Friday, September 18, 2009

ای شمایان


خواب هاتان سبز
ای شما بیدار خوابان
آسمان خانه تان آبی
دشت هاتان سبز
گل به گلدان هایتان تازه صفادیده
چهره هاتان باز
رودهاتان جاری و غلطان
اشک هاتان خشک
پشت بام خانه تان پر پر گنجشگ
بقچه های مادرانتان پر
پیرهاتان شاد
بچه هاتان لب اناری
گونه سرخابی
لطف صبح بعد باران، باغ باران دیده
اشک شبنم از صمیم برگ
چکه چکه بر سر و روتان
مرگ، دور از شعرهاتان
درد، دور از داستان هاتان
بوی گندم از شمیم باد
در مشام جانتان همواره پیچان باد
ای شما شادان
برف بر دامان کوه و کوهساران تان
فراوان باد
دشمنانتان دوست
دوستانتان صدهزاران باد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At September 18, 2009 at 4:40 AM , Anonymous نانا said...

دل شما سبز شما در دل ما جا دارید آن قدر به همین ارامی می رویم

 
At September 18, 2009 at 4:41 AM , Anonymous یاران said...

چقدر اصلاح طلبی
دشمنانتان دوست !!!
خیلی با دوستان خندیدیم

 
At September 18, 2009 at 4:47 AM , Anonymous Anonymous said...

‫بسیج=باند ستمیاران جانی = ب.س.ی.ج.
‫لباس شخصی ها= ل.ش.= لشوش

 
At September 18, 2009 at 6:56 AM , Anonymous Anonymous said...

استاد بهنود، به نظر من این بیشتر یک توهم سبز است! چرا که در مقایسه جمعیت امروز شاید مخالفان یکدهم درصد از جمعیت تظاهر کننده را هم تشکیل نمیدادند. باری صد البته امار مخالفان بسیار بالاتر از این است. اما جماعت ایثارگری که به خیابان امد، در مقایسه با اراء اقای موسوی در تهران واقعأ ناچیز بود. گروهی ریسک جانشان را نمی کنند و گروهی دیگر متقاعد نشده اند که تقلب شده است.
بیایید کمی واقعگرا باشیم و فرصتها را در هیبت واقعی ان ببینیم تا به این بازی بازنده ادامه نداده و شرایط را وخیم تر از این نکنیم.

 
At September 18, 2009 at 7:13 AM , Anonymous فرهاد از جان گذشته said...

آن که می گوید توهم سبز چقدر جداست از اندیشه اصلاح اندیشی بهنود که می گوید دشمنانتان دوست . توهم نیست برادر حتی اگر در سر یک نفر باشد هم . جواب محاسبه شان هم این است شما آن اتوبوس ها و امکان بسیجی ها که مصونیت دارند را جمع کنید بعد از نسبت حرف بزنید نسبت یک تعداد از جان گذشته که فحش و زندان در انتظار آن هاست با کسانی که حقوق می گیریند و البته برخی شان هم اعتقاد دارند یکی نیست.
کمی به روزنامه های قبل از انقلاب نگاه کنید و ببیند حکومت شاه چه می کرد از جمعیت آوردن و یک نفر هم مخالفشان نبود اما از شما می پرسم واقعا این بود نسبت واقعی مخالف و موافق در جامعه .
این ها را خطاب به جناب بهنود نمی نویسم که خودشان بهتر می دانند بلکه به کامنت گزار آخری گفتم

 
At September 18, 2009 at 10:08 AM , Anonymous Anonymous said...

اقای فرهاد از جان گذشته، زنده باشید و پایدار. اما چرا این حقیر فکر میکنم که اینهمه توهمی بیش نیست:
١. در جایی خواندم و شنیدم که صدها نفر ودر جایی دیگر هزاران نفر و بعد فیلم هوایی راهپیمایی را دیدم، تخمین درصدش مشگل نبود.
٢. اقای کروبی اعتراض امروز را تعیین کننده نامیدند و سرنوشت ساز، مثل باقی مدارک ارائه شده ایشان.
٣. اقای موسوی هنوز راجع به اعدامهای سیاسی افرادی که در دوره نخست وزیری ایشان(سال٦٧) قبلا به دو تا ده سال محکوم شده بودند توضیح نداده اند.
٤. ایشان بهتر بود مثل اقای عبدالله در افغانستان ابتدا اعتراضات خود را به شکل قانونی ارائه میکردند تا برای جماعت بزرگتری محرز میشد که تخلف تاثیر گذار صورت گفته است.
٥. ایشان با انتخاب این روش اعتراضی عملا تایید خود را در دور بعدی انتخابات غیر ممکن یا بسیار دشوار نمودند. سیاستمداری که دو حرکت بعدی را نتواند پیش بینی کند بهتر است که به کارهای هنری بپردازد.
٦. بنده معتقدم که ما ایرانیان مهاجر نمی بایست در نقش تشویق و تعیین کننده و جهت دهنده ی اعتراضات ظاهر شویم و بعد معترضین در داخل و همه ایرانیان هزینه اشتباهمان را بپردازند.

برزو غریب امستردام

 
At September 18, 2009 at 10:53 AM , Blogger saayeh said...

به دریای سبز بپیوندید. ادامه تظاهرات جنبش سبز روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در نیویورک

 
At September 18, 2009 at 2:09 PM , Anonymous Anonymous said...

زيبا بود شعرت بهنود/ در فضاي پر ترنم قدس سبز/ ارامش بخش است بر جانهاي خسته مان كه زخمي بودبه نيش گرگ هاي وحشي/ مضطرب و نگران از افول جنبش سبز/حال اراميم و خوشحال به طلوع خورشيد بر ايران كهن مان/تبريز دكتر ع ر ن

 
At September 18, 2009 at 2:20 PM , Anonymous Anonymous said...

استاد غريب امستردام/ شما كه در خارج از كشور هستيد نه ميتوانيد فشار اختناق و ديكتاتوري داخل كشور را احساس كني و نه فضاي اعتراضي فعلي!!با توصيه غير مستقيم به بهنود/بنظرم نميداني از اقامت اجباري اش در اوين!پس عنايت نما كامنت نذار چون خيلي ها مثل حقير از مقايسه متن كامنت و محل زندگي شما(دموكراتيك ترين كشور اروپا)بالجبار نتيجه ميگيرد استاد غريب جزو هيت ديپلماتيك جمهوري اسلامي در سوئد هستند!تبريز دكتر ع ر ن

 
At September 18, 2009 at 4:31 PM , Anonymous صمد said...

بهنود عزیز، دوست تر می داشتم می شنیدم این متن را به زبان خودت،‌ آن هم در روزی چنین.

و اما دوستانی که چه در خارج و چه در داخل ایراد به «مدارا-مداری» عزیزی چون بهنود معترضند و در برابر آینه صیقل خورده ی ایشان کلوخ می گذارند، به گمانم یا اندکی نا سپاسند یا جان مطلب را نگرفته اند هنوز.

گرچه ناگفته پیداست که ایشان در همان کلوخ هم موشکافانه به دنبال ذرات امید خواهند گشت، ولی شرط انصاف نیست که در مجالی که اینجا برای گفتگو فراهم است، استفاده ای دیگر صورت گیرد.

سبز باشید و امیدوار

 
At September 18, 2009 at 6:23 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای غریب

شما چند موضوع رو میخوای یک دفعه حل کنی؟!!! گفتی توهم سبز و من به شما میگویم:

اول اینکه شما یا بی انصافی یا بی اطلاع از جمعیت امروز که مخالفان را یک دهم دصد میخوانی.

در مورد مدارک معلوم میشود شما خیلی دولت ایران رو دوست دارید که هنوز قبول نکردید بسیاری از مسائل حقیقت داشته و آقایون قبول نمیکنند . امثال شما دوست دارند در رسانه ای دختری را نشان بدهند که بگوید به من تجاوز شده/نشده و اینم جاش!!!! پس لطفآ فکر کنید

مسئله 3 کمی جای فکر داره و جواب خیلی خوبی هم داره

مورد 4 و 5 هم انقدر تکرار شده که خدای نکرده فکر میکنم از دوستان بسیجی هستید !

به قول خودتان تشویق نکنید..
منم یک پیشنهاد به شما میدهم ! تشویق نکنید اما لطف کنید حرف های حکومت رو ازین وبلاگ به اون سایت و ... هم نبرید ! نه تشویق کنید و نه از موردی که اطلاع ندارید اظهار نظر کنید .

شما مهاجرید ، پس از ایران و زندگی در این دیار بی اطلاعید . شما نگران نباشید ... چون همه این تلاش ها را برای خودمان می کنیم و سایر ایرانیان .. برای شما هم بد نمیشود! مطمئن باشید ...

آرش - تهران

 
At September 18, 2009 at 10:14 PM , Anonymous علی said...

از بعضی از این کامنتها سر در نیاوردم!! هنوز متوجه نمیشوم اینکه بعضی ها به شما میگویند "چون در ایران نیستید نمیدانید ما در اینجا چه وضعیتی داریم" یعنی چه؟ این حرف شاید برای کسانی که از ابتدای انقلاب از ایران خارج شده اند قابل تعریف باشد ولی برای شمائی که هنوز طعم زندان از یادتان نرفته بسیار بی مصداق است.
در ثانی اصلا که در ایران نباشید و نباشند آیا این دلیلیست بر اینکه بفکر مملکتشان نباشند یا در مورد آن اظهار نظر نکنند.
مطلب بعد اینکه در راهپیمائی دیروز خیلی موارد بود که روشن شد دیدیم که مردم سبز چه کردند؟
اگر خاتمی محبوب نبود و از او و محبت مردم به او نمی ترسیدند به او حمله نمی کردند
پس اینکه نسخه های غیر قابل دسترسی و بعضا دست نیافتنی برای این وضعیت بپیچید واقعیت تغییر نمیکند
این یعنی اینکه هیچ چیز تمام نشده است.

 
At September 19, 2009 at 12:21 AM , Anonymous Anonymous said...

Great Poem
Thanks

 
At September 19, 2009 at 12:30 AM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At September 19, 2009 at 1:11 AM , Anonymous محمود said...

درود بر بهنود عزیز

نمی‌دانم جماعت ینگه‌نشین چه فکر می‌کنند که می‌خواهند چنین نتیجه بگیرند اتفاقن مثل کیهانیان در توهم یا از سر لج با مردم می‌گویند آقا لنگ‌اش کن و خلاص دیگر!!!! نمونه‌اش این آقای «مصداقی» که در مطلبی مثلن خواسته بهنود را با عرض معذرت نان به نرخ روز معرفی کند. ایشان اصلن توجه ندارد که اگر ایشان سلطنت‌طلب بود که باید با تعصب تمام از رضاشاه گرفته تا محمدرضایش حمایت‌شان می‌کرد و چپ و راست مجیزگوشان بود! اگر با کاروان جمهوری اسلامی بود هم همین‌طور و در لندن ابری چه می‌کرد؟

نکند از دید آقای مصداقی ماموریت دارند تا پرچم اسلام را در بلاد کفر به احتزاز در بیاورند؟ در خصوص اسنادی هم که آقای مصداقی من باب نمونه مطرح کرده‌اند آیا صرفن نقل خاطرات دیگران یعنی این‌که بهنود خواسته‌اند تاریخ را جعل کنند و دیگر هیچ گزینه‌ای درست و صحیح نیست؟ چرا گمان نمی‌کنید دیگران حافظه‌شان جوری دیگر امروز می‌بیند؟ یا چرا فکر نمی‌کنید شاید بهنود در جایی مثلن چون از حافظه نقل کرده مرتکب اشتباهی شده! مگر همه‌ی ما حافظه‌مان بی‌عیب و نقص است؟

نمونه‌اش خودم که در هفته‌ی گذشته وقتی در صحنه‌ی یک تصادف وحشت‌ناک حضور داشتم و برای دیگر دوستان تعریف می‌کردم با این‌که هنوز ساعتی از صحنه نیامده بودم اما دفعه‌ی اول گفتم مجروح جلوی ماشین بود و دفعه‌ی دوم یادم آمد که به دلیل شوک حافظه اشتباه کرده بود و وقتی رسیدم مجروح زیر ماشین داشت ناله می‌کرد و بعد این من بودم که او را کشیدم بیرون!! اگر این را مشت نمونه خروار بگیریم شاید جناب مصداقی قانع شوند و از توهم توطئه که ما ایرانی‌ها را فلج کرده دست برداریم.

ضمن این‌که بهنود پیش‌ترها جواب آقای سرکوهی را داده بود در سایت قدیمی‌اش تا جایی که یادم مانده است. آن‌روزها کتاب "یاس و داس" تازه درآمده بود و نسخه‌ای الکترونیکی هم روی نت موجود بود. یکی دو سال پیش هم باز شهیار قنبری به همین مسئله‌ی آقای "جعفریان" اشاره کرده بود که نمی‌دانم این مسئله‌ی شکایت چرا بعضی‌ها را شاکی کرده از بهنود؟؟!! خدا خیرتان دهد که همه دنبال بد کردن دیگران هستیم در این روزهای وانفسایی که باید دست در دست هم دهیم به مهر.

شاد زی

 
At September 19, 2009 at 2:07 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا آرش،آنچه که به دکتر نون عرض کردم را تکرار نمیکنم که ما همگی‌ بیزاریم از هر چه تکرار اما در مورد بحث شما:

مورد اول، باشد همان درصدی که شما میگوئید درست، عرض حقیر اینست که جماعت موافق هم اندک نبود!

مورد دوم، آیا واقعا آینقدر حقیر شده ایم که این چنین اشخاص [...] قهرمانان ما شوند! نگاهی‌ به گذشته ییشن بیندازید

مورد سوم، چرا آقای نخستوزیر آنروز برنخاست که بگوید "انسانم آرزوست" و بجای آن [...]!

مورد چهارم و پنجم، انتقاد به راهی‌ است که ایشان انتخاب کرد، بقول فیلسوفی اشتباه سیستمدار خیانت است! ایشان با این روش شانس شرکت در دور بعدی را از دست دادند!

ششم، اینکه این حقیر حتا حق رای دادن را به خود ندادم چون در ایران نیستم ولی‌ فکر می‌کنم همه حق اظهار نظر را دارند و تحمیلی در کار نیست، غیر از این باشد ما هم دیکتاتوریم و راه به منزل نمیبریم!

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای کهنه خود را....

 
At September 19, 2009 at 2:13 AM , Anonymous ناصر said...

آقا محمود نمی دانم چرا من ده بار درباره این [...] نوشتم آقای بهنود سانسور کرد اما مال ترا گذاشت بماند. لابد دلیلی دارد اما من یک ماه قبل چیزهائی درباره این آدم نوشته بودم که آقای بهنود آن را اذن چاپ نداد اما برایم نوشت خودم نمی دانم که فرد مذکور چرا با من دشمن است لابد در جائی در زندگی کاری کرده ام ندانسته که به زیان ایشان بوده است برایم نوشت که به جای ناسزا بروید و فیلمی را ببنید که همین اقا ساخته و بسیار خوب از حقوق زنان زندانی دفاع کرده . نشانی اش را هم برای من فرستادند اما من در ایران امکان دیدن فیلم جعبه را پیدا نکردم تا آمدم سوئد پش برادرم . این جا دیدم و با چند نفر درباره ایشان و کتابشان صحبت کردم . و کم کم پرده از چشمانم کنار رفت . فهمیدم که حتی آقای بهنود هم که این شخص مدام به ایشان فحش می دهند گول این [...] را خورده است. او یک [...] است که از قبل نقل شکنحه و آزار دیگران نان می خورد و هیچ نمی گوید خودش چه کرده در زندان . این را یکی از همبندانش برایم گفت که آن قدر شرف داشت که گفت من هم با او بودم و برای ماندن [....]. به هر حال امیدوارم این کامنت را آقای بهنود اجازه دهد که بیش تر این افراد را بشناسیم . احساسم این است که محمود هم او را باور کرده است.

 
At September 19, 2009 at 2:13 AM , Anonymous ناشناس said...

آقا محمود چرا وقت خودش را صرف یک شخص بی اعتبار می کند که می خواهد از قبل زندانی ها شهرت پیدا کند

 
At September 19, 2009 at 3:04 AM , Anonymous Anonymous said...

beautiful clip.
http://www.youtube.com/watch?v=SNocyz1NRjA&feature=PlayList&p=CE19237B2AF068E8&index=2

 
At September 19, 2009 at 3:36 AM , Anonymous Anonymous said...

من هم روز 25 خرداد رو از نزدیک دیدم هم دیروز رو جوشش جمعیت همون جور بود یعنی زن مرد جوون پیر و خیلی ها خانوادگی و تعداد هم با جمعیت 25 خرداد برابری می کرد .فقط یه چیز فرق کرده بود اونم این بود که نیرو های امنیتی خیلی دقیق و حساب شده برنامه ریزی کرده بودن که امکان تخمین جمعیت بخصوص توسط ناظر بیرونی وجود نداشته باشه! حالا چه جوری اینکارو کردن؟
-فیلتر کردن جمعیت و جدا سازی سبز ها از جمعیت خودیشون
-مستقر کردن مهره های خودشون در دانشگاه وبستن خیابون های اطراف تا شعاع معین و راه دادن افرادی که مشخصا با داشتن پلا کارد های دولتی یا داشتن جا نماز معلوم بود از چه طیفی هستن
- مهمترین هدف امنیتی ها دیروز این بود که اجازه ندن جمعیت سبز از هر نقطه و مسیری که میان بتونن در یک نقطه کانونی جمع بشن و به هم متصل بشن

-درجهت دستیابی به هدف بالا ابتکار عمل رودست گرفتن یعنی قبلا سبز ها خودشون مسیر جایگزین رو تعیین می کردن ولی دیروز خود نیرو های امنیتی و انتظامی به جمعیت سبزها برای تغییر مسیر جهت دادن و کاری کردن که سبزها تا جایی که ممکنه به هم متصل نشن و مثل 25 خرداد تبدیل به یه بمب متحرک نشن حتی به نظر من فکر کرده بودن اگر در گیری بشه برای سر کوب به این شکل غیر متمرکز جمعیت راحت ترن

_ حجم بیشتره لباس شخصی ها و ضد شورش در مسیر 7 تیر که کروبی اعلام کرده بود متمرکز شده بود وبیشترین تراکم جمعیت سبزها درهمون مسیر بود و انقدر جمعیت زیادو فشرده بود که صدا و سیما نمای دور اونرو از بالا نشون داد رنگهای سبز رو هم که از بالا مشهود بود با ترفند تغییر داد و پخش کرد و گفت اینا واسه روزه قدس اومدن ولی جالبه هیچ گزارشگری از 7 تیر گزارش پخش نکرد

به طور کلی اونها در اجرای برنامشون که پخش جمعیت سبز در مسیرها و جلو گیری از پیوستن اونها به هم بود موفق بودن ولی به نظر من با توجه به جو ارعابی که بخصوص در این 1 ماهه ایجاد کرده بودن انتظار یه همچین اتحاد وتکرارترکیب جمعیتی25 خرداد رو نداشتن و این رو از چشمهای خیلی هاشون می شد دید ودست آخر اینکه من می دونم خیلی ها فکر می کنند اینا همه حرفه و اینکه یه چند روز دیگه همه چی تموم میشه و مردم یادشون میره ولی اونچه که من دیدم فراتره یعنی مردمی که من دیدم کارشون از التهاب و تب 40 درجه گذشته که با پاشویه سرد بشن جامعه بع تشنج رسیده و این رو حتی در چشم های نگرانه لباس شخصی ها می شد دید

 
At September 19, 2009 at 5:04 AM , Anonymous Anonymous said...

يک خبر خيلي مهم: شرکت مخابرات ايران از تاريخ 20 آبان به بعد به تمام کساني که از ياهو در ايران استفاده مي کنند يک ايميل زده، عنوان ايميل هست: "کارت اينترنت مجاني" وقتي اين ايميل رو باز مي کني يک KEY logger با حجم 32 کيلوبايت نصب مي شه و از اون به بعد تمام چيزهايي که تايپ مي کنيد هر 20 دقيقه به آدرس ايميل research@irantelecom.ir فرستاده مي شوD8 و به اين ترتيب از تمام مطالبي که تايپ مي کنيد باخبر مي شوند..
اين ايميل رو براي همه بفرستيد.

 
At September 19, 2009 at 5:38 AM , Anonymous Anonymous said...

من خس و خاشاک بدم

لاله شدم.سرو شدم

سبزتر از سبز شدم

 
At September 19, 2009 at 7:58 AM , Anonymous Anonymous said...

اقای دکتر ع ر ن از تبریز،
توصیه میکنم مصاحبه اقای بهنود( از تبدیل ایران به پاکستان ...) را مطالعه بفرمایید. بقول ایشان «مشکل ما جا خوش کردن تفکر استبدادی در باورهایمان است». شما بدون هیچ شناختی از من میخواهید که کامنت نگذارم و به من تهمت عضو هیئت دیپلماتیک بودن میزنید. واقعا چرا باید مخالفان موافقان را سانسور کنند و موافقان مخالفان را ! هیچ کس موظف به تایید عقاید دیگران نیست ولی اجازه بدهید دیگران هم نظرشان را مطرح کنند تا لااقل ازادترین سایت ایرانی میسر باشد. شاید میبایست همه ما جمله بالا را قاب گرفته و به دیواری بیاویزیم که گاه در ازادترین کشور دنیا هم مثل دیوار زندان فشارمان میدهد.


اقای بهنود، یکبار دیگر این جوابیه را ارسال نمودم شاید نرسیده و یا به دلایلی قابل درج نبوده بنا بر این مجددأ با کمی تغییر ارسال میشود.

 
At September 19, 2009 at 10:12 AM , Anonymous Anonymous said...

خیلی زیبا بود. خوشحالم از اینکه فکر می کنم شما هم خوشحالید. من هم دیروز مثل بقیه وسط جمعیت بودم و ای کاش شما هم بودین تا می دیدین که سبزها عالی بودن. انسان بودن

 
At September 19, 2009 at 12:17 PM , Anonymous Anonymous said...

استاد غريب/در كامنت اول /شما در اوج شعف و شادماني سبزها(ناشي از شركت مردم عليرغم تهديدات سنگين حكومت)حركت مردم را توهم سبز ناميديد!ايا ميدانيد 300 نفر در تبريز در تظاهرات شركت و بلافاصله دستگير شدند! ميدانيد چه شجاعتي دارند اين افراد؟ از عواقب دستگيري در اين رژيم خبر داريد؟كامنت شما مانند اب بخ روي اتش شادماني كاربران اثر نمود.بطور طبيعي واكنش سبزها را در پي داشت.اما چرا موئدبانه گفتم عضو هيت ديپلماتيك!! به سخنان امروز فرمانده پليس تهران و كوشش در حداقل نشان دادن شركت كنندگان در تظاهرات قدس سبز دقت كنيد!ايا شباهتي بين اين سخنان و كامنت اولتان وجود دارد؟ضمن احترام به حق اظهار نظرتان لاجرم برداشت فوق ميسر بود.من هم با تمام صحبتهاي بهنود در مصاحبه(پاكستان..) موافق نيستم بويژه در تخمين ارائ ا.ن ولي جان كلام و نيت او و ما سربلندي ايران است و بس. تبريز دكتر ع ر ن

 
At September 19, 2009 at 5:28 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای دکتر ع رن،
باور کنید که منهم شجاعت این جوانان را تحسین میکنم ، ولی در عین حال معتقدم که این نیروها نباید فدای آنچه شوند که به نظر این حقیر توهمی بیش نیست. سه ماه قبل کامنتی برای آقای بهنود فرستادم که ایشان در ان شرایط، آنرا بجا ندانستند، و بنده هم حق شاگردی را بجای اوردم و ادامه ندادم که شاید من پیچش مو را ندیده ام! اما امروز ایشان چه بسا که زمان را برای تحلیل و تحقیق آنچه بر ما گذشت آماده دیده اند که اجازه جسارت به بنده میدهند. بنده هم با اقای بهنود در مورد در صد آرا و سناریوی پشت پرده تحلیل متفاوتی دارم که اگر شما و ایشان جایز بدانید عرض میکنم:
بنظر بنده نتیجه آرا با یک تا دو میلیون تخلف رای که تا بحال در همه دوره ها کمابیش اتفاق افتاده تقریبا همان آماری بود که اعلام شد. اگربیست میلیون سهام عدالت، یک میلیون زمین مسکن مهر، چهل هزار کیلومتر اسفالت جاده های روستایی و بیمه رایگان درمانی برای روستاییان و اضافه کردن صد در صدی حداقل حقوق و حقوق بازنشستگی ... را بر شمریم بالای سی میلیون نفر را شامل میشود! قطعأ جمع کثیری از این سی میلیون رضایت خود را از اقدامات فوق با رای خود اعلام میدارند.
اما آنچه که این انتخابات را از قبلیها متمایز کرد، مناظراتی بود که در آن اتهام ها زده شد و قول رسیدگی به پرونده آقازاده ها و قانون از کجا آورده ای به ملت داده شد. اینچنین شد که آقای هاشمی نابودی قطعی و حذف کامل خود را در انتخاب آقای احمدی نژاد دید وبیش از گذشته وحتی به هر قیمتی مصمم به پیشگیری ازانتخاب وی برآمد، لذا با استفاده از جو دلخوریهای ایجاد شده و تخلفات انجام شده کارگردانی پشت صحنه را به دست گرفت، و نهایتأ موفق به گرفتن گارانتی لازم از آقای خامنه ای در نماز جمعه شد:« آقای هاشمی از جیبشان هم برای جمهوری اسلامی هزینه کردهاند»!
از همانروز ورق برگشت، آرام و بی سر و صدا و اطاعت از رهبری وظیفه همگان شد!
حال رهبری تلاش خواهد کرد مانند پلی توازن مابین دو طرف (احمدی نژاد-هاشمی) را حفظ کند .یا اینکه در شرایط مناسب انتخاب قطعی نماید! محتمل سوم آنستکه بازی سیاسی کاملا جدیدی با رحلت رهبری اغاز شود.
قطعا همگی ما خیر و صلاح را برای این مرز وبومارزو داریم و تحول و پیشرفت جز با تقاطع افکار خیرخواهانه وانتخاب بهترینراه میسر نمیشود. خیر پیش برزو غریب

 
At September 19, 2009 at 7:44 PM , Anonymous محمود said...

دوست عزیز ناصر گرامی

این‌که چرا جناب بهنود کامنت مرا اجازه‌ی نشر داده گمان کنم به سبب این‌که نه توهینی به کسی داشته‌ام و نه قصدی دیگر... با این حرف گمان ندارم بگویم کامنت شما حاوی این نکاتی که برشمردم بوده یا چیزی دیگر... بلکه گمان دارم که بهنود در آن شرایط دوست نداشته که این آقا مطرح شود. گاهی مطرح شدن عده‌ای مثل سم خطرناک است. البته احتمالی دیگر هم هست و آن این‌که بهنود پارتی‌بازی کرده و کامنت مرا اجازه‌ی نشر داده است. (البته شوخی می‌کنم) همه‌ی ما که به ایشان ارادت داریم به‌خوبی می‌دانیم که نه اهل پارتی‌ست و نه بر کسی خشم می‌گیرد و نه در دل‌اش کینه‌ای‌ست. چنین گوهری امروز جای‌اش در میهن خالی‌ست. نوشته بودید که من آقای مصداقی را باور کردم. باور نکردم بلکه گفتم اگر ایشان حتا اسنادش صحیح هم باشد دلیل بر آن نیست که تاریخ را بهنود عزیز جعل کرده یا قصدی داشته است. ارجاع‌تان می‌دهم به کامنت اول‌ام.

پاینده و استوار باشید

 
At September 20, 2009 at 8:09 AM , Anonymous Anonymous said...

این اظهار نظر آخری که خطاب به دکتر تبریز نوشته شده و عملکرد دولت راا نشان میدهد. یک نکته قابل تعا مل و در عین حال یک تفکر ارتجأعی را نشان میدهد. نویسنده بیست ملیون سهام عدالت را به حساب بیست ملیون رای میگذارد. به عبارتی هر رای راا با یک سهام عدالت برای دولت میخرد. این تفکر برای انسان‌ها همین قدر ارزش قایل است و آدم ها راا دست کم میگیرد.

این گزارش مرا بیاد گزارش‌های زمان شاه میندازد که وظیفه دولت را به حساب خرج کردن از جیب فتوت خود فکر میکردند و سر مردم منت داشتند که از ارث پدری به مردم میدهند. همین تفکر ارباب و رعیتی بود که خانم فرح پهلوی بعد از انقلاب نوشت که مردم ایران قدر نشناس هستند. این کار‌های عمرانی که وظیفه اولیه دولت است البته تا حدی در مردم اثر گذر است ولی انتخاب کننده نیست. در انقلاب ۵۷ اکثر مردم از رفاه نسبی‌ برد خوردار بودند و کسی‌ برای نان شب و جاده و سهام کارخا نجات انقلاب نکرد. اکثر دنبال چیز دیگری بودند که هنوز هستند.

این اقدامات عمرانی که در هر دولتی انجام میگیرد (دولت که هیچ - هر کد خدا‌ای - بدون عایدات نفت - مایل است برای روستایش جادهٔ بکشد، قطره تراخم تو چشم بچه‌ها بریزد، حمام و مدرسه بسازد) در نهایت خلاف آنچه آقای قریب آمستردام میپندارد جواب میدهد. مثلاً کارمند باز نشسته‌ای که حقوقش دو برابر میشود (از دروغ‌های متداول) و دیگر نگران مشکلات اولیه نیست فرصت پیدا میکند که به مراحل بالا تری از زندگی و انسانیت فکر کند مثلاً وقت پیدا میکند که فکر کند به مفهوم کرامت انسانی‌ - همان گونه که انسان‌های قبل از انقاب به دلیل رسیدن به امکانات رفاهی‌ نسبی‌ وقت پیدا کردند که فکر کنند به تمدن بزرک.

 
At September 20, 2009 at 8:54 AM , Anonymous Anonymous said...

من آتش هر آهم، خاموش نخواهم شد
انسانم و آگاهم، خاموش نخواهم
من ملت ایرانم، از نسل دلیرانم

در بند نمی مانم، خاموش نخواهم شد

قلبی که هدف کردی خونی که هدر دادی

خون دل من باشد، خاموش نخواهم شد

گرمن خس و خاشاکم در نزد تو دیوانه

در چشم تو خواهم شد، خاموش نخواهم شد
رایم تو بدزدیدی، عصیان تو به پا کردی

سر قافله ی دزدان، خاموش نخواهم شد

توهاله همی بینی من حال تو می بینم
ای مضحکه ی دوران، خاموش نخواهم شد
بد نام کنی خوبان، تا خوب کنی جلوه
تزویر گر دوران، خاموش نخواهم شد
از داد سخن گویی، بیداد کنی بر من
ظلم تو دهم پایان، خاموش نخواهم شد
حامی تو شیطانست در کسوت انسانی
با هردو گلاویزم ، خاموش نخواهم شد
بر دست بتت بینم هردم تو زنی بوسه
تا نشکنم آن بت را، خاموش نخواهم شد
من دشمن بیدادم درعزم چو پولادم
تا خاک نشین گردی، خاموش نخواهم شد

 
At September 21, 2009 at 3:02 AM , Anonymous شاهد said...

آقاي بهنود ! شما وسانسور؟

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home