال دیگه این رو باید از خودشون پرسید از کجا پیدا کردند.
http://www.payvand.com/news/08/jun/1202.html

و اطلاعات خام هم اینجاست
http://www12.statcan.ca/census-recensement/2006/dp-pd/hlt/97-557/T404-eng.cfm?Lang=E&T=404&GH=4&GF=1&SC=1&S=1&O=D#FN2

 
At May 24, 2009 at 7:05 AM , Anonymous محمود said...

بهنود جان

در مکتبی که ایشان باشند طبیعی‌ست چنین آمار بی‌سروتهی هم در خواهد آمد. دروغ گفتن که مالیات ندارد. بخشی از ملت آن‌قدر دروغ شنیده‌اند و آن‌قدر ماشاالله هزارماشاالله حافظه‌ی قوی دارند که نگو و نپرس...

دوستان کاش شماره‌ی 340 نشریه‌ی چلچراغ را تورقی کنند. گفت‌و‌گویی دارند آقای خاتمی با «منصور ضابطیان» که بسا خواندنی‌ست. در جایی از گفت‌و‌گو جناب ضابطیان به نقل از «نیویورکر» می‌گوید که خبرنگارشان از قول «احمدی‌نژاد» نوشته است: من با نفت بشکه‌ای 5دلار هم کشور را اداره می‌کنم!!!! حال خبرنگار نیویورکر نوشته بود که در همان روز «سیدمحمد خاتمی» در جایی سخنرانی کرده بود و مهم‌ترین حرف‌اش در سخنرانی این بود که «فلسفه‌ی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها ریشه در انسان‌دوستی دارد». سپس او این دو جمله را که در یک روز ثابت ادا شده بود، با هم مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود اصلاح‌طلبان و به ویژه شخص شما(خاتمی) با زبان توده مردم چندان آشنا نیستید و خواست‌های‌شان را نمی‌شناسید!

آقای خاتمی هم در پاسخ گفته‌اند:

اگر منظور از «زبان مردم» عوام‌فریبی باشد، حق با خبرنگار نیویورکر است. من اهل عوام‌فریبی نبوده و نیستم.فهم زبان مردم، استلزامات و نشانه‌هایی دارد. من گمان می‌کنم بدون عوام‌فریبی می‌توان زبان دل تاریخی ملت ایران را هم فهمید. همیشه شاهد بوده‌ایم که مردم در انتخاب رییس‌جمهورها برای چهار سال دوم شور کم‌تری نشان داده‌اند و تعداد آرا معمولن کم‌تر از دوره پیش بوده است. چرا که چهار سال تجربه کرده‌اند و بسیاری از خواست‌های مردم برآورده نشده. من فکر می‌کنم افزایش دومیلیونی آرایی که در سال 1380 برای دور دوم ریاست جمهوری من به صندوق ریخته شد، خود بزرگترین گواه است که بدانیم مردم حرف مرا می‌فهمند و من زبان آن‌ها را می‌دانم.
***
خب بهنودجان من بی‌توهین و ناسزا به جناب رییس‌جمهور آقای «دکتر» احمدی‌نژاد حرف‌ام را از زبان منتخب پیشین ملت ایران نوشتم. باشد که همه مردان خدا رستگار شوند. نه با دروغ و عوام‌فریبی! بلکه با آبرو و سرمایه‌ای از دانش و فرهیخته‌گی

شاد زی

 
At May 24, 2009 at 7:06 AM , Anonymous pantea said...

حداقلش دو تا فیلم قابل تامل در سال داشتیم حداقلش وضعیت نشر کتاب در این حال اسف بار نبود . حداقلش مردم به گدایی عادت نکرده بودن . حداقلش حرمت دانشجوها با 50000تومن محک زده نمیشد . حداقلش در عرصه بین المللی آبرو داشتیم
منم با آقا و یا خانم انصاری موافقم . لعنت به من اگه هر کی رو میبینم به انتخابات و رای دادن تشویقش نکنم...
به خدا یه ذره دیگه مونده از ایرانی بودن خودمون خجالت بکشیم

 
At May 24, 2009 at 9:29 AM , Anonymous Anonymous said...

این تراژدی میتواند پایان یابد اگر22 خرداد هر کدام از ما 5 نفر دیگر را با خود به پای صندوق های "نه"ببریم.

 
At May 24, 2009 at 9:35 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود عزیز!
به نظرم احمدی نژاد هم راست میگه ولی تفسیرش از این حقایق و واکنش ایشون به این حوادث ما رو از چاله به چاه انداخت.هیچکس نمیگه و نمیتونه بگه وضع ما گل و بلبل بود.به نظر من همه ما سوار هواپیمایی بودیم که تو کابین خلبان به دلایل مختلف از جمله بیکفایتی خلبان مشکلاتی به وجود اومد ه بود ولی متاسفانه بجای حل مشکل وقتی همه در حال بد و بیراه گفتن بودن ناگهان یک روانی ادعا کرد که میتونه هواپیما رو هدایت کنه و بقیه هم از لج هم هدایت رو به اون سپردن و نتیجه هم این شد!سقوط با حداکثر سرعت!آقای دکتر احمدی نژاد یک سوء تفاهم بزرگ بود !

 
At May 24, 2009 at 11:15 AM , Blogger SepSep said...

من دو سال پیش رفته بودم آلمان برای کارآموزی و هروقت که می گفتم من از ایران ام یکی از این دو جواب رو میشنیدم:
۱. ایران کجاست؟
این جواب آدمای بی اطلاع از دنیا بود
۲. این رییس جمهورتون چرا اینطوریه یا خیلی آدم دیوانه ایه یا همچین چیزی

امسال هم برای ادامه تحصیل اومدم کانادا و جدا از مشکلات چندبرار شده برای ویزا گرفتن و تمام خفت هایی که سر زندانی شدن یک خبرنگار و این چیزها کشیدم یک داستان جدید شنیدم
این داستان رو یک استاد کانادایی که خودش انگلیسی الاصل هست شنیدم.
داستان از این قرار بود که یک خانم ایرانی که دکترای خودش رو در امریکا گرفته بود و برای کار به کانادا در بهترین یا حداقل یکی از بهترین دانشگاههای کانادا. اسمش رو نمیارم شاید نخواد خودش. من از اینکه اقامت آمریکا یا کانادا رو داره اون خانم هم خبری ندارم اما به احتمال زیاد داره مال آمریکا رو بعد این همه تحصیل. خلاصه استاد من به انگلستان رفت برای کنفرانس و فکر می کرد که این خانم رو ببینه اونجا ولی متوجه شد که به اون ویزا ندادن! به همچین آدمی و برای کنفرانسی که به انرژی هسته ای هم ربطی نداره فقط چون اون ایرانیه
استاد من هم حتی از این مساله انقدر شاکی شده بود که می گفت دولت کانادا باید یک اعتصاب راه بندازه. ولی ما ایرانی ها به روی خودمون هم نمیاریم این چیزهارو

 
At May 24, 2009 at 11:31 AM , Blogger alremo said...

ای کاش با این همه دروغ داعیه دین نداشت.روزی صد باز خود را برای تحریم دور پیش لعنت می کنم.برای تحقق آرزوی کوروش کبیر وحفظ کشور از شر دروغ و دروغگو در انتخابات شرکت کرده وبه احمدی نژاد نه بگویید.

 
At May 24, 2009 at 1:23 PM , Anonymous reza said...

یه مشت دروغ و چرند ... یکی از حرفاش واقعیت نداشت !!! همه بدبختی این ملت از این ۴ سال منحوس ه !!!
خاتمی اگه هیچی نداشت یه صندوق ذخیره ارزی پر واسه مملکتمون داشت، خاتمی اگه هیچ کاری نکرد تورم رو از ۱۸/۵ درصد به ۱۰/۴ درصد رسوند...

 
At May 24, 2009 at 1:34 PM , Anonymous مجتبی said...

اینجا که شکلک خنده نداره ولی تصور کنید من شکلک خنده شیطانی رو انتخاب کردم

 
At May 24, 2009 at 3:14 PM , Anonymous Anonymous said...

اعتراض و تظاهرات در کشورهای به اصطلاح دموکرات هم زیاد دیده میشه حالا حتی اگر به قول ایشون ما روزانه به این تعداد هم اعتراض داشتیم خودش نشان دهنده فضای اجتماعی بازتر نسبت به
امروزه
احمق ترین انسانها کسی است که مردم رو ابله بشماره (حضرت علی)
خداوند قوه خرد رو از هیچ انسانی
مخصوصاً ریس جمهورها دریق نکنه

 
At May 24, 2009 at 4:14 PM , Anonymous ashkan said...

بهنود عزیز سلام
اول بذار بگم از اینکه احتمال میدم نظرم رو کسی بخونه که چندین سال واسه اسمش و امضاش پای مقاله ها و کتابها کلی ذوق جستن و خوندن میکردم، چقدر دچار شنگولاسیون فرهنگی شدم!
حقیقتش با توجه به شجاعتهای چند ساله ی اخیر خصوصا در دوران دولت نهم که از کروبی دیده بودم نتونستم با خودم کنار بیام که آیا موسوی پرشور و راسخ جنگ الان هنوز بهتره یا نه
این بود که هردو همایش میرحسین در دانشگاه اصفهان و مسجد سید رو رفتم و مجموعا بیش از 50هزار نفر رو دیدم و بسیار هم شنیدم...
تو وبلاگم بیشتر نوشتم اما به دو تا نکته ی جالب اینجا بسنده می کنم
میون شعارها دو سه تا خودنمایی می کرد: یک این بود:
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را....سید بیا که محمود بیچاره کرده ما را!
دومی هم یک قطعه ی ابتکاری بود تو دانشگاه و خطاب به میرحسین:
تو از تبار احمدی،بیا بیا که کنده شد
ز جور احمدی نژاد، کنون نژاد احمدی

یه خبر دیگه این که امشب با دوستی که بعد از متاهل شدن ندیده بودمش رفتیم که قدمی بزنیم و یه چای بخوریم
چایخونه های اصفهان تو ساعات غروب مملو از جوناس اما به چایخونه ای برخوردیم خلوت و با تعجب داخل شدیم.
وقتی دوسه تا از این لاتهای محترم ریشو با پیرهن سیاه رو دیدیم که بین خودشون از خاطرات قمه کشی و تعقیب دختر همسایه شون تعریف می کردند متعجب شدیم
بعد از خروج دلیل این تناقض رو دریافتیم.
اون چایخونه ی سوت و کور شده بود ستاد حمایت مردمی احمدی نژاد. یه اعلامیه هم روی زمین جلوی خروجی به پشت افتاده بود با این جمله ی طنزآلود و تلخ: چون ستاد دکتر مردمی است در تکثیر و تبلیغ این اعلامیه کمک کنید!
یاد سواپ و وام زود بازده و محصولی و نفت و بیکاری خودم و انتخاب رشته ی ارشدم افتادم. گفتم بهتره از فکرم بندازمش بیرون باز.
بابت مرور خبرها تو بی بی سی هر شب هم کلی با دیدن و شنیدنت لبالب میشیم، پس عمرت دراز باد جواندل خوش کلام

 
At May 24, 2009 at 4:39 PM , Anonymous ashkan said...

زنده باد مرحوم سعدی شیرازی که چه نغز و شیرین تلخی هجران پس از وصال را به نظم کشیده است:
برای آنکه از شجریان عزیز هم یادی شده باشد که امروز نامه ایی آتشین داشت و در اصفهان هم از زبان یکی از شاگردان کارگاه آوازش که پشت تریبون رفت و مرغ سحر خواند شنیدیم و یقین کردیم که چه رابطه ایی نیکو و صمیمی با میرحسین دارد، میتوانید آلبوم قاصدک رو -که به اتهام سیاسی بودن هنوز هم در داخل به صورت رسمی منتشر نشده اما همه گیره- با صدای ایشون بشنوید

جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

بدار یک نفس ای ساربان زمام جمل
که دیده سیر نمی گردد از نظر به جمال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
پیام ما که رساند مگر نسیم شمال

فراق دوست چنان سخت نیست بر دل من
که دشمنان که به فرصت نیافتند مجال

به تیغ هندوی دشمنِ قتال می نکند
چنان که دوست به شمشیرِ غمزه یِ قتال

جماعتی که نظر را حرام می گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال!

تو در کنار فراتی، ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال

اگر مرادِ نصیحتْ کنان ما اینست:
که ترک دوست بگویم، تصوریست محال

به خاکپای تو جانا! که تا سرم برود
ز سر بدر نرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آید؟
به آب دیده ی خونین نبشته صورت حال

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچگونه ملال

به ناله کار میسر نمی شود سعدی
ولیک ناله ی بیچارگان خوشست، بنال

 
At May 24, 2009 at 9:02 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام.
در زمینه فعالبتهای عمرانی در زمان آقای خاتمی شرکت های خارجی به طور وسیعی در ایران مشغول به کار بودند که بعد از آمدن احمدی نژاد همه از ایران فرار کردند. علت هم بالا رفتن ریسک سرمایه گذاری در ایران است که به تبع با افزایش هزینه بیمه پروژه ها همراه است. این فقط یکی از خدمات دولت ایشان است.

 
At May 24, 2009 at 9:09 PM , Blogger alireza said...

هيچ وقت استرس اتفاق ناگواري كه نكنه بيافته اين همه اذيتم نكرده بود نكنه با هزار دوز و كلك اين بختك دوباره از صندوق راي بيايد بيرون موسي زمان ما هم با اينكه دست درست حسابي ندارد ولي در اعجاز كم از موسي نبي ندارد ميتواند كاري كند كه نكنه اتفاق بيافتد.
حداقل سعي كنيم كه بعدا پشيماني نباشد در پرونده سياه انتخابات خود را سززنش نكنيم كه نشستيم تا برايمان رئيس جمهور انتخاب كنند.
جناب بهنود با تشكر از نوشته هاي ماندگار و شيرينتان كه بر خاطر دارم حتي از زمان جنگ طالبان.

 
At May 24, 2009 at 9:42 PM , Anonymous مریم said...

آنجه در صنعت کشوردراین چهار سال شاهد بودم؛به اصطلاح افتتاح طرحهائی بود که تمامی مراحل طراحی،تامین مصالح ونصب آنهاپیش ازاین انجام وآغازشده بودوهمگی،پیش اتکمیل مراحل نصب وراهاندازی سرد؛دراین سه ماه گذشته بانمایشی مضحک،راه اندازی گرم شدوعمدتاپس ازچندروزضمن بروزخساراتی زیاد به تجهیزات؛متوقف شدند.ایمان آوردم که این موجودیک خائن وطن فروش است

 
At May 24, 2009 at 9:57 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام
اول این که ما در کرمانشاه یک ماهی هست که بی بی سی فارسی رو نداریم پارازیت انداخنه اند بزدلان بدبخت
دوم اینکه مردم مشکلات را خودشون لمس میکنند آمار و ارقام بدرد عمه احمقی نژاد میخوره

 
At May 24, 2009 at 10:01 PM , Anonymous mahdi said...

آقاي رييس جمهور يادش رفت بگويد صندوق ذخيره ارزي را خالي كرده.
يك ميليارد دلار گم شده!!!
به هر حال از ماست كه برماست

 
At May 24, 2009 at 10:02 PM , Anonymous شراره said...

باحذف سازمان برنامه؛هرمسئول جزئ یک سازمان کوچک تامسئولین صنایع سنگین وزیربنائی،بدون توجه به موارد بیرون از چهاردیواری سازمانشان(وبدون شناخت نیاز کشورواولویتهای اقتصاد کشور)اقدام به انجام طرحهاوپروژههائی نمودندکه نه امکان سنجی شده بودونه بررسی فنی داشتند.نتیجه آن شد که کارانجام شدودیدندراه آهنی درکارنیست وجادههاکشش ندارد تامواد اولیه تامین شودومحصول خارج شود . برق کافی نیست وشبکه کشش ندارد.ویادیدندکه شرکت داخلی دیگری همین راه رارفته بوده وبازاری ندارد .یاشرکت دیگری که همین راه رامیرفت ورشکست شد.خلاصه،هرکس راه خودرامیرودوانسجامی نیست.

 
At May 24, 2009 at 10:04 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام به جناب بهنود
من مهندس عمران هستم
10 سالی میشود که در پروژه های عمرانی بخصوص راه و راه آهن فعالیت تنگاتنگ دارم البته از دانشجویان قصر در رفته ساختمان شماره 14 کوی 78 هستم بگذریم
این آقای برادر از وقتی آمد بودجه 25 میلیاردی راه آهن غرب کشور در یکی از قطعه ها که در دوران خاتمی عزیز تصویب شده بود 4 سال است از 25 میلیارد پروژه 22 ماهه 5/1میلیارد اون هم با هزار بدبختی پرداخت کردند آقا تموم پروژه ها خابیده همه پیمونکارها بدبخت شدن کارگر ها بیکار شدن وضعیت بحرانی تر از این حرفهاست ببخشید الانه که عصبی بشم و ......
فقط التماس میکنم از اونهایی که رای نمیدن بیان و به این فلاکت قهوه خاتمت بنوشند

 
At May 24, 2009 at 10:10 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام به جناب بهنود
من مهندس عمران هستم
10 سالی میشود که در پروژه های عمرانی بخصوص راه و راه آهن فعالیت تنگاتنگ دارم البته از دانشجویان جان سالم بدر برده کوی 78 هستم بگذریم
این آقای برادر از وقتی آمد بودجه 25 میلیاردی راه آهن غرب کشور در یکی از قطعه ها که در دوران خاتمی عزیز تصویب شده بود 4 سال است از 25 میلیارد پروژه 22 ماهه 5/1میلیارد اون هم با هزار بدبختی پرداخت کردند آقا تموم پروژه ها خوابیده همه پیمونکارها بدبخت شدن کارگر ها بیکار شدن وضعیت بحرانی تر از این حرفهاست ببخشید الانه که عصبی بشم و ......
فقط التماس میکنم از اونهایی که رای نمیدن بیان و به این فلاکت قهوه خاتمت بنوشند

 
At May 24, 2009 at 10:12 PM , Anonymous کامران said...

اگربااین آقای وزیرصنایع ملاقات وبرخوردی ازنزدیک داشته باشید؛تاسف میخورید ازخودوبرکشور؛که چگونه چنین موجودروان پریش ومفلوک بیسواد وبیشعوری درراس صنعت میهنمان جای گرفته.باید ببینید چه شیادانی رابرگردخودجمع کرده وچه برسرصنعت وزیربنای این مملکت می آورد .اوباشی چون بزرپاش نمونه کوچک آنند.

 
At May 24, 2009 at 10:15 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام به جناب بهنود
من مهندس عمران هستم
10 سالی میشود که در پروژه های عمرانی بخصوص راه و راه آهن فعالیت تنگاتنگ دارم البته از دانشجویان جان سالم بدر برده کوی 78 هستم بگذریم
این آقای برادر از وقتی آمد بودجه 25 میلیاردی راه آهن غرب کشور در یکی از قطعه ها که در دوران خاتمی عزیز تصویب شده بود 4 سال است از 25 میلیارد پروژه 22 ماهه 5/1میلیارد اون هم با هزار بدبختی پرداخت کردند آقا تموم پروژه ها خوابیده همه پیمونکارها بدبخت شدن کارگر ها بیکار شدن وضعیت بحرانی تر از این حرفهاست ببخشید الانه که عصبی بشم و ......
فقط التماس میکنم از اونهایی که رای نمیدن بیان و به این فلاکت قهوه خاتمت

 
At May 24, 2009 at 10:53 PM , Anonymous Anonymous said...

ای آقا. واقعاً هنوز بعد از 30 سال نفهمیدید که حاکمان هر کاری را که به مصلحت ایشان باشد بدون درنگ انجام می دهند. سر این نمایشات اخیر انتصابات هم اینها هر کی را که بخواهند رییس جمهور می کنند. کافی است با مردم معمولی صحبت کنید و بگویید که می خواهید در این نمایش رای بدهید تا ببینید که چطور نگاهتان می کنند و پوزخند می زنند. کجای کاری آقا.

 
At May 24, 2009 at 11:24 PM , Blogger جهانگرد said...

سلام
خیلی پر رو تشریف دارند
دست پیش را گرفته تا پس نماند
یکی هم نیست بپرسد تحلیل فضای کنونی کشور را ایشان ومدافعش یعنی رهبر تخریب می خوانند این تهمتها به دولتهای قبلی را چه می توان نامید ؟

 
At May 24, 2009 at 11:48 PM , Anonymous Mehdi said...

به قول دوستان در دانشگاه تهران، دروغهای ایشان انباشته شده و اگر بخواهیم یکی یکی همه را ثابت کنیم وقت را هدر داده ایم. الان باید میرحسین را ثابت کنیم تا همان مرحله اول با اقتدار پیروز شود. رای بالا در مرحله اول خیلی مهم است. ما میتوانیم

 
At May 25, 2009 at 12:44 AM , Anonymous Mahyar said...

That's what boycotting the only chance you get to make a small change does to you. This is what we did to ourselves and paying a hefty price for it. This time around, however, I am hoping that our people go to the polls and not make the same mistake. This is going to bring a very small and incremental change, none the less that's all we can do today. Who knows we might find bigger opportunities for real change tomorrow. Let's get together and make it happen for our children's sake.

 
At May 25, 2009 at 2:04 AM , Anonymous فرناز said...

در دوران خاتمی آنچه که بر مردم ما واضح آشکار است این بود که خاتمی در بدترین شرایط هم لبخند می زد و مشکلات را جلوی دید مردم بزرگ جلوه نمی داد و با آنها می ساخت




در این سالها از نزدیک شاهد درگیری و تظاهرات در دانشگاه تهران بودیم به طوری که روز به روز بسیج دانشجویی از چنان قدرتی برخوردار شد که در دانشکده ما اتاق های بیشتری را به خود اختصاص دادند
هر چه خواستند کردند ، دم نماز جمعه با چاپ روزنامه عبرت به هر کسی که در دولت خاتمی کار کرده بود توهین کردند
همه روزنامه های این دوره ، شرق ، هم میهن ، و مجله شهروند امروز را توقیف کردند قیمت روزنامه از صد تومان به 500 تومان رسید در حالی که روزنامه جام جم و ایران وامثال آن با قیمت های فوق العاده پایین بین مردم عرضه می شوند



در دوره آقای احمدی نژاد 99.9 درصد از دانشجویان دانشگاه شریف از ایران خارج شدند و حتی دیگر حاضر به بازگشت به کشورشان نیستند


عزت و احترامی که یک ایرانی در سفر به کشورهای خارجی در دوران خاتمی داشت کجا و الان کجا ؟؟؟

تورم و بیکاری که امروز وجود دارد را که دیگر غیر قابل انکار است


من واقعا به ایشون نمیدونم چی بگم واقعا نمیدونم

 
At May 25, 2009 at 2:15 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود ٬ این کامنتگزارانی که نکه ناله میکنند پاسپورت ایرانی
شده سکه یک پول !! والله خودشان هم نمیدانند چه میگویند ٬ مگر
کشورهای دیگر تخم دو زردیه دارند که ایران ندارد !؟ غیر از چند
کشور غول پیکر بقیه پاسپورتها همینطوره اصلا پیدا کردن کشورشان
روی نقشه بسیار مشکله ...حالا ایران بخصوص بعد از گروگانگیری
سفارت امریکا توسط امریکا و اروپا پاسپورتش رنگ خطر گرفت
که بیعلت هم نبود اینها رطی باحمدی نژاد نداشته و ندارد
این نوع گله گزاری هیچ مسیله ایی را حل نمیکند

اگر همین دولت احمدی نژاد کمی از کله شقی دست بر میداشت
و در باره غنی سازی کوتاه میامد آنوقت همین دولتهای غربی
ویرا تا گاندی صلح طلب بادش میکردند و عجیب هم نمیبود
که با پاسپورت ایرانی رفتار بهتری میشد

 
At May 25, 2009 at 2:16 AM , Anonymous صادق صادقی said...

سلام
آدم دست خودش نیس و احساساتی میشه:
..................................
.................................-
این‌ها حرف‌های خصوصی خودم بود. اما یک خوبی داشت این دوران چهرساله آن هم این بود که حالا می‌شود در جاده های عسلویه فوتبال هم بازی کردبس که خلوت شده.

 
At May 25, 2009 at 2:23 AM , Anonymous شراره said...

1. در وحله اول ممنون که فضایی برای بحثهای منطقی و نه هیجانی بوجود میاورید.

2. منطق اصلی آقای احمدی نژاد را اگر ملت را مساوی بسیج و گروه فشار در نظر بگیریم می شود فهمید. هر جایی که صحبت از مردم کرده بجایش بگذارید همپالکی های احمدی نژاد. آنوقت می شود فهمید که چطور آدم می تواند اینطور حرف بزند.

3. من از فعالیتهای عمرانی در زمان آقای خاتمی اطلاعی ندارم اما از سه سال قبل درگیر پروژه عمرانی شرکت تعاونی صدا و سیما در منطقه 22 هستم. بعلت درگیری همیشگی دولت و بانک مرکزی و مشکلاتی که دولت خوش رایحه بوجود آورده سه سال است که پروژه به تعویق افتاده و هنوز خبری از وام ساخت مسکن نیست. و از طریق برادرم که مهندس عمران است می دانم که این مشکل اغلب پروژه های عمرانی در این سه چهار سال اخیر بوده.

4. از طرف دیگر من با اصل این حرف موافقم که در سیاستهای داخلی درگیری و تزاحم بود؛ مردم را تحقیر کردند و روحیه با نشاطی را که مردم داشتند مورد تخریب قرار گرفت که نتیجه اش انتخاب احمدی نژاد شد . اما فاعل همه این افعال حامیان فعلی احمدی نژاد بودند.

5. با اینهمه مشکلاتی که دولت خاتمی داشت باز هم دستم به دامنتان آقای بهنود. بیایید تنور انتخابات را با حرارت بیشتر گرم کنید و به نظر من دلایلتان برای انتخاب کاندیدای مورد نظرتان را اعلام کنید که انگیزها برای رای دادن بیشتر شود. ما که خفه شدیم از بوی خوش خدمت.

6. نظرتان در مورد آقای کروبی چیست که اینقدر قشنگ قشنگ حرف می زند و مشاوران خوب خوب دارد؟

 
At May 25, 2009 at 2:38 AM , Anonymous pedram said...

جناب بهنود در لینک ذیل میتوانید آمار مجهاجران ایرانی به کانادا را پیدا کنید. این لیست توسط اداره مهاجرت کانادا ارائه شده است یعنی بالاترین مرجع مربوطه ...

2008 page 21 :

http://www.cic.gc.ca/english/pdf/pub/immigration2008_e.pdf


2007 page 19 :

http://www.cic.gc.ca/english/pdf/pub/immigration2007_e.pdf

2006 page 18:
http://www.cic.gc.ca/english/pdf/pub/immigration2006_e.pdf

2005 page 24:

http://www.cic.gc.ca/english/pdf/pub/immigration2005_e.pdf

2004:

http://www.cic.gc.ca/EnGLish/resources/publications/immigration2004.asp#s1700

با این ارقام اعلامی بعید میدونم رقم 125000 درست باشه...!!!

 
At May 25, 2009 at 2:59 AM , Anonymous Anonymous said...

من خود از كساني هستم گه از اين طرحهاي مثلا زود بازده ايشان استفاده كرده
وامي كه براي من تصويب شد چهارصد ميليون ريال بود كه پس از زير ميزي ها و بيمه و ... سيصد و پنجاه ميليون به من داده شد و بايد در 4 سال پانصد و نجاه ميليون ريال باز گردانم و جالب است كه پيش از عيد اين وام تصويب شد و سه ماه بعد از عيد پرداخت و جالبتر آن است قيمت ها به يكباره چندين برابر شد و عملا من نتوانستم استفاده اي كنم و حالا من مانده ام قسط هاي سنگين و فشار بانك و سند در رهن

 
At May 25, 2009 at 3:35 AM , Blogger Korosh said...

به نظر من این نوع حملات امثال شما به احمدی نژاد یک جعلکاری سیاسی است
مگر خاتمی آبراهام لینکلن است یا ماندلا
اوضاع در دوران خاتمی بهتر از دوران کنونی نبود مشکل ولایت فقیه است رییس جمهور تنها مامور اجرایی اوست اینقدر مردم را گمراه نکنید رییس جمهور در جمهوری اسلامی کاره ای نیست

 
At May 25, 2009 at 3:44 AM , Anonymous Anonymous said...

salam

eshkaali nadaare be nazare man.

baa tamaam e asabaniyati ke az daste in edde daarim, vali ejaaze bedim ke inhaa ham khodeshun o neshun bedan o befahmand ke zendegiye ensaani-ejtemaei va mamlekatdaari yani che.

ejaaze bedim ke beguyand "baba maa ham hastim, be maa ham negaah knid, maa ro ham tahvil begirid, baraaye maa ham arzesh ghaael shavid, baraaye maa ham kaf bezanid o hurrabekeshid .....".

ejaaze bedin inaa ham oghdehaaye khodeshun o khaali konand. mage baghiye khaali nakardan too in 30-40 saale?

ossolgaraayaan yaa bonyaadgaraayaan yeki az aakharin goroohaaye tahghir shode dar taarikhe Iran hastand ke 30-50 aali forsat e matrah shodan peyda kardand. age bekhaahim ke goroohaye tondtari --ka hanuz ham hastand o khofte dar kamin neshastand--- khodeshun rooshun nashe ke biyan, pas bezarim inaa hamee harfaashun o bzanad o oghdehaashun o khaali konand. inaa hamashun mohtaaj e tavajjohand. age deghat konid tooye doahaashun ham hamash az khodaa mikhaan ke be maa tavajjoh kon, nemigand khodaaya be man komak kon.

so, inaa joze akharin gheshrhaaye faghir e fekri Iran hastand ke baayad shenide beshand, maa movaazeb baashim ke yeroozi mese inaa mohtaaj nashim.

bebakhshid ke kheyli toolai shod.
Alireza

 
At May 25, 2009 at 5:58 AM , Anonymous persia said...

سلام جناب بهنود.همیشه احترام بالا ی شخصیت فرهیخته وروشنفکرشمارامی ستایم.سالیان زیادیست بااثارغنی شمااشناوپیگیرهستم.ایاشماهم خودرامقابل گزینه بدوبدترقرارداده ایدیاگرفته اید؟!شمانیک میدانیدوتحلیل میکنیدایابرداشت شماانچنانست که مادرک کرده ایم؟ایااین بازی راهم جدی گرفته اید؟شمارسالت بیداری اگاهی افکاررادرحدتواناییتان دارید.ایاشماطرف خاصی راگرفته اید؟اگر مثبت است وشرایطتان ایجاب میکندماراهم بهره مندسازید

 
At May 25, 2009 at 8:42 AM , Anonymous Anonymous said...

با درود
سه شبی که نامزدان انتخاباتی در تلویزیون برنامه هاشون اعلام کردند و از همه معضلات کشور گفتند در دل گفتم ایا با این همه ایرادات باز هم اقای ارادانی که به قول شما رفتارش در برخی جهات شبیه سید ضیا است رای می اورد؟
برای گرفتن ویزای پسر عموم به سفارت کانادا رفته بودم شهریور ماه گذشته با یک چشم بهم زدن نزدیک به 200 نفر در ان روز انجا بودیم
تو خود حدیث مفصل بخوان
شاد زی
ابراهیم

 
At May 25, 2009 at 3:47 PM , Anonymous Anonymous said...

ین که شما کاریکاتوری اینچنینی از احمدی نژاد را در سایت خودتان می گذارید ناسزا گویی است . می توان از شخص شما کاریکاتوری خیلی زشت تر از این کشید . این کار را جوانک های بی ادب نفهم هم انجام نمی دهند . شما که پیرمردی هستید و ادعای فرهنگ و ادب هم دارید . اگر در خارج از کشور بی عزت شده اید تقصیر از خودتان است . آن جا که هستید هر چه دارید را رها کرده اید و می خواهید درست شبیه خارجی ها باشید . [...] . این کامنت را منتشر نمی کنید چون شما ترسویی بیش نیستید . از شما در همین حدود انتظار هست

 
At May 25, 2009 at 3:48 PM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود با سلام
آقای احمدی نژاد که [...] تا هستند چاپلوسانی که ثنایش گویند ، تا هستند کسانی که با وجود او به ثروتهای روزافزونشان بیفزایند و تا هست گوشهایی که دل در گرو سخنان احمدی نژاد دارد او بی پروا به دروغها و وارونه سازی واقعیت مشغول خواهد بود

 
At May 25, 2009 at 6:19 PM , Blogger جهانگرد said...

سلام
تنها چیزی که می دانم میر حسین در برنامه تبلیغاتی رادیویی اش گفت :
امار های غلط وناصحیح وگاهی حتی فرمایشی به مردم داده شده میر حسینی که به عنوان مشاور در این دولت هم بوده دارد این حرف را می زند نه مردم کوچه وبازار وجالب اینکه اقای احمدی نژادبرای جذب ارا برنامه نمی دهد بلکه تنها مشغول امار دادن وتهمت وافترا یا برملا ساختن خرابی های دولت های پیشین است
ان هم لابد امار هایی از جنس امار های قبلی

 
At May 25, 2009 at 7:57 PM , Anonymous Anonymous said...

مشنگ گرمساری به درد چاوزیسم هم دچار شده ومی خواد دایمی هم بشه . کار از انتخابات گذشته و به رو کم کردن یکدیگر رسیده .

 
At May 25, 2009 at 11:41 PM , Blogger Shahryar said...

- قصد تحقير ملت را داشتند.

http://www.ayandenews.com/files/fa/news/1388/3/3/10699_433.wmv

از کارگر ساده خونه مون می گم.
امروز صبح نگران می گفت: می گن آقای موسوی گفته اگه انتخاب بشه سهام عدالت را قطع می کنه، واقعا می خواد اینکارو بکنه؟

من ازش پرسیدم کی گفته و گفت دوست و آشنا تو محل ما می گن.
بهش گفتم که اولا آقای موسوی این حرف را هیچ جا عنوان نکرده و معتقده باید مسئله اقتصادی را از روش دیگری اصلاح کرد. ثانیا مگر شما چقدر تا بحال سهام گرفتی؟ گفت در کل چند سال یک 80 تومان و یک 40 تومان.

آقای رئیس جمهور،
تحقیر ملت این است که بگوییم "نفت می شود 8 دلار، زندگی همان است که بود. می شود 50 دلار باز هم همان است. مردم باید نوسان تغییر قیمت نفت را در زندگی خود ببینند. این شدنی است." و سپس در طی این چهار سال تنها از روی منت گه گاهی ثروتی توزیع کنید و عدالت را در همین توزیع کردن پول بدانید.
من سخت می توانم باور کنم که شما در این کار حسن نیت ندارید ولی ایرادی که به شما وارد می دانم این است که شما ثروت را معادل پول نقد می دانید. نمی دانید یا اگر می دانید باور ندارید که در دنیای امروز جهانیان (منظورم تنها مستکبرین نیست بلکه همین همسایگان هم آیین ماست) از فکر خود تولید ثروت می کنند، از اطلاعات ثروت، اشتغال، پیشروی به وجود می آورند.
جناب رییس جمهور،
من دانشجو این را تحقیر میدانم که شما در برابر دغدغه هایی از این جنس تراول و پول نقد بدهید و این را عین عدالت علی (ع) بدانید.
آقای رییس جمهور زمانه عوض شده است و شما در برابر مشکلات امروزی راه حل های دیروزی عرضه می کنید.
و به باور خود مسائل را حل شده می پندارید و چون درکی از دیدگاه دیگران ندارید آنان را تخریب گر و برانداز و ... می دانید.

 
At May 26, 2009 at 12:12 AM , Anonymous حميد said...

آقاي احمد نژاد اگر هيچ نداشته باشد، اعتماد به نفس فراواني دارد. شايد هم ايشان در كشور ديگري زندگي مي كنند. آنچه ما در اطراف خود مي بينيم، چيز ديگري است. تورمي كه به نقل از بانك مركزي 25 درصد اعلام شده، بيكاري كه نرخي دو رقمي دارد. سياست خارجي كه به چند كشور ناچيز محدود شده و يا با جدل و ماجراجويي با ديگران. احترامي كه از ايرانيان به باد رفته و حتي اين كشورهاي كوچك عربي هم با ايرانيان برخوردي ناروا دارند ...

 
At May 26, 2009 at 2:17 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا بهنود چهره بیرونی و درونی ایران نشانگر همه واقعیات است. کتاب های داور علیه احمدی نژاد واقعیت محض است. روزانه هزاران جوک در باره دروغهای این دلقک تولید میشه و کلا ایشون در نظر نخبگان یک آدم دروغگو مطرح است و شعارهای ضد فریبکاری مردم در کمپین های انتخاباتی نشانگر همه چیز است. احمدی نزاد در جلسه ای با فرمانده فعلی نیروی انتظامی از طرح امنیت اجتماعی (بخوانید سرکوب مردم)را تایید ولی وقتی با شکست مواجه میشه دروغگوی دیگری به نام الهام می گوید احمدی نژاد با این طرح مخالف بوده است که با پاسخ دندان شکن احمدی مقدم روبرو میشه.
احمدی نژاد در نطق تلویزیونی دیشب خود مدعی شد که تولید فولاد را از 10میلیون تن در سال 1338به 7/17میلیون تن در سال 88رسانده است. در این باره اثبات دروغ بودن حرفهای احمدی نژاد خیلی آسان است فقط کافیست که تریلرهای حاوی شمش های فولاد از کشورهای تازه تاسیس آسیای میانه و شووری از طریق جاده های فیروز کوه، هراز و قزوین -رشت به اصفهان در روز شمارش شوند. صدها تریلر در روز شمش فولاد به اصفهان انتقال می دهند. او این شمش هارو نیز به حساب تولید خود می گذارد. آیا فریب از این بیشتر؟ اصولا ایشون فهمی تولید و توزیع و اعداد و ارقام را نداره که بشه در باره حرفهایش اظهار نظر کرد.

شهیدی

 
At May 26, 2009 at 2:29 AM , Anonymous دانيال محمدي said...

از آماري ديگر خبر ندارم ،‌ولي چون خودم در صنعت نفت بعنوان كارشناس در حال كارم، از سرمايه گذاري 60 ميلياري ايشون نه چيزي ديده و نه شنيده ام. احتمالا ايشان امضا توافق نامه هاي آبكي با كشورهايي مثل هند و ... به سرمايه گذاري تعبير كرده اند. هنر دولت ايشان ، ايجاد فضاي پر از ريسك براي سرمايه گذاري خارجي بوده است به نحوي كه سرمايه گذاراني هم كه در دوران اصلاحات كار خود را شروع كرده بودند در اين 4 سال بتدريج از سرمايه گذاري كنار كشيده اند و پروژه هاي ملي بخصوص در پارس جنوبي عملا راكد شده است. پروژه هايي هم كه اشون به نام خود مصادره كرده اند حاصل دولت قبلي بوده است كه اتفاقا با حضور دولت جديد با تاخير سه ساله افتتاح ( به صورت ناقص) گرديده اند.

 
At May 26, 2009 at 3:30 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
این بابا باز دوروغهای مزحک آماری اش را که وزیر صنایع خاتمی افشا کرد تکرار کرد یکی نیست از آقای احمدی نژاد بپرسد در طول دوران فلاکت بار 4 ساله شما کدام کارخانه سیمان افتتاح شد که حاصل آن شد رشد 70 درصدی تولید سیمان
آخه آقای دکترای عمران که متاسفانه با بنده همرشته هستی آقای مدلل از بزرگان صنعت کشور در کرمانشاه قریب 7 سال است که ساخت کارخانه سیمانی در نزدیکی کرمانشاه را شروع کرده هنوز با همه توانایی های مالی و کمک کشور روسیه کارخانه به بهره برداری نرسیده سال 86 بخاطر بی مدیریتی کارخانه سیمان غرب به مدت 6 ماه تعطیل شد چون سیمان غیر استاندارد تولید کرد و بیشتر سازه های ما تخریبی شد آقای دکتر! تولید سیمان هم از منظر منابع مواد اولیه محدودیت دارد و هم از نظر ظرفیت کارخانجات تولیدی خواهشا ...خودت ....ی البته احمدی نژاد از یک بابت راست میگه سیمان الان در انبارها زیاد است چون همه پروژه های عمرانی خوابیده اند طبیعی است که سیمان به وفور یافت شود
در لحظات زندگی آدمی ثانیه هایی هست که آدم را از همه هرآنچه درگیری ها و غفلتهای دنیایی است به ذات انسانی انسان متوجه میکند آقای احمدی نژاد درست است که بخاطر بیتوجهی های بسیار وجودی، دچار شخصیت زدگی و خودشیفتگی شده اید اما از آن لحظات ملکوتی که گاهی به سراغ هر انسانی می آید استفاده کنید و ...شاید.... ....

پنجه با مردان مزن ای بوالهوس
سوی ما چه میرانی فرس
تا کنون کردی چنین اکنون مکن
تیره کردی آب را افزون مکن
بدرود آقای بهنود رای های خاموش را بچسبید این بابا کارش از بررسی و انتقاد گذشته

 
At May 26, 2009 at 3:37 AM , Anonymous Anonymous said...

دوستی که در باره کاریکاتور احمدی نژاد به بهنود بد و بیرا گفته خیلی متاسفم. چون این عکس زیباتر از عکس واقعی احمدی نژاد است.
کامنت گذار در پایان گفته است شما این کامنت را منتشر نمی کنید چون ترسو هستی.
جالب اینجاست که این دفاع آنقدر بی پشتوانه است که حتی نویسنده حاضر نیست نام خودشو پای این نوشته اش بگذارد. شما بفرمایید ترسو کیست؟
این دوست هم می داند احمدی نژاد دغلباز است و لذا می ترسه در صورت شکست در انتخابات دیگران سرکوفتش کنن
هدایت

 
At May 26, 2009 at 3:52 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا بهنود شادابی بزرگترین سرمایه یک جامعه است که اگر هر جامعه ای داشته باشد همه چیز دارد در غیر اینصورت فاقد همه چیز است. من در دوران خاتمی 8روزنامه در روز می خریدم ولی اکنون حاضر نیستم حتی یک روزنامه بخرم حتی از نوع اعتماد و سرمایه.
به نظرم احمدی نژاد بزرگترین سرمایه ما را به غارت برد و این اقدام در همه زمینه ها اثر منفی گذاشت و دروغگویی جای راستگویی را گرفت و جعل اسناد و اطلاعات دروغین به جامعه تزریق کردن از وظایف اولیه دولت فریب شد.
خواهش می کنم حرفهای ایشون را در همان حد تحلیل انتقادی تمامش کنید. چون اگر خدای ناکرده احمدی نژاد امروز یک آمار درست هم بدهد مردم باورشان نمیشه.
شیبانی

 
At May 26, 2009 at 4:25 AM , Anonymous Anonymous said...

شخصي که از داشتن پاسپورت ايراني در عذابي
آيا فکر مي کني احمدي نژاد بره با پاسپوريت ايراني بهتر مي توني مسافرت کني؟
مسئله احمدي نژاد نيست.
درسته که احمدي نژاد به ما تحميل شده وليکن فکر مي کني اگر ملت ايران براي حق و حقوق خودش نايسته آيا به ما احترامي مي گذارند.
اين حقارت برداشت شخص شخيص خود جنابعالي است و در فکر خودتان است. هر جا مي ري سرتو بالا
بگير و با افتخار بگو من ايراني هستم
مشکل با آنهاست نه با شما اگر نميتونند احترام به وجود شما بگذارند .

 
At May 26, 2009 at 6:08 AM , Anonymous حسام زعفرانی said...

سلام
امیدوارم همه آنان که به وضع حاضر اعتراض دارند در انتخابات شرکت کنند . امروز رای ندادن برابر است با انتخاب مجدد احمدی نژاد و شنیدن دروغ های او .

رای من موسوی است..

 
At May 26, 2009 at 10:27 AM , Blogger پرنده دیوونه said...

همون استراتژی تبلیغاتی هیتلر:دروغ هرچه بزرگتر، باورش راحتتر!

 
At May 26, 2009 at 12:13 PM , Anonymous محسن از تهران said...

هرچند كه چهار سال تمام ضجر كشيدم و تقريبا مطمئنم كه چهار سال ديگر هم
اما بايد بپذيريم شرايطي كه اصلاح طلبان به وجود آورده بودند چندان راضي كننده نبود من دقيقا نميدانم اماري كه احمدي نژاد داده درست است يا نه اما اين را ميدانم كه مردم اصلاح طلبان را نميخواستند بهتر است لااقل اعتراف خودشان راهم به ياد بياوريم كه شكست را قبول كرده بودند تازه بعداز چهارسال چه كسي را براي رقابت اورده اند شيخ اصلاحات كه من ايشان را شانس بزرگ احمدي نژاد مينامم اقاي موسوي هم چندان حرف تازه اي براي گفتن ندارد

 
At May 26, 2009 at 1:19 PM , Anonymous iran-banoo said...

فقط میدونم اون کسی که ما رو در سطح جهان تحقیر کرد خاتمی نبود.

 
At May 26, 2009 at 1:46 PM , Anonymous Navid said...

جناب اقای بهنود
با سلام ، امیدوارم این مقاله کمک کوچکی در جهت روشن سازی اذهان عمومی باشد
باعث خوشحالی خواهد بود چنانچه نظر خود را به ادرس navid_etemadi@yahoo.com ارسال کنید


الحمدالله و منه با توجه به اولین نطق انتخاباتی محمود احمدی نژاد در شبکه اول سیما خیال ملت ایران از بابت کلیه مشکلات کشور راحت شد و آمار و ارقام ارائه شده از طرف ایشان توطئه کج اندیشان و خود فروختگان را نقش بر آب کرد . بگذریم از اینکه در جمع این کج اندیشان ، افرادی از بالاترین سطوح ملی و اقتصادی و فرهنگی ، از رؤسای جمهوری سابق و پایه گذاران همین نظام جمهوری اسلامی ، تا اقتصاددانان و همکاران سابق و البته مغرض رئیس جمهوری فعلی نیز حضور دارند.
آمارهای ارائه شده توسط جناب آقای رئیس جمهورآنچنان تکان دهنده بود که از یاد بردیم در بحث گرانی ها ، نرخ تورم ایران در بین کشورهای منطقه مکان نخست را کسب کرده است و یا در بحث عمرانی ، خاموشی و جیره بندی برق در تابستان ( پدیده کم سابقه از زمان جنگ تا به حال) و قطعی گاز در زمستان را فراموش کردیم.
در بخش سیاست خارجی هم که خدا زیاد کند کشورهای زیر پونز را که ما با آنان با عزت و سربلندی رابطه برقرار کردیم و از زیر خفت رابطه ننگین با فرانسه و آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا خارج شدیم . شاید دست به دست شدن و راه رفتن بر روی فرش قرمز فرودگاه مهرآباد به همراه رئیس جمهور گامبیا و گینه بیسائو و ... و البته بدرقه آنان با پول نفت سزاوارتر از دیدار با پاپ و ژاک شیراک در کاخ الیزه است .
و چه بسا در عصر کنونی، شاخ و شانه کشیدن برای دنیا و تهدید کشورها به از میان برداشته شدن ، نکوتر از بحث گفتگوی تمدن هاست و البته غرور ملی ما به قول " روزنامه تایمز" ترمیم نمی شود مگر با بدست آوردن انرژی هسته ای که در قبال آن چه فشارها که بر ملت نیامد و حتما در همین چهار سال هم بود که انرژی هسته ای حق مسلم ما شد ! وگرنه قبل از این دولت مهرورز، دولتهای قبلی به فکر عزت و غرور ملی نبودند !
در پایان سخنان رئیس جمهور ناخودآگاه داستان "پینوکیو" به ذهن میرسید و این فکر که ای کاش قانونی که برای آن عروسک چوبی اجرا می شد ، برای دست اندر کاران حکومتی و منتقدان آنها جاری می گردید تا ببینیم این همه جور و فشار که بر ملت وارد می شود، به گردن دولتیان است یا منتقدان کج اندیش و سیاه نمای آنها ؟!...

 
At May 26, 2009 at 10:02 PM , Anonymous امیر said...

والله روز 22 خرداد 88 همانطور که از هر عدد دو خرداد 86 جفت جفت دارد رای هایمان هم جفت جفت بر سر این مرد سراپا تقصیر که بر روی غرور لگد مل شده ایرانیان قدم بر می دارد اوار خواهد شد.فقط بیست و هشت ملیون پرونده قضایی چک برگشتی (به گواه قوه قضاییه) در دوران ایشان که اگر جمعیت کودکان و زنان خانه دار را از جمعیت کشور کم کنیم نشان دهنده انست که تقریبا کل بازار ایران در دوران ایشان در غم و اندوه و بی پولی به سر برده خدای دوعالم یاور ایرانیان سرافراز باشد دوستان حماسه ای بسازیم تا دیگر افراد کوچک به سمت غرور ملی مان چپ نگاه نکنند. در پایان یک نکته را بگویم که کاندیداهای اصلاح طلب این بار رای ایرانیان مقیم خارج را هم پشت سر خود میبینند این چند روز از چنین نفر از اقوام دوستان شنیده ام که میخواهند در روز انتابات با کل خانواده خود به کنسولگری های ایران رفته و به احمدی ن
زاد یک نه اب دار بگویند انصافا من میدانم که در غربت شنیدن اخبار های سرافکنه ساز چقدر غمبار و ناراحت کننده است این بار نفرین بر کسانی که به رای ندادن مردم را تشویق کنند.

 
At May 27, 2009 at 12:11 AM , Anonymous السید رضایی said...

با سلام
دلایل بسیار زیادی اعم از وضعیت نابسامان اقتصادی داخلی و محدودیت و سانسور عقاید تا روابط تیره و تار تقریباً همه دنیا با ایران و مسائلی از جمله هاله نورانی در سازمان ملل و تکذیب؟! آن و ... که همه نشان دهنده بی لیاقتی، بی کفایتی و عدم مدیریت صحیح می باشد ما را قانع کرده که احمدی نژاد شخص مناسبی برای ریاست جمهوری نمی باشد
حالا بیایید فرض کنیم شخص دیگری از جبهه اصلاحات (موسوی یا کروبی) رای آورده و رئیس جمهور شود. خوب، احتمالا اوضاع اقتصادی کمی بهبود یافته، روابط خارجی با کشورهای توسعه یافته مجددا برقرار شده، چند روزنامه ی توقیف شده فعالیت خود را دوباره آغاز کرده و دیگر خبری از گشت ارشاد در خیابانها نیست
آیا این چیزی است که ما می خواهیم؟ 18 تیر و داستان بعد از آن را فراموش کرده ایم؟ براستی انتخاب یک اصلاح طلب ما را به هدفمان می رساند؟ آیا حضور و نفوذ یک شخص! در راس همه امور، به ذاته امکان برقراری دمکراسی واقعی را منتفی نمی کند؟ آیا عملکرد اشخاص و گروههایی مانند احمدی نژاد هویت و اصل نظام را زیر سوال نمی برد؟ آیا دقت کرده اید که سران و اشخاص برجسته جناح اصولگرا هم دیگر از احمدی نژاد حمایت نمی کنند؟ او همه چیز را به خطر انداخته، از وضعیت معیشت مردم گرفته تا اصل نظام را. حتی اصول و عقاید مذهبی را. پس او کاندیدای منتخب من است تنها کسی که ما را به هدف اصلی و غایت نهایی مان که همانا دمکراسی واقعی و جامعه آزاد، که در آن عقاید مذهبی مستمسک دست سیاستمداران نیست، می رساند
من به احمدی نژاد رای می دهم

السید رضایی

 
At May 27, 2009 at 1:17 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
اولاً مشكل جمهوري اسلامي با هيچ شخص حل نمي شود.موانع ساختاري يعني قانون اساسي و اختيارات مسئولين در كنار نهادهاي موازي و متداخل در وظيفه باعث شده است هيچ اصلاحي بر تابيده نشود. لذا در دوران خاتمي اگر 8 سانتي متر جلو رفتيم در دوران احمدي ن‍ژاد 4 متر عقب آمديم.
ثانياً تا زماني كه مشكل فرهنگي ما ايرانيان( بدون تعارف بگم از خود من گرفته تا همه شماها مقيم داخل يا خارج) حل نشود اين كشور راه ترقي و خوشبختي را طي نخواهد نمود. يعني خصائصي چون دو روئي نفاق ريا تعارفات شاه عبدالعظيمي و عدرم رو راستي حتي در مناسبات فردي و حتي در رفقتها باعث شده است كه شخصيت بالغي ماها يا اصلاً رشد نكند يا اينكه كوتوله باقي بماند. در اين خصوص به كتاب دكتر ايزدي با نام چرا ما عقب مانده ايم مراجعه شود.

 
At May 27, 2009 at 1:45 AM , Anonymous Anonymous said...

نه اصلا.من هم آن برنامه نيم ساعته راديدم روي صندلي طوري تكيه داده بود كه از حالا براي بار دوم پيروز انتخابات شده.كدام تحقير؟كدام كينه توزي؟كدام بي نشاطي/اگر تحقيري بود خود او كرد كه در مصاحبه با تلوزيون با طرف گفت، كه خوشحالم امروز آقاي رئيس جمهور در ترافيك ماند تا يك روز هم به فكر مشكلات شهر تهران باشد.اگر كينه توزي بود همينان كردند كه هر 9 روز يك بحران آفريدند.اگر بي نشاطي بود شما بي نشاط بوديد ما همه سرشار از نشاط بوديم.براي ديدن چهره با نشاط سيد هر روز در تلوزيون چشم انتظار بوديم.با نشاط ميرفتيم نشاط جامعه توس و سلام مي خريديم.دلمان لك زده براي آن روزها آقاي بهنود باز ميگردد آن روزها؟

 
At May 27, 2009 at 2:05 AM , Anonymous Anonymous said...

اصلاح طلبان هم کاری نکردند !!!؟؟؟ ببخشید چه کار باید میکردند ....؟

انتظار داشتید رژیم را بکلی عوض میکردند و یکشبه دمکراسی نوع سوئیس
را جایگزین میکردند ؟ یا از رضا پهلوی درخواست میکردند تشریف بیارد
ایران و پادشاه مشروطه شود !! و کاری بدولت نداشته باشد ..؟

مگه یادتون رفته حزب الهی ها زن حامله را از بالکن سینما بپایین پرتاب
میکردند و یا ....خاتمی آمده بود تا سامانی بدهد اگر فروهر ها با قصاوت
بخشی از ساواما کشته شدند لااقل خاتمی دنبال قاتلین رفت و بقول خودش
عمل کرد ده نه ٬ بقول مرحوم بازرگان که بچریکهای فدایی و مجاهد میگفت

شما همه چی را میخواهید یکشبه درست کنید مگر شدنیست ٬ نان میخواهید
هم تازه هم برشته و همین الان !!؟ والله نمیشه

اگر احمدی نژاد قبل از روی کار آمدن خاتمی میامد آنوقت معنی تالبان را
میفهمیدید ولی بعد از خاتمی دیگر نمیتوانست جامعه را بعقب برگرداند و
فقط با شروع غنی سازی بحرانی ایجاد کرد که تمام چهار سال حکومتش همه
را مشغول کرد

 
At May 27, 2009 at 6:54 AM , Anonymous Anonymous said...

استاد بهنود
90 درصد اين گفته ها نياز به تحقيق دارد و دروغ محض هست!
حالا بين اين همه حرف ناصواب بايد بگرديم ببينيم آمار مهاجرت نخبگان به يك كشور چقدر بوده است؟
مگر خود ايشان در نطق انتخاباتي نگفتند نخبگان هر جا دوست دارند بروند . ما شايد ظرفيت پذيرش آنها را نداشته باشيم !!

 
At May 27, 2009 at 4:11 PM , Anonymous کتایون م said...

سلام آقای بهنود عزیز , به همه پیشنهاد می کنم که اگر سری ویدئو های شعار ها و آمار ها رو ندیدن ببینشون , توی یو تیوب می شه پیداشون کرد http://www.youtube.com/watch?v=2D1gdFlzBak
و همین طور روی www.setademan.com

 
At May 28, 2009 at 12:47 PM , Anonymous Anonymous said...

بعد از صحبتهای تبلیغاتی احمدی نژاد در تلویزیون احساس کردم در بهترین و بزرگترین و موفق ترین کشور دنیا زندگی میکنم و خوشبخت ترین جوان روی زمین هستم!!!!ولی تا حالا نفهمیده بودم...میدونید این آقا آنقدر وقیهانه دروغ میگوید که گاهی ما مجبوریم به خودمان شک کنیم.از شما میخواهم مردم را به شرکت در انتخابات ترغیب کنید که ما دیگر تحمل ریخت این آدم رو برای 4 سال دیگر نداریم.

 
At May 28, 2009 at 9:26 PM , Anonymous Farshad said...

I live in Canada and I am sure that the Iranian population here is something between 270,000 to 300,000. Based on the reports which could be found on Citizenship and Immigration of Canada's website about 3500 to 4000 Iranians have been migrated to Canada annually in the last 25 years. Canada itself just accepts about 250,000 immigrants annually from all countries of the world. The 125,000 figure sounds way off.

 
At May 29, 2009 at 2:37 AM , Blogger Abomajd said...

به عقیده ی من صرف اینکه اعتراضات و تظاهرات زیادی در زمان دولت اصلاحات انجام می شد ، نشان دهنده ی پویایی جامعه و آزادی نسبی موجود در آن بود . متاسفانه در دولت حاضر اعتراضات با شدت بیشتری نسبت به گذشته ( خصوصا در دانشگاه ها ) سرکوب می شوند . ضمن اینکه مردم طبیعتا افکار و عقاید گوناگونی دارند. به همین جهت نیروهای سیاسی در یک جامعه ی پیشرفته و آزاد متعدد و قطعه قطعه هستند . این تعدد نیرو ها و رقابت آنها برای جلب نظر مردم کینه ورزی نیست و تقابلی با اتحاد و انسجام ملی ندارد . علت اینکه جناب آقای احمدی نژاد این حرف را می زنند این است که ایشان احزاب را قبول ندارند . چون در صورت قدرت گرفتن احزاب دیگر نمی شود با عوام فریبی حکومت را بدست آورد و اداره کرد .
همین طور اعتقاد دارم در دوران اصلاحات کرامت و منزلت ملت ایران در جهان بسیار بالا رفت و معتقدم کسانی ملت ایران را تحقیر می کنند که در سفر های استانی جمعیت به دنبال خودروی آنها می دود و یا در هنگام سخنرانی با مخاطبین مانند بچه های مدرسه ای سخن می گویند و یا بین مردم صدقه و سیب زمینی رایگان توزیع می کنند .
با تشکر

 
At May 29, 2009 at 3:45 AM , Anonymous amin behshad said...

مجموع درآمد دولت هشتم اعم از نفتی و غیرنفتی در سه سال آخر عمر آن 106 میلیارد دلار و این در حالی است که درآمد دولت نهم در طول سه سال اول حیات آن 237 میلیارد دلار یعنی 2/3 برابر مدت زمان مشابه دولت خاتمی بوده است و می توان گفت هیچ دولتی پس از انقلاب چنین امکاناتی در اختیار نداشته است.
حال با توجه به درآمد 272 میلیارد دلاری دولت نهم در 4 سال گذشته و نیز مبلغ 15 میلیارد دلاری که دولت خاتمی در صندوق ذخیره ارزی تحویل دولت نهم داده است، این دولت در طول 4 سال مسئولیت نزدیک به 287 میلیارد دلار عایدی داشته است و این مبلغ منابع در اختیار دولت برابر 40 درصد کل درآمد ارزی کشور از ابتدای انقلاب تاکنون می باشد.
مهمترین شاخص اقتصادی جامعه توليد ناخالص ملی است .
متوسط نرخ رشد سالیانه تولید ناخالص ملی در دولت خاتمی 6/3 درصد بوده است و با توجه به 2/3 برابر شدن تزریق منابع و پول در دولت نهم بر اساس اصل بهره وری باید انتظار رشد بیش از این نرخ را در دولت نهم داشته باشیم، ولی متاسفانه این نرخ رشد نه تنها در دولت نهم رشد نداشته است بلکه با مقداری کاهش به 6/2 درصد رسیده است.
متوسط نرخ رشد سرمایه گذاری به عنوان يكي از پارامترهاي مهم توسعه اقتصادي از 11 درصد در پایان دولت خاتمی در سال 1384 به 4/8 درصد یعنی بیش از نصف درسه سال دولت آقای احمدی نژاد کاهش پیدا کرده است و این اتفاق یک فاجعه در اقتصاد کشور است.
با کمال تاسف نرخ رشد تورم که در دولت قبل نزولی بود با آغاز به کار دولت نهم سیر صعودی یافت و درحالی که این دولت، کشور را با تورم 12 درصدی از دولت هشتم تحویل گرفت، هم اینک تورم در جامعه به بیش از 25 درصد رسیده است.
برداشتي آزاد مقاله ي تحليلي علي مزروعي

 
At May 29, 2009 at 12:26 PM , Anonymous Anonymous said...

امروز به ستاد ما(ستاد آقای موسوی) واقع در قیطریه تهران حمله کردند و شیشه ها رو شکستند و غیره...میدانید چرا؟چون نمیخواهند باور کنند مردم این مردک را نمی خواهند.ما با مردم در ارتباطیم و استقبال آنها را میبینیم...اینها به خودشان هم دروغ میگویند چه رسد به مردم....

 
At May 29, 2009 at 9:57 PM , Anonymous امید از تورنتو said...

در مورد بقیه موارد چه عرض کنم، ولی در باره کانادا لااقل یک چیز را می دانم: در حدود 10 سال گذشته مجموع کسانی که بعنوان متخصص وارد کانادا شده اند سالانه حدود 50 هزار نفر بوده که تا همینجا با حرف ایشان مغایرت فاحش دارد. حال اگر فرض کنیم ایشان همه یک خانواده مهاجر را متخصص می داند(مثل دختر 16 ساله ای که در خانه انرژی اتمی کشف می کند) و اگر میانگین خانواده را 3 نفر فرض کنیم به رقم 150 هزار نفر می رسیم. جالب نیست؟ این باید باعث افتخار ما باشد که در یک سال تقریبا کلیه متخصصینی که به کانادا راه پیدا کرده اند ایرانی بوده اند، نه؟؟

 
At May 30, 2009 at 1:01 PM , Blogger Sushiant said...

راستش آن ادعای مهاجرت که خنده دارد و اصلا قابل این حرفها نیست. با یک محاسبه سر انگشتی می توان فهمید که ایران به کاندا اینقدر پرواز ندارد و حدود 110000 نفرشان باید تا کانادا شنا کرده باشند.
روزی با یکی از اعضای توبه کرده اطلاعاتی همسفر بودم به مناسبتی خاطره ای نقل کرد از دوران افول سعید امامی. گفت که یک تازه رسیده به فرد کناریش می گفت که این آدم (سعید امامی) آنقدر فلان بوده که بادمجان نیم متری استعمال می کرده. گفتم پسرم تو یا نمی دانی نیم متر چقدر است یا تا به حال بادمجان ندیده ای

 
At May 30, 2009 at 2:43 PM , Anonymous بهمن ایرانی said...

آمار مهاجران ایرانی به کانادا از سال 1998 به نفر
1998 = 6,775 /1999 = 5,909 /2000= 5,617 / 2001 = 5,746/2003 = 7,889/2003 = 5,651/2004= 6,063/ 2005 = 5,502/ 2006 = 7,073/ 2007= 6,663
منبع http://www.cic.gc.ca/english/pdf/pub/facts2007.pdf
صفحه 30

دروغ بزرگ یا نفهمی بزرگ کسانی که آمار 125000 نفری می دهند.

 
At May 31, 2009 at 1:57 AM , Anonymous Anonymous said...

راست میگه بنده خدا، فقط در منطقه عسلویه یا پارس جنوبی در حدود 35000 نفر رو با اولین سفرش به منطقه یکجا بیکار کرد، با خلع ید شرکت هیوندای به نام بریدن دست مافیای نفتی.در حدود 9 تا 10 هزار نفر کارگران و کارمندان این شرکت در چند فاز پارس جنوبی و ما بقی در سایر شرکتهای پیمانکار در اطراف شرکت هیوندای. از این تعداد حداکثر حدود 1000 نفر خارجی بودند و مابقی ایرانی و اکثریت از پایینترین اقشار این کشور. ما که هیچ ، جای خود داریم که آواره و دربدر این شرکت و آن شرکت شدیم و با 15 سال سابقه کار نهایتا باید تو پیتزا فروشی کار کنیم

 
At June 2, 2009 at 1:51 PM , Anonymous مریم said...

با سلام ، نظرات بقیه رو نخوندم اما گذشته از آنچه که تقریبا همه مون می دونیم ، امروز در دانشگاه ما نمایندگان موسوی و 2 ساعت بعد احمدی نژاد حضور پیدا کردند.

خلاصه و سریع بگم ، توی 2 ساعت دوم بچه ها خیلی چیزها پرسیدند که باور کنید به جرات بگم شاید به جز یکیش ، به بقیه هیچ جواب روشن و واضحی داده نشد.حرف دو نفرشون این بود: یکی این که پدر یکی از بچه ها توی شرکت نفت کار می کرد ، پشت تریبون اعلام کرد که خودش شخصا رفته عسلویه و دیده که آنجا آنچه که چاه نفت نام برده شده چیزی جز یک گودال نیست! بدون هیچ لوله ای!!!!!!

دوم این که یکی دیگه از بچه ها از دوست خوابگاهیش گفت ، از این که پدرش کشاورزیه که توی بابلسر به برنجش اجازه ی پخش توی خود بابلسر رو هم ندادن چه برسه به خارج از اون! این در حالی بود که نماینده ی جناب رئیس جمهور همون موقع داشت از جناب موسوی انتقاد می کرد که چرا زمان جنگ برنج رو صادر نمی کرده!!!!

 
At June 4, 2009 at 12:03 AM , Anonymous Anonymous said...

شریک دزد و رفیق قافله بودن قانون گریزی نیست اما حمایت نکردن از راند خواری قانون گریزی است خود قضاوت کنید ایران وطن ماست در قبال آیندگان مسئولیم اگر وطن را به بهای دروغ بفروشیم . سالهاست که همه از راند خواری ها اطلاع داریم ولی جرات بیان آن را نداشته ایم حال که شیر مرد و یل ایران زمین آن را بیان نموده او راخیال پرداز و اسطوره پرست می دانیم؟! وجدانتان کجاست چرا خدمات با ارزش را نادیده می گیرید ؟ چرا به شعور خود توهین می کنید ؟ چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. حقیقت در برابر چشمان شماست چشمان خود را باز کنید

 
At June 4, 2009 at 6:45 AM , Anonymous Anonymous said...

من همواره مخالف جمهوری اسلامی بودم و فکر میکردم رانت خواری و دزدی در این نظام همیشه وجود داشته مخصوصا در خانواده رفسنجانی. چند روزی است ادعاهای آقای احمدی نژاد را بیگیری کردم. آمار تورم -سربلندی ایران-آمار مهاجران-وزرای ایشان همه و همه دروغ بود . مشکل آقای احمدی نژاد این است که دروغگو است . راستش وقتی به دروغهای ایشان مطمئن شدم به نظرم ادعاهای ایشان در مورد رفسنجانی و رانت خواری هم همه دروغ است. من به کسانی که آقای احمدی نژاد حمله می کند علاقه مند شدم. داستان چوبان دروغگو یادتان هست؟

 
At June 5, 2009 at 3:26 PM , Blogger mae said...

درود بر احمدی نژاد

 
At June 6, 2009 at 6:28 PM , Anonymous خسته از فريب said...

ننگ بر اين دولت مردم فريب

 
At June 8, 2009 at 2:46 PM , Anonymous Anonymous said...

فقط موسوی
مطابق امار افرادی که در انتخابات 3 تیر 1384 به احمدی رای دادند 17 میلیون نفر و کسانی که اصلا در انتخابات شرکت نکردند 19 میلیون نفر!!!!!
بهتره کمی فکر کنیم ......... خواهش می کنم رای بدید ........

 
At June 9, 2009 at 2:19 AM , Anonymous Anonymous said...

هر کسی که رئیس جمهور شود امیدوارم حداقل یک دوم احمدی نژاد جسارت داشته باشد.
و امیدوارم پر از سخن و خالی ازعمل نباشد.
چه آقای موسوی و چه آقای موسوی باشد بیایید دعا کنیم ایرانی سرافراز داشته باشیم. چرا باهم نزاع می کنیم

 
At June 10, 2009 at 6:50 AM , Anonymous Anonymous said...

ایشون در توهم زندگی میکنه.

 
At June 11, 2009 at 7:46 AM , Blogger Izad said...

رییس جمهور گفت بدترین روز عمر من ....
خواستم من هم بگویم بدترین روز عمر من آن روز بود که پله
ولی هرچه گشتم تو اون روز پله نبود، تو اون روز بالا و پایین نبود، اون وقت هوا تاریک بود، من خواب بودم خیلی دیگرهم شاید، صدای زنگ موبایل در گوشم پیچید، پیامی کوتاه بود که نخوانده، می دانستمش.
دکتر رییس جمهور شد.
من رای نداده بودم، خیلی ها رای نداده بودند، اما ناراحتی من از پشیمانی رای ندادن نبود، بلکه از پذیرفتن واقعیت بود.
آنروز باید اتفاق می افتاد همانطور که 22 بهمن 57 باید اتفاق می افتاد که هر کدام جهشی به اوج بود.
آن روز آن موج سواران باید از اوج به حضیض می آمدند، آن روز آنانی که از ظن خود یار شده بودند باید سهم ناچیزشان را می گرفتند.
آن روز که آسمان هنوز سیاه بود هشت سال اصلاحات از نظرم گذشت که اگر در معدود نقاط عطفش پیروز بودیم، اگر شعارهایمان جامه عمل می پوشید، اگر شایسته سالاری جاری بود، اگر نخبه کوش نبودیم و عوام گرا، اگر فراخی جبهه اصلاحات از نگاهی عباسین نبود و از نگاهی به تنگی گروهی درون حکومتی و اندکی صبر، سحر نزدیک بود.
آن روز دیدم که از بد حادثه تولدم مقارن شد با حضور در آزمایشگاه آزمون و خطا که هزینه اش حراج عمر ماست برای طی طریق که البته اگر برایندش رستگاری بود که شاید تحمل پذیر بود اما دور باطل بود و قهقرایی.
مگر آنان که 2 خرداد آفریدند دغدغه خاطرشان همین برندگان نبودند که بعد از هشت سال دنکیشوتی قهرمان یافتنش.
ولی شاید این چهار سال جهشی باشد برای خلق دوم خردادی مضاعف در 22 خرداد که شاید بلوغی باشد برای ایران مثل 22 بهمن که شاید هر دو یکی دو سازد و هر چند منی مایی و هر چند قطره ای دریایی خروشان.
پس اگر خروش ایران را دیدید عزیزش بدارید و بزرگش کنید که بزرگی ایران بزرگی شماست.
سبزی زندگی بر گستره ایران مبارک، با رای ما.

 
At June 13, 2009 at 2:15 AM , Blogger Nastaran said...

فرض رو بر این میزاریم که در عالم تقلب 9 ملیون رای موسوی قابل قبول است یک نفر بیاد به من توضیح بده کروبی چطور 200 هزار و خرده ای رای آورده.
اعضای ستاد کروبی به تنهایی 200 هزار نفر بودند.یعنی کروبی طرفدار نداشته؟دروغ از این آشکار تر؟
رضایی هم اگر آدم بخواد بی انصاف باشه کم ِ کم دو سه ملیون رای داشته.
آخه حداقل یه جوری با این اعداد بازی میکردند که نشه هیچ ایرادی بهش گرفت.
کی باور میکنه احمدی نژاد 19 ملیون رای داره؟
اکثر کسانی که تا الان انتخابات رو تحریم کرده بودند این دوره رای دادن.یعنی اینا چند دوره رای ندادن که یهو تو این دوره به احمدی رای بدن؟این رو کسی قبول میکنه؟

 
At June 13, 2009 at 1:35 PM , Anonymous Anonymous said...

قابل توجه نسترن : جناب آقای کرباسچی معاون اول کروبی به موسوی رای داد جلوی چشم همه دانشجوها ! حالا دیگه بقیش با خودتون که چه نتیجه ای بگیرین !!!

 
At June 14, 2009 at 8:32 AM , Anonymous Anonymous said...

avvalan khoda ro shokr ke inja hanooz filter nashode tooye in begir begir. dovvoman felan ke ishoon jadidtarin dorooghesho be hamin ghashangi be hame ghaaleb kard. 4 sal dige ham khosh begzare. man ke baare akharam bood ke ray dadam.

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home