Friday, May 11, 2007

منع خروج و دستگیری ها؛ پیامی برای خارج از کشوری ها؟

مقاله سایت فارسی بی بی سی را می توانید در دنباله همین مطلب بخوانید

همزمان با تائید خبر زندانی شدن هاله اسفندیاری، پژوهشگر مرکز آمریکایی وودرو ویلسون، پس از سفر به ایران، گزارش هایی منتشر شده مبنی بر اینکه یک ایرانی دانشگاهی مقیم لس آنجلس نیز هنگام بازگشت از سفر یک ماهه به تهران در فرودگاه دستگیر شده است.

خانم اسفندیاری ماه دسامبر سال گذشته میلادی برای دیدار مادر نود و سه ساله خود به تهران رفت و به گفته خانواده اش هنگامی که یک هفته بعد به فرودگاه می رفت سه مرد نقابدار مسلح به چاقو تاکسی را متوقف کردند و کیف دستی وی را (با گذرنامه های ایرانی و آمریکایی اش) ربودند.

به این ترتیب گذار خانم اسفندیاری به ادارات امنیتی افتاد و در آن جا حدود پنجاه ساعت بازجوئی پس داد و به زندان اوین فرستاده شد.

بنا به گزارش ها، دیگر فرد ایرانی بازداشت شده نیز برای دیدار مادر بیمار خود به تهران سفر کرده بوده و دو روز پیش به دنبال درگذشت مادرش قصد بازگشت به آمریکا را داشته که در فرودگاه تهران بازداشت شده است.

همزمان با روی کار آمدن دولت جدید در ایران و شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، شواهد متعددی حکایت از تلاش هایی داشت که ظاهرا هدف آن نشان دادن پایان سیاست نرمش و تسامح در برابر مخالفان و منقدان و به آخر رسیدن دوران استقبال از تبادلات فرهنگی و رفت و آمد ایرانیان مهاجر به زادگاه خود است.

چندی پیشتر، نازی عظیما مترجم و گزارشگر موسسه آمریکائی 'رادیو فردا'، که برای دیدار مادر بیمارش به تهران رفته بود با مشکل توقیف گذرنامه ایرانی خود مواجه شد و بنا به گزارش ها به وی اعلام شده به این زودی ها نمی تواند از کشور خارج شود.

خانم عظیما، خانم اسفندیاری و نفر سوم که ظاهرا از خروجش جلوگیری شده، هر سه گذرنامه های آمریکایی و تابعیت های دوگانه داشته اند.

ستون پنجم

خانم اسفندیاری در زمره هواداران اصلاحات در ایران به شمار می رود و در سال های اخیر تلاش خود را برای دعوت از روشنفکران ایرانی و فعالان عرصه های فرهنگ و سیاست و برپایی میزگردهای کارشناسی مصروف داشته و از جانب گروه های برانداز و مخالف جمهوری اسلامی نیز مورد حملات شدید قرار داشته است.

این دستگیری ها و محدودیت هایی مانند این، دو ماه بعد از آن صورت می گیرد که فعالان حقوق زنان و جنبش دانشجویی ایران نیز از سوی روزنامه های هوادار دولت این کشور به داشتن ارتباط با نهادهای غیردولتی خارجی متهم شده و برخی دفاتر این نهادها توسط ماموران امنیتی مهر و موم و فعالیت آن ها تعطیل شده است.

روزنامه های نزدیک به دولت ایران جوایز بین المللی را که به برخی روشنفکران و فعالان ایرانی اعطا می شود، "حق العمل برای سرنگونی نظام" تلقی کرده و عملا هر نوع ارتباط فرهنگی و صنفی را با خارج از ایران به عنوان "ارتباط با بیگانه" یا "جاسوسی" محکوم دانسته خواستار منزوی کردن و حتی دستگیری کسانی شده اند که به نظرشان "ستون پنجم دشمن" و عوامل "تهاجم فرهنگی بیگانه" اند.

سال پیش همزمان با دستگیری جنجالی رامین جهانبگلو، پژوهشگر ایرانی، آگاهان پیش بینی کردند که باید در انتظار سخت گیری هایی در رفت و آمد به کشور و تبادلات اطلاعات و فرهنگی داشت.

رامین جهانبگلو در متنی که همزمان با آزادیش به نام وی منتشر شد، ضمن اشاره به انقلاب های رنگین در مناطق مختلف دنیا ادعا کرده بود که از تمایلات موسسات مختلف آمریکایی و اروپایی خبر دارد که در پی تغییر حکومت هستند.

پیام برای دیگران

فرخ نگهدار، فعال سیاسی مقیم لندن، به سایت فارسی بی بی سی گفت این رفتارها نشانگر تلاش کسانی است که می خواهند به ایرانیان اصلاح طلب خارج از کشور بقبولانند دوران تبدیل معاند به مخالف و مخالف به منقد که در زمان دولت محمد خاتمی اعلام شده بود، پایان گرفته تا بدین ترتیب از رفت و آمد گروه های فکری و فرهنگی به ایران جلوگیری کنند.

با این حال وی معتقد است که این گونه روش ها کارایی خود را از دست داده است.

به گفته آقای نگهدار ایجاد محدودیت برای رفت و آمد ایرانیان و جلوگیری از تبادلات فرهنگی بین کسانی که در داخل و خارج کشور آرمان های مشترکی برای پیشرفت و رشد همه جانبه وطنشان دارند، زمانی لازم می آید که دولتی دچار بحران ناکارآمدی شود و بیمناک آن باشد که دیگران هم از وضعیت داخلی و نارضائی های عمومی با خبر شوند.

برخی آگاهان سیاسی ایجاد محدودیت رفت و آمدها را با دیگر محدودیت هایی که در ماه های اخیر برای فعالان زن، دانشجویان، کارگران و گروه های صنفی مختلف مانند وکلا، روزنامه نگاران و هنرمندان و استادان دانشگاه ها به وجود آمده بخش های مختلف یک طرح بزرگ می دانند که قصد دارد آثار تحولات ناشی از 'جنبش دوم خرداد' را از جامعه پاک کند.

شاید دور از ذهن نباشد اگر دستگیری حسین موسویان، دپیلمات هسته ای سابق ایران نیز رفتاری در همین راستا ارزیابی شود؛ رویه ای که هدفش می تواند پرهیز دادن سیاست پیشه گان و حتی فعالان اقتصادی ایران از ارتباط با خارجی ها باشد.

در خبرهای حاشیه ای که همزمان با حبس نه روزه این دیپلمات سابق و معاون مرکز پژوهش های مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران منتشر شد، مواردی همچون "سفرهای مکرر به خارج" و "مسائل امنیتی" و انتقال اطلاعات محرمانه به خارجی ها به چشم می آمد.

پایان تسامح

گمانه زنی برخی ناظران مسائل ایران در مورد ایجاد محدودیت ها و چرخش در سیاست تساهل و تسامح دو هفته پیش با انتصاب روح الله حسینیان به عنوان مشاور امنیتی رییس جمهور عملا به تحقق پیوست.

آقای حسینیان به عنوان حاکم شرع و قاضی دادگاه های سیاسی و امنیتی تنها کسی بود که همزمان با جنجال مربوط به دستگیری سعید امامی و خودکشی وی در زندان به حمایت و جانبداری از او پرداخت و در یک برنامه تلویزیونی اصلاح طلبان را به توطئه چینی های اطلاعاتی متهم کرد.

در همین حال محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از طراحی "باند در حال بازسازی همفکران سعید امامی و حمایت لجستیک برخی نهادهای دارای تشکیلات آهنین و طرفدار افراطیون حاکم" از آنان خبر داده و و احتمال داده است که فعالیت های این گروه در ماه‌‏های آینده با اشکالی از بحران‌‏های تصنعی ادامه یابد.

به گفته آقای آرمین، تحولات و تحرکات تامل‌‏برانگیزی در عرصه سیاست خارجی و مناقشه هسته ای ایران و مسائلی نظیر آغاز مذاکرات گسترده با آمریکایی‌‏ها، همراه با آنچه وی بحران ناکارآمدی حکومت در آستانه انتخابات مجلس می نامد، از عواملی است که حکومت جمهوری اسلامی را به سخت گیری ها و صحنه آرایی هایی ترغیب کرده است

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At May 11, 2007 at 5:45 AM , Blogger nik said...

اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست از ماست كه برماست

 
At May 11, 2007 at 5:49 AM , Anonymous sajjag said...

مطالبات خودمان است دارد اجرا مي شود مگر غير ما ها به آقاي احمدي نژراد راي داده بودند؟

 
At May 11, 2007 at 6:31 AM , Blogger Ahmad said...

اگر خاتمی قدر آرای مردم را می دانست امروز در مسیری دیگر گام بر می داشتیم.

 
At May 11, 2007 at 8:31 AM , Blogger ebrahim said...

با درود
بهنود عزیز مشکل عدم اگاهی جامعه از مسائل اتفاق افتاده در پیرامونش می باشد تازه اگرهم متوجه امور شوند جون درگیر کارهای به مراتب همهم تر از این قضایا هستند توجهی خاص نشان نمی دهند باورتان نمیشود خیلی ها که دستی بر امور دارند نیز از خیلی امور بی اطلاع هستند به دید بنده جامعه ما دچار یه نوع خواب سنگین توام با ارزوی بر امدن یه نوع تمام کننده داره::::::::
سر شب به سر قصد تاراج داشت:::::::::
یا حق

 
At May 11, 2007 at 3:46 PM , Anonymous Anonymous said...

امروز با دوستي ترانه اي گوش مي کرديم که مضموني سياسي داشت خطاب به من گفت حواست هست چي ميگه؟ در جوابش گفتم فايدش چيه؟ اينجور حرفا تو ايران مخاطب نداره واونايي که گوش مي کنن در بهترين حالت مي فهمن که سياسيه وبس .در ايران ما همه کار ميشه ولي خيلي دير و خارج از چارچوب عقلاني مي خواد انقلاب باشه مي خواد تحمل انقلابيها .
آقاجون خود کرده را تدبير نيست

 
At May 11, 2007 at 8:19 PM , Anonymous Anonymous said...

آفاي بهنود
شما كه اموزگارتاريخ هستيد مگر شيوه استالين اين نبود؟ كپي زشتي كه دولت مهرورز از ان شيوه ميكند. چرا نميگوييد در تمامي تاريخ نبوده است دولتي كه چنين ددمنشانه با ملتش برخورد نمايد. معلمِ،كارگر،دانشجو و زنان را همگي دشمن پندارد آيا اين دولت بيمار نيست؟ آيا اين حكومت ماندني است؟ چرا نميگوييد و نمي خوانيد عبرت تاريخ را براي اينان؟ شما كه زبان مردميد.فرياد ما رابگوييد تا بدانند: دراين سرزمين اريايي روشني خورشيد زشتي شب را خواهد زدود كاوه در راه است. نوذر

 
At May 11, 2007 at 10:10 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام بر بهنود
در تائید سخنان جناب عالی باید عرض کنم سازمان سنجش اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد رو یک ماه به تاخیر انداخته به این بهانه که سطح اطمینان نتایج افزایش پیدا کنه ولی همه می دانند که این یک ماه برای شناسایی فعالان دانشجویی و جلوگیری از حضور آنها در دوره های تحصیلات تکمیلی دانشگاهها است

 
At May 12, 2007 at 12:20 AM , Anonymous Anonymous said...

اولا مشکل, مسئله تابعیت دو گانه نیست زیرا بسیاری از مسئولین محترم و فرزندان محترم مسئولین محترم و بستگان محترم سببی ونسبی مسئولین محترم که مناصب کشوری و لشکری را بر عهده دارند دارای تابعیت دوگانه هستند. مسئله بیماری مادر هم نیست زیرا اکثر نامبردگان فوق پدر و مادر بیمارشان هر هفته برای معالجه به اروپا مسافرت می کنند.
مسئله پولدار بودن هم نیست زیرا اکثر نامبردگان فوق از پولداران جهان به شمار می آیند. مسئله بی دینی هم نیست زیرا اکثر نامبردگان دین درست و حسابی ندارند. مسئله, رد شدن از زیر نربان در روز چهاشنبه است که نامبردگان رعایت می کنند . اما دستگیر شدگان به دلیل فراموش کردن روز چهارشنبه در فرنگ از زیر نردبان رد مشوند. پس خدا لعنت کند نردبان را که باعث و بانی تمام بدبختی های ماست.

 
At May 12, 2007 at 7:47 AM , Blogger kaveh said...

با سلام به بهنود
به نظر من از وقتی دست(ج جهل وجور)از خیلی مناطق در دنیا
شناخته وکوتاه شد،تمام قدرت دولت بر این کار متمرکز شد
که یک خود نمایی در داخل شاید کمی از این شکست ها
(در لبنان،فلسطین و...)
را جبران کند و به مردم که در همین چند ماهه دیدیم که چه کردند(زنان،کارگران،دانشجویان
معلمان)
را عقب براند(این حنا دیگر رنگی ندارد)درست کارشان مانند بچه ایست
که بخاطر خراب کاری از بزرگتر کتک خورده وحالا می خواهد
تلافی آن کتک را سر کوچکتر بیاورد
امید وارم ازاین موقعیت تاریخی بدرستی استفاده کنیم،یک سازماندهی درست در بین روشنفکران،زنان،کارگران
دانشجویان،معلمان
می تمانیم خود را از این چاه که روز بروز عمیق تر می شود بیرون بکشیم
پیروز باشید

 
At May 14, 2007 at 1:02 AM , Anonymous Anonymous said...

درود بر بهنود نازنين:
گلوي نازك بلبل بريدند اي گل سوسن
زبان بگشا ، فلك را فتنه ها اندر سر است امشب

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home