Monday, April 27, 2009

چرا دولت تکذیب نمی کند

این مقاله روز سه شنبه اعتمادملی است

خبري که راديو دويچه‌وله روز شنبه به نقل از يادداشت‌هاي روزانه رئيس‌جمهور سوئيس منتشر کرد گمان مي‌رفت به سرعت با تکذيب اداره رسانه‌هاي دفتر رياست جمهوري روبه‌رو شود، اما عجيب آن است که با گذشت 48ساعت هيچ خبري از تکذيب و توضيح نيست.

اداره پرکار رسانه‌ها در دفتر رئيس‌جمهور که مدام و گاهي بدون دليل نقد و نوشته روزنامه‌هاي تهران را با جملات تند و غيرمعمول تکذيب مي‌کند، چطور باخبر نشده است که روزنامه‌هاي اروپا همگي چه خبري از قول رئيس‌جمهور ايران نقل کرده‌اند؛ خبري که خلاف عزت کشور است، خلاف عرف و قانون است و کشورهاي کوچک و بي‌غرور هم از آن اکراه دارند.

در يادداشت‌هاي‌ هانس رودولف مرتس رئيس دولت فدرال سوئيس، در مورد ديدار وي با رئيس‌جمهور ‌احمدي‌نژاد قبل از برپايي اجلاس ضدتبعيض نژادي ژنو نوشته شده “‌احمدي‌نژاد ضمن ابراز اميدواري به سياست جديد آمريکا گفته است که ايران از وضعيت فعلي ناراضي است و خواهان تغيير آن است، بدين منظور بايد گام اول را آمريکا بردارد و تغييري جدي در سياست خود بدهد.» نکته اساسي آنجاست که بر اساس اين خبر «‌احمدي‌نژاد همچنين گفته است اگر اوباما بخواهد مي‌تواند اين دگرگوني را به انجام رساند. اين تغيير از نظر ‌احمدي‌نژاد بايد در همين ماه‌ها انجام شود، چون بعدا مشکل‌تر خواهد شد.»

آنچه باعث مي‌شود خواننده ايراني اين کلمات در انتظار تکذيبيه دفتر رئيس‌جمهور ايران بماند اين است که نقل از وثوق‌الدوله عاقد قرارداد 1919 که نيست، حتي مطابق مدارک موجود کساني مانند قوام، سپهبد زاهدي و علي اميني که به داشتن روابط حسنه با غرب مشهور بوده‌اند هم از دخالت دادن روساي کشورهاي غربي در مسائل داخلي ايران ابا داشته‌اند، اما آيا باورکردني است که رئيس‌جمهور کشوري مانند جمهوري اسلامي ايران از همتاي سوئيسي خود بخواهد که واسطه شود اوباما قبل از انتخابات تغيير را بپذيرد. کشوري که مردمش هزينه‌هاي گران ضديت با آمريکا را در 30 سال گذشته پرداخته‌اند، جنگ 8ساله‌اي که عراق آغازگرش بود از ديد ايرانيان به اغواي دولت ايالات متحده صورت گرفته، تحريم اقتصادي که دست‌کم سقوط ده‌ها هواپيما و کشته شدن صدها نفر حاصل آن است به پيشگامي آمريکا صورت گرفته و هر سال در سالگرد سقوط هواپيماي مسافربر ايراني – که به موشک پرتاب شده از رزمناو آمريکايي در آسمان با همه مسافرانش پودر شد – دولتمردان ايراني شعارها سر مي‌دهند که از خون آنها نخواهند گذشت، حالا چگونه پذيرفتني است که در حرکتي مانند ده‌ها حرکت بي‌توجه به عزت و عرف و قانون که از رئيس دولت نهم سر مي‌زند، آقاي ‌احمدي‌نژاد از اوباما بخواهد هر کار دارد در همين ماه‌ها [يعني قبل از انتخابات] انجام دهد ورنه بعدا [يعني زماني که ديگري به رياست جمهوري انتخاب شد] کار مشکل مي‌شود. اين کدام عزت‌جويي است که چنين کاري را توجيه مي‌کند.

اگر خبري که به نقل از ميزبان سوئيسي آقاي ‌احمدي‌نژاد در رسانه‌هاي اروپايي پخش شده صحت ندارد که به قاعده بايد چنين باشد، چرا دولت تکذيب نمي‌کند هر چه زودتر. تاکنون از رهگذر حضور رئيس‌جمهور در مجامع بين‌المللي که به ظاهر ايشان نه سابقه‌اي نه تجربه‌اي در آن ندارد، زيان‌هاي سهمگيني نصيب مردم شده است. تظاهرات مردمي که از توهين به رئيس‌جمهور [بخوان نماينده‌شان] به فغان مي‌آيند نبايد به معناي تاييد تبليغات و روايت واژگونه دولتي گرفته شود.

مردم وقتي مي‌بينند در دانشگاه کلمبيا ميهمان چنان بي‌مقدار گرفته مي‌شود که ميزبان بدترين کلمات را بر او مي‌بارد البته که عصباني مي‌شوند و راهپيمايي‌شان از عصيان است نه چنان که در تبليغات وانمود مي‌شود براي تاييد. غرور ندارد فحش شنيدن. چنين بود ماجراي اجلاس ژنو که به قول آقاي کروبي معلوم نيست آقاي ‌احمدي‌نژاد براي چه به آنجا رفته بود [جواب به کوري چشم دشمنان به همه اجلاس‌ها مي‌روم که کودکانه و دهان‌کجي است و پاسخ درخور يک مقام عالي نيست]. خروج 40 هيات نمايندگي از اجلاسي که ديگر روساي دولت حاضر در آن از توگو و مونته‌نگرو آمده بودند و فريادهاي ناسزاگويي حاضران و محکوميت سخنان آقاي ‌احمدي‌نژاد توسط مرتس و دبيرکل سازمان ملل، بعد هم تاکيد بر نکاتي خلاف سياست و نظر ايران در قطعنامه اجلاس، درست همانطور که در اجلاس شوراي همکاري کشورهاي حاشيه خليج فارس اتفاق افتاد که براي نخست بار بيانيه ادعاي سه جزيره اين بار با حضور رئيس دولت ايران صادر شد، اينها به ضرب هيچ تبليغي نشانه عزت‌جويي نيست.

حالا سوال اين است که کدام مصلحت‌انديشي ايجاب مي‌کند نمايندگان مجلس که موکلانشان با شعارهاي غرورفروشانه‌شان آشنا هستند نسبت به اين خبر بي‌اعتنا بمانند و بگذرند. کساني که تشکيل کميته صيانت از آرا را عملي مطابق ميل خارجي‌ها توصيف مي‌کنند، آنها که دعوت از ناظران خارجي براي نظارت بر انتخابات را وهن به ملت ايران مي‌خوانند چرا در مورد اين خبر که اگر صحت داشته باشد دعوت آشکار به شرکت [نه نظارت] رئيس يک دولت خارجي به نفع يکي از نامزدهاست، ساکتند. کلمات پشت جمله «بايد در همين ماه‌ها انجام شود وگرنه مشکل‌تر مي‌شود» درخواستي است که بي‌هزينه اجابت نمي‌شود. هزينه‌اي که مردم و نظام بايد آن را پرداخت کنند، همان‌ها که امروز حق دارند بپرسند چه خبر است.

به باورم اين خبر اگر تکذيب نشود به مراتب بزرگ‌تر و خفت‌آورتر از آن اخباري است که از گفت‌وگوهاي آقاي جواد لاريجاني با نيک براون درز کرد و مردم مغرور و عزت‌طلب ايران در دوم خرداد به خاطر آن آقاي ناطق نوري را جريمه کردند. اين بار گوينده همان کس است که مي‌خواهد راي بگيرد و براي اين راي گرفتن به هر دري مي‌زند. مگر آنكه تکذيب شود چنين خبري

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At April 27, 2009 at 9:09 PM , Anonymous Anonymous said...

اگر روابط ایران و امریکا تا انتخابات ژوئن و مدتی کوتاه بعد ازآن درست نشوند می توانید بگویید تا آن موقع ممکن است چند تا از هواپیما های ایران ممکن است به علت نداشتن قطعات سقوط کنند و چند نفر نفله بشوندیا نشوند؟ جلوی ضرر را کی و بوسیله شخص دلخواهد فقط باید گرفت؟

 
At April 27, 2009 at 9:10 PM , Anonymous Anonymous said...

تو گویی خسروان عصر ما هنوز شب جمعه را نمی دانند و از ته چاه روباه گونه کرباس خیر می کنند . از روی این باغبان پیداست صفای چمن ما .

 
At April 27, 2009 at 10:38 PM , Anonymous صادق صادقی said...

با تشکر
امیدوار باشیم که تا این حد سقوط نکرده باشیم

 
At April 27, 2009 at 11:02 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام جناب بهنود

مي بينيد اين تندروها اينان كه به بهانه از دست رفتن دين و عزت اسلامي پيراهن چاك مي كنند و مژده ي سقوط كاپيتاليزم را سرمي دهند براي جمع آوري راي مردم چه خوش رقصي ها كه نمي كنند ؟
اين است معني دقيق اصول گرايي ايشان . فكر مي كنم تنها اصول ايشان حفظ قدرت و برسر قدرت ماندن اسست به هر وسيله و ابزار . به عبارت ديگر هدف وسيله را توجيه مي كند .
راستي اين جمله آخر را سال هاي اول انقلاب چه گروه هايي تكرار مي كردند ؟

 
At April 27, 2009 at 11:10 PM , Anonymous Anonymous said...

بهنود عزيزاين وطن فروشان براي كسب راي به هر دست آويزي چنگ ميزنند و هر خفتي را به جان مي خرند.
بيچاره ما مردم ايران.

عليرضا

 
At April 28, 2009 at 12:47 AM , Anonymous رب دشامبر شیطانی said...

اصولا پیدا کردن راهی برای تشنج زدایی قابل ستایش میتونه باشه ولی با این دورویی احمدی نژاد که باوجود امضا کردن قطعنامه پایانی کنفرانس ژنو که در اون حق همزیستی برای فلسطین و اسرائیل درج شده آنچان سخنرانی مغلطه انگیزی میکند وقبل از اون برای پیروزی در انتخابات از اوباما گدایی همایت در انتخابات میکند واقعا شرم آور است . حتی شاه علنا از کارتر و نیکسون چنین تقاضایی نکرد بلکه درپنهان..
این قشر با دروغ بزرگ شده و پررویی را به اسم اعتماد به نفس به عامه میفروشد.
قربان شما

 
At April 28, 2009 at 2:02 AM , Anonymous مهدي said...

واقعا چرا؟؟
خفت آور است . شخصا شرمم مياد كه بگم اينچنين رييس جمهوري دارم ، اينچنين دولتي ، اين چنين مجلسي كه ساكت است ، اين چنين حكومتي كه همه ساكتند .

 
At April 28, 2009 at 2:20 AM , Blogger shb said...

اين جيفه دنيوى چه به روز آدمها كه نمياورد!

 
At April 28, 2009 at 2:27 AM , Anonymous Anonymous said...

نه خیر جناب بهنود تندروی نکنید و زیاده از حد نمک بآش نپاشید
که شوری آن دل میزند ...قربانت گردم اینکه احمدی نژاد گفته آمریکا
باید گام اول را بردارد بخاطر آنست که هم خاتمی هم این دولت بارها
گفته اند این آمریکا بود که یکجانبه قطع رابطه کرد تا با تمام قوا بتواند
انقلاب را بشکست بکشاند و تحریم ها و قلدری هایش هم از این منظر
قابل توجیه است اما ایران هم بیکار ننشست چه با تشکیلات حزب الله
و کمک بگروههای فلسطینی و در عراق و افغانستان تا حد ممکن و مقدور
مشکلات عظیمی برای امریکا درست کرد و فعلا هم با مسیله اتمی رسیده
بجایی که جز راه حل مسالمت جویانه چاره ایی ندارند و اوباما راهی بر
خلاف دول قبلی امریکا در پیش گرفته و ....احمدی نژاد میگوید بفرمایید
که راه جدید چیست !؟و هر چه زودتر بهتر وگرنه دیر شدن ها مشکلات
جدیدی پیش راه میگزارد ٬ حالا برداشت شما این زودتر !!را گره زده اید
بدرخواست التماس آمیز برای کمک بانتخاب شدنش !؟ ودخالت دول
دیگر در انتخابات داخلی !؟

 
At April 28, 2009 at 3:39 AM , Anonymous Anonymous said...

بهنود جان تو هم آره؟
بابا مگه یادتون رفت که در سال 1375 جناب آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی ایدئولوگ اصولگرایان بی اصول و ماکیاولی در لندن برای به قدرت رساندن آقای ناطق نوری با نیک براون رییس اداره ایران در وزارت امورخارجه انگلیس دیدار و قول خواستار همکاری استراتژیک میان ایران ، انگلیس و آمریکا نشد؟.
از شما بعید است که اینقدر فراموشکار باشید.
جالب اینجاست که اصولگرایان رقبای خود را متهم به نوکری آمریکا می کنند ولی هر بار دم خروس از زیر عبای اینها بیرون میاد. اکنون موقع آن رسیده که آقای مصابح یزدی مرشد و مولی

احمدی نژاد صریحا اعلام کند که چمدان های دلار آمریکا برای راستگرایان و یا اصولگرایان بود و نه اصلاح طلبان.
بهنود عزیز لطفا یکبار دیگر کتاب مذاکرات لندن لاریجانی را بخوان
این کتاب 4متن گفتگو
دارد که
3تای آن نوشته لاریجانی است و تنها یک مورد آن واقعی است. همین متن
واقعی از سوی لاریجانی

نمره منهای ده گرفته است.

 
At April 28, 2009 at 4:09 AM , Blogger mahyar said...

جناب بهنود ازشما بعید است آیا کتاب رابرت دریفوس را نخوانده اید
آیا از مذاکرات ریچارد کاتم با آیت الله خمینی بی اطلاعید
احمدی نژاد هممانند سلفهای خود می خواهد ازفرصت استفاده کند
شما سران جمهوری اسلامی را با زنده یاد مصدق یا دکتر صدیقی یا سایر رجال خوشنام اشتباه گرفته اید

 
At April 28, 2009 at 4:46 AM , Anonymous Anonymous said...

من هم مثل آقای بهنود رايی را که می توانم بدهم دست ِ کم نمی گيرم. برای آن ارزش بسيار قائلم. برای شناسنامه ی سرخ رنگ‌م، و صفحه ی آخرش، که منتظر است مهر انتخابات وزارت کشور بر رويش ثبت شود، احترام قائلم. اين رای، آن قدر ارزش دارد، که سياست‌مداران کارکشته به دست و پا افتاده اند تا آن را از من بگيرند. آن را مالِ خود کنند. برای به دست آوردن اين رای، چه کارها که نمی کنند! گذشته را وارونه می کنند؛ تاريخ را تحريف می کنند؛ بر جنايات سرپوش می نهند؛ راست را دروغ و دروغ را راست جلوه می دهند؛ خود را مدرن نشان می دهند؛ خود را پيشرو نشان می دهند؛ ادای وب لاگ نويس ها را در می آورند؛ طرح های مترقی صادر می کنند؛ وعده ی برچيدن گشت ارشاد، آزاد شدن ماهواره، پر سرعت شدن خطوط اينترنت، آزادی مطبوعات، کم کردن سانسور، بازگرداندن آبرو در محافل بين المللی می دهند. حتی اگر فکر کنند، يک درصدِ وعده هايی که می دهند، قابل اجرا نيست، باز از وعده دادن چيزی کم نمی گذارند. نامزدهايی که مدرن نيستند، و بيشتر از مدرنيسم به امدادهای غيبی متکی اند، سيب زمينی توزيع می کنند؛ پرتقال توزيع می کنند؛ بليت استخر توزيع می کنند... همه ی اين ها به خاطر رای من؛ همه ی اين ها به خاطر رای تو. همه ی اين ها به خاطر مُهر وزارت کشور که بايد در صفحه ی آخر شناسنامه ی من و تو بخورد.

اما من همان طور که آقای بهنود نوشته اند، برای رای ام ارزش قائلم. آن را به هر کس نمی دهم. به آدم دروغگو نمی دهم. به آدم بدسابقه نمی دهم. به آدم جنايت‌کار نمی دهم. به آدمی که حس کنم می خواهد من و تو را گول بزند نمی دهم. به آدمی که وعده های دروغين بدهد نمی دهم. به آدمی که وعده های غيرقابل اجرا بدهد نمی دهم. به آدمی که قيمت رای مرا معادلِ چند کيلو سيب زمينی و چند کيلو پرتقال و چند بليت استخر بداند نمی دهم. چون همان طور که آقای بهنود نوشته اند، اين رای ارزش دارد. نه تنها برای نامزدهای رياست جمهوری که برای خودِ من هم ارزش دارد.

من شخصيت خودم را، وجدان خودم را، صداقت خودم را، نيک و بد خودم را، آزادگی و انسان دوستی خودم را در نامی که بر روی اين رای می نويسم می بينم. در صندوقی که اين رای را به داخل آن می اندازم می بينم. اين ها که نام شان را می توانم و اجازه دارم بنويسم کيستند؟ اين صندوق ها که می توانم و اجازه دارم رای خودم را به داخل آن ها بيندازم از کجا آمده اند، و برای شمارش به کجا می روند؟ چه کسانی می توانند رای مرا قبول يا باطل کنند؟ من خودم را در همه ی اين ها می بينم.

رای من، که ستايش اش می کنم، تنها وسيله ای ست که برای من باقی گذاشته اند. من می توانم، آزادانه آن را در اختيار کسانی که قبول شان ندارم قرار دهم. و نيز می توانم آزادانه آن را برای خودم نگه دارم و به کسی ندهم. ندهم تا آن کسانی که خيلی برای به دست آوردن رای من تلاش می کنند، خيلی برای به دست آوردن رای من راست و دروغ به هم می بافند، خيلی برای به دست آوردن رای من نقش بازی می کنند، بفهمند که آن ها را قبول ندارم. رای من همان قدر که به درد تائيد می خورَد، به درد نفی هم می خورَد. اين تنها وسيله ای ست که با آن می توانم بدون درگيری، صدای خودم را به گوش مسئولان برسانم. به آن ها بگويم، من اين رایِ محترم را به شما نمی دهم. نمی گذاريد به کسان ديگر بدهم، مشکلی نيست، اما اين رای نصيب ِ شما نيز نخواهد شد. من هم مثل آقای بهنود برای رای خودم، ارزش بسيار قائلم و برای حفظ ارزش آن، آن را برای خودم نگه می دارم.
"نقل از ف. م. سخن
کشکول خبری هفته (۷۹)

 
At April 28, 2009 at 6:06 AM , Anonymous Anonymous said...

اقا بهنود با نزدیک شدن انتخابات بار دیگر فشار خون سیاسیی-احساسی شما بالا رفته باز گنگ و مبهم .اول اینکه یک کشور و یک ملت کم غرور را نام ببرید تا فشار سنج غرور ملت ایران رابزنیم که بفهمیم عزت و غرور ملی ما چند متر مکعب بیشتر از دیگران است .مثالهای تاریخی شما هم انچنان نخ نما شده که با هیچ چسبی به 2009 نمیچسبد.لمپنی چون احمدی نژاد اتفاقا اینبار به درستی تاکتیک انتخاباتی را بکار گرفته و به درستی میگوید که تا دیر نشده اقدامی بکنند چون دیگران تدارکچی و به حکم حکومتی زنده خواهند ماند.صراحت ایشان چرا بد تر از فریبکاران اصلاح طلب است ؟ در ضمن کجای این کارکه مبارزه انتخاباتی و تاکتیکی سیاسی متداولی است غیر قانونی و غیر (عرفی؟) است.علی

 
At April 28, 2009 at 7:50 AM , Anonymous Anonymous said...

به نظرم می رسد بعضی از دوستان حالشان خوب نیست افسوس که اگر من چیزی بنویسم آقای بهنود آن را سه نقطه می کند فقط خواهش می کنم این حرف های تکراری و نخ نمای این جماعت [...] را بخوانید که موقع انتخابات با تندرو ها و حزب الهی هم همصدا می شوند و بخشی از ماجرای بدبخیتی کشور در سی سال گذشته به دوشت همین هاست.
آخه علی آقا جانم [...] این جمله سرکار چه معنا دارد که یک کشور کم غرور را نام ببرید... برادر خودت نمی دانی چه می گوئی . آقای بهنود کاملا روشن است چه می گوید و یک بار هم به صراحت گفته در صدای آمریکا. حرفشان این بود که اگر می توانید حکومت جمهوری اسلامی را تغییر بدهید یا الله. اما اگر نمی توانید و در اقلیت هستید باید وقتی که باران امد چتر باز کنیم. یعنی وقتی کسی آمد که داشت مملکت را به باد می داد - مثل حالا- چتر باز کنید هی صفحه تان خط برندارد تدارکچی و چی چی ... ما جوانان ایران در دوران خاتمی وضعمان بهتر بود موزیک داشتیم نفس می کشیدیم و زندگی داشتیم. اما در این چهار سال نداریم. حالا تو خودت را بکش. ما می خواستیم به خاتمی رای بدهیم و حالا با اکراه به موسوی رای می دهیم به امید کمی بهتر شدن وضع. تفهیم شد. صدا می آد؟ با برجک را زده اند؟

 
At April 28, 2009 at 7:51 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود نگوئید کار دشوار آقای ثمره . کار هیچ کس به دشواری شما نیست . می خواهید یک عده صد در صدی را با اهنگ نسبیت و تعادل و تسامح آشنا کنید می بینید که در کامنت ها چه می نویسند.

 
At April 28, 2009 at 8:24 AM , Anonymous nazanin said...

ایرانی بودن در این عصر یعنی باور به اینکه هیچ چیز محال نیست. بعد هم اگر مثل قشر سیاسیون هم بگوییم هدف وسیله را توجیح می کند که دیگر هیج محالی هم وجود نخواهد داشت. اما سوالی که من دارم این است: آیا مردم ما واقعا مخالف ایالات متحده هستند و رابطه نمی خواهند؟ در این صورت برقراری هرگونه رابطه که به ضرر آقای رییس جمهور تمام می شود. و اگر هم نه مردم موافق رابطه هستند اگر حافظه شان یاریشان کند که خب می دانند این چند سال امور چگونه بوده اند!

 
At April 28, 2009 at 8:57 AM , Anonymous محمود said...

بهنودجان درود!

در جواب پرسش‌تان باید گفت مصلحت‌جویی آقایان این‌است که در حوزه‌ی فرهنگ و هنر مملکت دیگر کتاب‌هایی چون «نیمه‌ی غایب» جناب "سناپور" برای بار شانزدهم مجوز نگیرد و البته نمایش‌نامه‌های «لورکا» و... چرا که کم نیستند کتاب‌هایی که از معجزه‌ی آقایان با کاغذ دولتی بنویسد.

مصلحت‌جویی آن‌است‌که مملکت به روزگار «خاتمی» برنگردد که دانشجوی‌اش به قول رییس‌جمهورِ وقت آزادانه حق اعتراض داشت و زبان به اعتراض به بزرگ‌ترین مسئول مملکت آزادانه می‌گشود و فردا در بازداشت‌گاه وزارت اطلاعات نبود.

مصلحت آن‌است‌که بودجه‌ی مملکت و پول نفت به سمت سازمان‌ها و نهادهای تبلیغاتی دولت پیش برود و نه صرف بنگاه‌ها و سازمان‌های تحقیقاتی خصوصی! تا می‌شود مسجد و امام‌زاده‌های دروغکی ساخت و بر سر زد و از خاک خوزستان برای دیگران تبرک برد.

چه کرد این «مستر همفر» با ما خدا می‌داند! حالا هم آن‌گونه که از محافل عوام و خواص پیداست دیگر رگ‌خواب ملت را گم کرده‌اند و ملت بیدار است. امیدوارم که به خاطر چند کیلو سیب‌زمینی و پیاز باز رای‌ها ناخواسته و از سر ناآگاهی به صندوق اصول‌گراهای بی‌اصول ریخته نشود. دوستانی هم آب به آسیاب رقیب می‌ریزند بی‌این‌که بدانند چه می‌کنند و به سرنوشت خود پشت‌پا می‌زنند.

بهنود عزیز
این مقاله‌های اخیرتان آنان را سخت آشفته کرده. ضمنن باز نمودن سایت‌تان هم یک اقدام پولوتیک از جانب دولت است تا نشان دهند شما برای «انگلیس» کار می‌کنید و با آن‌ها یار هستید. اما کور خوانده‌اند. اینان با حمایت از سایت و بلاگ‌هایی که از فیلتر عبور نمی‌دهند در واقع تبلیغاتی منفی برای آن شخصیت ایجاد می‌کنند و حکایت سایت‌بلاگ شما هم چنین است. کاش در این زمینه هم مطلبی بنگارید.

شاد زی

 
At April 28, 2009 at 4:22 PM , Anonymous بارانی77 said...

خب استاد عزیز وقتی راست است دیگر چه چیزی را تکذیب کند؟ خب لابد گفته دیگر. همین یک بار هم که تکذیب نکرده حالا شما می گویی تکذیب کن. خب دولت محقر است. حقارتش را که نمی تواند تکذیب کند. حقیقت و ماهیتش را که نمی تواند تکذیب کند. هرچه تکذیب کند مسخره تر می شود

 
At April 29, 2009 at 12:31 AM , Anonymous Anonymous said...

استاد بهنود
کي ميخواهيد راجع به ظل سلطان يک چيزي بنويسيد؟
حرام زاده اي بود.
درسته که مي گن صارم الدوله مادر خودش را کشته؟
از خوبهاي قاجار زياد مي نويسي ولي خودت خوب مي دوني که چه کارهايي اين قاجارها توي ايران کردن .يک دفعه ديدم از احمد شاه تعريف کرده بودي
ضل سلطان و حاج آقا نجفي اصفهان را نصف کرده بودند بين خودشان. وتا حالا نديدم چيزي ازاينها بنويسي

 
At April 29, 2009 at 9:41 AM , Anonymous haghmadar said...

بله منم با حرفای جناب بهنود موافقم در همین مصاحبه دیشب جناب احمدی نژاد با خبرنگار شبکه ان بی سی اشون از مواضع قبلی خود عقب نشینی کردند و در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر داشتن پیش شرط در مذاکرات آتی از طرف دولت ایران: احمدی نژاد با گفتن واژه چارچوب و مشخص شدن ان در مذاکره از پیش شرط داشتن ایران در این مذاکرات گذشتند تا با این ترفند بتونه نظر مردم رو نسبت به آینده کشور و خودش عوض کند همون کاری که در انتخابات دوره قبل انجام داد
http://40chele.parsiblog.com/947074.htm

 
At April 29, 2009 at 10:16 AM , Anonymous Anonymous said...

Agha Jan,
Deletoon khoshe ha.... Hala in nashod, Mirhossein beshe... khobe doran e nokhostvazirish yademoon hast hanooz... age ishonam nashod raEse roozname Etemad e Melli ke shoma barash ghalam mizani beshe, ke dige az hame ham behtare.... chekhash ke ishala be moghe mirese... En sha Allah
Ghorbane shoma-
London khosh begzaRE

 
At April 29, 2009 at 11:06 AM , Blogger Mehdi said...

رای آوردن و رییس جمهور ماندن (البته نه فقط نماینده ملت ایران بودن بلکه نماینده کل ملت های جهان!!!) به هر قیمتی برای احمدی نژاد مهم و نه چیز دیگه!!! بس انتظار نابجا نباید ازش داشته باشیم!
صرفاً حماقت و خرد کردن شخصیت ملت ایران در دنیا

از بابت نوشتتون هم ممنونم که خیلی جالب بود، مثل همیشه

 
At April 29, 2009 at 4:37 PM , Anonymous Anonymous said...

lets see what Ahmadinejad said here:

http://www.youtube.com/watch?v=QMwdlOk2wMw

http://www.youtube.com/watch?v=77eeYWxbqWQ

If Gandhi had said the same things about the plight of the Palestinian people and Israel's crimes everybody would cha cha and bah bah,
But since it is Ahmadinejad and some are against him, then what he says gets lost.
This how we are. We listen to the man not what he says.

If Mr. Ahamdadinejad said one thing that was illogical and embaressing in that interview can you mention it?
Admit it people you dont like the man not what he says.

 
At April 30, 2009 at 2:44 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود ٬ شما هم در بعد ملی گرایی نوع مصدقی همواره فکر میکنید
شیخ امروز هم مثل شاه دیروز وابسته بقدرتهای خارجیست و این در خون
شما رسوخ کرده البته وابستگی شاه طبق اسنادتاریخی مسجل بود چون
پایگاهی در بین مردم نداشت و چاره ایی هم نداشت اما روحانیون بالاخره
از همه احزاب و گروه های وجود داشته یک سر و گردن بالاتر بوده و هستند
حتی از ملی گرایان دوره مصدق که عمرش کوتاه بود . اینکه انگلیسی ها
همیشه با مذهبیون منطقه روابطی داشته اند شکی نیست اما این فقط یکی
از شگردهای سیاسی انهاست که حکومت وقت را بهتر و بیشتر بتوانند زیر
منگنه خود درآورند یا باصطلاح بچلانند اما حالا که در ایران حکومت از
طبقه روحانیست مسلما باید گروه یا حزبی را یاری کنند تا در منگنه
گذاشتن حکومت فعلی انها را کمک کند ...مثل اعوان و انصار رژیم گذشته
یا حتی مجاهدین خلق یا ملی گرایان کم مایه !! و یا چپها که همه فعلا
در لندن فعالند

 
At April 30, 2009 at 5:57 PM , Anonymous Anonymous said...

مسعود عزیز

شاید زیاد جستجو نکردم ولی از آنجا که ایمیل مستقیمی از تو در دست نداشتم خواستم اینجا عرض کنم که همانطور که خودت اشاره کردی سخت است از عادل فردوسی پور ایراد گرفتن و درست هم بود

جام باشگاههای اروپا هر مرحله یکبار قرعه کشی میشود

امید

 
At May 1, 2009 at 2:26 AM , Anonymous Anonymous said...

آیا اسراییل یک کشور دمکرات است !؟

البته که نه ٬ اولا بخاطر نفوذ بیش از حد مذهبی ها هنوز قانون اساسی یا
همان کانستستیتیوشن که اصل بنیادین یک کشور دمکرات است را ندارد
چون متعصبان مذهبی یهود اعتقاد دارند تا آمدن دوباره موسی از جانب
خدا آنها بهیچ نوشته ایی گردن نمیگزارند !!! و اصلا اعتقادی ندارند
اینکه سیستم فعلیشان تقریبا خوب کار میکند همه دستپخت اشکنازی های
مهاجر از اروپا هستند که بالاخره پس از قرنها زندگی در اروپا فرهنگ انها
را باسراییل منتقل کرده اند ... اما از بد حادثه بیشترین سیاست مدارانشان
از شرق اروپا امده اند و تا نفسهای آخر در مسندهای صدارت مانده گار
میباشند مثل گلدا مایر یا شیمون پرز یا اریل شارون یا نتیان یاهو و
اسحق رابین و ....انگاری وقتی بشرق میایند درست مثل شرقی ها !!باید
که تا آخر عمرشان دو دستی بصندلی های قدرت بچسبند وگرنه از کارتر
تا ریگان و فورد و نیکسون و کلینتون و تاچر و ویلسون و بلیر که وقتی
رفتند دیگر خبری نیست اما شیمون پرز هنوز در مصدر قدرتست !!؟
و یا دیگر پیر و فرتوتشان ...خب این دمکراسی نیست بلکه حکومت
خبرگان جامعه است که در این منطقه سابقه تاریخی دارد

 
At May 1, 2009 at 3:52 AM , Anonymous Anonymous said...

دوست عزیزی که درباره اسرائیل به خودشان زحمت داده اند هیچ ننوشته اند که این ها به ما چه مربوط است به این پست چه مربوط است اصلا به ملت ایران چه مربوط است مگر ما قاضی دنیا هستیم مگر روسیه و دیگران درست اند . بابا دست بردارید از این همه غفلت. این ها را مشتی درست کرده اند که بر من و شما حکومت کنند. افسوس . اگر می گویند دلشان به حال فلسطینی می سوزد بپرسید چرا برای چچنی نمی سوزد چرا حالا دیگر حرفی درباره بوسنی و مسلمانان آن جا نمی گویند چون که بیکینی می پوشند. پول هائی که جنتی آن جا خرج کرد چه می شود.

 
At May 1, 2009 at 4:01 PM , Anonymous فرامرز said...

چرا تکذیب کنند؟ به قول توفیق: چیزی که عیان است، چه حاجت به چاخان است؟
شاید هم دارید کنایه میزنید. نمیدانم، به هر حال آن چه در خبر آمده، اگر هم به زبان احمدی نژاد نیامده باشد، به واقع بیان حال وضعیت ایران است که پس از سالها تکروی و چله نشینی، تازه متوجه شده است که این حرفها برای فاطی تنبان نمیشود و چاره ای نیست جز همراهی و همکاری با دنیا و مردم دنیا، تا بلکه در این بلبشو بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و با طناب نفت بیشتر از این در چاه فرو نرود

 
At May 2, 2009 at 6:10 AM , Anonymous Anonymous said...

یک ایرانی در لندن در اعتراض به اعدام دلارا دارابی٬گیسهایش را برید.

یک ایرنی در اعتراض به اعدام دلارا دارابی امروز صبح در مقابل سفارت ایران در لندن موهای خود را برید .

این خانم ایرانی که سیاه پوشیده بود و عکس دلارا را به سینه چسبانده بود گفت :من چند روز پیش در اجتماع مقابل سفارت ایران در لندن که از طرف امنیستی برگزار شده بود شرکت کردم .هدف این اجتماع توقف حکم اعدام بود که برگزار کنندگان اظهار امیدواری کردند که بتوانند رضایت خانواده مقتول را بگیرند.

وی که نخواست نامش برده شود گفت : دیروز که خبر را خواندم خیلی ناراحت شدم .

وی افزود:هدف از این کارش ابرازهمدردی وتلاش برای متوقف کردن مجازات مرگ درایران و جهان است .
ba tashakor liela london

 
At May 2, 2009 at 1:18 PM , Anonymous Anonymous said...

please write somthing about this:
فاجعه زیست محیطی در تالاب پریشان : آتش زدن نیزارهای تالاب پریشان تعداد بسیار زیادی از پرندگان مهاجر و لاک پشتهاو مارها و جانوران خشکی زی اطراف تالاب رابه طرز دردناکی به کام مرگ برد

 
At May 2, 2009 at 3:57 PM , Anonymous Anonymous said...

من کاری به این ندارم که در اسراییل دموکراسی است و یا نه اما اگر این دوست گرام که می فرماید در اسراییل مذهب یهود حاکم است و دموکراسی نیست می پرسم:
بیش از 50 سال است که اسرائیل در منطقه حاکم شده است و علیرغم داشتن دشمن فراوان در داخل(مسلمانان و یهودی های متعصب) ولی تعداد افرادی را که این کشور به عنوان دشمن کشته کمتر از کشتار دولت ایران در این 30سال است.
لطفا روزنامه های سال 60،61و 62 را ببینید که هر روز لیست بلند بالایی از اعدام شدگان را داشت (دست کم 50 اعدامی).
لطفا به کتاب آمار آقای منتظری قائم مقام رهبری نگاه کنید که می گوید بین 3500تا 4500نفر پس از عملیات مصاد کشته شده اند.
خواهش می کنم به علت استعفای دوری نجف آبادی وزیر اطلاعات دولت خاتمی نگاه کنید. وزارت اطلاعات دیگر اندیشان را می کشت و یک اتوبوس نویسنده را به سوی دره روانه کرد.
خواهش می کنم نشان دهید که اسراییل کی اینهمه نویسنده کشته است.
بیش از 100 روزنامه در کمتر از یک دهه در ایران تعطیل شد آیا شما دیده اید حتی یک روزنامه در اسراییل تعطیل شود؟
آیا انتقادهایی که روزنامه های اسراییلی علیه دولت خود می کنند، حتی یک روزنامه ما جرات چنین کاری را دارند.
تعداد دانشجویی که به زندان رفته و یا شکنجه شده اند را با اسراییل مقایسه کنید آیا حرفی برای گفتن دارید؟
آیا دست بوسی و یا خرافاتی که در ایران وجود دارد و دولت به آن دامن می زند در اسراییل وجود دارد؟
گروه گروه از تحصیلکرده های ما به خارج فرار می کنند ولی اسراییل را یهودی های تحصیلکرده خارجی ساخته اند و سرپا نگهداشته اند


ارش

 
At May 3, 2009 at 12:15 PM , Anonymous کوهیار said...

سلام به اقای بهنود عزیز
خیلی نگران این نقل قولی که از رئیس جمهور ما شده است نباشید زیرا که به چند دلیل محکم بسیار بسیار واضح و مبرهن است که این نقل قول نمی تواند درست باشد نه اینکه خدای ناکرده ریئیس جمهور محترم کشور میزبان(سوئیس) دروغ گفته است نه ! بلکه احتمالا اشتباه در ترجمه و این جور حرفها باعث سوء تفاهم شده است زیرا اگر ما از این بخت واقبال ها داشتیم که رئیس جمهورمان دراین مقطع زمانی واقعا عمق بحران را گرفته باشد وبگوید که ما هم از این اوضاع ناراضی هستیم که دیگر در این چهار سال اینهمه مشکل نداشتیم از شما بعید است که یقین ندارید که در چهار سال بعدی هم لامحاله رئیس جمهور کشور ایران مجددا شخص اقای احمدی نژاد است وخود ایشان هم به خوبی این را می داند ودلش از انجائی که باید ! قرص قرص است (اگر املای این کلمه را درست نوشته باشم) بنا بر این نیازی ندارد برای افزایش شانس ریاست چهار سال بعد دست به دامن اوباما وامثالهم شود-ظاهرا از جو داخل کشور خیلی اطلاع دقیق ندارید رئیس جمهور محترم از همان روزی که در پاسخ استعفای صوری و مصلحتی ثمره هاشمی نوشت:با استعفای شما موافقت می شود وامیدوارم در راه امر مبارکی که در پیش دارید مثل همیشه موفق وموید باشید! از همان لحظه مفهوم این عبارت این بود که بروید ومقدمات مراسم تحلیف را فراهم نمایید
در خاتمه هنوز هم بنده امید دارم که ای کاش این نفل قول رئیس جمهور سوئیس درست بود و ریئس جمهور ما ولو به قیمت نگرانی های ما نشان میداد که گاهی هم خرد و درایت به کار می اید حتی به سان وثوق الدوله

 
At May 3, 2009 at 1:39 PM , Anonymous Anonymous said...

بهنود بزرگوار کدام و چه را تکذیب کند؟. ابراهیم نبوی تا کنون چندین جلد کتاب در باره دروغهای چهار ساله این پدیده هزاره سوم نوشته است. مسیح مهاجری نیز گفته است که این دولت دروغ را واجب می داند.
حالا بفرمایید چه را تکذیب کند؟
شیبانی

 
At May 3, 2009 at 9:37 PM , Anonymous حميد said...

دوستان سوييسي خودي هستند. مطبوعات آن سوي مرز هم خودي هستند. داخل مرزيها نبايد از اين حرفها بزنند... ياد هدايت زنده كه نوشته بود اين سيست چيز كثيفي است.

 
At May 4, 2009 at 2:08 AM , Anonymous Anonymous said...

salam aghaie behnoud.
ajibe baraie man ke dar hich kodoom az site haie shoma hich email addressi az shoma vojood nadare.
dar haghighat bayad injoori shoroo mikardam ke in bar bar khalafe gozashte entekhabat pisheroo baram kheili mohem shode.amma sakht dargiram karde.delam mikhast ke ke dar in mored ba shoma mashverat konam amma hich email addressi az shoma peida nakardam. be hamin dalil az comment estefade mikonam. lotfan be man begid ke chetor mishe bashoma mokatebe kard. agar nemikhaid ke inja pasokhe man ro bedid man email address khodam ro migzaram ta shayad shoma email bezanid be man. dar akhar inke har shab hodoode saat 10:40 shab be omid didare shoma va shenidane harfatoon paie tv mishinam.

 
At May 4, 2009 at 3:00 AM , Anonymous Anonymous said...

این آقای آرش بجای بکار بردن منطق و استدلال سخت چسبیده اند بشایعه
و آمارهای من دراوردی اپوزیسیون برانداز انهم بکمک یاران اسراییلی !! و
امریکائیش ...عزیز هموطن آقای منتظری وقتی بجرگه مخالفان پیوست که
توسط خمینی از مسند قدرت برکنار شده بود و اگر هم چند نامه بخمینی
نوشته و شکایت از امنیتی ها میکرد بخاطر دامادش هاشمی بود نه دیگر
سیاسیون در بند ...اینقدر بامارهای اقای منتظری بسنده نکنید اما آنچه
راجع باسراییل نوشتم و شما را خشمگین !! کرده واقعیت سیاسی انکشور
است و اینکه بعنوان تنها کشور دمکرات منطقه !؟ بهش مینازند ٬ نوشتم
این شیمون پرز که چهل سالست یا نخست وزیر بوده یا وزیر و حالا هم
رئیس جمهور دایم العمر !! اگر دمکراسی واقعی حکمفرماست پس چرا
مثل غربی ها پس از یکدوره کنار نمیرود ؟ مگر کارتر یا کلینتون یا
تاچر و بلیر و شیراک که همدوره اش بودند الان در مصدر کارند !؟؟؟؟
حالا شما بچسبید بامارهای فرمایشی که در ایران صد هزار اعدام !؟
شده اند و ...تازه شرایط ایران انقلاب شده و ده ها گروه مسلح و جدایی
خواه و ...را با اسراییل ۵۰ ساله مقایسه نکنید و از همه مهمتر اگر سیل
کمکهای بیلیونی و بلاعوض از طرف دولهای غربی انهم با نفوذ کهکشانی یهودیان ان کشورها هر
ساله باسراییل نرسد نه این دمکراسی نیم بند وجود خواهد داشت
نه اصلا توانایی نگهداشتن کشوری بنام اسراییل ....تازه این همه
یهودی مهاجر از کشورهای مختلف حتما گروه کشی خواهند داشت
وگرنه کشور باین کوچکی چرا بیش از پنجاه حزب و گروه دارد؟
این دمکراسی نیست یک هردمبیلیست !! که نگاهدار و نگهبانش
در خارج از اسراییل که یک قطعه خاکی را باید در تصرف این
قوم داشته باشد که در هنگام وقوع حادثه ایی مثل نازی ها دیگر
احتیاجی برفتن سفارتخانه های دیگران نداشته باشند و ....؟

 
At May 4, 2009 at 11:29 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
در این اجلاس هیچ رئیس جمهوری شرکت نکرده بود. بله فرار بود که منتونگرو و توگو شرکت کنند که منصرف شدند.

 
At May 5, 2009 at 1:29 AM , Anonymous Mouris said...

از اینکه در میان نوشته بسیار زیبا و پربار خود اشاره ای به صیانت از آرا یا نظارت بین المللی هم نمودید بسیار تشکر می کنم. آقای عیسی سحرخیز همواره از داخل ایران زحمت پیگیری این مسئله بسیار مهم را می کشند که جای تقدیر دارد.
به نظرم حتی اگر جناب قاضی مرتضوی یا حجه الاسلام جنتی به ریاست جمهوری ایران برای چهار سال انتخاب شوند چندان مهم نیست اما داشتن اطمینان از برگزاری یک انتخابات سالم بسیار با ارزش تر است و ارزش نوشتن و پیگیری دارد.

 
At May 7, 2009 at 11:36 PM , Anonymous Anonymous said...

هر دولتی که حاضر شد جوونهاش تلف باشند ، خودش تلف خواهد شد. ببینید شاه چی‌ شد اینها هم همین سرنوشت رو خواهند داشت.خدا از ظلم اینها نخواهد گذشت.لطفا این قطعهٔ غمناک رو نگاه کنین و

خواستین با معین در تماس باشین.من فقط آیندهٔ جوان هارو نگرانم حالا هر کی‌ می‌خواد رئئس جمهور باشه.

http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
aazadeh.a@googlemail.com

 
At May 30, 2009 at 9:10 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام
آقاي بهنود ممنون از روشنگري
براي احمدي نژاد هدف وسيله را توجيه ميكندو عزت و غرور ملي چيزي جز ارضاء نيازهاي شخصي آنها نيست

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home