Tuesday, June 8, 2010

باز در خرداد

سال پیش در پاسخ سئوال سایت فارسی بی بی سی نوشته بودم رای می دهم، امسال پرسیده اند هنوز بر آن نظری. جواب داده ام .
نوشته بودم در یک کلام "رای می دهم چون باور دارم با رای ندادن من هیچ چیز عوض نمی شود گرچه با رای دادن ممکن است چیزی عوض شود. اولی نومیدی است و دومی امید. با رای دادن امید را انتخاب می کنم".

آری هنوز بر این باورم. چرا نباشم. رویدادهای سالی که گذشت و نقشی که جنبش سبز بر روزگار ایران زد و تصویری که از جامعه ایرانی ساخت، همه بر اطمینانم افزود که باید پای صندوق می رفتیم.

ما رای به این نیت ندادیم، اما رای ما خشونت را برهنه کرد. باید همه مان این زخم درون را می شناختیم. و می شناساندیمش به خود و به جهان. کافی نیست که برخی می شناختند، این طاعون، این درد تا همگانی نمی شد، دوا نمی طلبید. شاعر می گوید حکیم هست و دوا هست، درد باید و نیست.

در این یک سال درد را دیدیم. کسانی راهی زندان شدند که تا آن روز خبرشان نبود از وسعت ظلم. از سیاست "زندان درمانی" بسیار می گفتیم، بسیار نوشته آمد اما اینک هزارانند که به چشم دیدند به پوست لمس کردند. کهریزک که دیروزی نبود، رای و حضور ما چادر از سر کهریزک انداخت.

آنان که به طمانینه و لبخند در برابر دوربین های سیما، نسل جدید را که خبر از دهه شصت نداشت، به این غلط می انداختند که خواستار عطوفتند و رحمان و رحیم می شناسند. دیدید چه شد. نقابشان افتاد.

و هم بسیار بودند که آنان را به بدی می شناختیم، همپالگی ظلم می دیدیم، اما رای و انتخاب ما راهشان را جدا کرد و شدند از حلقه "فتنه گران".

بی گمانم امروز که گاه رای، کار صد توپ می کند و کار یک دگرگونی عمیقی. گاهی مدرسه می شود، تعلیم می دهد. گاهی تفسیر می شود، حلال می شود به تشدید، و از اثرش عناصر شناخته می شوند، چنان که هستند نه چنان که می خواهند بنمایند.

عجب این که دریافتیم گاهی که گرگ مجذوب تصویر ماه است افتاده بر زلال چشمه، یک سنگریزه، یک کاه می تواند این مغالطه را بر هم زند، ماه را فراری دهد و گرگ را نشان کند چنان که هست. رای ما سنگریزه ای بود که پرتاب شد بر زلال ساکت چشمه ای.

این خاصیبت رای و صندوق است، گاه می سازد در خرداد و گاه رسوا می کند، باز در خرداد..

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At June 8, 2010 at 10:07 PM , Anonymous Anonymous said...

باز رای می دهم .
به راستی اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای نبود آیا دوم و بیست و دوم خرداد معنی پیدا می کرد؟
در این 30 سال ده ها انتخابات برگزار شد ولی فقط این دو بودند که ولی فقیه را از عاج فیل به زیر کشاند.
هم در دوم و هم در 22ولی فقیه می خواست با رای آوردن نامزد مالوفش یکه تازی خود را ادامه دهد. ولی دیدیم که در هر دو بازنده بود.
در اولی مردم نه بزرگ به خامنه ای گفتند و در دومی ضمن گفتن نه بزرگ مرگ بر ولی فقیه را چاشنی حضور گسترده خود کردند.
من براین باورم که اگر قطرات آب را از اقیانوس بگیریم خشک می شود. این حضور تک رای ها بودند که میلیونها شدند و همین میلیونها هستند که امروز به اقیانوسی تبدیلی شده است که استبداد و ولایت و سپاه و ظلم را با خود می برد.
به امید یک حرکت بزرگ دیگر.
طهماسبی

 
At June 8, 2010 at 10:53 PM , Anonymous slevin said...

باز در خرداد من یاد این عکس افتادم
http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=48457

 
At June 9, 2010 at 3:12 AM , Anonymous محمود said...

بهنود جان

گمان کردی که امثال من چه می‌کنیم پس؟ ما هم رای می‌دهیم.

 
At June 9, 2010 at 4:59 AM , Anonymous Anonymous said...

با سلام و آرزوي موفقيت
پارسال در چنين روزهايي هنوز براي شرکت در انتخابات مردد بودم که ايميلي بدستم رسيد از نوشته هاي شما
حکايتي بود از قفلسازي که فقط بلد بود درب را از داخل باز کند و الي آخر
وعجب حکايت تاثير گذاري بود حداقل در مورد من راي دادم و تاکنون دنبال رايم هستم که به ناحق دزديدند و دارم ياد ميگيرم که براي آزادي بايد تلاش کرد و شايد در جوامع مستبد تاوان آنرا پرداخت کاري که در دوره قبل انتخابات من و شايد امثال من با کنار کشيدن از راي دادن تاوان به مراتب سخت تري را بابت آن پرداختيم و اجازه داديم حکام مستبد با فراغ خاطر تمام جاي پاي خود را در همه سطوح محکم کنند
به نظر من شرکت در انتخابات در سال گذشته نقطه مهمي در تاريخ دموکراسي خواهي ايران خواهد شد
ضمنا اگر امکان دادرد حکايت آن قفلساز را بر ديگر بيان کنيد تا کساني که از آن مطلع نيستند در جريان قرار گيرند

 
At June 9, 2010 at 7:39 AM , Anonymous Anonymous said...

فکر میکردم که محاله که رای بدم ولی مث اینکه باید بیشتر فکر کنم.

 
At June 15, 2010 at 9:10 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود باز هم تکرار می کنم رای دادن تحت نظام ولایت فقیه تنها کاری که می کند دادن مشروعیت به استبداد دینی است و تغییرات اساسی ایجاد نمی کند ،جنابعالی درباره نهاد ظاهرا اتخابی جمهوری اسلامی هنوز دچار توهم عجیبی هستید

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home