Monday, June 9, 2008

از رنج تن رست نادر


این عکس از امروز موقع تشییع جنازه نادرابراهیمی نویسنده زحمت کشیده و دردمند و وطن دوست است و نشان از آن که هنوز در شهر هستند آن ها که یاد بزرگانشان را زنده می دارند. عکس های دیگر را هم این جا ببنید . چیزکی آن قدر که در فرصت مختصر در توانم بود برای شهروند امروز نوشته ام وقتی منتشر شد این جا خواهم نهاد. یاد کسی که شهرش را دوست می داشت به خیر. همسر و فرزندانش و همه آن ها که خود را فرزندان وی می دانستند حق بود که زاری کنند برای رفتنش. من در دل گفتم از رنج تن رست.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At June 9, 2008 at 8:15 AM , Anonymous Anonymous said...

in eshgh vatan chegoone dar del mineshinad? be nazar shoma raz in eshgh chist?
be gomanam ba havai ke nafas mikeshim va abi ke minooshim vared zare zare vojoodeman mishavad.

 
At June 9, 2008 at 8:34 AM , Anonymous حامد said...

هر وقت فرصت های این چنینی پیش می آمد نگاه می کنم ببنیم ما ملت از حالت روضه خوانی به در می آئیم که نام های آشنا را نقد کنیم یا همان پا منبری می مانیم و هی برای مرده فاتحه می خوانیم و هی بزرگ و بزرگ ترین و از این حرف ها می زنیم. حالا آیا شما هم قصد دارید همین کار را بکنید. واقعا متاسف خواهم شد. خودم از او شنیدم که درباره شما و کارهایتان چه می گفت. به هر حال خدا رحمتش کند ولی آدم مهم و بالابلندی نبود

 
At June 9, 2008 at 8:39 AM , Anonymous شاگرد همیشگی ن said...

یادم هست روزی در کلاس کارنامه نوشته آقای ابراهیمی را به عنوان نمونه خوب نثر خواندید و توصیه کردید ما هم بار دیگر از شهری که دوستش داشتم را باخنیم. یکی از بچه ها پرسید ولی مثل این که شما و ایشان با هم خوب نبودید. شما گفتید این ربطی به نثرش و ربطی به زحمتی که کشید ندارد. حالا خیلی دلم می خواهد که درباره چیزی بنویسید منتظر شهروند امروز می مانیم

 
At June 9, 2008 at 12:17 PM , Anonymous خرچنگ زاده said...

آقای بهنود چرا شب نوشته ها را به روز نمی کنید؟ حال و هوای آنجا را اینجا ندارد...

 
At June 9, 2008 at 2:28 PM , Anonymous خسته said...

نادر ابراهیمی میتوانم بگویم بت دوران نوجوانی من بود...13، 14 سالگیم. شاید چون نثرش خیلی راحت و روان بود. شاید چون عقایدش (البته انچه که ابراز میکرد در داستانهایش) خیلی ساده و پاک وآرمان خواهانه بود. که نوجوان پاک سرشت را خوش می آید. سریال آتش بدن دود، برای من فهمش مشکل بود ولی "هامی و کامی" اش هم بدلم نچسبید با همه تلاشی که کردم. با آن که قرار بود مثلا برای من و هم سالان من باشد...بهرحال انقلاب شد و در هیاهوی نام های پرسرو صداتر، اراهیمی از دل و دیده من هم برفت....بعدها این سو و آنسو میشنیدم که همیشه مورد بی اعتنایی جبهه روشنفکران بوده است...کاش شما چراهای این بی مهری را بنویسید و یا از شایعاتی که هست در خصوص گرایش های فاشیستی و شوونیستی اش در سالهای جوانی...بقیه چیزها را که همه میدانند...ندانند هم از صد جای اینترنت پیدا میکنند. پس لطفا از اینها بنویسید. اگر دوست دارید و صلاح میدانید البته!؛

 
At June 9, 2008 at 3:47 PM , Anonymous آمفاکتوس said...

ما حیف شدیم یا او !!!

 
At June 9, 2008 at 10:50 PM , Anonymous Anonymous said...

Aghayeh Behnoud-e Aziz,

Engar een rooz-ha marsiyeh nevees shodeh-eed. Chap-o-raast dar margeh een o aan aah meekesheed! Khob albatteh bad ham neest, bel-akhareh yek kasi baayad een kar ra bekonad laabod!

Raha

 
At June 10, 2008 at 1:07 AM , Anonymous Anonymous said...

آرش
شنيدم كه ايشان فردي ناسيوناليست در حد افراطي بود. با توجه به گرايشات افراطي از اين قبيل كه اخيرا در ميان حاكمان نظام اسلامي نيز به دليل شرايط بين المللي طرفداراني پيدا كرده و در چند مقاله شما نيز از جمله نقد سخنان مك كين به صورتي بيان شده موضع خود را در مورد ناسيوناليست و حد و حدود آن براي علاقمندان به نوشته هاي خود روشن فرماييد.

 
At June 10, 2008 at 2:58 AM , Anonymous محمود said...

درود!

چند سال بود که روح نداشت و فقط تن بود و رنجور!! به قول تان از رنج تن رست!

روانش شاد

 
At June 10, 2008 at 6:27 AM , Anonymous behzad jj said...

با درود
روحش شاد یادش گرامی
ایران سربلند، نادر ابراهیمی ها سرفراز

 
At June 10, 2008 at 8:21 AM , Anonymous Anonymous said...

DEAR MR BEHNOUD SALAM

NEMIDONAM YE ROOZI MITOONIM HAMO BEBINIM YA NO, MAN AZ U DOOR NISTAM, KHOSHAM OMAD KE DAR ,MORDE IN MARDE DAR GOZASHTE
NEVESHTI, AKHE ATASH BEDOONE DOOD KOLI OON ZAMAN BE MA HAL DAD, YADESH BEKHIER, MESE BAD GHOZASHT, KHODA NEGHAHDAR & good luck.

mohammad

 
At June 11, 2008 at 2:08 AM , Anonymous Anonymous said...

آقایی که در کامنت بازجویی کننده اش !؟ از بهنود
خواسته که ابراهیمی ناسیونالیست افراطی !! بوده و
بهنود بهتر است وضعیت فکریش را روشن کند !؟ چون
برداشت کامنت گزار در نقد بهنود از لفاظی های جان مک کین
علیه ایران چنین برداشتی دارند ٬ مرحبا !! خوبه حضرتش
وبلاگی دارد و برای همه مزقون کوک میکند و ادعا هم دارد که
از همه چیز دنیا هم با خبرست !!! حالا چگونه بهنود را نشناخته
و میخواهد اعتراف بگیرد ان دیگر حکایتی غریبست ٬ جناب مبارز
انقلابی شما که در براندازی این رژیم حاظرید بمب اتمی بر سر
مردم ایران بیاندازند چطور از افراط در وطن پرستی ابراهیمی
این همه نفرت دارید !؟ تازه دفاع بهنود در مقابل یک مقام سیاسی
غیر ایرانی که تاریخ ایران را دو سطر هم مطالعه نکرده چرا
شمای ایرانی را رنجیده خاطر کرده ...نه مبارز انقلاب جوی من بهنود
ایران را در حد همه مردم ایران دوست و یا وطن دوست ٬ نه وطن پرست
دوست دارد و در مقابل بیگانگان در حد ممکن و مقدور دفاع میکند

 
At June 11, 2008 at 5:59 AM , Anonymous فرزند شهید said...

امروز در اطلاعات بین المللی خواندم مقاله آقای قاسم زاده را که در سال های دهه شصت مطابق نوشته خودش معاون صصدا و سیما بوده است. آن سال ها را به یادبیاورید که زندان ها چه خبر بود و بچه های این سرزمین زیر دست اسدالله لاجوردی چه می کشیدند، به نوشته این آقا نادر ابراهیمی در همان موقع رفته و اشک ریخته که من می خواهم برای شهیدان واقعه حج - همان موقع که پلیس سعودی ایرانی ها را کشت - برنامه بسازم و همکاری داشته است. حالا صادقانه سئوالم این است که چرا باید از چنین کسی به عنوان وطن پرست و چه و چه تجلیل کرد. من واقعا منتظرم کسی مرا از اشتباه در آورد. کسی که خاطرات همصدائی با اهنگران در جبهه های جنگ را نوشته و کسی که حتی یک کلمه درباره مسائل روز ننوشته و با حکومت هم همکاری کرده چرا باید تجلیل شود. خانم ها آقایان من پدرم در همان سال اعدام شده الان در خاوران حتی سنگی ندارد، چرا دوستان از آقای بهنود می خواهند که از وی تجلیل کند

 
At June 11, 2008 at 6:06 AM , Anonymous گمنام آشنا said...

من با ارش موافقم و از آقای محترمی که مخالفت کرده تعجب کردم. شما هیچ وقت ابوالمشاغل را خوانده اید. هیچ می دانید که اول کسی که جدائی زن و مرد و حجاب را باب کرد آن هم در دهه پنجاه همین آقای ابراهیمی در جریان فیلمبرداری آتش بدون دود بود. کاش آدم دوست داشتنی و عزیزی مانند کیومرث پوراحمد دوستی ها و رعایت استادی را کنار می گذاشت و می گفت که واقعا با این کارهای ابراهیمی هم سلیقه بوده از تحلیل های وی درباره شاملو بهنود گلستان رویائی براهنی گلشیری و خلاصه هر کس سرش به تنش می ارزید خبر دارد و با آن موافق است. تا آن جا که من می دانم ابراهیمی فقط و فقط به آذین را قبول داشت که آن هم وقتی از هر دری منتشر شد یک روز در کوه به ابراهیمی گفتم با این حرف ها موافق است. گفت گوه هم گاهی می ریزد. من واقعا دلخور می شوم اگر آقای بهنود هم در مقاله شهروند برای دنبال روی مد با همان قلمی که درباره شاملو یا سیمین دانشور یا ابراهیم گلستان نوشتند از ابراهیمی هم بنویسند. [...]

 
At June 11, 2008 at 6:11 AM , Anonymous Anonymous said...

این آدرس مقاله قاسم زاده در اطلاعات بین المللی درباره نادر ابراهیمی است که او را ابراهیم نادری می شناخته . به نظرم خیلی روشنگرست برای کسانی که می خواهند آقای ابراهیمی را بشناسندو اندازه اش را .
http://www.ettelaat.com/index2.asp?code=fadisplay&fname=/ettelaat/local/etb/data/2008/06/06-09/94.htm&title=%C7%C8%E6%C7%E1%DE%C7%D3%E3%20%DE%C7%D3%E3%20%D2%C7%CF%E5

 
At June 11, 2008 at 11:51 AM , Anonymous Anonymous said...

از رنج جان واز درد میهن رست.

 
At June 12, 2008 at 3:24 AM , Anonymous Anonymous said...

بنویسید اما خواهش می کنم دیگر این را به خاطر دوستدارانش به خدا نرسانید . کسی را که نویسنده متوسطی بود و خادم قدرت هم بود چه در زمان شاه و چه امروز. خاطرات آقای قاسم زاده را خواندم این هم شاهدش. آن هم به زمانی که [...]

 
At June 12, 2008 at 3:25 AM , Anonymous نادر said...

آقا ممکن است دوستان اینقدر امریه و بیانیه صادر نکنند آقای بهنود خوب نادر ابراهیمی را می شناسد و خوب بلدست چطور بگوید که هم حرفش را زده باشد و هم غلو نکرده باشد
جوری ابراز نگرانی می کنید انگار آقای بهنود دیروز شروع کرده به نوشتن

 
At June 14, 2008 at 5:50 AM , Anonymous Anonymous said...

آرش
ناسيوناليست و گرايش افراطي به تعلقات ملي و ناديده گرفتن يا تحقير ديگر ابناي بشر درست همانند گرايش افراطي به مذهبي خاص كه از ابتداي انقلاب در ايران باب شد قبل از هر چيز يك انحراف خطرناك از انسانيت است
شيوه اي كه قبلا توسط بشر غربي آزموده شده و نتايج آن نيز در تاريخ ثبت است
جالب است با افزايش فشارهاي بين المللي غرب بر جمهوري اسلامي كساني كه طي سه دهه گذشته از شنيدن كلمه ملي يا ايران حكم به مفسد في الارض بودن گوينده مي دادند امروز روش افراطي ديگري را ارايه نموده اند و يك لحظه از پخش سرودهاي ملي يا شمردن مفاخر ملي دست بر نمي دارند و اخيرا عده اي از آنها نيز به فضل و كرم خود كوروش كبير را به مقام پيامبري مفتخر فرموده با بازماندگان جبهه ملي ملاقات مي كنند و سوء تدبيرهاي خود را با دستاوردهاي ملي مقايسه مي نمايند
به نظرم با وجود احترامي كه همه ما بايد براي مليت، دين، و فرهنگ گذشته و حال كشور خود و ديگران قائل باشيم بر تمام آزاد انديشان و روشنفكران است كه جلوي چنين انحراف افراطي را در نطفه بگيرند و از ابتدا به خاطر سالها تفريط، پادر عرصه افراطي ديگر نگذارند و به همين دليل است كه از بهنود عزيز مي خواهم در اين زمينه موضع گيري نمايد و با توجه به گرايش عده اي تازه از قيد و بند تفريط رهيده، با نوشته هاي خود چنين برداشتي را براي ايشان مهيا نسازد

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home