Sunday, February 1, 2009

برای آن که خوب بود و رفت


این کارتون نیک آهنگ و در زیر هم یادداشت کوتاهی است که برای سالمرگ احمد بورقانی و ویژه نامه ای نوشتم که سهام تهیه کرد و در مراسم توزیع شد. تا جای خالی مرا در انجمن صنفی و خانه هنرمندان پر کرده باشد.

هیچ نگو. نه اشک بریز، نه غصه بخور، نه دماغت را بالا بکش، اگر دلت می خواهد چشمانت را ببند فقط. بایست این جا کنار دیوار و چند دقیقه مجالم بده تا برایت حکایتی بگویم از آن که دستانش از ابتذال شکننده ترست، از مرگ.

واقعی ترین، طبیعی ترین و عادی ترین پدیده عالم. لازم ترین هجران ها که با خود تیزترین دردها را می آورد در حالی که خوش ترین رهائی ها در آن است. اگر برای همگان نیست باورم این است که برای احمد بورقانی بود. که سالی از رفتنش می گذرد و هنوز داغش تازه است.

به سبک خودش اگر قرار باشد با شوخی و بذله ادامه دهم بایدم گفت "راستی اگر مرگ نبود و الان هیتلر و کلئوپاترا و ناپلئون پیر و جد اندر جدمان همه شکسته در خیابان ها ولو بودند و یا در خانه سالمندان بسته. چه دنیای عجیب و بدی بود. چه دنیای بی رحمی می شد. نه بابا همین بهتره بیا بریم ختم".
[][][]
در جائی خواندم جمله ای که گویا از نلسون ماندلاست. نوشته بود فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران. زلال كه باشى، آسمان در توست.
احمد از دوستداران ماندلا بود. سه سال قبل در تلفن از او پرسیدم مسافری می آید اگر قرار باشد که چیزی برایت آورد چه باشد بهترست گفت کتابی. گفت چه کتابی. گفت کتابی که خوب ماندلا را معرفی کرده باشد. و اضافه کرد که من مسحور این آدمم. اگر نمی گفت هم می توانستی فهمید که کسی مانند احمد به کسی چون ماندلا نمی تواند دلبسته نباشد.

اگر حافظه ام درست به یادآورد بورقانی، پیش از ماندلا مدت ها محو شخصیت مهاتما گاندی بود.

آری آدمی را بیداری هایش می سازد و خواب هایش نشان از آرزوهای اوست. در خواب های احمد بورقانی گاندی و ماندلا بود. در جامعه ای که بیشتر صدای آن ها می شنویم که در خوابشان اگر نه هیتلر، می توان دید که استالین زنده است. ضدغرب، ضد سرمایه داری، قهرمان جنگ و سخت گیر با دشمنان خلق.

بورقانی نه در خواب و نه بیداری شبیه به اکثریت ما نبود. با آن که سهام الدین در اولین نوشته وبلاگش درباره رفتن پدری مانند احمد بورقانی به خود تسلی داد که شاید خیری در این بود. با خود زمزمه می کنم هر گاه که به یادش می آورم
:
چرا عمر تیهو و دراج کوته
چرا زاغ و کرکس زید در درازی


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At February 1, 2009 at 6:15 AM , Anonymous محمود said...

بهنود عزیزم

سال گذشته در چنین ایامی در تهران بودم که خبر مرگ او را شنیدم و پستی به همین مناسبت داشتید!!!! امسال هم در تهران در چنین ایامی هستم و باز هم زنده‌یاد بورقانی! خدایش بیامرزاد

شاد زی

 
At February 1, 2009 at 10:59 AM , Anonymous ark said...

خیلی از ایشون به نیکی یاد میشه.خیلی زیاد همه هم از مردانگی و افتادگی و خوشرویی ایشان یاد می کنند.جالب آنست که گروه های متناقض سیاسی نسبت به بورقانی چنین حسی را دارند.الحق امسان بزرگی بود نه به خاطر پست و جایگاه و موقعیتش بلکه به خاطر خودش.شخصیتش

 
At February 1, 2009 at 12:04 PM , Anonymous behzad jj said...

با درود

در یک پست وبلاگم با رفتن دکتر بشیریه از ایران نوشته بود:
ماندنیها رفتند و رفتنیها ماندند!

احمد بورقانی هم از آن دسته بود ولی این رفتن کجا و آن رفتن کجا!!

ایران سربلند ایرانی سرفراز

 
At February 1, 2009 at 1:15 PM , Anonymous Anonymous said...

بهنود بزرگ
دستت درد نکنه که دسترنج نیک آهنگ کوثر بزرگ را در دید همگان گذاشتی.
خدایا پرودگارا
این دو تاثیر گذار بزرگ دنیای ادب و هنر را با افتخار به ملت ما باز گردان
خدمات بورقانی به دنیای مطبوعات کشورمان بسیار بود و او بود که موجب رسوایی شیادان جهل و ضد علم و ضدانسانیت در مطبوعات شد.
روحش شاد
مرادی

 
At February 2, 2009 at 2:49 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا / خانم جان بنده صد در صدی هستم و چاره هم ندارم ٬ خب اینجوری هستم دیگه
مرحوم بورقانی را درست نمیشناسم اما با کاریکاتور نیک آهنگ این چنین مینماید که
این مرحوم مسلمان غربگرا بوده مثل خود نیک آهنگ ولی آقای بهنود سکولار غربگراست
و مدل تفکرش فرق میکند نه اینکه اصلا دین و مذهبی نداشته باشد نخیر دارد اما رنگش
با بورقانی فرق دارد ٬ این کم رنگی و پر رنگی در بین همه روشنفکران موجود است البته
چپگرایان مسلح بایده الوژی مارکس و یا راستگرایان چسبیده بقبل از اسلام نه رنگی دارند و
نه حنایشان برای اکثریت مردم ایران رنگی !! دارد اما ماشاالله صدایشان گوش فلک را کر
کرده یک نگاه بانتخابات عراق بیاندازید نصف مردم در خانه نشستند و این نصفه که هم
امدند اکثرا بزور رهبران دینی بوده چه شیعه چه سنی چه عرب چه کرد ... اینگونه است
حال و روز ما شرقی ها دیگه عراق هم آزاد شده هم آزاده بابا این سرشت مردم شرقه
با توپ و تانک و مسلسل هم پذیرای غرب نستند حالا هی با عینک فرهنگ غربی از
ایران و عراق و ...ایراد بگیرید

 
At February 2, 2009 at 5:45 AM , Anonymous حامد رشت said...

آقای صد در صدی مگر فکر کرده ای شاخ غول را شکسته ای . مثل این که یکی بگوید من [...] هستم و بعدش هم شروع کند برای آدم ها صفت دادن نیکان این است بهنود آن است . بعد هم حرف های [...] بزند مانند این که همه روشنفکرها این کم رنگی و پررنگی را دارند. عجب چرا شما نرفتی جای پوپر و کانت بنشینی با این جهان بینی خیره کننده . برادر به جای این [...] کمی کتاب بخوان مطالعه کن دنیا را بشناس. وقت برای قضاوت کردن داری.

 
At February 2, 2009 at 8:16 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا بهنود نمی دانم که اخبار ایران را پی می گیری یا نه. ولی قیامتی به پا شده و انسان را به روزهای پیش از پیروزی انقلاب می اندازد و آ ن نوشتن مقاله مربوط به خانواده خمینی در روزنامه اطلاعات. این روزها با اعلام آمادگی خاتمی برای نامزدی در انتخابات مربیان اخلاق اصولگرایان که ماهیانه میلیون ها تومان برای اخلاقی کردن کابینه و مجلس پول می گیرند سخنانی می رانند که چهارپایان نیز حاضر به سر دادن آن نیستند. رسایی جوان در مجلس به گونه ای به خاتمی و مردم توهین کرده که گویی از روز نخست فاقد فرمان و ترمز بوده است. در رزوهای آینده بیشتر شاهد این خودزنی ها خواهیم بود.

 
At February 3, 2009 at 2:30 AM , Anonymous Anonymous said...

کامنت گزار نازنین شما که پوپر و کانت را خوانده ایی و شاید صدها کتاب دیگر از
نام آوران غربی بفرمائید بکجا رسیده اید !؟ آیا جامعه ایران شناخته اید !؟ عزیز هموطن
چند دهه قبل که جوان بودم دلم در گرو حماسه سیاهکل بود و تا چند سال بعد از انقلاب
هم با آنها بودم اما اشکال بزرگ من و ان گروه ها این بود که جامعه خودمان را خوب نمیشناختیم
کوبا و فیدل یا مائو و چین را قبله آمال میدانستیم ولی نمیدیدیم که فیلم قیصر میلیونها
ایرانی را جذب میکند و رزم ناو پوتمکین و دزد دوچرخه سینمای کوچک ب و ب را هم پر
نمیکند ...گیرم شما برعکس ما غربگرا باشید اما وقتی با فاصله زیاد از بطن مردم ایران
قدم بردارید بهیچ چیزی دست پیدا نمیکنید ٬ ما فکر میکردیم وقتی ۶۰ هزار نفر در شب های
شعر انجمن گوته آلمان جمع میشوند یا صد هزار نفر در حسینیه ارشاد دیگر ایران از ان ماست
اما خمینی صد ها برابر ما بخیابانهای تهران آورد و بعلاوه تمام مردم شرستانهای کوچک و بزرگ
که دیگر کاملا تیولش بود و مثل سیل جمع ما را برد حال دیگر آزموده را آزمودن خطاست چند بار !؟ امید وارم که از کتاب خواندن
غافل نشوی که مشغولیات خوبیست...؟

 
At February 3, 2009 at 4:10 AM , Anonymous انصافعلی said...

این دوست عزیز صد در صدی حرف دل ما را می زند آقای بهنود اگر شما هم به کامنت های برگزیده جایزه می دادید به نظرم نصیب این دوست می شد که اسم هم نگذ اشته . راست می گوید دیگر. ترا حدا آقای بهنود ایشان راست نمی گوید؟ انصاف بدهید

 
At February 3, 2009 at 10:32 AM , Anonymous پتاحور said...

مسعود عزیز تازه خانوم رو تموم کردم .. در انتها بیشتر از داستان ذهنم درگیر شخصیت تو بود .. آمدم برای تشکر
زمان زیادی بود به سایتت نیامده بودم اما حالا نام سایتت را بر پیشانی لینکهای موردعلاقه ام نشانده ام تا هر روز همراه باشم

 
At February 3, 2009 at 12:44 PM , Anonymous bamdad said...

با عرض سلام و خسته نباشید
غرض از قلم فرسایی
که سال گذشته وعده کردید در عوض روز ولنتاین از"اسپندارمز" بنویسید
که فاصله چندانی باهاش نداریم
امیدوارم با اینمه مشغله کاری فراموش نظر نگردد.

 
At February 3, 2009 at 1:40 PM , Anonymous مجنون جامونده said...

بنام حضرت دوست!!!
و امــا راجع به آقای بورقانی
خدایش بیامرزدش که نیک مردی بود از تبار نیکان افرادی مثل بورقانی در کویر خشک سیاست ایران همیشه دعای باران کردند که شاید این معجزه رخ بدهد فعلا که ابری است انشالله باران بیاید و این هوای گرفته ایران را از همه ....بشوید و پاک کند.

اما راجع به 30 سالگی انقلاب:
وای از این بهار آزادی
کــز گـل و بـرگ وشاخ شاخه آن
بوی سوزاندن عــشق می آیـد
دل مـن تنـگ آن زمستان است
که تو گفتی بهار می آید!!!!

نمی دانم شاید من اشتباه کنم
و امــــــــا ســــلام
مجنون جامونده
سوئد

 
At February 3, 2009 at 1:41 PM , Anonymous الحاج دوکتور علی said...

گلایه ای از پس سلامی
استاد عزیزم نه به غلو که به واقع چراکه من شاگردی مانده در شاگردی ام. تنگی وقتتان نشد مانعی که نپرسم آیا دموکراسی را می توان طوری تعریف کرد که فقط در معرض قضاوت محله نباشد و دور تر ها را هم شامل شود جوری که اتخابات سوری جاهایی مانند سوریه ، ایران محله ی بن لادن و نوار غزه را شامل نشود چون در دهکده ی جهانی که نمی شود چند کدخدا داشت یا اگر می توان لا اقل والی ها با حگومت مرکزی در تنافرنباشند. و گله هنوز از شما نیست مگر شما نیز جوابی ندهید.

 
At February 3, 2009 at 10:10 PM , Blogger حميد كارگر said...

و كاش آنانكه اصحاب قلم را بر نمي تابند بدانند كه فردايي هم خواهد آمد و در آن روز، بورقاني ها هستند كه نامشان نيك است نه محرمعلي خان ها

 
At February 4, 2009 at 2:13 AM , Anonymous Anonymous said...

اینکه ایران هم ماهواره بمدار زمین فرستاده جای تعجب نیست که حاصل کار و کوشش
شبانه روزی مردان و زنان دانشمند و با هوش ماست اما مهم اینجاست که چرا در گذشته
نکردیم و چرا ده ها کشور همطراز ما مثل ترکیه و مصر و پاکستان نمیتوانند ٬ شاید
بی بی سی در امور بین الملل بیشتر و بهتر از همه غربی ها دنیا را بشناسد که وسیله
دست این کشور استعمارگر دیروز و کمی عاقل امروز همیشه بوده و هنوز هم هست
خبرنگار زیرکش جان لایلز از تهران خبر را مخابره کرده اما چند توضیح مغرضانه
و کینه توزانه هم اضافه میکند که جان کلامست ...جان لایلز میگوید این پرتاب ماهواره
یک ویک آپ کال !؟ برای غربی ها باید باشد که اگر زودتر وارد عمل !!!؟؟ نشوند
آنوقت ایران دیگر حرف شنویی نخواهد کرد ٬ توجه کنید باین کلمه حرف شنویی که
همه بارش همان زیر یوغ ماندن قدرتهای سلطه گر و دیکته کردن امیالشان ... حالا
ان کامنت گزار عزیزی که بترکیه و تصمیم گیری های پارلمانیش و احترام امریکا
و اروپا برای قدرت ترکیه !!!؟ هموطن عزیز همه اینها که نوشتی درست اما تا
انجاییکه لطمه بمنافع حیاتی امریکا و اروپا نزند وگرنه سر بزنگاه مشت گره کرده
بر فرقش خواهند زد بقول ان کامنت گزار این دهکده جهانی فقط یک کدخدا میتواند داشته باشد
از جهاتی درسته اما فراموش نکنید که ایران سالیانی خودش کدخدا !! بوده و این
جدال دائمیش با کدخدایان بعدی بخاطر این بوده که پیش قاضی نمیشود معلق بازی

 
At February 4, 2009 at 4:52 AM , Blogger mahboobe said...

آقاي بهنود .
عجيب شد . پارسال در مراسم بزرگداشتش وقتي قلم طلايي را به او مي دادند من هم آنجا بودم . و سر تا پا شوق كه اسم كوچكم در كنار اسم بزرگ او خوانده مي شود .. عجيب است آقاي بهنود من در خواب و بيداري ماندلا را مي بينم ... گاندي را و در كنار اينها مسعود را احمد شاه مسعود را ... و لنگستن هيوز را در هارلم ...
آقاي بهنود سال گذشته گر چه در مراسم نبوديد اما حضورتان با كتابهايتان بود ..با كتابهايي كه حالا تكه اي از زندگي من اند و امسال هم بي شك در كنار احمد بورقاني بوده ايد در خواب هايش شايد ...

 
At February 4, 2009 at 1:06 PM , Anonymous Anonymous said...

برایم همیشه این پرسش مانده که چطور دولتی که با اخلاقی ترین فرزندان رسانه ای اش چون بورقانی و بهنود و صدهاتن دیگر را نمی تواند تحمل کند چطور می تواند ادامه حیات دهد؟
همه بدبختی ما این است که کشور به دست یک مشت گدا پیش از انقلاب افتاده وگرنه افراد خانواده دار با چنین شخصیت هایی برخورد خشن نمی کند و یا آنها را از هستی ساقط نمی کند. شاید اکنون مقایسه ای با دورانی که این ها می گویند "ظلم ستم شاهی" بشود بسیاری از چیزها روشن می شود. به راستی چه تعداد از مبارزین پیش از انقلاب که دست به اسلحه نبرده و یا از مبارزات مسلحانه حمایت نمی کردند، اعدام و یا شکنجه شدند؟
براساس آمار رژیم کنونی صدها نوجوان و جوان صرفا به جرم نوشتن و داشتن اعلامیه کشته شده اند.اگر رژیم شاه ستم شاهی است جمهوری اسلامی چه نوع جمهوری است؟ اینها که دست هیتلر و موسلینی و مغول و اسکندر را از پشت بسته اند.
شاهین

 
At February 5, 2009 at 2:05 AM , Anonymous Anonymous said...

بسیار دل انگیز و روح نواز بود جتاب بهنود یاد از گاندی و ماندلا .

 
At February 5, 2009 at 2:24 AM , Anonymous Anonymous said...

طفدار دو آتشه شاه سابق وقتی قضاوت میکند این چنین است که حکومت فعلی را با هیتلر و
موسولینی و چنگیز خان همطراز میداند تازه بامار کذایی اش که مینویسد صدها جوان بیگناه را
کشته و ...قیاس یعنی این که هیتلر یهود ستیز با کشتن شش میلیون یهودی بیدفاع و یا چنگیز
قصاب سگ و گربه و میلیونی انسانها با جمهوری اسلامی !!؟؟ از قدیم گفتند دیگ بدیگ میگه
رویت سیاه و سه پایه میگوید صل علاء ...طرفدار رژیم ساواک پرور از این بهتر قضاوت نمیکند
جالب اینجاست که میگوید بهنود و دیگران را رژیم سابق تحمل میکرد !!اما مثل اینکه
نوشته های بهنود را درست نمیخواند

 
At February 5, 2009 at 4:02 AM , Anonymous مرتضی said...

زندگی احمد بورقانی فرصتی بود برای نشان دادن امکان حفظ شرافت در منصب و مسند حکومت (هر چند مستبد) و طرفه آنکه مایه اثر هم بود. به قول قوچانی، برمسند مانده بود که کاری بکند وهر کاری نکرد که بماند...

 
At February 5, 2009 at 4:33 AM , Anonymous Anonymous said...

بهنود عزیز سلام
واقعیتش را بخواهید من شاهی هستم ولی از شمای نویسنده و خبرنگار با تجربه می پرسم. آیا در دوران شاه افرادی که دست به اسلحه نبرده و یا از ترور حمایت نمی کردند مورد شکنجه و اعدام می شدند؟ اگر آمار و ارقامی دارید لطفا بیان کنید که من مخالفتم را با سلطنت اعلام کنم. آیا سینما رکس آبادان توسط ساواک به آتش کشیده شد و یا حاکمان فعلی؟
آیا اتوبوس بهنود و 37نویسنده عازم ارمنستان توسط ساواک روانه دره شد و یا وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی؟
آیا هزاران زندانی سیاسی که پس از مرصاد در زندان ها کشته شدند توسط ساواک انجام گرفت و یا جمهوری اسلامی؟
آیا سعیدی سیرجانی، فروهرها، پوینده و مختاری و دوانی توسط ساواک کشته شدند و یا جمهوری اسلامی؟ آیا هیتلر نیز با نازیست ها همان برخورد را کرد که دولت اسلامی با نزدیک ترین یار و غارش سعید امامی و همسرش؟ برای اثبات اظهارات مشعشع رهبر که فرمود فروهرها توسط اسراییل ها کشته شدند، زن محجبهه امامی به خوابیدن زیر ده مرد متهم و شکنجه می شد تا به این خلاف های نکرده اعتراف کند. آیا درست است؟ آیا کشتار مردم در این 30 سال بیشتر بوده و یا در 58سال حکومت پدر و پسر؟ لطفا طفره نرید عدد بده تا هم خیال طرفداران موسلینی راحت شود و هم من سلطنت طلب. براساس نوشته آیت الله منتظری حدود 3500تا بالای 4000زندانی سیاسی پس از مرصاد کشته شده اند. آیا این دوست فهیم و طرفدار نظام بدون خشونت جمهوری اسلامی ایران آمار فوق را می پذیرد؟ آیا کشتن اسیر در عرف اسلامی جرم است و یا خیر؟ بفرما عدد بده.
دوستان زیاد ناراحت نشوند اگر آمار بدن خیلی خوشحال میشم.
باور کنید در طول جنگ در کنار شهید سردار سپاه کریمی بودم و از سال 1350هم خواهان سرنگونی شاه و چندین بار نیز توسط ساواک دستگیر شدم. اگر این دوست عزیز امروز طرفدار حاکمیت روحانی است ما از 60 سال پیش خواهان چنین حکومتی بودیم و دیوارهای حسینه ارشاد گواه حضور ما در درسهای مطهری، شریعتی ....
هست. روز قیامت حتما این دیوارها میان من و این دوستی که منو متهم به شاهی می کند قضاوت خواهد کرد.

شاهین
.

 
At February 5, 2009 at 5:04 AM , Anonymous Anonymous said...

روح بورقانی و همه کسانی که در راه آزادی ایران عزیز گام برداشتند شاد باد
سمیرا

 
At February 5, 2009 at 9:08 AM , Anonymous بهروز said...

آقای شاهی باور ندارم که شما ندانید که هر حکومت مسوول زمان خودست. معلوم است که در سال 65 شاه بنود که ظلم کند ولی آن وقت که بود کرد. کشت و خورد و برد. اما امروز مساله ما نیست. مساله ما همین حکومت است. اما مردم ایران حق دارند از شما که شاهی هستید به قول خودتان بپرسد چرا شاه کاری را کرد که مردم عصبانی شوند و حکومتی بدتر سر کار بیاورند. شاه چرا جزنی و بقیه را در تپه های اوین کشت چرا مرتضی کیوان را کشت چرا خسرو گلسرخی را کشت. حالا شما در مقابل این ها هی اسم بگذار حل نمی کند مشکل آن حکومت مغرور و عوضی را. می فرمانید عدد بده . نه عزیزم علت بده. جمهوری اسلامی از دل فجایع آن حکومت به دست مردم ایجاد شد. چرا کاری کرد که مردم از ترسش به آقای خمینی پناه ببرند. نه برادر درست همان جوری هستی که قدیم بودی در آن زمان لابد نمی گذاشتی کسی علیه خمینی نفس بکشد امروز هم تحمل نداری که کسی علیه شاه حرف بزنی چون که حالا شاهی شده ای . مبارکت باشد. اما مردم ایران کم کم آگاه خواهند شد و این بار خطا نمی روند انشاله .
بهروز

 
At February 6, 2009 at 12:51 AM , Anonymous Anonymous said...

استاد و سرمشق گرامي ، جناب آقاي بهنود عزيز
مي‌دانم که بسيار گرفتار هستيد ، پس کوتاه مي‌نويسم. مي‌خواستم لينک سايت شما را در وبلاگم بگذارم و براي اين کار اجازه مي‌خواستم.
ضمنا خوشحالم که بي‌بي‌سي فرصت ديدن چهره‌ي متبسم و شنيدن صداي گرم شما را فراهم کرد.
شب و روزتان به خير و به مهر
شهرام

 
At February 6, 2009 at 2:35 AM , Anonymous Anonymous said...

از دست بوس میل بپا بوس ! کرده ام
خاکم بسر ترقی معکوس کرده ام

دروغ گفتن کار آسانیست و بقول داریوش کبیر خدایا ملت ایران را از این سم مهلک نجات بده ٬ چگون یک مبارز
فعال !! مخالف رژیم مستبد سابق صد و هشتاد درجه چرخش میکند و میشود طرفدار آن رژیم !؟ گاه در احزاب
سیاسی غرب تک و توکی اینگونه میشوند اما هرگز هم موفق نبوده اند و بزودی طرد شده اند ... بنده باین ردیف
کردن های اعدام های شعاری و بیشتر افسانه ایی اعتقادی ندارم مگر با اسناد و ادله واقعی چرا که دلم بحال
خودمان میسوزد که بیشتر افراد هموطن را کم ارزشتر از گاو و گوسفند میانگاریم اگ ده یا صد نفر واقعی
باشند بهتر است بگوییم ده هزار !! یا صد هزار !!؟ اما غربی ها هرگز جز آمار واقعی چیزی بدروغ سر هم
نمیکنند مثلا تعداد کشته شدگان حادثه غم انگیز یازده سپتامبر را دانه بدانه با اسم و ادرس ارایه کردند یا
در عراق دقیقا تعداد سربازان امریکایی و انگلیسی و ...اما وقتی بمردم عراق میرسند اصلا معلوم نمیشود
صد هزار یا سیصد هزار یا ....چرا باید انسان غربی این همه ارزش وجودی داشته باشد و ایرانی و عراقی
این همه بیارزش ؟؟؟ در باره امار و ارقام که آیت الله منتظری بعد از خروجش !! از حکومت بخمینی و دیگران نوشته بحث زیاد است اما باز محکمه پسند
نیست وگرنه سازمان مجاهدین سالهاست که با استفاده از سناتورهای امریکایی هرچه سعی کرده دادگاهی تشکیل
دهد موفق نشده چرا !؟ چون طبق اسناد محک سازمان برای عملیات فروق جاویدان علنا اعلام جنگ با حکومت
وقت داده و اگر اسرانش اعدام شده اند قانون جنگ است ٬ اما در باره زندانیان اعدام شده طبق اسناد موجود
دادگاه سر پایی !!؟ بقضاوت سه آخوند که از تک تک طرفداران سازمان خواسته اند یا تواب !! یا اعدام !؟
و انها که پیرو گر سر برود هم برآن سریم بودند متاسفانه اعدام شدند و هزاران نفر هم با نوشتن توب نامه
آزاد و تواب شدند ...نه بنده و نه شما در آن لحظات شور و التهاب ان جوانان حضور نداشتیم که اراده و شجاعت
و شاید شرم حضور در مقابل دیگران که اعدام را انتخاب کرده بودند یا آنهاییکه بدلایلی توبه را پیشه کردند
چه گذشته اما قضاوت را بگزارید بوقتی که در یک محکمه بیطرف و یک قاضی عادل که تمام ادله دو طرف را
شنیده و حکم صادر کرده باشد هرچند خوشایند بنده و یا شما نباشد

 
At February 7, 2009 at 3:52 AM , Anonymous Anonymous said...

salam.mamnon ke yadavare name nike in aziz hastid.chandi pish shoma dar bbc goftid ke aghaye hadade adel mikhad ye ketab beneviseh az sheerhaye poshte mashinha,khastam begoyam inkar ghablan anjam shodeh.divane hakim laadri(yaani "nemidanam")gerdavarandeh "ebrahime sahba" ba moghadameh ostade bozorg dr bastani parizi nashre sorna.besyar ham ketabe ghatorist va hamchenin ketabe "mashin neveshtehha"taalife dr said jaafare hamidi.fekr mikonam agar eishan ghasd kardehand bayad az in mozoe motale gardand.magar inke bekhahand ba kopi bardari be teedade taalifate khod biafzayand.albate in dar beine asatid besyar shaye ast ke natayeje zahamate daneshjohayeshan ra be esme khod chap mikonand(ya daneshjo ra majbor mikonand esme ostad ra ham be hengame enteshar chap konad)

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home