Wednesday, March 19, 2008

نوروزیان مبارک


طرج مانا نیستانی
نوروز، که حکایت سال نو و فصل نو و روزنو باشد، جز آن که از جمله بدیع ترین نوآوری ها و کشف های ما ایرانیان است که جلوه گرست و در سال های اخير تلالو بیش تری هم یافته در میان جهانیان که دریافته اند اول فرودین – 21 مارس – بهترین شروع برای سال می تواند بود، جز آن که موسم پیوستگی هاست، به نوعی راز ماندگاری ساکنان این فلات را هم نشانه می زند.


ایرانیان از بسیار سال پیش نوروز را برگزيدند و همزمان با شکوفه و موسم بهار، بهاری کردند. اما مردمی که همه نشانه های گذشته شان از میان رفته، در نگاه بانی از پیشینه و تاریخ خود چنین سهل انگار بوده اند، سئوال این است که چگونه نوروز را از دست ندادند. پاسخش در تسامحی است که در آداب نوروز هست که دیگر شباهتی به نوروز ساسانیان ندارد. حضور قرآن و دعاهای مخصوص نوروز، این عید را از گزند رهاند. به معنای دیگر نوروز هرگز به مقابله با اول محرم نرفت. و به همین دلیل هم ماند. یعنی که پدرانمان معامله با روزگار را بلد بودند، سیستم هزینه و فایده می شناختند. وقتی حریف غالب شد، محاسبه کردند و دیدند برای حفظ نوروز باید به دین تازه مزینش کنند. یا محول القلوب ... و گشودن قرآن را پهلوی شمع و آینه نشاندند که آئین پارسی بود. و آئین کهن محفوظ ماند و از گردنه سخت تاریخ گذشت. بسیاری دیگر از مراسم و آئین ها نگذشتند، یعنی گذشتند اما فقط در میان زرتشیان پاک نهاد در ایران یا در هند ماندند. اما به خانه ایرانیان مسلمان که اکثریت شدند راهی نیافت.

اما نوروز به این تدبیر در خانه دل ایرانیان نشست، به هیچ ترفندی از دل ها بیرون نشد. نه مغول، نه اعراب، نه فرنگی ها و فرنگی مآب ها هیچ یک نتوانستند این روز را با آداب و سنتش از زندگی ایرانی ها بیرون اندازد.

علتش را باید در این رمز جاودانه دید که بنیاد نوروز بر محاسبه ای دقیق و ذوقی به نهایت بود. این خود کم نیست. دیگر آن که بزرگ ترین رقیب نوروز که اول سال هجری قمری بود، برای ایرانیان شیعه این خسران را داشت که ماه محرم، ماه عزاداری بود و نمی توانست مبارک باشد گرچه همین نام را بدان داده اند. محرم مبارک نیست و اول سال به نظر ایرانیان مبارک بود. از همین رو بود که مبلغان و سخنرانان و بلندپایگان شیعه هم گرچه تا همین سی سال قبل از به کار بردن تاریخی به جز هجری قمری ابا داشتند و آیت الله خمینی اولین روحانی بود که تاریخ شمسی را هم در پائین نامه ها و فرمان هایش به کار برد، اما مانعی هم برای مریدان خود ایجاد نکردند. گاهی با سیزده به در و چهارشنبه سوری مخالفتی بنا گذاشتند، اما با نوروز نه.

در اولین سال های انقلاب که فصل تندروی ها بود. همان زمان که موجی برای سوزاندن شاهنامه، خراب کردن مقبره فردوسی، تخریب تخت جمشید، و پاک کردن اسم شاه از همه جا حتی "شاهرود" و "کرمانشاه" برخاست. عنوان سازمان شیروخورشید سرخ را – که در کنار هلال احمر و صلیب سرخ، نشانه اختصاصی ایران بود – پس دادند و خیال تغییر پرچم سبز و سرخ و سفید را داشتند، و کسانی از بنیانگذار انقلاب خواستند که از ارسال پیام نوروزی خودداری کند. اما آیت الله طالقانی پیام داد که به هر حال خود پیام خواهد داد، تا سرانجام خبر رسید که آقای خمینی هم پیام داد. بنابراین نوروز از گردنه ای دیگر هم گذشت. نه که گذشت بلکه در سال های بعد موجبی شد برای لجبازی بعضی، غافل که روحانیت آن راز ماندگاری را می شناخت و همصدا شد.

پس چه عجب اگر می گویم از بین چند کشف، نوآوری و اختراع که از ما ایرانیان به تمدن بشری رسیده، نوروز – حتی بیش از الکل که کشف آن به نام یک حکیم ایرانی ثبت است – بر صفحه عالم حضور داشته و دارد. و این جز به علت محاسبه دقیق نجومی، به دلیل ذوقی است که در انتخاب شروع بهار، تربیع اول، به عنوان مبنای سال به کار رفته است. کیست که به کمترین انصاف تاریخ گردان در میان فصول – هجری قمری – یا تاریخ گم شده در برف و یخ بندان زمستان – تاریخ تولد مسیح – را زمانی بهتر از آغاز بهار برای نو شدن روزگار ببیند. چنان که چندی پیش سازمان ملل اعلام داشت و اول فروردین را بهترین انتخاب دید.

می ماند یک سخن دیگر. مسامحه ما ایرانیان که در ثبت نوروز به عنوان اثری تاریخ در یونسکو پیشقدم و شتابنده نشدیم، حالا باید بشویم و دیر نیست. دیگر این که ما چرا اهمیت نوروز را در منافع ملی ندیدیم. اگر زبان فارسی بخشی از منافع ملی ما را تامین می کند، که می کند. اگر مذهب شیعه برای ایرانیان منطقه نفوذی در عراق، لبنان و بحرین و پاکستان و افغانستان و تاجیکستان می سازد، که می سازد. نوروز نیز جای مهمی در سیاست فرهنگی ما می تواند داشت. نوروزی که به هر حال مرکزش ایران است در شعاعی گسترده تر از زبان فارسی حکومت می گیرد. هم اکنون جز کردهای پاک نژاد [سنی]، اعراب عراق و لبنان [شیعه] و ترک های آذری هم نوروزیانند، حتی دیده اید در کرواسی و تاجیکستان و قزاقستان هم نوروز را حجله می بندند.

بنابراین چه بهتر آن که خود را ایرانی و نوروزی بدانیم، که حلقه ای است که می تواند هم دارندگان زبان های مختلف و هم مذاهب مختلف را در درون متحد دارد.

پس جای آن دارد تا برویم که ما نیز بهاری کنیم. به جوانه ای که در دل نهال است و به آن خرمی که در جان هواست و در ضمیر زمین، آماده باشیم برای با هم بودن، ما همه با همان و تنهایان.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At March 19, 2008 at 9:10 PM , Anonymous Anonymous said...

Masoud jan; Eidet Mobarak . You are a great man, I hope Iranians underestand what a person you are and appreciate your efferts for them. take care . God bless you. Dr Alireza Shabestari Sydney

 
At March 20, 2008 at 12:35 AM , Blogger afshin haatami said...

استاد عيدتان مبارك و نوروزتان پبروز باد، اميدوارم سالم و پيروز باشيد

 
At March 20, 2008 at 1:10 AM , Anonymous Anonymous said...

Jenabe Behnoud, norooz bar shoma mobarak bad.
Ahmad az Holland

 
At March 20, 2008 at 3:10 AM , Anonymous Sh said...

آقاي بهنود

نورور شما مبارك. اميدوارم سال نو براي مردم ايران سال مهربان تري باشد.

 
At March 20, 2008 at 3:41 AM , Anonymous Anonymous said...

سالی نوروز بی چلچله بی بنفشه می آید.. امسال هم آمده بهنود عزیز و تهران عبوس از آتش گذشته, حالا عیدانه شده.. این چرخ مردم خوار هم امروز مهربان شده انگار و گشت ارشادی ها هم شاید دارند سر سفره دعا می خوانند.. نوروز چیزی مثل حافظ شیراز دارد انگار.. همه دوستش دارند بی آنکه بخواهند..امروز شاید بتوانم با روسری قرمز خیابان ولیعصر را گریه کنم! اگر دلتان تنگ شده بود برای هوای تجریش و باغ فردوس به جای شما هم قدمی خواهم گریست.. سالتان مبارک.سحر.س

 
At March 20, 2008 at 5:36 AM , Anonymous محمود said...

سال تان سبز و شاد باد

بهنود عزیز تا به حال در کتاب های تاریخی این چنین راز مانده گاری نوروز را نخوانده بودم که شما تحلیل اش کردی!! درود بر شما

 
At March 20, 2008 at 11:45 AM , Anonymous Anonymous said...

ba'ad az ostae gerami Behnood eide khanoome Sahar ham ba texte zibayash mobarak.

Hadi Agha

 
At March 20, 2008 at 6:38 PM , Anonymous Anonymous said...

Dear Mr Behnod,
Happy new year. Every morning when I get up after pry I turn on the computer for reading your writings. I can not explain my feeling, I want to kiss your hands.
Minoo

 
At March 21, 2008 at 1:49 AM , Anonymous غریبه said...

نمی دونم چرا این نوشتتون اینقدر به دلم نشست. ما به سنت هایی که بتونن شبیه نوروز ما را بیکدیگر همچون طنابی محکم متصل کنند خیلی نیاز داریم. اگر پس از رویدادهای بسیار مانند حمله اعراب یا مغولان یا ... هنوز ایران پابرجاستَ وجود این عناصر ملی است. امروز نیز تنها راه بیرون آمدن از این گرداب مشکلات سیاسی داخلی و خارجی کمک گرفتن از همین اندوخته های کهن است که همیشه به یاری ما آمده اند و بیش از آنکه ما آنها را گرامی داشته باشیم آنها راه نجات ما شده اند. م

 
At March 21, 2008 at 2:03 AM , Anonymous Anonymous said...

اقا مسعود سال نو بر شما هم مبارک باد ٬ یادت باشه بهار های پی در پی دایم بسن و سالت
اضافه میکنه ٬ اما یک چیز یادت نره که در این شصت سال عمر شما دنیای دیگری اتفاق
افتاده از تلوزیون تازه ببازار امده گروندیگ و ار سی ا که ببزرگی یخچالهای خانگی بود
امروزه در صفحه تلفن جیبی ات همه اخبار را انهم در مترو یا اتوبوس یا ماشینت یا
در کافی شاپ تماشا میکنی ٬ ان تلفنهای قارقارکی که در تهران از طریق اپراتور بخانه
دیگر وصل میشد حالا شده باندازه قوطی کبریت تازه چه توی هواپیما باشی چه تو توالت
خانه یا پشت میز کار ....اینها همه در طول عمر عزیزت اتفاق افتاده و خیلی باید خوشحال
باشی چون صدها سال تاریخ دنیا ثابت و غیر متغیر بوده و شاید هم صد ها سال دیگر
تغییر زیادی نکند اما شما بسیار تغیر و تحول را شاهد بودید که انرا خوش شانسی میگویند
عمرت دراز باد

 
At March 22, 2008 at 3:15 AM , Anonymous Anonymous said...

به کوری چشمان کسانی که نمی توانند ببینند در ایران هر چقدر فیلتر شوی و هر قدر فحشت بدهند بیش تر دلخواهی . چرا که خودت بوده ای و هستی و باج نمی دهی به روزگار. رویت را می بوسم که وقتی در تلویزیون دیدم رخسارت را گذر عمر را بر پوست خود حس کردم اما چه گذری که بهتر و دلچسب ترت کرده است [...] هزار تا
ماهتاب

 
At March 23, 2008 at 6:21 AM , Anonymous Anonymous said...

ba salam khedmate ostade aziz,

3ruze pish ketabe khanum ra be etmam resandam va besiar lezat bordam be tori ke pas az an hargah be khab raftam khabe khanum va havadese ketab ra mibinam. nemidanam emshab ham hamin khabha be soragham miayand ya na. zemnan be nanaz kheili alaghemand shodam va dust daram bishtar dar morede zendegie konunie ishan bedanam vali harche dar internet search mikonam chizi be dast nemiavaram. khaheshmandam dar in zamine mara yari konid ta be bishtar bedanam. adresse Emaile man niz hast : lilacs6@yahoo.com

ba tashakor
dusdare shoma, Sara

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home