Sunday, October 7, 2007

حاصل جنگ


گاه عکس ها کار صد مقاله می کنند. این عکس تصویر یک تجاوز است شوخی هم ندارد. حالا ما با طرفین دعوا هر نوع رابطه ذهنی و عملی داشته باشیم فرقی در آن ترس که در جان این چند زن است ندارد. شوهران و برادران آن ها بر اساس یک سنت شرقی که نامش غیرت است با دیدن این عکس و دریافت وضعیتی که محارمشان در غیاب آن ها درش گرفتار بودند خود به خود به صف تیراندازان و جانبازان می روند. نیازی به قدرت بیرونی ندارد. و این ها همه را امروز می توان گفت که کمتر کسی در دنیا تردید دارد که حمله به عراق [ که کاملا از مقوله حمله به افغانستان جدا بود] نه به خاطر دل ما ایرانیان که از صدام خون بود، نه به خاطر مردم عراق که اسیر دیکتاتور بودند، نه به خاطر صدور دموکراسی و لک زدن دل واشنگتن برای نبود آزادی در عراق ، برای هیچ کدام از این ها نبود. بل به خاطر آن بود که محقق شده که در سی سال آینده نفت از حالت فعلی خارج می شود و چاه ها به ته می رسد. در آن حال نیاز ها به شدت از این که هست بالاتر می رود و بر سر مانده آن دعوا می شود، آب هم کم می آید و هر کس پول دارد می خواهد آب گرانبها و نایاب را بخرد و پول در گرو داشتن سوخت است، پس هر کس سرچاه نشسته رهبری جهان را دارد. اما آمریکا که آمده برتری آینده خود را تضمین کند گرفتار شده است. در چنین صورت مساله ای درست ترست که با احمدی نژاد دست بدهد و از مخصمه به در آید، یا بهترست همین صحنه را در ایران هم تکرار کند با هزینه ای ده برابر . به نظر می رسد هیچ عاقل حتی جنگ طلبی در واشنگتن نظر دوم را ندارد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At October 8, 2007 at 1:42 AM , Anonymous Anonymous said...

agha behnood kamelan nazaretan dorost ast,yadam miyad ke vaghti shoma iran boodid khabari khandam be in mazmoon ke vaghti shoma ra dastgir kardan az manzel shoma mashroobate alkolik ,taryak va kaset va cd va.... peyda shode.Hala be ma begin an tajavoz bood ya bazdide khanevadegi? baraye shoma farghi beine doshmane dakheli va doshmane khareji hast chon teze khatami ke migoyad estebdade dakheli behtar az estemare khareji ast(kamelan bipaye va namafhoom)kamelan jaa oftade.ali

 
At October 8, 2007 at 2:27 AM , Anonymous Anonymous said...

در تایید نوشته های شما, به نظر من اتفاقات سیاسی در دنیا مانند یک فیلم مستند زنده است که هم اکنون در حال پخش زنده برای میلیاردها بیننده می باشد. یقینا این فیلم هم مانند سایر فیلم های امروزی دارای دیالوگ یا گفتگو است. اما دیالوگ این فیلم مملو از اصطلاحات پیچیده است که نه تنها به فهم و درک فیلم کمکی نمی کند بلکه تا کنون سبب شده تا میلیاردها بیننده علاقمند پس از صرف وقت اندکی برای تماشای این فیلم خسته و مستاصل از پیگیری ماجرا پشیمان شده و آن را به حال خود و اهلش گذارند. پنداری اصطلاحاتی نظیر دموکراسی, آزادی, حقوق بشر, که دائما از جانب یک طرق عنوان می شود و همچنین اصطلاحات دیگری که کرارا توسط بازیگران بومی ما به کار میرود نظیر کرامت انسانی, دین, تعالیم الهی, رسالت بشری, انقلاب, حق مسلم, معاهده, پروتکل,و غیره تنها برای صامت نبودن فیلم نوشته شده و هیچکدام نقش واقعی خود را ایفا نمی کنند. اکنون مدتی است که من این فیلم را به صورت بی صدا تماشا می کنم و توصیه اینجانب این است که شما هم یا از دیدن این فیلم صرف نظر کنید و یا اگر علاقه مندید آن را به صورت صامت دنبال کنید چه در اینصورت اگر برای تغییر سناریو کاری از دستمان بر نیاید که نمی آید لااقل غافلگیر هم نمی شویم.

 
At October 8, 2007 at 2:56 AM , Anonymous Anonymous said...

وقتی فیلم بن هور را تماشا میکردم میدیدم مردم یهود از استیلای سزار رم و سربازانش
چطور بجان امده بودند بخصوص تنفرشان بحاکم یهودی دست نشانده فرمانده سپاه سزار
بیجهت نبود که حضرت مسیح را فرستاده خدا برای نجات قومشان قلمداد کردند و ....امروز
هم همان دو هزار سال پیش است البته با ترفندهای امروزین و متمدنانه امریکا همان
رم قدیم است با سناتورهایش !!و سزارش و عراق همان ارشلیم و مردم بجان امده اش

 
At October 8, 2007 at 3:31 AM , Anonymous شایان said...

آقای ناشناسی که اولین کامنت را گذاشته اند مثلا با مثال آوردن از دادگاه آقای بهنود خواسته اند ضربه کاری وارد کنند. جواب ایشان راست و درست این است که بله . آن زورگوی داخلی را می توان در دهان زد چنان که در دهان شاه زدیم. می توان به قبرستان تاریخ کنار میلیون ها شاه زورگوی دیگر فرستاد، اما تمام تاریخ را عمو ایرانیان سعی کرده اند که خارجی پایش را نگذارد این جا. برخلاف گفته آخوندها فقط مدرس نبوده بلکه مصدق و صدها وطن پرست و از جمله چندین شاه هم بوده اند. این ها سعی شان کردند امروز هم سعی مان را می کنیم. اما در هیچ موقعی عامل اجنبی تطهیرکننده تچاوز بیگانه نداشتیم . چه بهتر که به زبان انگلیسی نوشتید و مرا با این خیال تنها گذاشتید که ایرانی نیستید. چون باور ندارم یک ایرانی چنین بگوید. من از خاتمی به شدت بدم می آمد ولی آن جمله که نقل کردی نقل دل ماست. همین

 
At October 8, 2007 at 3:31 AM , Anonymous Anonymous said...

خحالت کشیدم از دیدن کامنت اول این [...] ها چه می خواهند از جان ملت ما

 
At October 8, 2007 at 3:32 AM , Anonymous مانی said...

از نویسنده نظر اول متنفرم و [...]

 
At October 8, 2007 at 3:33 AM , Anonymous رضا said...

به نفر اول عرض می کنم چرا این را به ما می گوئی برو با [...] و [...] همدست شو و این را به چنی جانت بگو اما خیالت راحت باشد این آرزو را به گور می برد

 
At October 8, 2007 at 3:36 AM , Anonymous محتشم said...

درود بر آقای بهنود، درود بر گنجی ، درود بر داریوش همایون، درود بر مهدی خانبابا تهرانی. ما با اختناق مبارزه می کنیم ولی تجاوز خارجی این مبارزه را به تاخیر می اندازد به نفع اختناق. خارجی تهدید می کند اما سرانجام با احمدی نژاد آشتی می کند و روسیاهی به کسانی می ماند که از آن حرف ها می زنند که می بیند. ممنون از آقای بهنود که نظر خود را به صراحت گفته اند. آدم وقتی مورد ظلم قرار می گیرد اگر توانست خود را حفظ کند درست است وگرنه تن فروشی را هر کنار خیابان نشسته ای بلدست.

 
At October 8, 2007 at 3:38 AM , Anonymous آرین said...

مثال ما همان زنی است که در دو پست قبل آقای بهنود نشان داده بود. مثال کامنت گذار اول هم هزاران تن است که کنار خیابان تن فروشی می کنند و بهانه شان فقرست. در این معامله یکی می تواند یکی نمی تواند بهانه نمی آورد وگرنه تمام کشورهای دیکتاتوری دنیا باید برای آمریکا و سربازان لجنش کارت دعوت می فرستادند که می بینید که نمی فرستند. دست کم از این اروپائی ها یاد بگیرید که آنقدر به دولت های اسپانیا و ایتالیا و انگلیس فشار آوردند که یا از جمع خارج شده اند یا دارند می شوند

 
At October 8, 2007 at 4:02 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام جناب بهنود نامه ای بود برای اقای عبدی دوست داشتم شما هم انرا بخوانید ..فکر میکنید اگر امریکا فشار نیاورد واقایان همچنان براه خود ادامه دهند وکسی نباشد تا سر انجام جلوی انها را بگیرد جای این سرباز امریکائی در عکس سباه عقیدتی سیاسی طالبانی جمهوری اسلامی نخواهد بود ؟؟ اگر فکر میکنید که چنین نخواهد شد وحکومت ایران با زبان خوش راه صحیح را خواهد پیمود باید گفت که بسیار ساده اندیشید میبخشید که به صراحت میگویم زیرا که وضع بحرانی است وجای تعارف ندارد واگر شما راهبران فکری جامعه قبل از ورود سربازان امریکائی نخواهید از زبان زور که تنها زبان قابل فهم این نوع اراذل واوباشی است که برایران حکومت میکنند استفاده کنید گوی سبقت را خارجیان از شما میربایند وزبانشان کارساز میشود ودوباره این شمائید که باید به زبان حال مادری وکودکی فقط مرثیه بسرائید وکار دیگری ندارید ..بنابراین اگر خوب بنگرید وضعیت در هر دو حال بحرانی است چه خودی وچه خارجی ولی متاسفانه باید اقرار کرد که تجربه نشان داده است که خودیها بیرحمترند ..پس اگر شما ودیگر همفکرانتان همچنان قصد استفاده از زبان زور را ندارید ..مطمئن باشید دیگران منتظر شما نمینشینند وزندگی ادامه مییابد بدون شما.. خارجی بدترین راه است ولی متاسفانه با عملکرد نا درست راهبران فکری جامعه ما که موقعیت را نتوانستند به دقت ارزیابی کنند ... وهمچنان نشسته وبه تماشا ایستاده اید.. تنها راه ممکن است

سلام جناب اای عبدی
بحث های پایه ای خوبی را شروع کرده اید که برای شکل گرفتن یک جامعه سالم لازم است ...وواقعا کار درستی را میکنید ..به هر حال شما حد اقل نقش حقیقی خود را یافته اید ومتوجه شدید که پزشک اورژانس نیستید پزشکی متخصص هستید که با سر فرصت مسائل را با دقت کنکاش میکند ..ولی متاسفانه انها که هنوز در اورژانس ماند ه اند ولی نمیدانند که با بیمار اورژانسی باید چه کرد وکار را هم حاضر نیستند به کار دان بسپارند ومرتبا از توانائی خود در درمان بیمار اورژانسی دم میزنند نهایتا ابروی خود میبرند وبیمار یا میمیرد ویا انان که بستگان بیمار هستند پزشک این کار را حتی اگر خارجی باشد میاورند وبیمار را نجات میدهند ..خدا را ما ملت ایران باید سپاسگذار باشیم که این پزشکان خارجی منافعی هم در خوب کردن بیمار ما دارند واگر نه حاضر نبودند بر سر بالین بیمار ما بیایند وما را چون افریقائیان در انتهای لیست خود میگذاشتند ..به هر حال پولداری بیمار ما در اینجا به نفع اوست چرا که او را در راس لیست درمان خود گذاشته اند...
مینا مرادی

 
At October 8, 2007 at 4:53 AM , Anonymous آرش said...

متاسفانه اشکالات زیر به این مقاله وارد است.

اول اینکه لزوما اینطور نیست که جنگ افغانستان به دلیلی و جنگ عراق به دلیل دیگری افروخته شده باشد بلکه ممکن است این دو جنگ به اضافه جنگ فرضی سوم معمای این ارتباط را حل کند.

دوم اینکه در این واقعیت که به رئیس جمهور آمریکا در عراق خیلی خوش نمی گذرد شکی نیست اما این بازهم دلیل بر این نمی شود که ما هم به سادگی بپذیریم که آمریکا لزوما در یک مخمسه مهلک گرفتار آمده است.

سوم اینکه اگر مسئله تسلط مستقیم بر چاه های نفت است که به نظر من هم همین است پس دست دادن به احمدی نژاد مشکلی را حل نمی کند بلکه اجازه ایران برای تاسیس تعدادی پایگاه نظامی دائمی در کشور ممکن است مسئله را فیصله دهد.

چهارم اینکه هزینه حمله به عراق هم از ابتدا یک دهم هزینه حمله به ایران نبود بلکه عراق طی دو حمله نظامی به فاصله 13 سال و یک تحریم کامل به همین مدت به این روز افتاد. چیزی که برای ایران هم قابل تصور است با این تفاوت که در این کشور استعداد بیشتری برای تجزیه و فروپاشی داخلی زیر فشار تحریم و حملات نظامی محدود وجود دارد.

 
At October 8, 2007 at 9:49 AM , Anonymous Anonymous said...

be eslahtalabane eslami ke khod ra irani va zedde jang midanand:
NAMAZ GOZARDAM VA GHATLEAAM SHODAM;KE RAFEZIAM DANESTID.
NAMAZ GOZARDAM VA GHATLEAAM SHODAM; KE GHERMATIAM DANESTID.
ANGAAH GHARAR NAHADID KE MA VA BARADARANEMAN YEKDIGAR RA BEKOSHIM VA IN KOOTAHTARIN TARIGHE VOSOOLE BE BEHESHT BOOD.....shamloo/ALI

 
At October 8, 2007 at 1:16 PM , Anonymous mahtab said...

ali hich tasavori az iran nadarad. dar khab ast, man chon ghasde touhin nadaram pishnahad mikonam ke ou ra jeddi nagirid. vagarna migotam ke adamhaee manand ali ra che chiz ararm mikonad

 
At October 8, 2007 at 1:18 PM , Anonymous sima said...

aghaye ali behtar ast an vazeeiat ra braye hamanjaee arezo konad ke dar an zendegi mikonad,na iran ma.

 
At October 8, 2007 at 2:38 PM , Blogger arjang said...

اولاً آمريكائي ها هرگز با احمدي نژاد دست نخواهند داد زيرا اين حكومت داراي تناقضات دروني و هويتي است و هرگز نمي تواند دولتي باشد مثل بقيه دولتهاي جهان و از سنگ پراني و جنجال آفريني و منافع داخلي آن درگذرد. ثانياً به نظر من هر آن كه آمريكاثي ها دسترسي جمهوري اسلامي به تكنولوژي ساخت سلاح هسته اي را قريب الوقوع ببينند در حمله به ايران علي رغم همه مشكلات آن لحظه اي درنگ نخواهند كرد.مسئله اينجاست كه هنوز چنين خطري نه قطعي است و نه فوري.

 
At October 8, 2007 at 3:49 PM , Blogger arjang said...

خنده دار است!، موضوع حمله خارجي شده يكي از راه حل هاي مورد بحث ما .عده اي با آن موافقند و گروهي مخالف و دسته دوم گروه اول رامتهم به بي غيرتي و خودفروشي مي كند! درحالي كه اصلاً وقوع يا عدم وقوع حمله آمريكا به خواستن و نخواستن ما بستگي ندارد و بابتش از ما رأي نمي گيرند. تنها راهي كه براي ما مانده اينكه با فشار بر حكومت خودمان از خر شيطان پياده اش كنيم، كه متأسفانه مثل اينكه كسي حال و حوصله اين كار را ندارد ولي چه باك،الحمدالله همه غيرت وحميت جنگيدن با بزرگترين ارتش جهان را دارند!! خدا " دن كيشوت " را بيامرزد!!

 
At October 8, 2007 at 4:44 PM , Anonymous رضا said...

آقا ارژنک خود آن بزرگ ترین ارتش دنیا اعتراف دارد که مانند خر در گل مانده در عراق. همه ژنرال هایشان گفته اند جالب است که شما از آن ها غیرتی تر شده اید. خداوند ما را درست کند که دشمن خود را بشناسیم . دشمن ما جهل ماست آن علی که می گوید از حرف خاتمی حجالت می کشد که گفته حمله خارجی بدتر از استبداد داخلی است و نمی فهمد که این استبداد را سال ها داشتیم و ماندیم اما با حمله خارجی نمی مانیم. و این هم از شما که که انقدر در باطل خود اصرار دارید و مطمئن هستید که اگر بگذارند تمام علامت تعجب های دنیا را می آوری ولی همه این ها استدلال بی پایه را نجات نمی دهد. این هم که فرموده اید از ما رای نمی گیرند مانند آن است که بگوییم شورای نگهبان هم از ما رای نمی گیرد پس اظهار نظر نکنیم. می بینید که خیلی تناقص دارید همه اش هم به این بهانه که از جمهوری اسلامی خوشتان نمی آمد مثل ما و مثل خیلی های دیگر. اما عقل کجاست

 
At October 8, 2007 at 4:47 PM , Anonymous احمد said...

آقای بهنود واقعا که شما استادی. نگاه کنید چه ککی در تنبان دوستان انداخته اید با این عکس. من یکی اصلا تصور نمی کردم که کسی باشد آن هم در داخل ایران که نداند آمریکا در گل عراق مانده و نداند که حمله نظامی چه عاقبتی است. ممنون که ما را با خودمان اشنا فرموده اید

 
At October 8, 2007 at 4:49 PM , Anonymous Anonymous said...

خواستم آرزو کنم خواهر و همسر همین علی و ارژنک جای همین ها باشند که در عکس کز کرده اند دیدم این قدر هم نباید بی رحم بود خب چه کنند اندازه درک هر کس به اندازه فرصت اوست . خداوند باید یک فکری برای ما ایرانیان بکند یا آن رییس جمهور و این مخالفان

 
At October 8, 2007 at 5:46 PM , Anonymous nima said...

chetor in ali va arjang mitavanand be ma iraniha va mazhabeman tohin konand ama 2 bar ast ke coment mara hazf mikonid, in edalat nist javabeI...O va I...O ra baiad dad.nima

 
At October 8, 2007 at 5:50 PM , Anonymous Anonymous said...

من از این رییس جمهور و دولتش نفرت دارم اما اجازه نمی دهم کسی به مذهب من توهین کند و همین طور هیچ خارجی بیاید با چهل و دو سال سن حتما به جنگ خواهم رفت پسرم هم می آید و پدرم هم خواهد آمد. در حالی که هر سه ما در همین رژيم به زندان بوده ایم. پدرم هشت سال و من دو سال. پسرم هم در حوادث دانشجوئی دو بار همین امسال دستگیر شده نمی دانم علی و ارژنک کارنامه شان چیست. اما می دانم که هیچ از ایران نمی دانندو خلاصه بگویم که اگر آمریکا دخالتی کند برای نگهداری این نظام است چون در آن صورت همه پشت نظام سنگر میگیرند. این را نظام هم می داند که با دل قوی در برابر آمریکا ایستاده است. برادران شما در اقلیت هستید. اکثریت با ماست که مخالف این حکومت و از دخالت امریکا نفرت داریم نفرت . مرگ بر جنگ و جنگ خواهان

 
At October 8, 2007 at 9:33 PM , Anonymous Anonymous said...

دوستانی که خط و بشان برای جتگیدن میکشتد در بهترین حالت باید مثل عراقیها عملیات انتحاری کرده صد تا صد تا از هموطنان خودمان را بکشید که شاید یک آمریکایی هم کشته شود و یا آمریکا را در باتلاق دیگری بیاندازید که با خون این مردم درست شده است. لطفا زیاده از حد جو زده نشوید در آخر جنگ با عراق داوطلب کافی نبود. آلان که جای خود دارد

 
At October 8, 2007 at 10:43 PM , Anonymous عباس said...

من با شجاعت اعلام مي كنم كه نه تنها نمي جنگم كه حاضر نيستم حتي مرخصي هم از سر كارم بگيرم و در تظاهرات ضد جنگ هم شركت كنم. من مثل شما وطن پرست نيستم. من مثل شما دليران و فرمانده بهنود در صورت حمله هوايي! آمريكا اسلحه دستم نمي گيرم و به جنگ نمي روم. مي دانم كه رگبار فحش را مي كشيد. اشكالي ندارد مي توانيد تابعيت ايراني من را هم لغو كنيد. واقعا وضعيت رشك بر انگيز امروز ايران به خاطر انسانهاي از جان گذشته و جان بر كفي مثل شما و فرمانده بهنود مي باشد. انسانهايي كه ثابت كردند هيچ توهين و تحقيري را نمي پذيرند و تا پاي جان مقاومت مي كنند. فقط عاجزانه تقاضا دارم كه هنگام نبرد با آمريكاييها، خيلي خشن با آنها برخورد نكنيد.

 
At October 9, 2007 at 2:22 AM , Anonymous Anonymous said...

man ra movafeghe jang (yaani usa aghazgare jang ba iran bashad) ghalamdad kardan karist ke az ohdeye shoma baramde,hamin 5sale pish migoftid EU va USA be khatere manafe khod ba JE laas mizanad va hala ke anha be arazel va obashe hokuumate iran feshar miyavarand ke hoghoghe melatetan ra roayat konid RAGE GHEYRATE eslami va na irani bala miravad,doshman tarashi
kare armangarayan ast be yad aarid
doshmaniye nazism ba jahan ra va moghayse konid ba doshmaniye JE ba jahane haal,in shebahat ettefaghi niist,mardome iran doshman nadarad amma idologiye eslamiye JE doshmani darad be bozorgiye "KHODA", agha behnood man hamishe ba nazarate siyasi shoma mokhalef boodam va serahatan ham nazaram ra dadeh,am va az shoma khasteam ke be adabiyat va shere iran khedmat kardan kare zibaye shomast .yadetan bashad ke hamishe ba tamame mokhalefathayam shoma ra doost dashte va ehterametan ra hefz kardeam,zende bashin -ALI

 
At October 9, 2007 at 3:14 AM , Blogger arjang said...

1- از همه دوستان بابت توهين ها و نفرين ها و كنايه هائي كه مرحمت فرمودند سپاسگزارم. حقا كه آستانه تحمل ما در برابر نظر مخالف بالا رفته، آنهم بدون آنكه در نظر مخالف دقت كرده و بدرستي فهميده اش باشيم.
2- وطن پرستي هم مقوله اي از جنس دينداري.هركه آتشين مزاج تر و حماسه سرا تر بود وطن پرست نيست. مي توان سر را چون كبك به زير برف كرد و به تحليل هاي رسانه هاي داخلي دلخوش بود و حقيقت را نديد، اما من مي ترسم. من از تونل وحشتي كه در آن افتاده ايم و سرانجامش مي تر سم. براي من اصلاً مهم نيست كه آمريكا بعد از حمله به ايران پشيمان خواهد شد يا نه و چه بلائي به روزش خواهد آمد .بعد از ويران شدن زير ساخت هائي كه به خون جگر در طول بيش از نيم قرن اخير بدست آمده ديگر هيچ چيز برايم مهم نيست.چه دلاوري چه شجاعت. اما براي شما كه شجاع هستيد و نمي ترسيد پيشنهادي دارم؛...همين فردا يك راهپيمائي بر ضد سياست هاي خارجي و هسته اي حكومت راه بياندازيد و پاي عواقبش بايستيد.باور كنيد بزرگترين فداكاري براي ايران خواهد بود. هر كه مرد عمل است بسم الله.

 
At October 9, 2007 at 3:26 AM , Anonymous آرمان said...

آقا علی. آقا ارژنگ، حرف واضح است هی تکرار نکنید. شما همان طور که شجاعانه گفتید می ترسید از این بازی که شروع شده است. من تردید ندارم که آقا بهنود هم می ترسد. منتهی از شما با تجربه ترست وگرنه او هم گوشت و خونش غربی است. اما ما که اکثریت ایرانیها هستیم نمی ترسیم و با نترسیدنمان از مملکت دفاع می کنیم. من مرده شما زنده آن آمریکائی جرات ندارد پایش را در ایران بگذارد. فقط پارس می کند. من به خیلی از کارهای این مملکت ایراد دارم و ازحکومتش هم دل خوشی ندارم اما از این مار به اژدها پناه نمی برم . این را می توانم درست کنم همان طور که پدرانمان سی سال پیش آن دیکتاتوری مصلح را سرنگون کردند. این ایدئولوژی را هم که بلدست چطوری با غرور ملی ما بازی کند[ و این عیبش نیست] درست خواهیم کرد. همین نسل ما درست می کند. خیلی بامزه است که شما مدام ترس و تناقص گوئی آمریکائی ها را می بینید و باز هم دم از بزرگ ترین می زنید. بزرگ ترینی که نمی تواند جلو ایرانی ها را در افغان و عراق و لبنان و فلسطین بگیرد و به اعتراف کیسینجر که عاقل ترین آن ها جمهوری اسلامی در این ده سال به اندازه سی سال جلو رفته است ، چطوری می خواهد امید شما را به تحقق برساند. زهی خیال باطل در ضمن [...]

 
At October 9, 2007 at 4:51 AM , Anonymous Anonymous said...

Omidvaram jang nasheh. ama agar digar sherkat nemikonam. dafe ghable kardam, jang keh tamam shod
ma shodim ghire khodi. khar keh mokarar nemisheh. shoma berin bejangin, tamam keh shod man miam borj misazam va poldar misham.

 
At October 9, 2007 at 10:07 AM , Blogger masoudbehnoud said...

What a familiar scene for those of us who lived in Iran after the revolution and spent our youth and mid-life in Iran. This reminds me of when "Pasdar ha" invaded our very peaceful birthday party and searched the whole house and since they did not find anything just because boys and girls were under the same roof, they put us in jail (Komeyteh-e Monkarat) for 3 days.
We were treated worse than any criminal. At that point it did not make any difference to me whether they were Iranian or foreigner.
We have been invaded (for the past 30 years) by people who do not have any logic and are the least they care about is Iran.

 
At October 9, 2007 at 5:43 PM , Anonymous حداد. شیراز said...

من راستش را بگویم تصور داشتم که ممکن نیست پنج در صد ایرانی ها هم موافق حمله نظامی آمریکا باشند اما با این کامنت ها تصورم این است که بیشترند. و متاسفم. البته خوب می دانم که این ها که می بینیم در بین ایرانیان مقیم خارج از کشور و دسترس داران به اینترنت است اگر کل ایران را در نظر بگیریم نیم در صد هم نیستند. چنان که تردید ندارم مخالفان جمهوری اسلامی بیش از نیم جمعیت اند. اما این هیچ ربطی به آمریکا ندارد . هیچ. من به عنوان یک انسان که ده سالی از عمرم در زندان گذشته است اوین را به مراتب به گونانتامو ترجیح می دهم سوسول ها را نمی دانم

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home