Tuesday, May 3, 2011

عزلت یازده روز و عواقب آن

قهر یا خانه نشینی، اعتکاف یا عزلت، گوشه گیری یا زیج و چله نشینی هر اسمی روی حرکت نامتعارف هفته گذشته آقای احمدی نژاد گذاشته شود در این تردید نیست که به بهایش نمی ارزید، مگر این که این چله نشینی را به ماورا الطبیعه متصل بدارند و چنان که از چشمان خسته و گونه گود افتاده دو رفیق در عکس جلسه هیات دولت به نظر می رسد، یا باید به نظر برسد، به عواملی دور از دسترس ما آدمیان برسانند که ربطی به حساب و کتاب های عالم مادی و کارهای جاری دولتی نداشته باشد و با کلیدواژه هائی مانند هاله نور بیان شود.

نمی ارزید، اول بدان سبب که نصحیت های معمول مادران باتجربه یا عروسان نوسال را نادیده می گرفت و باعث می شد که قهرکننده بی مقدار شود و دوم این که به قول سعدی همه شهر را خبر شد غم دل که می نهفتم. و این هم به صلاح نبود. پند مادران باتجربه به نوعروسان این بود که پیش از قهر و ناز حتما مطمئن شوند که نیازمندی هست و این ناز می خرد. در حقیقت باید گفت با وجود همه ادعاهای طرفین که رسانه های جهانی و مخالفان جمهوری اسلامی ماجرا را بزرگ کردند، کس نیست که نداند که هیچ رسانه موافق و مخالف سهمی در واقعه نداشت، و کاسه ای ترک خورد. حالا هر چه چینی بندزن ماهر خبر کنند.

از شوخی هائی مانند خیال پردازی های نویسنده یادداشت روز کیهان و برخی تحلیل های بیرون از کشور که بگذریم و به تحلیل محسوسات بسنده کنیم، این قهر تنها یک مایه و پایه داشت و نه چند تا. از همین رو پیش بینی این که سال نود بر سر انتخابات مجلس و دو سال بعدی بر سر انتخابات جانشین احمدی نژاد، روزهای شیرین و پر تنشی در کشور خواهد بود، چندان دشوار نبود و نیست. چنان که هم امروز هم آن ها که تصور می کنند انتخاباتی سرد و بی گفتگو در پیش است به گمان من همان قدر خطا می کنند که تا دو ماه قبل از انتخابات خرداد 1388 می کردند که در گزارش ها و مقالات خود از سردی فضای انتخابات خبر می دادند. چنین است حال آن ها که گمان می کردند و شاید هنوز هم که بعد از انتخابات دوباره احمدی نژاد کشور یکپارچه شده و اختناق کامل و روزنامه ها همه در کنترل و خفه یا مبلغ رییس جمهور معین آینده.

بی پرده بگویم به نظر من آن علتی که باعث می شود در دو سال آینده هم گروه آقای احمدی نژاد در چرخ گوشت گروه های سیاسی از جمله جناح راست باقی بماند و توسط همان کسانی که تا به حال حمایتش می کردند به راه راست دعوت شود، و در نتیجه ریزش نیرو بدهد و دچار غمزدگی و افسردگی شود، یکی است. آقای احمدی نژاد می خواهد در قدرت بماند، اگر مثل چاوز نشد که دوره را کش بدهد گیرم در هیات رییس دفتر یا مشاور ارشد یک دوست، قصدش این است که گروه بمانند، بچه محل ها بمانند، دوستان دستبوس بمانند، امضا کنندگان میثاق نامه بمانند. کسی که دامادهای جوان فامیل خود و خواهر و بستگان و رفیقان را در جاهای مسلط جاسازی کرده، نیامده است که در سال 1388 کلاه بردارد و صحنه را به دیگران بسپارد. کسی که به بهانه تمرکززدایی توزیع امکانات مالی و تسهیلات پولی و بانکی را به دفتر خود کشاند و در دستان برگزیدگانی قرار داد که در سراسر کشور در نقش استاندار و فرماندار و معاون استاندار محرم گمارده شده اند، و اینک همان ها را قصد دارد راهی مجلس کند، نمی توان پنداشت بعد چهار سال قصد دارد عتبه ببوسد و مرخص شود.

دیری است که پشت همه تبلیغات و رجزخوانی ها و وعده های خالی که گمان می کنند می توان با تبلیغات پر و پیمان و واقعی نشانشان داد، این عطش آتشین و غیرقابل مهار برای ماندن در قدرت به چشم می خورد. برای رسیدن به این نقطه چنان بی تابند که چون کس در گوششان گفت که روحانیت آن اعتبار پیشین ندارد، همه آن چه را ادعا کرده بودند در کوزه نهادند و پشت به قم کردند. چنان برای ماندن به وجد آمدند و دنیا و قدرت داخلی را در اختیار دیدند که گمان کردند می توان تا پشت کاخ سفید به التماس رفت و بعد که دست نداد سرنوشت کشور را با رجزخوانی به خطر و ماجراجوئی کشاند یعنی منم پهلوان ضد آمریکائی منطقه، آن هم در زمانه ای خطرناک و تازه در جلسات خاص هم ادعا کرد که من با این شیوه قیمت نفت را بالا برده ام. گمان کردند می توان چنان دم را به پوتین گره زد که کسی در داخل هم نتواند بازش کند. انگار بعد از جنگ های ایران و روس است و مرحوم قائم مقام به پاسیکوویچ توصیه کرده در عوض همه تحقیرها، دست کم سلطنت را در اعقاب نایب السلطنه مهر و تضمین کند. چون وقتی اعلیحضرت به رحمت ابدی بروند مدعی بسیار است .

باری اگر نامش لحاف ملاست یا بقچه بگیر و بنشان، هر چه هست، دعوا تنها بر سر همین است. در سال های مانده اگر آقای احمدی نژاد بر این خواست انجام نشدنی پافشاری کند، چنان طشت ها از بام می افتد که هیچ یاری یار نمی ماند و پرده از کارهائی برمی افتد که نه در سی و چند ساله که چه بسا در تاریخ قانونداری این ملک بی سابقه بوده است. چرایش هم ساده است. در این لجام گسیختگی و ناهماهنگی و قلدر بازی و بی قانونی که همه می دانند و می خوانند چندان ریخت و پاش ها شده که هرگز نشده بود. این را به ضرس قاطع می توان گفت. احمدی نژاد و دوستانش گمان کرده اند دزدی و چربدستی تنها بدان است که مانند دوستانی که الان به مدیریت عامل بانک ها و شرکت های دولتی منصوب شده اند حقوق ماهانه هشت رقمی [تا صفرها حذف نشده] دریافت دارند و به حساب خانواده در دوبی و کانادا بریزند یا زمین های دولتی تصاحب کنند. نه چنین است. تقسیم پول بی حساب و بی سند هم به همان اندازه دزدی است.

صندوق ذخیره ارزی را دارای صد میلیارد دلار اعلام کردن و بعد خالی بودن، هم آقای بهمنی را گیر می اندازد و هم رییس جمهور را. میلیاردها واردات بنزین بی مجوز مجلس در روزی که روز حساب آید، چندان درشت است که وقتی مردم پابرهنه هم بدانند رو برمی گردانند. یادشان باشد که کل رقم ماجرای غلامحسین کرباسچی در بزرگ ترین محاکمه تاریخ ایران گرفتن وامی بیست میلیون تومانی بود از بودجه ای در دست وزارت کشور بود که به زعم قاضی اژه ای مجوز قانونی نداشت. خنده می آید روزی که معلوم شود چند صد تا از این بییست میلیون تومان ها در سال های اخیر برای عادی ترین کارها از ساختن روزنامه و یا انعام و خیرات و مبرات خرج شده است.

این چنین کارنامه ای، هر چقدر ساده زیستی و مردمی در جوف آن باشد ماجراسازست و آدمی را با همه اتصال ها به جن و پری، دعوت به احتیاط می کند.

چنین پیداست که در جمهوری اسلامی هر خطائی ممکن است اما این خطا را مجال نیست که مقام دوم کشور هم پایدار و ماندنی شود و این تنعم را هم از مردم بگیرند که هر چهار سال یک بار به بازی از پیش نامعلومی بروند. در روزگاری که روند تمدن جهانی به گونه ای است که مردم مدام سهم بیشتر در تصمیم گیری ها می جویند و می یابند، به شوخی می ماند این تصور که دارودسته آقای احمدی نژاد به سحری دست یافته باشند که وی را که نه بالاتر و محرم تر از هاشمی رفسنجانی است پادار کند در قدرت اجرائی و هم این که نه مانند محمد خاتمی آن همه آبرو خریده است. برنامه ریزی برای ماندن بیش از هشت سال احلامی است که از خودشیفتگی بر می آید. عزلت گزینی یازده روزه بانک خروس بود و خود شیفته را باید از خواب پرانده باشد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At May 3, 2011 at 3:53 AM , Anonymous hesam said...

با درود به آقای بهنود، نماد اعتدال و لیبرالیسم در ایران
دو نکته:
1. معناو مفهوم "زیج" در این مقاله ی شما چیست؟
2. چندی پیش در برنامه ی "صفحه ی دو" بی بی سی عنوان کردید که شیوه ی حکومتی جمهوری اسلامی "دیکتاتوری" نیست. لطفاً توضیح دهید اگر دیکتاتوری یا استبدادی نیست با چه اصطلاحی یا واژه ای باید آن را توصیف کرد!
با سپاس
حسام
اصفهان

 
At May 3, 2011 at 4:03 AM , Anonymous hesam said...

عالی بود. همچون همیشه!

 
At May 3, 2011 at 6:30 AM , Anonymous امیرمهدی said...

صلاح و فلاح و نجاح نبود درین عزلت

 
At May 3, 2011 at 8:07 AM , Anonymous نادره said...

آقا حسام برای سئوال اولتان که به فرهنگ لغات مراجعه فرمائید همه جای معنای زیج و زیج نشستن روشن شده. من کلاس دوم دبیرستان بودم که در درسمان بود و فهمیدیم .برای سئوال دوم ممکن است یک مدرکی نشان دهید که آقای بهنود گفته باشد ایران استبدادی نیست.
با عرض ادب

 
At May 3, 2011 at 8:09 AM , Anonymous خاک پای همه said...

این است معنای تحلیل آگاه کننده که هیچ شباهت به شعبده بازی و حرف های گنده و شوخ ندارد، بلکه منطقی است و به نظرم ما کم داریم هم در ایران هم در خارج. اما تا بخواهی مبارز سیاسی داریم . اگر مبارزان را نیروی ارتشی و نظامی فرض کنیم آیا لازم نیست کسانی هم استراتژیست باشند. فکر نمی کنید که دوستان ما به خطا همه خود را استراتژیست شناخته اند بدون علمش .
خاک پ
ای همه

 
At May 3, 2011 at 9:29 AM , Anonymous Anonymous said...

مگر حالا که دعواست بین جناح ها در داخل حاکمیت چه نشانی از دیگرگونی و تضارب آرا و انتقاد سازنده در مسیر بهبودی اوضاع این کشور میبینید که برای نتیجهء انتخابات ریاست جمهوری دو سال دیگر اینهمه قند در دل آب میکنید و خوشهالید که (این یکی مقام ریاست جمهوری) دیگر تصاحب شدنی نیست آقای بهنود؟
نکند میخواهید تلویحا بگویید
که مادام العمر بودن ولایت فقیه مهم نیست
؟

 
At May 3, 2011 at 10:39 AM , Anonymous Anonymous said...

برعكس بسياري از صاحبنظران كه به اشتباه آينده را نامشخص ميدانند، آقاي بهنود بسيار صحيح فرموده اند كه از عمر سياسي آقاي احمدي نژاد و گروهش بيش از دو سال باقي نمانده است. ايران طبيعتي دارد كه در آن هرگز كودتا اتفاق نمي افتد. به هر شكلي كه باشد. ولايت فقيه هر ايرادي داشته باشد اين حسن را هم دارد كه در آن كودتا اتفاق نمي افتد. غلامعلي يوسفي

 
At May 3, 2011 at 2:54 PM , Anonymous امیر said...

آقای بهنود من گلایه دارم شما جند بار تا به حال ابراز ارادت من را نسبت به خودتان اجازه نشر نداده اید فقط لطف کرده به من ئی میل می کنید اما حالا می بینم میل ناشناس را که در نقش پلیس مخفی قصد نیت خوانی دارد و تازه هم به این راه آمده منتشر می کنید و مانعی نمی بینید.
ایشان نوشته چرا برای انتخابات قند در دل آب می کنید. جوابش این است که اگر خواننده نوشته های آقای بهنود بودید می دانستید که ایشان معقتدست صندوق رای تنها عاملی است که می تواند مشکلات جامعه را حل کند. این هم که بفرمائید این صندوق ها قلابی است سال هاست که فرموده اند ایشان هم جواب داده اند لطفا بخوانید که نیاز به کشف و شهود نباشد

امیر از کرج

 
At May 4, 2011 at 1:32 AM , Anonymous کوروش said...

آقای بهنود گرامی
و استاد مسلم نگارش مقاله های بی متن
رئیس جمهور در ساختار سیستم ولایت فقیه یک جنبه نمادین و تشریفاتی دارد
اگر رئیس جمهور با ولی فقیه همسو بود می تواند کمی بیشتر مانور دهد وگرنه مثل خاتمی با اسم تداکاراتچی کاخ سعدآباد یا پاستور را ترک می کند
مانور بیش از حد بر نقش رئیس جمهور یک نوع شانتاژ و انحراف فکری است
کماکان هسته اصلی استبداد مذهبی کشور ما نهاد رهبری و تئوری ولایت فقیه است.

 
At May 4, 2011 at 3:59 AM , Anonymous معصومه از کرج said...

این آقا کورش ما اگر احمدی نژاد نباشد عین اوست. عین اوست قصد توهین به هیچ کدام از این آقایان را ندارم . نگاه کنید هر چی دلش می خواهد را با یک اعتماد به نفس ناشی از بی اطلاعی می گوید بعد همه را هم متهم می کند شما هم سعه صدر دارید و متن مرا هی سه نقطه می کنید تا حذف . ولی آقا کورش دردانه است چون [...] می گوید و فحش می دهد.

 
At May 4, 2011 at 5:58 AM , Anonymous korosh said...

خانم معصومه از کرج خواهش می کنم شما نظر خودتان را بدهید من هم نظر خودم را،انحراف و یا شانتاژ توهین نیست «نظر» است
شما برایتان دمکراسی زود است چرا چون مسعود بهنود را در لندن(مهد دمکراسی) به سانسور فرامی خوانید
آقای بهنود باور کنید من از این به بعد در همان کامنت اول توضیح می دهم که این نظر من است و هرکس نظر خودش را راجع به «مقاله» شما و نه «نظرمن» بدهد
اگر مایل به توهین هستند بحث دیگری است
معصومه خانم فرموده انداعتماد به نفس ناشی از بی اطلاعی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ،عملکرد سی و دو ساله جمهوری اسلامی،عملکرد ولی فقیه چه خمینی چه خامنه ای و ساختار استبدادی نظام اسلامی و ولایی من بی اصلاعم یا توهین کنندگان به من
اگر نقد بلد نیستید توهین نکنید شان وبلاگ آقای بهنود را پایین نیاورید
باور کنید دفاع بد از حمله خوب مضحک تر است
آقای بهنود واقعا پوزش می طلبم این آخرین بار بود که دو بار کامنت گذاشتم
دوستان توهین نکنید،«نقد کنید» خواهش می کنم چون استاد مجبور می شود سه نقطه بگذارد

 
At May 4, 2011 at 5:10 PM , Anonymous Anonymous said...

این که کشفی نیست مگر هاشمی موسوس خاتمی کروبی نمیخواستند همین را که احمدی نژاد می خواهد آنها هم زورشان را زدند احمدی نژاد هم زورش را می زند اینقدرها برای ریاست و وزارت صف کشیده اند که احمدی نژاد را حسابی تو دست انداز بیندازند ولی این چهره های جناح راستی زیادی منفورند بالاخره یک چهره جدید با چند نا حرف جدید یا لااقل یک چهره تکراری با یک ادعاهای غریبی باید بیاید وسط. چه می دانم خدا به دادمان برسد.

 
At May 4, 2011 at 10:09 PM , Anonymous حمید از تهران said...

ضمن تشکر از تحلیل منطقی آقای بهنود باید اضافه کنم : سپاه پاسداران اعلام کرده که چند نفر از جن گیران اطراف آقای احمدی نژاد را دستگیر کرده است .ظاهرا رییس جمهور کارهای خود را بر اساس رهنمود اجنه انجام میدهد .یحتمل این عزلت نشینی هم به توصیه ی مقامات اجنه بوده باشد

 
At May 5, 2011 at 1:37 AM , Anonymous حسام said...

نادره خانم: با تشکر از توضیح تان، اگرچه نگفته بودید که در کلاس دوم دبیرستان که معنای زیج نشستن را فهمیدید! آن معنا چه بود!! در مورد پرسش دوم هم که همانجا گفته ام که در برنامه ی "صفحه ی دو" بی بی سی ایشان یعنی آقای بهنود گفتند که "حکومت جمهوری اسلامی دیکتاتوری نیست!"
نمی دانم عیر از این منظور شما از مدرک چیست؟ ضمنا بین "دیکتاتوری" و "استبدادی" تفاوتی وجود دارد که در هر فرهنگ سیاسی که مراجعه کنید هست و من در کلاس چهارم دبستان متوجه شدم.
با عرض ادب

 
At May 5, 2011 at 4:34 AM , Anonymous arash said...

آقای بهنود، این قدر در فکر رعایت حال " عمود خیمه انقلاب" نباشید!. احمدی نژاد هر دسته گلی که در سیاست خارجی زده (از نامه نگاری ها تا لاس زدن با پوتین تا عربده کشی ها) همه با تایید و به خواست رهبر بود. تمام جنجال اخیر هم سر همین بود که ثابت شود حرف کی خریدار دارد و به قول خودش "تا زنده است" نمی گذارد کسی بالای حرفش حرف بزند. اینکه وانمود کنیم طرف را یابو برداشت و هرکاری خواست سرخود کرد بی انصافی است.
درباب یکپارچه "نظام" هم البته آنچه می خواستند نشد، اما اینکه آیا خفقان هست یا نه، فکر می کنم امثال ما که در داخل زندگی می کنیم بیشتر صلاحیت اظهار نظر داریم.
درضمن برای من فرق نمی کند رئیس دولت آینده را احمدی نژاد "منصوب" کند یا رهبر.

 
At May 5, 2011 at 4:43 AM , Anonymous arash said...

آقای غلامعلی یوسفی، اولا محض اطلاعتان تا به حال در همین "طبیعت ایران" چند بار کودتا اتفاق افتاده. پس ایطورها هم نیست !.
ثانیا، ولایت فقیه خودش "اصل جنس" است و هسته اصلی چیزی که ما کودتا می نامیم!

 
At May 5, 2011 at 10:18 AM , Anonymous Anonymous said...

‫یک حرف حساب: حکومتی که خود میگوید از رجال سیاسی ای که در آن مصدر قوه مجریه بوده اند (یعنی از آقایان بنی صدر ، مرحوم شهید رجایی، آقای خامنه ای، آقای موسوی، آقای هاشمی، خاتمی، و حالا احمدی نژاد، یعنی از ۷ نفر) دستکم ۵ نفرشان، به ولایت فقیه اعتقاد نداشته اند (یعنی کمتر از %۲۰ مقبولیت ) ، تا چه حد میتواند روی باور مردم به این داستان حساب کند؟

 
At May 5, 2011 at 3:36 PM , Anonymous Anonymous said...

Mr. Behnoud
your sentences are becoming longer and longer and more complicated to understand. I think you are crafting a style of writing which is going too far. I am well-educated and read a lot of articles, but recently I have to read most of your sentences two time to get into the flow of them.

 
At May 5, 2011 at 4:08 PM , Anonymous محسن said...

من کمی انگلیسی می دانم در حدی که دکترا گرفته ام در آن زبان ولی خلاف ادب می دانم که در یک وبلاگ فارسی به انگلیسی کامنت بگذارم به خصوص که صحبتش سر این باشد که اشکال به نثر و نگارش کسی بگیرند که تخصصش این است و شاگردانش هستند وخوانندگانش هم فراوان. حالا برای اطلاع این دوست انگلیسی دان عرض می شود که من یک بار دیگر نوشته این مقاله را خواندم هیچ چیز عجیب و طلولانی در آن بود که فهم را مشکل کند مگر اشکال از گیرنده باشد. محسن از لس آنجلس

 
At May 5, 2011 at 4:11 PM , Anonymous مازیار ن said...

برای این که مشکل دوستمان حل شود جسارت می شود زیج نشستن یعنی به نظاره ستاره ها و افلاک نشستن و در حقیقت همان کاری است که الان کشف شده است که رمالان در کار بوده اند و اجنه . در عین حال برای اطلاعتان زیج معرب زیگ است . حالا اگر نوشتید معرب یعنی چه دیگر باید گریبان پاره کنم

 
At May 5, 2011 at 7:24 PM , Anonymous Anonymous said...

علت غیبت یازده روزه احمدی نژاد هرچی که بود چهره محمود و اسفندیار پس از بازگشت خیلی دیدنی بود . اما انصافا جا داشت که یکی از وزرایی که به استقبالش اومده بودند دم بگیره که : باز آمدی بازآمدی / با یک سبد ناز آمدی

 
At May 6, 2011 at 1:41 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود با سلام

در انگلیسی روایتیست که میگویند اگر صدا صدای اردک است و راه رفتنش مثل اردک است خب این دیگه اردکست نه؟؟؟ حالا
در ایران اصلاح طلبها وجود دارند و مردم ۸ سال هم بانها رای دادند تا دولت داشته باشند و محافظه کاران هم بتازگی دو گروه
شده اند و برای دولت آتی در کشاکش هستند .....ولی خدا وکیلی اگر مثلا همین احمدی نژاد قوای نظامی در ید قدرتش میبود
دیگه کسی جلو دارش نمیشد و یک رضا شاه خشکه مقدس تمام ایران را قبضه میکرد ....بهتر نیست با کمی انصاف بهمین قانون
اساسی بسنده کنیم که قدرت مطلقه در ایران نیست الا چندین ستون مثل دولت و مجلس و شورای نگهبان و قوه قضاییه و ....خلاصه تر
اینکه دیگه مثل هرم نیست که نوکش مثل شاهنشاهی گذشته همه امور بوی بسته بود

 
At May 6, 2011 at 3:27 AM , Anonymous علی ساده said...

من به خانم یا آقای ناشناسی که موضوع مثل اردک در انگلیسی را مطرح کرده اند یک شماره 20 می دهم که ارجاع به او راحت باشد. کاملا حرف شما درست است. خواهر یا برادر اینک که بزرگواری مانند خاتمی می گوید قانون اساسی و سرکار خانم رهنورد می گوید و مرد بزرگی مانند موسوی و کروبی می گوید قانون اساسی بدون نتازل لاید دلیلی عقلائی دارد که باید دانست. عزیزم ما ما و همه شرق ذهنمان دیکتاتورساز است پس باید با پذیرش این فکر کنیم که رضاشاه می خواهیم که با همه اصلاح طلبی و مدرنیزمش برای دوره خودش هم کوتوله بود. یا شاه که دلم می سوزد برایش اما احمقی بود که دیگران بادش کردند و خودشان هم بادش را ترکاندند یا خامنه ای . خلاصه همین است البته مانند صدام و قذافی هم پیدا کرد که من در احمدی نژاد قذافی می بینم .خواهش می کنم نظر بدهید

 
At May 7, 2011 at 2:50 AM , Anonymous Anonymous said...

رضاشاه بزرگترين شخصيت تاريخ ايران است. حتي در تاريخ جهان نيز رضاشاه جزو افراد برجسته است.رضاشاه در حد و اندازه آتاتورك است. محمدرضا شاه درواقع مهاتير محمد ايران بود. هركسي را بهر كاري ساختند بهتر است شما به سياست كاري نداشته باشيد با تشكر.

 
At May 7, 2011 at 4:29 AM , Anonymous زکی said...

دو دو خبر دار... زکی ... چاپید شاه چاپید شاه
چاپید آخوند ... چاپید احمدی نژاد ... اما هنوز برخی از [...] این می خورند و بعضی از [...] آن یکی . فرقی هم ندارند خوب که دقت کنی این ها هم رفته اند پشت سر آن ها هر دو ساواک و اوین دارند و هر دو نفرپرست و بدبخت هستند.
ایران ازاد خواهد شد اما کور خوانده اند خبر دارها. زکی

 
At May 8, 2011 at 4:25 AM , Anonymous قمی said...

من متاسفم که در این لحظات حساس وقت دوستان ما به دعوای حیدری و نعمتی شاه پرستی و چه و چه گرم است. دوستان در منطقه ملتهب هر ان ممکن است که ایران بترکد خواهش می کنم کاری نکنیم که معنایش این باشد که همین اخوندها باشند وگرنه این ها همدیگر را می درند. ول کنید گذشته را . دست کم مدت کوتاهی ول کنید نه قم خوب است نه کاشان لعنت به هر دو تاشان

 
At May 8, 2011 at 4:26 AM , Anonymous رها said...

آقای بهنود خواهش خواهش یکی از آن تحلیل های قصه دار قدیمی . مثل آن لات که دیگر ان نبود که اول بود.
یا مثل بوی نم در محله . خواهش می کنم

 
At May 9, 2011 at 5:00 PM , Anonymous Anonymous said...

‫پیشنهاد تغییر سوگند ریاست جمهوری در متمم بعدی قانون اساسی:
بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم
من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر‫‫مقام شامخ ولایت فقیه و ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت هایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به ‫مقام شامخ ولایت , مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ‫‫مقام ولایت و ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت ‫مورد تایید ولایت پس از خود بسپارم.

 
At May 10, 2011 at 1:51 AM , Anonymous Anonymous said...

هموطن عزیز ساده گوی من

این درد لیدر پرستی یا بت سازی و بت پرستی در شرق ریشه سترگی دارد اما بد بختانه در غرب هم با تمام دنگ و فنگ
دمکراسی این نقش لیدر کاریزماتیکش در پیروزی احزابش نقش عمده ایی دارد ...در همین کانادا هفته پیش دو حزب همیشه
پیروزش مثل لیبرالها در سرتاسر کانادا و بلک کبکوآ در ایلت کبک آنچنان سقوط وحشتناکی داشتند که در تاریخ این کشور
بیسابقه بود تمام گناه این سقوط بگردن دو رهبر بیلیاقتشان رقم خورد و هر دو هم سریع از رهبری کنار گذاشته شدند

حالا چرا در ایران هنوز نوستالژی دوران پادشاهی و یا مصدق دوستی و آه و افسوس دوران خاتمی زنده و پابرجاست؟؟البته
محافظه کاران هم بت های خودشان را دارند ....فقط غرب بخاطر سیستم منظم ماشینی اش چیزی را بامان خدا ؟؟؟ رها نمیکند
و سریع بمرمت خرابی هایش میپردازد ولی شرقی ها با یک فی امان لله یا انشا الله منتظر حوادث روزگاز مینشیند
برقرار باشید

 
At May 10, 2011 at 9:40 AM , Anonymous Anonymous said...

گذشته از همۀ گمانه زنی ها درمورد غیبت صغری هموطن گرمساری لااقل باید بابت اینکه قیافه اش برای یازده روز مرخصی رفته بود، خرسند بود.

 
At May 13, 2011 at 12:44 PM , Anonymous همان "طـُـرقه" هستم said...

درود برآموزگار نکته ها و نوشته ها
مسعود ِ بهنــود ِ عزیز
دلم کباب ِ همه ی کتابهای نخوانده ات است.ایکاش پارسال که انتشارات علم فقط خانوم را نداشت همه را خریده بودم که امسال حسرت به دل نمانم تا فروشنده بگوید همین دو باقی ست تا وقتی قیافه ی آویزان من را می دید نمیگفت همین دو هم نباید روی پیشخوان باشد.
بیا و لطفت را در حق ما تمام کن و مثل انتشارات کاروان پی دی اف کتابهایت را منتشر کن...ناشر مجازی اش هم هر شرطی بگوید قبول است..در ایران به چاپ آنها امیدی نیست هیـــچ :(
پیدا کردن رابین هود کویر (که آن هم با پرس و جو حاصل شده) در نشر مثلث تنها مرهم کوچکی ست بر حسرت بزرگ من

به امید تحقق آرزویم وبنوشت ات را چک خواهم کرد هربار...هربار..هزاربار

 
At May 13, 2011 at 2:06 PM , Anonymous نادر said...

آقای بهنود خواهش می کنم این کامنت را مثل قبلی حذف نکنید خواهش می کنم .
دوستان عزیز به بالای این پست دقت کنید سوم مه است یعنی ده روز قبل. یعنی این جناب بهنود ده یازده روز قبل نوشته اند. موضوعش چیست. این که نه تخیلات [...] درست این و موضوع جاسوسی است و نه هذیان های [...] که صریح و صاف گفت که موضوع آقا مجتبی است که دعوایش شده است با احمدی نژاد. آقای بهنود صریح و روشن نوشته اند موضوع انتخابات آینده است . در شب عید هم در بی بی سی گفتند سال جاری چنان اشوبی است که چیزی برای آقای احمدی نژاد باقی نمی ماند که در پایان به رفیقش ببخشد برای دوره بعد. این ها همه درست است؟ امروز گوش کردید که امام جمعه کندذهن بالاخره فاش کرد و به صراحت گفت این ها برای انتخابات خرج می کردند و این چیزی نیست که تحمل شود حالا بنده غلط عرض می کنم که [...]

 
At May 13, 2011 at 4:14 PM , Anonymous Anonymous said...

استاد گرامی،
تحلیلی که حضرتعالی از شرایط فعلی همراه با پیشگویی های محتمل ارایه میدهید مانند تحلیل بسیاری دیگر از استادان فرهنگ و ادب و سیاست بدلیل موضع مخالفی که دارید دستخوش آسیبهایی میشود که کج بینی یکی از این آسیبهاست. بسیار متاثرم از بابت جسارت و بی ادبی ام به درگاه آن بزرگوار، اما احساس میکنم که اهمیت زیادی دارد که همه ی برداشتها ارایه شوند.
بطور قطع با قسمتهای زیادی از این متن توافق نظر دارم اما برداشت کلی جمعی از جمله این حقیر از فضای سیاسی ایران چنین است:
احمدی نژاد نقطه ی عطفی در انقلاب ۵۷ است، دوره ی گذار از انقلاب و حکومت آبکی به یک جمهوری اسلامی تعریف شده و قانون مدار .
وی میخواهد یک مدل اسلامی حکومت ولایت مدار و قانون مند را نه تنها به ملت ایران بلکه به جهان و بویژه کشورهای مسلمان ارایه دهد، آقای خامنه ای هم با همه ی محدودیتهایی که دارند حتا الامکان مساعدت فرموده اند، اما در عین حال با روش انقلابی ریس جمهور نیز موافق نیستند و تغییرات را در محیطی صالح و دوستانه میخواهند
اما آنسوی داستان نیز مسئولینی هستند که از سر سود جویی و یا شاید قدرت طلبی و بدلیل اینکه موقعیت خود را در خطر میبینند، برایشان هیچ هزینه ای گذاف تر از منافع خودشان نیست. پس شرایط را به سمتی میبرند که همان مثل معروف شلوغش کردن و از مهلکه گریختن آقا دزده ، که البته مدل سیاسی آقا دزده بیشتر ترجیح میدهد شلوغش کند و بر مسند بماند.
شاید اهداف احمدی نژاد بلند پروازانه و یا حتا جاه طلبانه نیز باشند اما سوای از شخصیت ایشان عملی که امروز در کشور ما در حال وقوع است تعریف روشن خطوط و محدودیتهای ارگانهای حکومتی است
آنچه که پیش نیاز سالمسازی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه میباشد
لذا در این شرایط حساس شکل گیری یک حکومت مقبول، نتیجه ی رفتار ما ایرانیان مانند دفعات مکرر قبلی در بر باد دادن موقعیتها ثبت تاریخ خواهد شد.

و یک توضیح کوتاه در مورد ذخیره ارزی کشور:
ذخیره ارزی کشور امروزه بیش از صد میلیارد دلاراست، قطعا لازم نیست که این ارز دلار باشد که هر روز ارزش خود را نسبت به منابع دیگر از دست میدهد و میتواند برای مثال طلا باشد و از رشد ارزشی فزاینده بهره ببرد. دولت در چند سال گذشته به شکل هوشمندانه ای ذخیره ی ارزی کشور را تبدیل به طلا و منابع دیگر نموده و با این کار میلیارها ارزش افزوده به ذخیره ارزی کشور سود رسانده است پس سزاوار تقدیر است و نه تقبیح

با ارادت فراوان ، برزو

 
At May 14, 2011 at 2:59 AM , Anonymous حق گو 2 said...

آخ آخ چه داغی کرده است این بدبخت صفارهرندی که بعد یک عمر نوکری احمدی نژاد دمش را گرفت انداختش بیرون بدبخت حالا با پول دزدی از سپاه بولتن نیوز درست کرده و چرندیات مجاهدین را علیه بهنود. همه غلط و غلوط به خورد می دهد. بیجاره وقتی کیهان بود دست کم به آرشیو ان روزنامه دستش می رسید و چرند نمی بافت
باش تا هم دولت خودش بدمد هم کسانی که به دست فرزندش در ماجرای سبز کشته شدند به خونخواهی بیایند. دیر نیست آقای صفارهرندی کمی صبر کن
دوستان بولتن نیوز را برای دانستن میزان دشمنی این ها با متفکران بخوانید

 
At May 14, 2011 at 2:59 AM , Anonymous حق گو 2 said...

لازم به تذکر است که من دو بار پای همین مزخرفاتی که درباره آقای بهنود نوشته اند کامنت گذاشتم اما هاهاهاها . چه فکر کردی؟

 
At May 14, 2011 at 3:00 AM , Anonymous حق گو 2 said...

لازم به تذکر است که من دو بار پای همین مزخرفاتی که درباره آقای بهنود نوشته اند کامنت گذاشتم اما هاهاهاها . چه فکر کردی؟

 
At May 14, 2011 at 4:27 PM , Anonymous Anonymous said...

من خودم بشخصه چشم امیدم به محمود جون است شاید این شخص طلاتمی در گنداب حکومت ایجاد کند و تکانی به به اریکه قدر قدرت روحانیت که بی هیچ زحمتی از بهترین امکانات مملکت فقط بصرف عبا و عممامه استفاده میکنن بدهد

 
At May 17, 2011 at 9:37 AM , Anonymous arash said...

واقعا خشکم زد وقتی ای دعوا را دیدم. چرا که پیش از این در برنامه تفسیری بی بی سی شما بودید و دو تن دیگر از تحلیلکران که ناگاه به خروش درآمدید و گفتید که این انتخابات یکی از پرشورترین انتخابات تاریخ ایران خواهد بود و فحاشین به موسوی و کروبی استغفار خواهند کرد هر چه سریعتر و برای احمدی نژاد در این دو سال رمقی نمیماند که از مشایی حمایت کند. باور کنید بارها و بارها این برنامه و تکرارش را دیدم تا مطمئن شوم آنچه میشنوم درست است. آری لا اقل تا کنون یک موردش درست بود همین بر بصیرت و تیز بینی شما بس است

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home