Monday, March 17, 2008

واکنش های آن مصاحبه

هفته پیش به شرحی که می دانید در برنامه میزگردی با شما در صدای آمریکا به مناسبت انتخابات حضور یافتم، نیم ساعتی از دست رفت اما بالاخره گفتم آن چه نظرم بود. حالا از اطراف شروع شده است واکنش ها . محبت ها و ابراز لطف ها بماند، سپاسگزارم. حاصل آن گفته ها را هم نمی توانم تعیین کنم. یعنی هیچ کس نمی تواند. نتیجه عینی این است که در تهران - اگر آمار اعلام شده درست باشد - کمتر کسی سخن من و امثال مرا شنید و بیشتری نظر اهل تحریم را پذیرفتند، نرفتند و در نتیجه اصولگراها بردند. اما در شهرستان ها با وجود محدودیت های تعیین شده در اثر رد صلاحیت ها، و دور ماندن چهره های صاحب رای از رقابت ها، اما آشکار شد که رای اصلی مردم با اصلاح طلبان است و به راستی درست است که مردم به ستوه آمده اند از این دولت

از میان واکنش های تند، یکی را جناب فتوره چی نوشته بودند که ماخد نوشته کیهان قرار گرفت. تعجبم این است که جناب ایشان که از افراد صاحب فکر هستند چرا زحمت یک بار دیدن برنامه را به خود ندادند تا ناچار نباشند که از حافظه خطاکار سخنان مرا نقل کنند. تقریبا آن چه نقل و نقد کرده اند از نظر من دورست. جز آن که پیداست ایشان با من همعقیده نیستند، این که عیبی ندارد. اما عیب دارد که سخنانی نقد شود که مال گوینده نیست. پیشنهادم به ایشان این است که یک بار دیگر برنامه را ملاحظه کنند تا با نقل دقیق - که البته اختلاف نظر من را با حضرت ایشان از میان نمی برد - دقیق تر بتوانیم سخن بگوئیم.

دیگری روزنامه کیهان است که در سرمقاله خود بنا به شیوه مرضیه اول با اتهام سلطنت طلبی و بعد تعبیر شرکت معترضانه در انتخابات به آن پرداخته است. سخن است گفتن این واقعیت که تعبیر کیهان دقیق تر بود از کنایات و اشارات جناب فتوره چی که معلوم نیست با نقال خواندن من چه کمکی به بیان نظر خود می کنند.

باری در میان واکنش هائی که نه صاحبش نشانی دارد و نه معمولا دارای آن ارزش است که کس جواب بدهد آقائی ساکن لندن بود که من یک بار به خطا او را شعبان بی مخ خوانده بودم ، تا نشان دهم خصوصیاتشان را - و قصدم توهین نبود نه به شعبان جعفری و نه به ایشان - چرا که شعبان خان در اخلاق به باورم برتر بود. اما از نظر سواد و تحمل قیاس کرده بودم و ناقص بود.
این شخص در نامه خود سراپا افترا و بدگوئی به مجری برنامه میرگردی با شما. دلیلش هم این که چرا با کسی مانند فلانی - یعنی من - در صدای آمریکا مصاحبه شده است. دقیقا همان استدلال کیهانی ها. به زبان دیگر عده ای هستند که خود را و هر چه در نظر دارند را حق مطلق می بینند و می دانند و در ضمن رسانه ها را که عمومی هستند، ارگان خود می بینند و می گویند اگر صد نفر هم هم عقیده من آوردی حق نداری یکی مخالف نظر من آوری . وگرنه از دید من مامور جمهوری اسلامی هستی.
خب طبیعی است که دموکراسی ایران دشمن فراوان دارد، با این تفاوت که گروهی مانند کیهانی ها ادعای دموکراتیک بودن ندارند بنابراین آدمی را به خطا نمی اندازند. اما ادعای مبارزه و دموکراسی از اینان به راستی مضحک است و جای هیچ پاسخ ندارد. من بابت همین چند خط هم از کاربران عذر می خواهم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At March 17, 2008 at 2:40 PM , Anonymous محمود said...

بهنود نازنین!

کیست که نداند ایران از ابتدای کورش گرفته تا همین حالا، دشمن که چه عرض کنم نفس کش می طلبند، آنان که مدعی مدارا و آزادی هستند را می گویم که همیشه چنین بوده اند و خواهند بود

ضمن این که جناب "شهیار قنبری" هم که فایل صوتی را برای تان فرستادم، از آن دسته است!! به راستی گاهی به قول خودتان نباید چیزی را قلمی کرد و حیف ِ وقت برای آنان که آداب سخن و مُدارا را نمی فهمند

دولتی که دیروز صدای پای شان را خاتمی به دیکتاتورها تشبیه کرد و تیتر روزنامه ی "شرق" شد و مردم ما نگرفتند قصه اش را، امروز هم دستور به بستن چند نشریه از جمله نشریه های هفت و دنیای تصویر و... داده است. هنوز کجاست تا نفس ها را در سینه خفه کند

شادزی

 
At March 17, 2008 at 2:50 PM , Anonymous محمود said...

جناب بهنود عزیز

آقای "فتوره چی" اگر این جا را می خواند بد نیست به بلاگ من نظری بیفکند و متن برنامه ی شمارا بخواند تا بی استناد قلم فرسایی نفرمایند

 
At March 17, 2008 at 6:33 PM , Anonymous Moe said...

masoud khan in seyed ahmad e kelid saz ro oonja ke nagofti hadeaghal inja migofti ke ma befahmim manzooret ki bood baba. nakone toham mesle baz'ihaa mikhahie bepichooni ostaad

 
At March 17, 2008 at 7:09 PM , Blogger Arash Sigarchi said...

سلام آقاي بهنود. در اين دو ماهي كه از ايران خارج شده ام ، خيلي از ميدان سياست ايران دور بودم و به همين دليل به دليل كمبود صاحبنظر در خارج از كشور -چون اغلب دوستان معمولا مغرضانه نظر مي دهند - دلم براي يك تحليل درست حسابي لك مي زد. جانا كه سخن از دل ما مي گوييد. كاش مي شد عين آقاي نوري زاده اين فرصت بيش از اين در اختيار تان قرار مي گرفت. هر چند دوستي مي گفت اگربهنود هم زياد بيايد سخنانش بي كيفيت مي شود اما من همچنان به شما اعتقاد دارم كه منبعي هستيد بي پايان. درود بر شما . عالي بود .

 
At March 17, 2008 at 9:28 PM , Anonymous Saleh said...

JENABE BEHNOOD AZIZ
VAGHTE GERANMAYE RA SARFE PASOKH BE IN DOOSTAN NAKONID. ZARBOLMASALI AST KE MIGOOYAD: KASI RA KE KHAB AST MITAVAN BIDAR KARD, AMMA KASI KE KHOD RA BE KHAB ZADE HARGEZ NEMITAVAN. OMIDVARAM SOKHANE SHOMA BE GOOSHE HAMVATANAN BERESAD VA NAZARE ISHAN RA AVAZ KONAD.
PAYANDE BASHID

 
At March 17, 2008 at 9:34 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام
نرم نرمک عروس طناز بهار لباس سبز می پوشد
صدای پاورچین قدم هایش آرام به گوش می رسد
چلچله ها روی چادر سبزش با شادی می سرآیند
بهشت زمین با رویش جوانه ها می شورد
زمستان با لبخندی بی رمق به قهقهه ی کودکانه بهار درود می گوید
زایش و رویش فلک دوار مستانه در پس دوباره ها هجوم می آورد
نوید شورانگیز بهار غوغایی بی کران در طبیعت می افکند
شادی نوروز باستانی دل هر ایرانی را مست می کند
تبریک و تهنیت نُقل مجلس این روزها می گردد
و من ترانه ی بهارم را می سرآیم
سبدی از نیلوفر و بنفشه در دستان قاصدک عشق می سپارم
تا به دست دلهای پرتپش بهاریتان برساند.
بهار ۸۷ بر شما مبارکباد

[گل]

 
At March 17, 2008 at 11:20 PM , Anonymous Anonymous said...

با سلام به آقای بهنود عزیز من روز جمعه بازپخش شما از صدای آمریکا دیدم مممن در دشتستان زندگی می کنم من نمی خواستم رای بدم ولی صحبتهای منطقی شما که شنیدم همراه با اعضای خانه رفتیم به یک اصلاح طلب رای دادیم و رای هم آورد و اگر مردم نمی رفتند رای بدند شخص خطر ناکی می رفت بالا ولی متاسفم برای تهرانی ها که نرفنتد نتیجه شد این

 
At March 17, 2008 at 11:29 PM , Anonymous reza said...

سلام آقای بهنود
میزگزد صدای آمریکا رو که با حضور شما برگزار شد دیدم . اولا خیلی خوشحال شدم از حضور شما و خیلی از دوستانم رو هم دعوت کردم که ببینند و حتی با این سرعت افتضاح اینترنت در ایران برنامه رو دانلود کردم و به سایرین هم نشون دادم . ثانیا خوشحالم از شکسته شدن این مرز در صدای آمریکا با حضور شما و چند روز قبل آقای پیر موذن و همچنین مصاحبه آقای کرباسچی با رادیو فردا و احساس میکنم اینکه امروز صدای آمریکا جولان گاه محض اپوزیسیون خواهان تحریم شده دلیلش چیزی جز قهر شماها که از دید من در نقطه تعادل و تعقل قرار گرفتید نیست ! دلیل اینکه اکثریت بیننده های این رسانه مخالف فکر شما و ما و امسال ما هستند این دوری ما ار چنین رسانه فراگیری و سپردن محض این رسانه در اختیار شعاریون و تحریمان و به طبع آن جذب مخاطبان خاص همسو توسط این رسانه است . احساس میکنم اگر این روند حضور شماها ادامه پیدا کنه هم مخاطبینی که همفکر اصلاح طلبان هستند و متاسفانه دسترسی به رسانه های محدود شما و طرفداران اصلاحات منجمله چند سایت فیلتر شده و یا یکی 2 رادیو غیر فراگیر ندارند جذب این رسانه بشن و شاید رویه صدای آمریکا تغییر کنه و هم اینکه با حضور شماها در این تلویزیون هست که میشه حتی با ارتباط مستقیم و بهتر با عامه مردم به جای تزریق یاس و بی تحرکی که توسط صدای آمریکا و مفسران برای بینندگانش بوجود میاد شماها در جهت ایجاد شور و انگیزه و تحرک گام بردارید که همین باعث ترس جناح اقتدار گرا و شاید تحمیل هزینه ای براشون بشه که به راحتی قادر به هر عملی مانند رد صلاحیت و یا تقلب در شمارش نشن ! متاسفانه مفسرین و سیاست پیشه هایی که دسترسی به این تلویزیون فراگیر دارن به خاطر در پیش گرفتن سیاست تحریم و مخالفتشون با اصلاحات عملا هیچ گونه هزینه ای رو در قبال کارهای فرا قانون جناح راست بهشون تحمیل نمیکنن !
در ضمن حتی از اصلاحطلبان داخل حکومت هم دعوت میکنم که از این تریبون استفاده کنن و با این تفکر که آمریکا براندازه یا اینکه مورد پیگرد قانونی قرار میگیرن با این رسانه قهر نکنن . همین حضور یک ساعنه جناب پیر موذن باعث شده که مردم عادی در ایران ایشون و اندیشه های ایشون رو خیلی بهتر و کاملتر از بسیاری از سران اصلاحات بشناسن ! باور کنین خیلیها هنوز نیمدونن معین کاندیدای اصلاحطبها بود خیلی ها هنوز از تحصن نمایندگان مجلس ششم خبر ندارن خیلیها حتی امسال تاج زاده و حجاریان و ... رو نمیشناسن ولی همینها الان آقای پیرموذن رو در حد یک بت قبول دارن ! حضور جناب پیر موذن هر چقدر که ایراد داشت حداقل این خوبی رو داشت که خلا رسانه فراگیر رو به خوبی برای اصلاح طلبان گوشزد میکرد.

در ادامه چیزی که لازم میدونم بگم در مورد برنامه فردای شب حضور شما در میزگرد بود که با حضور علیرضا نوری زاده برگزار شد و شخصی طی یک ایمیل در خواست مناظره شما رو با آقای نوری زاده داشت . اول از این درخواست ناراحت شدم چون اصولا برای طرفین مناظره شرط شان یکسان رو قائل هسنم ولی بعد حتی دیدم که برگزاری این مناظره به شرطی که با اعلام قبلی باشه میتونه باعث جذب یا بهتر بگم برگشت دوباره بینندگانی بشه که به خاطر رویه یک طرفه این تلوزیون سیاست قهر رو پیش گرفتن . در ضمن این رو لازم دونستم که بگم نوری زاده امروز با نوری زاده چند سال پیش خیلی متفاوت شده و احساس میکنم اگه این روند واقع گرایی رو ادامه بده حتی به احتمال زیاد در انتخابات ریاست جمهوری ایشون هم مدافع شرکت در انتخابات بشه !

در آخر هم کسانی که شما رو متهم به عامل رژیم بودن میکنن و اصولا در مقابل اندیشه دست به تخریب و تهمت میزنن اگر کمی فکر کنن و ببینن که چه اشتراک نظری با کیهان و کیهان نشینان دارند که رویه همسو با اونها رو در پیش گرفتند و به نوعی آب به اسیاب کیهان نشیان میریزند ! شما همزمان هم حلقه عنکبوتی هستین و هم عامل جمهوری اسلامی ! این یعنی بین اپوزیسیون شعار ده و کیهانیان هیچ فرقی نیست ! اتفاقا باید به اونهایی که اصولگراها و اصلاحطلبان رو در ایران سر و ته یک کرباس میدونن باید گفت که با اندکی عمیق تر نگریستن این شماها هستین که با اقتدارگراها در ایران از یک کرباسین !

آقای بهنود من از خانم علی نژاد و همچنین سهام خواستم که آیدی شما رو به من بدن که هردو به درخواست خودتون اینکار رو نکردن و گفتن که به طور مستقیم به خودتون بگم . اگه معذوریت در این کار ندارین ممکنه این اجازه رو به سهام بدین که آیدی شما رو در اختیار من قرار بدن ؟

 
At March 18, 2008 at 12:46 AM , Anonymous Anonymous said...

In that interview you beautifully put all the arguments I have had in the past years with my friends in words that are much richer.
I am really sorry, about the results in Tehran. I really don't know, until when are we going to pursue this strategy against the regime.
I am exteremly bothered when I hear people saying: "این نوع انتخابات نباشد بهتر است " we Iranian tend to forget the past very easily. this democracy, no matter how corrupt and illegitimate it has become,still is a result of struggles, and heroisms, both before and after revolution.

Thanks dear Behnoud.
Sorry for my mix language, I am really bad at Farsi typing.

 
At March 18, 2008 at 1:08 AM , Anonymous Anonymous said...

آرش
من ضمن اينكه داراي هيچ سنخيتي با دو گروه انتقاد كننده كه در مقاله به آنها اشاره كرديد نيستم و نظرات آنان را تاييد نمي كنم معهذا معتقد به تحريم اين انتخابات بوده و هستم
لازم به ذكر است كه در تمام انتخابات هايي كه فكر مي كنم داراي اندك مشخصات يك انتخابات است شركت كرده و مي كنم اما در انتخابات مجلس هفتم و هشتم كه نمايندگان با فرمول حساب شده اي صلاحيت دار مي شوند شركت نكرده ام و به گمانم شركت در چنين نمايشي بيش از آنكه نتيجه محسوس و مفيدي داشته باشد كه مسلما با توجه به حسابگري هاي انجام شده ندارد حاوي پيغام خطرناك و غلطي براي مجريان انتخابات است تا از اين پس بر اين بدعت خود پايدار مانده و خود و نظام و كشور را به ورطه هلاكت سوق دهند
رفرميست يا اصلاح طلب بودن به معني مخالفت نكردن با رويه هاي بسيار خطرناكي كه غير قابل بازگشت هستند نيست و بايد طي ارزيابي هاي دائمي وزن كفه محاسن و مضرات را هر بار اندازه گيري نمود
بعيد است نظر شما اين باشد كه از همين حالا اعلام كنيد من در تمامي انتخابات هاي آينده به هر صورت كه باشد به صرف داشتن محاسن بسيار جزئي و بدون در نظر گرفتن معايب آن بازهم شركت خواهم كرد

 
At March 18, 2008 at 1:11 AM , Anonymous مرتضی said...

با سلام خدمت جناب بهنود...
در هر گروه و صنفی همیشه عده ای هستند که مطلق نگر هستند و چون این مساله ریشه هایی غیر از گرایشات سیاسی یا حتی مذهبی دارد لذا سر زدن چنین رفتارهایی از اشخاصی با هر گرایشی بعید و دور از انتظار نیست. و صد البته شما نیز دفاع منطقی و درستی کرده اید.
و اما در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات به نظر من چند نکته وجود دارد که اگر درست ریشه یابی شود می تواند راه گشای آینده گردد.
1- در خرداد 76 اصلاح طلبان استراتژی مشخصی برای اصلاحات نداشتند و به نوعی با بسیج توده ها انتخابات را بردند و در این بین از وفاداران به نظام و مرحوم آیت الله خمینی و تا منتقدان به اصل نظام و منتقدان به آیت الله خمینی دیده می شد. بنابراین معلوم است که این قوم اصلاح طلب نمی تواند به خواسته های هر دو گروه جامه عمل بپوشاند.

2- فعالان سیاسی با مطرح کردن موضوعات مختلف و بدون تعیین اولویت ها به یکباره خواستار تغییرات عمده در کلیه سطوح شدند که این مساله هم گروه های اقتدارگرا را جری کرد و هم باعث افزایش کنترل نشده مطالبات مردم شد.
3- اصلاح طلبانی که در ساختار حاکمیت حضور داشتند بیش از حد نیاز به مصالح بعضاً غیر منطقی فکر کردند و در پیگیری حداقل مطالبات مردمی کوتاهی کردند. به عبارت دیگر رابطه معکوسی شد بین افزایش مطالبات و کاهش تحقق مطالبات.
4- و آخرین خودزنی اصلاح طلبان تن دادن به انتخابات نمایشی مجلس هفتم بود که بخش اعظمی از پایگاه های مردمی خود را از دست داد.

بنابراین می توان با موشکافی موارد گفته شده صرفاً دلایل شکست را تحلیل کرد اما به نظر من تحقق وضعیتی شبیه خرداد 76 بیشتر به معجزه شبیه است. و امروز اکثریت قریب به اتفاق مردم معتقد به اصلاح ناپذیری نظام شده اند یا حد اقل روشهای پیشین و کنونی را برای اصلاح وضع موجود مناسب نمی دانند. اما استراتژی مشخصی نیز برای برون رفت از این وضعیت را نمی شناسند . و می توان نتیجه گرفت عدم شرکت برای مردم به معنی یک استراتژی مبارزاتی نیست بلکه ناشی از یأس و ناامیدی از اصلاح وضع موجود است.

 
At March 18, 2008 at 1:29 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام خدمت استاد عزیزیم مسعود خان بهنود.
هرکسی این را خوب میداند که نوشته های شما آن زمان که در آدینه مینوشتید و بعد بهمن و بعدترها توس وجامعه و عصر آزادگان که همه مرحوم و مغفورند همیشه روشنای امید و افقهای روشن (به قول بامداد سترگ) در نوشته هایتان ملموس وقابل باور است. پس ما نیز همواره میدانیم که درد مشترک ما را شما استاد عزیز دردمند تر از دیگران درک ولمس کرده ای .
اما در مصاحبه آنشبت یک مثال ورزشی بیان کردی از فرگوسن که باید در جواب شما بگویم yoll never walk alone.

 
At March 18, 2008 at 2:04 AM , Anonymous Anonymous said...

گمان نمی کنم واژه ی انصار و حزب الله مختص آدم هایی با ریش های کثیف و پیراهن های بلند باشه و محدود به شهرهایی مثل تهران و اصفهان و بیروت و ... به هر حال آدم های این چنینی دز لندن هم پیدا می شن و زیاد هم پیدا می شن. از محم قائد برای بزرگان کیهانی یادگاری مانده: هر شغلی حتی نوشتن , باید بازنشستگی داشته باشه تا آدم رو به زورگویی دچار نکنه.. بهنود عزیز: کفگیر دانایی که به ته دیگ خورد تازه دیکتاتوری آغاز می شه.. و ما با این ته دیگ خورده ها سال هاست آشناییم. سبز باشی

 
At March 18, 2008 at 2:22 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود ... این شگرد محافظه کاران همه دنیاست که با ترفند و نیرنگ سعی در
خانه نشین کردن مخالفان خود دارند تا دارو دسته همیشه در صحنه اشان با رای محدود
اما اثر گزار فرمان حکومتها را در دستشان بگیرند ٬ همین باراک اوبامای تازه نفس
و خواهان تغیر و تحول در امریکا که سیل نسل جوان را امیدوار کرده را ببینید چگونه
از هر دوسوی طیف محافظه کاران جمهوری خواه و هم از حزب خودش یعنی دمکراتها
زیر شدیدترین حمله ها قرار گرفته چرا !؟ چون میخواهند همان سیاست کهنه و قدیمی
در واشنگتن ادامه داشته باشد ... در ایران موفق شدند وانها که قهر کردند باختند و بخودشان
لطمه زدند ...اقا / خانم شما نرفتید ولی این تفکرتان از پایه غلط است پس هیچ کس
هم نخواهد رفت دیدید رفتند و بانها رای دادند و این فرصت هم از کف رفت

 
At March 18, 2008 at 5:12 AM , Anonymous Anonymous said...

Dear Mr Behnoud, Salaam,

I usually read what you write and think you 're one of the Iranian in abroad who know The history of our country better of many others. In the same time Sometime I could not understand what is your Position about the recent elections. Not only the last one but the presidential election of about 3 years ago. I appriciate yoy and Miss Shirin Ebadi, and some other Iranian Political observers who seem to love their country, my country Iran. But...But...But, dear Mr Behnoud I can not understand what you want to tell exactly in msome of your articles as this one. What could we do? To vote without knowing if our votes would be really useful? Not to vote? I do beleive that your position are not very clear. I appreciate the man you are, but do not accetp your position , in my opinion not clear at all. Could you please try to observe Your readers especially the young generation ( If they could be between your readers!!!), reading Behnoud's Articles. Or you 're writing for a little minority of your own generation. Anyway, Please Mr Behnoud, would you like to write an article in order to tell as for whom you write? ( When someone writes , he usually thinks to some readers, isn't it?), And if you yourself think that, with such a power of pen you have, your positions are clear? Thank's Dear Mr Behnoud

 
At March 18, 2008 at 8:10 AM , Anonymous Anonymous said...

جواب نادر رو هنوز نداده این و ما منتطریم : آیا شما شرکت در این انتخابات رو صحیح می دونستین ( و می دونین )؟ آیا با تحریم مخالفین ؟

 
At March 18, 2008 at 9:16 AM , Anonymous Anonymous said...

امروز با مروز اخبار انتخابات برای حال وخیم اصلاح طلبان دلم سوخت. آنها در این افتضاحات 14 اسفند به مصداق واقعی از میان بد و بدتر به بدترین کارشان ختم شد به ویژه گروه قدرت طلب دور و بر اقای کروبی. واقعا موقعیت انها رقت انگیز است.
اما ایا باز هم درس می گیرند؟ بعید می دانم
تا زمانی که کسانی مثل اقای بهنود در خارج از رژیم و بدون ادعای حفظ نظام این گونه فکر می کنند که شرکت در انتخابات ولو نوع ناعادلانه و انحصاری آن مثل 4همین نمونه 14 اسفند کار درستی است، چه امیدی به کسانی است که وطیف خود را حفظ نظام ولایی می دانند!

 
At March 18, 2008 at 2:36 PM , Anonymous Anonymous said...

یک ویژگی در انسان است که به آن شرم و یا حیا می گویند میزان شرم در افراد متفاوت است اما یک حداقل میزان شرم هست که در اکثر انسانها میتوان یافت آقای بهنود از حداقل شرم
هم بی بهره است چرا که میتواند بدین سادگی عوام فریبی کندایشان در مصاحبه با صدای امریکا در شب انتخابات ریاست جمهوری فرمودند که رای دادند بعد گفتند که شوخی کردند و رای ندادند
اقای بهنود که خوانندگان سایت استاد بی بدیل میخوانندش اگر شرم نداری لااقل آزاده باش و مخالفان فکری خودت را مسخره نکن بجای اینکه با منطق و لاجیک جواب منتقدان را بدهی به لوده گری و دلقک بازی متشبث نشو

 
At March 18, 2008 at 3:47 PM , Anonymous فقیهی said...

آقای بهنود جدا عصبانی می شوم اگر این کامنت را سانسور کنید. این [...]ی که کامنت گذاشته و از شرم سخن گفته نظیر همه [...]است که تصور می کنند دیگران دیوانه اند . این بی وطن ها اگر همدست آخوندها نباشند که برای آشفته کردن بازار و دست انداختن مخالفان واقعی و بی اعتبار کردن آن ها ، اعزام نشده باشند، بی اطلاع هائی هستند که درست شدنی هم نیستند. ترا به خدا این کامنتی را که آقای بهنود اجازه درج داده اند بخوانید. من واقعا از ایشان تعجب می کنم چطور برای کاربرانی که این سایت فیلتر شده را به هزار زحمت باز می کنند احترام قائل نیستند و می گذارند این [...] ها در آن درج شود

 
At March 18, 2008 at 3:49 PM , Anonymous Anonymous said...

راست می گوید فقیه اگر می توان با این گونه کلمات کامنت گذاشت پس چرا ما نگذاریم . من به هیچ وجه گمان ندارم که گذارنده کامنتی که مورد اشاره آقا یا خانم فقیه است سلطنت طلب یا چپ باشد. از این گونه اشغال ها در آن ها نیست. این گونه اشغال ها فقط در سبد حزب الله دیده می شود. فقط و فقط همان جا دنبالشان بگردید

 
At March 18, 2008 at 3:52 PM , Anonymous رضاملکی said...

من برخلاف فقیه با فحاشی به گذارنده آن کامنت مخالفم گرچه تصور می کنم که بوئی از ادب نبرده است. آقای بهنود به کسی که نقدی چنان لق و بی معنا در مورد گفته هایشان نوشته اند بدان ادب جواب می دهند، آن وقت این شخص که خودش را مدافع آن دیگران لقب می دهد و تظاهر می کند که از سر دوستی وطن با نظرات آقای بهنود مخالف است ببینید چه کلماتی به کار می برد. این سطح فرهنگ و تحمل ماست. و چنان کسی نباید گمان کند که کسی به حرفش گوش می دهد

 
At March 18, 2008 at 5:41 PM , Anonymous مهنا said...

خاک بر سر وطن فروش که آن ناشناس باشد. من با فقیه موافقم . انتظار دارم که این سایت جای این گونه کامنت ها نباشد.

 
At March 18, 2008 at 5:45 PM , Anonymous Anonymous said...

من بر خلاف دوستان با رفتن شما با صدای آمریکا مخالفم. اولا این یک رسانه حرفه ای نیست که شما وقتتان را صرف آن کنید . در ثانی کسی در ایران جدی به آن نگاه نمی کند. [...]ش همگی بی سوادند و [...]ش همه از یک کرباس. همه مثل همین هستند که سفارش شرم داده و دست کم از ادب آقای بهنود شرم نکرده [...] به قول استادم حیف از شعبان جعفری. آن بیچاره کجا این جوری بود از قضا به شرحی که شنیده ام خیلی هم آدم باوفائی بود کتابش را هم خواندم اصلا بدم نیامد. اما این ها از یک سطرش نفرت می بارد و نفرت می سازند. در ضمن من دانشجوی کرج هستم . همان که کتاب خواسته بودم نوشتید که امکان ارسالش را ندارید.

 
At March 18, 2008 at 5:46 PM , Anonymous ستاره said...

بی شرم آن است که معنای شرم را نمی شناسد و از بوش تعذیه می کند

 
At March 18, 2008 at 5:48 PM , Anonymous شادان. م said...

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست.
شرم بهترین نشانه تست

 
At March 19, 2008 at 10:36 AM , Anonymous گلرخ said...

بهنود عزیز
سالهاست که می نویسی
مخالف و موافق رو می شناسی
این روزها تهران میدون جنگ اصلاح طلبان سابقه..و این دردناکه.. برای ما که شهروندانی معمولی و دنبال اصلاحاتیم این رفتار خشونت آمیز دردناکه خیلی خیلی دردناکه..
این عکس العمل هایی که شما میبینید گوشه ای از رفتارهای خشن و بی منطق تحریمیون با اصلاح طلبان بیرون از قدرتی مثل ما و شماست
..
..در این سالها از شما صبوری آموخته ایم
مصلح بزرگ.. دوباره زمان صبوریهای طولانیست

به امید فرداهای روشن

 
At March 20, 2008 at 5:43 PM , Anonymous دکتر منصوری said...

آقای بهنود ترا به خدا خدا خدا جواب این ها را ندهید. دیدید که این آقائی که این همه بهش احترام گذاشتیدچه نوشته . نوشته تندی لازم است برای نقد. نوشته شما بروید گفته هایتان را مکتوب کنید چون من وسیله اش را ندارم که [...] های من ثابت شود. یعنی اثبات موضوع هم جز وظایف متهم است. واقعا شما چه جوابی دارید به این ها بدهید . ولشان کنید [...] شان را بکنند. خواهش می کنم جواب ندهید. حیف است از شما. همین

 
At March 20, 2008 at 5:44 PM , Anonymous Anonymous said...

افسوس بر ما . افسوس بر ما که این که شما نوشتبد اهل تحقیق است چنین جوابی داده است . گناه از ایشان نیست. از شما که بهائی می دهید به کسانی که یک نفر در ایران نمی شناسندشان . من خواهش دارم که دیگر بس است جواب دوباره لازم نیست

 
At March 21, 2008 at 3:37 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقاي بهنود
سال نو مبارك
ساليان زيادي است كه با كتاب ها و مقالات شما آشنا هستم. آز خواندن آن ها بسيار لذت بردم و آموختم. بدون وابستگي هاي گروهي و جناحي فقط مانند بيشتر ايرانيان داخل كشور كه با گوشت و پوست مسائل را لمس و لذا دنبال مي كنند، نسبت به مسائل سياسي و اجتمائي كنجكاو هستم. هميشه تحليل هاي شما را بعنوان فردي كه با مسائل داخل ايران به خوبي آشناست، بسيار منطقي ديده ام. اولين باري است كه برايتان كامنت مي گذارم، آن هم به اين دليل كه با موضع گيري كه براي انتخابات كرديد، متعجب شدم. خيلي علاقه مند هستم دلايل شما را براي شركت در انتخابات بدانم. در سايت شما همه آن چه را گفتيد، خواندم. ولي قانع نشدم. ايكاش به ميزگرد دير نرسيده بوديد كه فرصت تشريح نظراتتان بود. اگرچه انتخابات تمام شده است، اما مسئله من پاسخ به چراهاي زيادي است كه در ذهن دارم. قصد ندارم تمام دلايلي كه افرادي كه معتقد به تحريم بودند، از جمله خود من، دوباره باز گو كنم. بارها تكرار شده است. ولي به همة آن دلايل و تقلب زياد كه قابل پيش بيني بود، بسياري رآي ندادند. وقتي درصد شركت كنندگان 65% گزارش مي شود، در حاليكه بيشتر صندوق ها خالي بود، وقتي در رآي همين تعداد اندك اصلاح طلباني كه با تعهد دادن ( آدم هاي حرف گوش كني باشند) صلاحيتشان تآئيد شد، هم دستكاري مي شود، واقعا نمي دانم با چه استدلالي بايد رآي داد؟ كاش براي بسياري از افرادي كه براي شما و نوشته هايتان احترام قائلند، ولي از موضع گيري شما در اين انتخابات تعجب زده شده اند، از تريبوني مثل صداي امريكا دلايلتان را بيشتر روشن بيان مي كرديد.

 
At March 21, 2008 at 9:14 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود,
این اولین باری نیست که شما در فرصت به اصطلاح انتخاباتی مردم را تشویق به شرکت در این خیمه شب بازی هامیکنید و بدین وسیله آگاهانه و یا نا آگاهانه و از نظر من دقیقا با هدفی مشخص اینکاررا میکنید و از رژیمی دفاع میکنید که کوس رسوائیش را همه شنیده اند . شما همواره با سبک نقالی تان که فقط یک چاردیواری بنام قهوه خانه کم دارد برای این کودکانی که هر چند هیکلا بزرگ شده اند با قصه های شیرینتان برایشان لالائی میگوئید و در وبسایتان هم به سبکی شناخته شده همانند کیهان شریعتمداری با درج "نظراتی" که عموما خو نویسنده آن میباشید به هر کسی که مخالف شما باشد میتازید. دیگر بس است . آرزومندم هر چه زودتر آن چار دیواری را پیدا کرده نقالی هایتان را همراه با یک استکان آقائی چای دهان سوز و لب پر نماییدکه بی شک مشتریان بیشتر ی خواهید داشت..

 
At March 23, 2008 at 2:54 AM , Anonymous Anonymous said...

Salam Jenabe BEHNUD

vaghti miguyid bayad strategye khod ra taghir dad , dorost miguryid amma beh onvane javani keh bekhatere omide beh eslah va taghir, dar entekhabate 2 khordad dar 2 dowreh sherkat kardam va hamintor beh majlese eslahat raay dadam, az shoma miporsam beh cheh dalil va ba angizeye cheh taghir ya tasiri miguyid bayad sherkat mikardim?
chon 200 korsi az pish tayin shodeh bud? chon 90% eslahtalaban raddeh salahiyat shodand? Chon dar har surat axariate motlaghe majles az aane tonrotarin guruhe tahte hemayate Khamenei bud? Chon beguyim keh har cheh va ta har haddi keh Khamenei bekhahad mitavanad beh entekhabe mellati betazad va ma haman khari keh budim hastim? Chon beguyim keh tajavoze ishan hatta beh ghanune asasie hamin nezam ham az janebe ma dar har haddi keh bashad ba hich vakoneshi movajeh nemishavd? chon beh ishan beguyim keh az in pas ba khiale rahat hatta dar dafeye ba'diye entekhabat agar deleshan khast, 95% az afradi ra keh khosh nadarand hazf konand? keh beh Ishan beguyim ma tusari khore shoma hastim va rahat bashid ta har haddi keh khastid nokhod va lubiya baraye mellat sava konid va ma az beyne nokarane 100@ tazmniye shoma keh hameh khare yek dargah hastand, yeki ra beh dastbusi baray echaplusi beh majlesi keh 100% bikhasiat ast miferestim? chon baz bazichehye solatn Ali shavim keh ma va raye ma ra mazhakeye tayide nezam konad? keh baz beh adame dark va shuore siasie mellati ray dahim keh aghayan hatta dar suratikeh shoma tarkibe majlese ayandeh ra baraye khod va beh saligheye khod az pish amadeh konid, miayim va beh hich ray midahim keh sabet konim keh hichim?!

az shom bayid bud keh ta in had bi mantegh va kurkuraneh va bedune ankeh in ray dadan, betavanad mafhumi ra elgha konad ya tasirgozar bashad, mikhastid keh ray dahim serfan beh in dalil keh hameh saleh tahrim budeh va hich nashodeh!!! in eddeaye shoma kezbe mahz ast. Koja hameh saleh ahrim budeh?!

koja hameh saleh entekhabat tahrim budeh?! magar nah inkeh nasle man va mardome iran balaye 70% mosharekat dar 2 khordad va majlese aan dashtand?

man beh tahrim bavar nadashtam amma beh morur va ba gozar az tahavolate ejtemayi, beh in bavar residam...

Bayad did baraye cheh mosharekat bayad kard va in mosharekat cheh natijeh va manayi khahad dasht sepas baraye sherkat ya adame sherkat nazar dad nah bedune tahlil bi hich estedlalili serfan ba moghaleteye inkeh hameh saleh tahrim budeh va hich nashoeh, natijeh gereft keh bayad raay dad!!! az yek farze ghalat shoma estedlali moghaletehamiz tar kardid keh vaghean az shoma bayid bud! ham shoma va ham Ebrahim Nabavi keh man beh sedaghate ou shakk kardam chon engar aslan neveshteye Ou nabud!!!

Ma beh in mosharekate manfi va naafarmaaniye madani edameh midahim ta har saal in rizesh bishtar va bishtar shavad keh mishavd va khahad shod hamchenan keh man ham na az ruze nakhost balkeh pas az akharin president beh in naafarmaaniye madani peyvastam.

Raaye man va mellate man va hamclasihaye man keh dar siahchale evin zire shekanjehye sallakhane fasciste mazhabi hastand bazicheye mohre tayid shodan baraye sallakhi chon Khamenei nist va bish az in miarzad.

Mosharekate yek mellat ba davate mano shoma kam ya ziad nemishavd. bayad padidehaye ejtemayi ra beshnasid ta ba darke ravanshenaasiye ejtemayi befahmid va ghezavat konid keh cheguneh va dar cheh sharayeti mellati paye sandughe raay miravad:

BIM va OMID, 2 dalile enkar napazire sherkate har mellati dar entekhab ast.
1)BIM az beh khatar va mahlakeh oftadane ancheh keh dahtand...
2)OMID dar bedast avardane ancheh keh hamisheh khastand va hargez nadashtand

2 ra dar Irane Khatami didid va 1 ra dar Americaye emruz va mosharekate ejabbarangize mardom dar in entekhabate aati mibinid va dar hale didan hastid.

YAAS va NAOMIDI beh eslah va taghir sarfenazar az Bazichehsaziye raaye mellat, chizi joz rizeshe ruz beh ruze araye mardom beh bar nakhahad dasht keh dar Irane emruz shahedid.

Agar charkh beh hamin shekl becharkhad, ruz beh ruz, mosharekat zayiftar khahad shod...

Miporsid keh fayedeh chist?( Har chand Az yek omr ruznamehnegari chon shoma in soal bayid ast!) avval inkeh rahe digari nist chon in feedbacke ejtemayi mibashad keh dalilash ra dar bala goftam amma sarfe nazar az aan, hukumate mostabed ra keh ba riya va tazvir saay dar mardomi budan va democratic budan darad, dar fazi migozarad keh beh hich hilati eddeaye poshtvanehye mardomi dashtan ra nakhad kard. In agar ettefagh biyoftad keh khahad oftad va in ghanune taghirnapazire tarikh ast, IRAN va estebdade aan ra varede marhaleye tazeyi az siasat khahad kard va dastekam Hukumat varede faze BOHRANE MASHRUYIATE MARDOMI mishavad.

Man na az mellat davate beh adame sherkat mikonam va nah hich kare digar keh tahlile man dar bala beh amsale in guneh davatha bastegi nadarad balkeh barayande fekriye ejtema az mizane omid beh tagir va tahavol, movallede mizane mosharekat ast va tanha az ravanshenasiye ejtemayi nash'at migirad nah az Football va Alex Fergosen!

Dar in beyn gofteye shoma sathitarin va bimaani tarin bud keh beh hich estedlal va angizeh va hadafi payband nabud dar kenare Tanze abaki va bimaanitar va Keyhaniye Ebrahim Nabavi keh man ra beh shak andakht. omidvaram Nabavi hanuz baraye mardom va az sare khulus minevisad va man eshtebah kardeh basham.

Amma tafavot in bud keh man beh khuluse shoma shak nakardam amma beh sedaghat va rastiye ghalame Nabavi bad shak kardam... o

Shoma sarvare man va ostade man va mojebe fakhre man va har javane Iraniye azadandishi hastid . az kalame man bardashte nefrat nadasheteh bashid chon dustetan daram serfan dardedel bud :)

 
At March 23, 2008 at 4:21 AM , Anonymous Anonymous said...

Dar edameh poseshi daram va az shoma entezare pasokh!

Fergosen agar dar meydane Football hamvareh dar haale taghire taktiki ast, aan ra serfan beh hadafe PIRUZIYE behtar va mohkamtar donbal miknamd amma hadafe shoma az taghire taktiki az rahe sherkat dar entekhabat az suye melate IRAN, dar aghush gereftane kodam piruziye melli ya tahaghoghe kodam armane nakaam budeh ast? Man harcheh andishidam shanse hich noe piruzi dar in taktike pishnahadiye shoma nadidam...

Man joz gol khordane bishtar az harif, natijeye digari dar taktike pishnahadiye shoma nadidam!

az shoma mikhaham mivehye ehtemaliye taktike khod ra baraye man va amsale man towzih dahid.

RUZBEH

 
At March 23, 2008 at 7:34 AM , Anonymous mehdi said...

دوست بینامی که کامنتی بسیار مفصل نوشته اید.
نوشته اید که جوان هستید و طبیعتا شاید همچون من عجول و کمی بی حوصله. و اما این داستان انتخابات و تحریم. اول یاداوری میکنم که بعد از دوم خرداد و مجلس ششم تا الان چندین اتخابات برگزار شده و به لطف تحریمیان محترم در اکثر آنها تحریم رخ داده و هنوز هم نه حکومت با بحران مشروعیت روبرو شده و نه هیچ اتفاق خاصی افتاده است.
بگذارید پاسخ شما را به سوالتان درباره تفاوت حضور مردم و رای به اصلاح طلبان بدهم. اول اینکه حضور مردم و وارد کردن 120 نماینده اصلاح طلب به مجلس کلی معنی داشت که حداقل از پیام تحریم و بحران مشروعیت و این چیزها با ارزش تر بود. به عنوان مثال اگر اقلیت 120 نفره نمیتوانست قانونی باب میل ملت تصویب کند، حداقل میتوانست با ابزاری چون ابستراکسیون مانع تصویب قوانین ضد ملت شود. یا اینکه همین حضور میتوانست با ایجاد تفاوت در تعداد آرای اصلاح طلبان با اصولگراها دقیقا امکان مانور این گروه در مجلس را فراهم کند. فراموش نکنید مجلس پنجم را که در آن یک اقلیت 70 نفره توانستند به اعتبار رایشان چانه زنی کنند و انتخابات شورای شهر اول را سامان دهند.
باید بگویم که با کلام شما در اینکه ملت نا امید هستند موافقم و تردید ندارم که حداقل درباره نیمی از غایبین انتخابات نه تحریم کنندگان نقش داشتند و نه شرکت کنندگان. این نیمه اصولا دلیلی برای شرکت نمیدیدند. از ناامیدی گرفته، تا بی حالی و حتا تنبلی عصر جمعه. و دقیقا با شما موافقم که اگر امید داشتند همه رای میدادند. منتها الان باید بترسند که ظاهرا تمایلی به ترس از این واقعیت که ایران در سراشیبی سقوط است ندارند. یادتان باشد که همانگونه که نبوی گفت (قبولش داشته باشیم یا نه) برای خروج از این شرایط 2 حالت بیشتر وجود ندارد. یا پیروزی دموکراتیک تحول خواهان و یا جنگ. تحریم کنندگان متاسفانه هیچ راهکار دیگری ارایه نداده اند. بنابراین خواسته یا ناخواسته بر طبل جنگ میکوبند.
ضمنا اگر ملت ایران ناامید است، یا اگر بی انگیزه است، به نظر من یک دلیل دارد و آنهم عدم صبر و شکیبایی است. بد نیست به یاد بیاوریم که همه کشورهایی که امروزه به درجه بالایی از توسعه، آزادی مدنی، دموکراسی، پیشرفت و ... رسیده اند تاریخی حداقل چندین ده ساله از مبارزات و تلاش های ملی برای کسب آنها دارند.
در پایان بعنوان یک شهروند از شما میپرسم، که با فرض اینکه همه کسانیکه خواهان دموکراسی، آزادی (و همه ارزشهایی که خوشبختانه بر آنها توافق داریم) هستند در انتخابات شرکت نکنند، حرکت بعدی چیست؟ برنامه تحریم کنندگان در این مرحله چیست؟؟؟ اگر بتوانید پاسخی قانع کننده به این سوال من بدهید سوگند میخورم بعنوان کسی که همواره در انتخابات شرکت کرده از فردا شروع به تبلیغ تحریم میکنم. موفق باشید.
با عرض پوزش از استاد بزرگوار که اجازه این قصه پردازی را در سایتشان دادند.

 
At March 24, 2008 at 3:27 AM , Anonymous rouzbehا said...

Jenabe Mehdi,

Goftare shoma besyar mohtaram amma joz dowre batel chizi nabud.

Agar estedlale sarkar dorost bud vaziyate entekhabat va tedade kandidahaye salahiatdar az jenahe eslahtalab bedin shekl dochare pasrafte bisabegheh nemishod.

dar mowrede tasirati keh in aghaliyat( keh man hargez dar nadideh budam keh dar hich sharayeti shanse 120 korsi dashteh bashand ) mitavanest dashteh bashad sarkar mobalegheh kardid va vaghebin nabudid; Agar chonin bud, chera hamin aghaliyat dar hamin majlese kununi keh baaz chand ensane azadehye sahebe seda va shoja dar aan bud kari natavanest az pish bebarad?!

Shoma pasokhe khod ra dar haman commente man miyabid agar dobareh bekhanid va man forsate estedlale farziyate gereftare DOReBATEL ra nadaram.

Shoma tanha haman goftari ra keh man dar pasokh va eteraz barayash comment neveshtam ra TEKRAR kardid.

Tahrim yek farayande vabasteh beh ejtema ast va ertebati beh nazar va vakoneshe man-e tanha nadarad... In besyar shabih beh baziye shatranj miyane ENSAN(Hukumat) va COMPUTER(Jame'eh) ast... har harkati beh towre entezayi anjam mishav amma majmuye harkat ruye ham ba mafhum khahad bud chera keh ejtema beh tardrij ba azmun va khata miamuzad va har bar keh miamuzad, rahi az rahhaye kure estebdad basteh mishavad.

Shoma be soale man pasokh nadadid amma man pasokhe soale shoma ra midaham:

Dar suratike ravande manfiye mosharekat edameh yabad 2 rah pishe rahe Hokumat khahad gozasht( hatta 100% shoma ham pishkeh!):

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home