Monday, November 12, 2007

گفتگو با گلستان

مصاحبه ای با آقای ابراهیم گلستان را در بی بی سی فارسی ببنید. این گفتگو ماه گذشته ضبط شد.

توضیح کوتاهی را در وب لاگ بی بی سی بخوانید

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At November 12, 2007 at 8:12 AM , Anonymous Anonymous said...

دیشب دیدم و فکر می کنم که فقط شما ممکن بود ایشان را راضی کنید به چنین کاری. من قبلا کتاب [...] را خواندم . تصویری که از آقای گلستان به دست داد چنان عصبانی ام کرد که پشیمان شدم بابت لذتی که از دیدن فیلم گنج دره جنی برده بودم. اما در این جا با گلستانی روبرو هستیم که باید باشد. چقدر کاری که می کنید مهم است. نمی شود این مصاحبه هار ا با تمام آدم های ایرانی بزرگ انجام دهید. آیا در تلویزیون بی بی سی فارسی که درست می شود از این قبیل فیلم ها یا بهتر بگویم کامل شده همین ها را خواهیم دید

 
At November 12, 2007 at 8:14 AM , Anonymous Anonymous said...

این دفعه فکر می کنم اولین کامنت مال من است. ایا این درست است که ایشان کتابی دارد که پنبه برادر شمس در آن زده شده و اجازه چاپ نداده اند. لطفا برای ما توضیح بدهید. ایشان الان درباره از چشم برادرم چه فکر می کند.

 
At November 12, 2007 at 8:14 AM , Anonymous Anonymous said...

مرسی عجب اتفاقی . اما چرا اینقدر کم . چرا این قدر کوتاه

 
At November 12, 2007 at 8:43 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود
همین الان که به سایت مراجعه کردم دیدم متاسفانه وبلاگ شما فیلتر شده است.

 
At November 12, 2007 at 10:09 AM , Blogger سهراب said...

aghaye behnood

man mamoolan neveshtehaye shoma ra donbal mikonam va motaghedam webloge shoma yeki az ba keifiiat tarin webloghaeest ke mojood mibashad.

motassefane nemidoonam be che dalily in gozareshe shoma az keiffiaty ke entezar miraft dashte bashe ,barkhordar nabood va bishtar mesle in bood ke rafte bashid be aghaye golestan sary zade bashid va hala ye filmy ham gerefte bashid chera ke seire monaseby nadasht va hadafe moshakhasy donbal nemikard va benazar naghes miamad.
agar ke dali darad lotfan tozih dahid.

ghablan az shoma tashakkor mikonam chon midanam razy kardan ensany be name ebrahime golestan be mosahebe kami sakht .

 
At November 12, 2007 at 11:31 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود
آیا امکانش هست که متن مصاحبه رو در بلاگ‌تون منتشر کنین؟
سایت بی‌بی‌سی فیلتره و با پروکسی نمی‌شه ویدئو رو دید.

 
At November 12, 2007 at 1:45 PM , Anonymous Anonymous said...

salam aghay-e behnood.
kar-e jalebi bood ke bad az salha sokkot-e golestan ra shekastid ama kheili mosahebeh-e jablebi dar nayoomadeh. akharesh mokhatab ro nesfeh va sar dar gom mizareh

 
At November 12, 2007 at 3:04 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود، این گزارش به گونه ای بس ضعیف تهیه و تدوین شده بود.برای معرفی بزرگانی همچون ابراهیم گلستان، می بایست با حوصله و شکیبائی بیشتر کار کرد

 
At November 12, 2007 at 3:19 PM , Anonymous Anonymous said...

عالی بود ولی چرا اینقدر کم . چنین فرصتی کم پیش می اید. نمی دانم این همه مطالب می گذارید که اگر نگذارید چیزی عوض نمی شود اما این را که ما ایرانی ها لازرم داریم خست می کنید. واقعا سه بار دیده ام اما کلافه شده ام هر بار از کوتاهی اش

 
At November 12, 2007 at 3:21 PM , Anonymous Anonymous said...

مخالفم مخالفم با آن ها که می گویند کوتاه بود و چه و چه . چرا همه اش نگاه به خالی می کنید کاری که اقای بهنود کرد مهم بود نسل ما اقای گلستان را ندید من درست همان سالی به دنیا آمده ام که ایشان از ایران رفت. اما همه کتاب هایشان را خوانده ام و خشت و اینه را هم دیده ام برای زمان خود شاهکار بود اما متاسفانه گنج را ندیده ام. به هر حال هر دو آقایان برای ما یادگاران بزرگی در حرفه خود هستند. من یکی که خیلی خوشم آمد به دیگران کاری ندارم

 
At November 12, 2007 at 3:21 PM , Anonymous Anonymous said...

اقای بهنود اگر آدم هائی به اندازه گلستان باز هم هستند از شناسائی آن ها به ما دریغ نکنید.

 
At November 12, 2007 at 3:22 PM , Anonymous Anonymous said...

کاش بودم و حرف هایتان را ضبط می کردم همه پشت صحنه را سال های دیگر چاپ می کردم . من دانشحوی روزنامه نگاری هستم . متاسفم که وقتی آمدم به دانشگده که شما رفته بودید. به ما که رسید اسمان تپید.

 
At November 12, 2007 at 4:08 PM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود وقتی مصاحبه گلستان را تماشا می کردم یک نکته به یادم آمد که گفتم با شما در میان بزارم. آقای بهنود من فکر می کنم در روزگاری که در ایران ما همه ی جوانان سودای مهندس شدند دارند ایم وظیفه ماست که از زیبایی های رشته ی انسانی یا به قول فرنگی ها سوشال ساینس بگوئیم. چند نفر شاگرد اول می شناسید که بخواهند در دانشگاه یک رشته ی انسانی بخوانند. راستش را بخواهید اکثر بچه هایی که به دانشکده روزنامه نگاری یا تاریخ می آیند نه بر اساس علاقه بلکه دانش آموزان تنبلی بودند که این رشته ها قبول شدند در این افراد باهوشی تک و توک پیدا می شود که کارهای بزرگ می کنند چه خوب بود اگر شاگرداول هایمان به فکر این بودند مه در دانشگاه علوم سیاسی یا تاریخ بخونند. من فکر می کتم بچه های اقتصاد تا حدی موفق شدند تا "نخبگان" به این رشته بکشانند ولی سایر رشته های علوم انسانی هنوز کار زیاد دارمد.

 
At November 12, 2007 at 4:17 PM , Anonymous Anonymous said...

بچه ها اسمش را گذاشته اند جنگ غول ها ولی شما با آن غول مهربان بودید. لابد ضوابط حرفه ای بی بی سی نمی گذاشت. به هر حال برای ما آموزنده و کوتاه و کم بود

 
At November 12, 2007 at 8:56 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود
به گمونم کامنت قبلی من رو ندیدین.
آیا امکانش هست که متن مصاحبه رو در بلاگ‌تون منتشر کنین؟
سایت بی‌بی‌سی فیلتره و با پروکسی نمی‌شه ویدئو رو دید

 
At November 12, 2007 at 8:58 PM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود عزیز مقاله تاثیر گذار شما درباره دالارام عزیز را خواندم ولی متاسفم که بهنود عزیزمان از یاد برده است شهادت جوانان بهایی در سال های 1361 و 62 از جمله دختر 16 ساله بهایی در شیراز با گناه بی گناهی بدون اینکه در هیچ اعتراض شرکت کرده باشد یا پای هیچ کمپینی را امضا کرده باشد. فقط چون بهایی بود و عاشق صلح و شما عزیزان آنزمان هیچ نگفتید و ننوشتید و هموز هم به یاد نمی آورید. متاسفم برای انسانیت.
گزارشی از شهیدان بی گناه بهایی در شیراز
http://www.iranhrdc.org/english/pdfs/Reports/community_report.pdf
و گزارشی از وضعیت این جامعه در ایران تا سال 86
http://www.iranhrdc.org/farsi/Documents/reports/bahai/full_report.pdf

شاد و موفق باشید
یک هموطن

 
At November 13, 2007 at 1:41 AM , Anonymous Anonymous said...

از گلستان خویشتنداری رابیاموزیم واینهمه اسیر مدح وثنای این وآن نباشیم وگرنه به درد رییس دولتمان مبتلا میشویم.

 
At November 13, 2007 at 4:38 AM , Anonymous Anonymous said...

کار سایت بی بی سی فوق العاده بود. ممکن است که آدم های فنی عیب هائی به کار فنی و فیلمبرداری داشته باشند اما این مساله ماست که محصل این کاریم . از نظر گفتگوئی هم که مانند همه کارهای استاد حرف نداشت. به هر حال باید ارزو داشت که بیشتر از همین نوع کار ها بشود.
دانشجوی سینما

 
At November 13, 2007 at 4:39 AM , Anonymous Anonymous said...

این توضیح شما آقای بهنود از همه کار لازم تر بود چرا شما تصور میکنید که همه مردم ایران و ما که هنوز بیست و چهارسالمان است همه چیز را مانند شما میدانیم و در این سکوت سرد از همه چیز و همه بزرگانمان خبر داریم با این بیوگرافی که شما از اقای گلستان دادید همین امروز مایلم همه کتاب ها و فیلمهایشان را ببینم

 
At November 13, 2007 at 6:23 AM , Anonymous Anonymous said...

چون رفتن آقای گلستان از ایران مربوط به این دوران نیست و توقیف فیلم و کتابش هم یادگار قبل از انقلاب است راحت تر می توان گفت که بگرئید بر این خاک که نخبگانش مجبور به مهاجرت هستند با همه علاقه ای که به این خاک داشته اند. به حکومت ها مربوط نیست ما کارمان خراب است. یا باید در جوانی گریخت و یا مانند گلستان و بهنود دست کم خود را نجات داد.

 
At November 13, 2007 at 12:15 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام. دولت نهم سعه ی صدرشو نمایش میده و در حرکتی بی سابقه از منتقدین خودش تجلیل می کنه و جایزه ی ویژه به "حسین شریعتمداری" اعطا می شود!!! می بینید حضرت استاد!!!!!؟

 
At November 13, 2007 at 3:32 PM , Anonymous Anonymous said...

آخر چرا پادکست نمی‌زنید؟ می‌دانید پادکست‌هایتان را چند بار گوش کرد‌‌ه‌ام؟ آن نوارهای برنامه های رادیویی قبل از انقلابتان را اگر دارید جایی آپلود کنید.

 
At November 14, 2007 at 10:27 AM , Anonymous Anonymous said...

agha behnood,in diidar ba golestan mobarak,10 daghighe chera?haal ba in vaghte kam chera soalaati ke be gozashteye door ke 10000 bar shenideh,im .emrooz va fardaye ma ra az golestan miporsidid.in golestane aziz chera itori bi hosele ast?ghabl az inke diir shavad ishan ra MOSTANAD konid, in hame ???????? darim.zende bashin. ALI

 
At November 16, 2007 at 3:47 PM , Anonymous Anonymous said...

به نطرم چیزی بر شما اضافه نکرد. البته برای او خیلی خوب بود کاش نقد آقای قائد را هم اشاره کرده بودید. به باور ما شما با بالارفتن سن از آن جنگندگی ات در مصاحبه کاسته شده و جایش را میانه روی و احترام بیش از حد گرفته در نتیچه مصاحبه با گلستان به فرصتی برای او تبدیل شده است. شاگرد شما ابوذر

 
At November 16, 2007 at 3:48 PM , Anonymous Anonymous said...

یکی به ما بگوید هنر ایشان جز این که سی سال پیش قصه ای نوشته و فیلم های متوسطی ساحته چیسش؟
شاید ما نمی فهمیم

 
At November 17, 2007 at 3:54 AM , Anonymous Anonymous said...

حظ کردم کیف کردم. از احترامی که شما برای گلستان داشتید . از این که مرد بزرگ خودش بود. بگذار اینان هی [...] ناله کنند گلستان بزرگ است و بزرگ می ماند. مسعود بهنود کار خود را خوب بلدست. بگذار حضرات از حسد بمیرند

 
At November 17, 2007 at 3:56 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود جوانی و آن تیزی از شما رفته نشستید و هر چه گلستان خواست گفت. خوب یادم هست مصاحبه های گذشته تان را به کسی رحم نداشتید و همین را هم به شاگردانتان درس دادید ولی این جا مثل شاگرد مودب نشسته بودید. چرا؟ اگر قرار . به پیری است آقای گلستان که پیرترست.. شاید دلش جوان است

 
At November 19, 2007 at 2:06 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام و درود برشما

وقتي شنيدم موفق به مصاحبه با آقاي گلستان شديد بي صبرانه پريدم به كامپيوتر تا جنگ متمدنانه دوغول را ببينم و بشنوم و پس از سعي زياد موفق به باز كردن فيلتر شدم البته فقط صدا مي آمد و از تصوير جز دو سه عكس منقطع خبري نبود . فكر ميكردم راجع به آقاي گلستان خيلي ميدونم ولي وقتي توضيح مختصر مندرج در وبلاگ بي بي سي (كه احتمالن از شماست) را خواندم ديدم دودها همه از كنده ها بلند ميشود.بهرحال اول مصاحبه در پاسخ سوال اول شما كه ايشان پاسخي داد كه تنه به تنه لمپنيز م ميزد واكنش شما ودر واقع جاخالي ماهرانه شما راخيلي لذت بردم كه چه بسا اگه يه خبرنگار جوون بود همينجا هيچي نشده كم مي آورد.تعجبم فقط از اين بود كه در اين زمان كوتاه چرا شما سوالات را كوتاهتر بيان نميكرديد و ديگر اينكه چه شد كه نامي از فروغ فرخزاد نبرديد ونيز از تاخت وتاز ايشان به خيليها در نوشتن با دوربين ذكري به ميان نياورديد. اشاره نهاييتان به كاوه گلستان نيز در جاي خود خيلي جالب و بجا بود.بهرحال خيلي خوب و نجيبانه جمع كرديد كارو دمتان گرم.مشتاقانه منتظر مصاحبه هاي بعدي شما با ايشان و امثال ايشان هستم وهستند مردمان
.
يك مطلب هم اضافه كنم كه گرچه تعريف از كسي در حضورش خيلي وقتا صورت خوشي ندارد ولي اگر نگويم وجدان درد ميگيرم وآنهم اينكه تو هر مطلب سياسي اجتماعي كه فكر كردم كمي بيش از نرمال حاليمه وقتي شما راجع به آن قلمي زديد يا چيزي گفتيد ديدم نه بابا مطلب بسيار است و به شكل اعتماد به نفس بر باددهي احساس بيمايگي كردم . سرافراز باشد و مهرتان افزون

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home