Sunday, May 20, 2007

ترس از فعالیت پیران میانه رو

گزارشی را از لغو گردهم آئی محدود در سالگرد نهضت ازادی به نقل از سایت بی بی سی فارسی در دنباله همین صفجه بخوانید

ممانعت از برگزاری مراسم سالگرد تاسیس نهضت آزادی که جمع معدودی از اعضای این جمعیت و فعالان سیاسی در آن شرکت می کنند، از جانب آگاهان سیاسی نشان از حساسیت اوضاع داخلی ایران دارد که آستانه تحمل مسوولان را، برای برگزاری اجتماعات، به کمترین حد در سالیان اخیر رسانده است.

ناظران سیاسی معتقدند نگرانی از برپایی تجمع های بزرگ، عامل اصلی مخالفت مسوولان امنیتی ایران با تجمع های زنان، دانشجویان، کارگران و معلمان بوده است که در سال گذشته هر بار گردهمایی های مسالمت آمیزشان با واکنش تند و از جمله احضارها، دستگیری ها و حبس ها توام بوده است.

بتواره های ذهنی

سعید حجاریان در سالیان گذشته در مقاله ای گروه های تندرو را به داشتن بتواره های ذهنی متهم کرد که به گفته وی آنان را به این توهم می اندازد که هر حادثه رخ داده در گذشته و یا در نقاط دیگر در ایران امکان تکرار دارد و از همین رو باید پیشاپیش، به هر ترتیب مانع از آن شد.

به نوشته مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز - که هیچگاه از سوء قصد علیه جانش به طور کامل سلامت نیافت - همین بتواره های ذهنی وحشت از تکرار نمونه انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران و انقلاب های رنگین [مطابق نمونه اوکراین و گرجستان] را در دل تصمیم سازان انداخته است تا مانع از هر اجتماعی شوند که به نظر آن ها احتمال دارد تبدیل به انقلابی آرام و نرم شود که به براندازی جمهوری اسلامی منجر گردد.

مراسم چهل و ششمین سالروز تاسیس که قرار بود آخرهفته به صورت محدود در خانه آقای صباغیان از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی برگزار شود، با حضور نیروهای لباس شخصی در محل منتفی شد و عده ای از اعضای مرکزی نهضت آزادی در خیابان ایستادند و از مدعوین که از گروه های مختلف بودند عذر خواستند، از جمله دسته گل اهدائی سفیر فلسطین در تهران هم به محل برگزاری مراسم راه نیافت.

سایت رسمی نهضت ازادی همراه با خبر به هم خوردن این مراسم نوشت در سال های گذشته بر اساس سنتی دیرپا با حضور محدودی از روشنفکران، فعالان سیاسی، نمایندگان احزاب و حتی گاهی مسوولان پیشین جمهوری اسلامی برگزار می شد.

سابقه نهضت

نهضت آزادی تشکلی است که در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ خورشیدی تاسیس شد، بنیانگذاران و اعضای نخستین این جمعیت فکری-سیاسی مهدی بازرگان، آیت الله طالقانی، یدالله سحابی، رحیم عطایی و رادنیا بودند که در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ به تاسیس این تشکل پرداختند.

این تشکل که در زمان نخست وزیری علی امینی با پیامی از سوی محمد مصدق آغاز به کار کرد، چهارسال بعد با دستگیری و حبس سرانش به اتهام مخالفت با نظام پادشاهی عملا معطل ماند. اگرچه در همان زمان در دادگاه نظامی مهدی بازرگان به سران رژیم گفت که ما آخرین نسلی خواهیم بود که با شما با چنین زبانی سخن خواهیم راند.

این هشدار چند سالی قبل از تشکیل گروه های مسلح چریک نمونه برداری شده از چریک های کمونیست آمریکای لاتین بیان شد که در آن شاگردان آقای بازرگان هم سازمانی به نام مجاهدین خلق ایران به وجود آورده بودند. خود نهضت آزادی اما هرگز با طرح تئوری جنگ مسلحانه آشتی نکرد، چنان که در سال های بعد از انقلاب هم زیر فشارهای جمهوری اسلامی قرار گرفت، دعوت مجاهدین خلق را نپذیرفت و با تحمل مصائب در تهران ماند.

در سال ۱۳۵۷ خورشیدی آیت الله مطهری رییس شورای انقلاب شد، تعدادی از اعضای نهضت آزادی عضو شورای انتقالی، و مهدی بازرگان نخست وزیری دولت موقت را برعهده گرفت. با وجود آن که آیت الله خمینی در حکم نخست وزیری آقای بازرگان قید کرده بود که وی بدون توجه به وابستگی های حزبی به این سمت منصوب شده است، اما عملا اکثریت پست های کلیدی دوره انتقالی را همین گروه به عهده داشت.

با ترور آیت الله مطهری، سقوط دولت موقت، مرگ آیت الله طالقانی دومین رییس شورای انقلاب و آغاز قدرت گیری گروه های تندرو و روحانیون مخالف نهضت آزادی که به نرم روی و تعادل شهرت داشت، عملا نهضت آزادی ایران به فاصله ای کمتر از چهارسال بار دیگر به عنوان اپوزیسیون آماج انواع فشارها قرار گرفت.

با اعدام صادق قطب زاده اولین رییس رادیو و تلویزیون [بعدا وزیر خارجه دولت موقت] که عضو نهضت ازادی بود، صدور حکم اعدام برای عباس امیرانتظام معاون دولت موقت، و کشته شدن مصطفی چمران عضو دیگر نهضت ازادی و دولت موقت، این تشکل بار دیکر به شکل اپوزیسیون [این بار در جمهوری اسلامی] ظاهر گردید.

با پایان دوره اول مجلس شورای اسلامی [که مهدی بازرگان در آن حضور داشت]، آغاز درگیری خونین حکومت و مجاهدین خلق، عزل اولین رییس جمهور [ابوالحسن بنی صدر] در حالی که جنگ ایران و عراق هم با آزاد شدن خرمشهر، به نظر نهضت آزادی منطق خود را برای ادامه از دست داده بود، بخشی از سران نهضت آزادی به زندان افتادند و پس از آن بزرگ ترین اجتماعی که موفق به برگزاری آن شدند، تشییع جنازه مهدی بازرگان بود.

حساسیت های نظام

بعد از مرگ بنیاد گذاران و سپرده شدن دبیرکلی نهضت آزادی به ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت، و از قدیمی ترین همراهان آیت الله خمینی، عملا نهضت آزادی نیز همانند دیگر گروه های سیاسی شد که تا سال ۱۳۶۳ سرکوب شدند تا هیج امکان فعالیت سیاسی جز در حمایت کامل نظام وجود نداشته باشد.

این مجموعه باعث شد که نهضت ازادی به تدریج تمامی امکان ارتباطات مردمی خود را از دست بدهد و تنها بعد از دوم خرداد و روی کار آمدن دولت محمد خاتمی در گشایشی که در فضای سیاسی کشور پدید آمد، بار دیگر امکانی برای فعالیت گروه های موسوم به ملی و مذهبی پدید آمد.

با این حال در غیاب وزارت اطلاعات سخت گیر و ضد تشکل، این دادگاه ها و بخش های ویژه ای از قوه قضاییه بودند که با دستگیری و محاکمه این گروه از فعالان سیاسی نشان دادند که حساسیت ها بیش از آن که متعلق به دولت ها باشد ریشه در اندیشه های حکومتی دارد.

به باور بسیاری، گرچه نهضت آزادی با توجه به محدودیت های مدام نتوانسته به یارگیری افراد جدید و جذب نسل آینده دست یابد و جلساتشان به باشگاه موسفیدان موسوم است اما در مقاطعی مانند جنبش اصلاحات و در برخی نظرسنجی در دانشگاه های ایران آشکار گردید که عزت الله سحابی [عضو قدیمی اما منشعب شده نهضت ازادی] و ابراهیم یزدی مقبولیت چشمگیری در میان دانشجویان دارند.

آنچه در لغو گردهمایی کوچک و محدود سالگرد تاسیس نهضت آزادی در آخر هفته در تهران رخ داد، به جز نشان دادن حساسیت های نظام جمهوری اسلامی، یادآور بلاتکلیفی بیست و پنج ساله ای است که نسبت به برخورد با نهضت آزادی، در بخش های مختلف نظام وجود دارد.

روزنامه های جناح تندرو با استناد به نامه ای که همزمان با انتخابات دومین دوره مجلس توسط آیت الله خمینی به وزیر کشور نوشته شد، نهضت آزادی را غیرقانونی می خوانند در حالی که هیچ مرجع قانونی چنین حکمی صادر نکرده است. اما به گفته یک کارشناس سیاسی نگرانی و تلاش برای حفظ نظام امری است که هنوز در ایران بر قانون سبقت دارد.

چالش دو تفکر

کم نیستند نهادهای مدافع حقوق بشر که در بیانیه هایشان به عنوان نمونه از رفتاری یاد می کنند که با نهضت آزادی و اعضای آن صورت می گیرد. چنان که در چند باری که دولت جمهوری اسلامی در صدد تشویق نزدیک به پنج میلیون ایرانی مقیم خارج به بازگشت به کشور بر آمده، با این سئوال روبرو شده که وقتی نظامی نمی تواند جمع کوچکی از سپیدمویان نهضت آزادی یا گروه های ملی و مذهبی را تحمل کند چگونه می خواهد با گروه ها و دسته های دورتر از این، مدارا کند.

از دیدگاه تاریخی نهضت آزادی معرف گروهی از سیاست مردان دین باور اما میانه روست که همواره [چه در دوران پادشاهی و چه در جمهوری اسلامی] خود را چنان که معرفی می کند که در بند اول مرامنامه اش نوشته است "تابع قانون اساسی هستیم ... از قانون اساسی به صورت واحد و جامع طرفداری می کنیم و اجازه نمی دهیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و آزادی مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است، فراموش و فدا شود ..."

از جهت نسب شناسی نقطه مقابل نهضت آزادی که طبقه متوسط دین باور را نمایندگی می کند، جمعیت موتلفه اسلامی است که همزمان با نهضت آزادی از ترکیب هیات های مذهبی تشکیل شد و بازاریان و گروه های تندرو مذهبی را مظهرست.

از دیدگاه تحلیلگران تاریخی شکست تفکر نهضت آزادی در مقابل تفکر هیات موتلفه اسلامی در سال های نخست پس از انقلاب موجد تمام حرکت ها و تصمیم گیری های سیاست داخلی و خارجی است که سرنوشت دو نسل از ایرانیان و هم ربع قرن از عمر نظام حاکم را تعیین کرده است. از همان زمان که هواداران نهضت آزادی از دولت برکنده و راهی زندان هایی شدند که اعضای هیات موتلفه اسلامی مسوول آن بودند.

چالشی که این دو تشکل با تفکر متضاد را با اعضای کهنسال و سپیدموی خود تنها گذاشته و کمتر از نسل جدید را جذب کرده گرچه برخی نشانه ها حاکی است که درگیری در گذر ایام به سود نهضت آزادی و تفکر بنیادگذارانش جلو رفته گرچه هنوز آنان امکان برپائی جلسه محدودی در خانه یکی از اعضا را به دست نیاورده اند

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At May 21, 2007 at 12:19 AM , Blogger kaveh said...

با سلام به بهنود
ظاهرااهل ولایت که اولین حکومت خدا بر زمین را در دست دارند از سپید مویان پیر که میترسند هیچ،از زنان،دانشجویان...تار موی دختران ولباس زیر پسران(کلااز وجود انسان)میترسند.ولی چرا این دلیران بعد از سی سال هنوز بر سر کارند،جواب ساده است ما به یک تشکل منسجم واحد نیاز داریم نه 30 تشکل غیر منسجم.چرا چون دست چین کردن تعداد کمی از مخالفان برای سرکوب آسانتر از سرکوب تشکلی بزرگ ومنسجم است(کاری که سی سال براحتی انجام دادن اهل ولایت)حالا یا مشکلاتمان را برای اتحاد کنار می گذاریم،یا به این نوع زندگی ادامه می دهیم یا با کمک موشکها ی غربی کشورمان را آزاد(یا بهتر بگم نابود)می کنیم
پیروز باشید

 
At May 22, 2007 at 10:08 AM , Blogger morteza said...

نکته‌ای را جسارتا اضافه کنم به کلام دلنشینتان و آن اینکه نهضت آزادی در طول عمر دراز خود ثابت کرده میانه روی را "راهکار سیاسی" خود می‌داند نه" تاکتیک سیاسی". رهبر معنوی این تشکل(مرحوم بازرگان) کسی است که نه استبداد خودسر شاه و نه هیجانات بی مایه انقلاب او را از راه صلح و اصلاح‌طلبی خارج نکرد و این همه را در کنار حفظ اصول اخلاقی داشت و صد بار افسوس که اصلاح‌طلبان کنونی ایران میانه رویشان متناسب است با سنبه حاکمیت و اصول اخلاقیشان همسو با باد قدرت

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home