Tuesday, June 23, 2009

بر کرسی میرزا جهانگیرخان نشسته ای محمد

روزی و روزگار، به سالیان دور در بدخشان بودم، گوشه شمال شرقی افغانستان و جنوب تاجیکستان منتهی به چین. و به دنبال آرامجای ناصرخسرو. به روستائی در کنار پلی که نامش به خاطرم نمانده پیرمرد دنیا دیده با موهای پریشان سپید نطعی گسترده بود و بر آن سفره چرمین سنگ ها و ریزدانه ها می فروخت. کیسه ای هم پر از انگشتری داشت که پایه هایشان ساده و ابتدائی بود اما سنگ نگین هر کدام حکایتی. بر برخی هم خط نگاشته ای بود.

پیرمرد سال و ماه صدایم کرد، یعنی همه مان را صدا کرد تا سنگی از او برگیریم. ستار رهنمامان گفت "ماهک سده هاست که همین جاست، عمر کرکس دارد و دل گنجشگک". اغراق می گفت، افسانه می بافت اما شیرین می گفت این تاجیک . پیر از میان جمع سه چهار تنی که بودیم مرا با انگشتان باریکش نشان کرد و گفت بیا و سنگی بر گیر. رهنمامان گفته بود "ماهک برای سنگ هایش بهائی طلب نمی کند، هر کس خود می داند چه هدیه دهد به او، یا ندهد". نشستم بر بالای نطع ماهک. پرسید صناعتت چیست. در چشمان خاکستری اش چشم دوختم و گفتم تو بگو که مرد سال و ماهی. هیچ نباخت بازی را. گفت سنگی برگیر تا بگویم.

بر نطعش یسر بود و عقیق، اسپرم بود و اسفنجک، حدید بود و ماهنه. رنگ به رنگ، طرز به طرز، برخی رگه ئی در درونشان دویده، بعضی زلال چنان اشک چشمه های بدخشان، برخی به روغنی مانند برگرفته از بادام و در عمق تلخ، چندتائی عسلین، به ذات شیرین. مانده بودم به انتخاب تا آن که عقیقی برگرفتم که شفاف بود و در ژرفای وجودش انگار خاکستری به زیتون آمیخته. گرفتم و گذاشتم بر کف دستش. یعنی بخوان و بگو. نگاهی به سنگ کرد و نگاهی به من. و گفت وقایع نگاری.

گمانم رفت از شکل جمع ما، شاید از قلمی که به دستم بود و دفتری که از جیب بیرون می زد دریافته شغلم چیست، پس با لبخندی کمرنگ گفتم از کجا دانستی پیر، گفت نگاه کن به این عقیق که گزیده ای در انتهای جانش چشمی است گریان، بل چشمانی است گریان. اما سنگ است سنگ بایدش بود و سنگی صناعت اوست. و این را تنها وقایع نگاران می دانند که به قلم سطر سطر تاریخ را گریسته اند، اما سنگواره بوده اند، سنگ چین جاده تاریخ بوده اند، نگاشته اند برای آیندگان و رهگذران، و شاید برای نسل ها.

ماهک اگر هم قرن ها نزیسته بود، اما مرد سال و ماه بود و خوب می دانست در دل سنگ زمانه چه اشک هاست نهان. و ما میرزایان و وقایع نگاران زمانه ایم. و زمانه نطعی است گسترده که باید از آن سرنوشت را برچید. محمد بر کرسی میرزا جهانگیرخان نشسته ای، قدرش بدان.
[][][][]
این نوشته را هفته پیش، همان شبی برای محمد قوچانی فرستادم که ساعتی بعد رفت به خانه و از آن جایش بردند نیمه شبان. این بار دومی است که او را به محبس فرستاده اند به جرم اهلیت با قلم. به گناه نوشتن، و خوب می نویسد محمد، و خوب سردبیری است محمد. بار اول که او را آوردند اکبرگنجی و محمود شمس و عماد باقی و ابراهیم نبوی همه مان در اوین بودیم پائیز 1379. گیلک ریز نقش بیست و اندی ساله بود که جوانتر هم می زد، شبی در انفرادی 209 تا صبح بال بال زدم وقتی دانستم او در سلول روبروئی است. محمد هم سن نیما پسر من است و آن شب چندان که سر بر بالشی گذاشتم که از دم پائی و پیراهن زیرم ساخته بودم، نیما به نظرم می آمد. و عذاب بود. از آن تجربه مقالتی نوشته مانند همه نوشته هایش شیرین و پرنکته. از میرزا جهانگیرخان شروع کرده بود نسل به نسل، تا من و تا خودش. این بار من برایش این نامه نوشتم که بماند تا روزی که خلاص شود.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At June 23, 2009 at 4:01 AM , Anonymous Anonymous said...

فرزندان رهبر

میثم، مصطفی، مرحو مجتهدی،مجتبی، محسن

http://shishehee.persiangig.com/image/moniri/Pesaran%20Rahbar.jpg

مجتبی is second from the right:

 
At June 23, 2009 at 4:14 AM , Anonymous davod said...

روزي نوشته بودي : چشم آهو رغبت صيادي آورد . گويي محمد آهويكي است در ديدگان آن شكارگران حرامي . تصور نكنم اين شكارگري ايشان براي محمد به اندازه‌ي آن همه " توقيفي " درد آورد . او مي‌آيد ، گرچه بالطبيعه با تعغييراتي ، اما استوار تر مي‌آيد و نه به مانند استواراني كه دود شوند و به آسمان روند . مي‌آيد و موسم قدمش تحولي استبدادستيز مي‌آفريند در هر رسانه‌اي كه قام نهد .
بعد از شما ( اي ميرزاي خوش سخن شهر ما ) او را داشتم . گرچه از متفاوت نسل‌ها هستيد . تو را رانندند، كه البته زمانه مي‌رانددشان ، اميد آن مي‌رود او را نرانند . هر چند اين طور راندن و در اين برهه راندن احمقان كنند ، چون گرچه آن بر ها هستي ولي روي همين صندلي كنارم نشسته‌اي . محمد اصلاً قرار نيست جهانگير خان باشد ، او محمد قوچاني ست . خودش يك بت است ، يك غول دوران . هر چند شما چيز ديگري هستي .
به اميد رهايي او .

 
At June 23, 2009 at 4:45 AM , Anonymous Anonymous said...

باید کاری کرد.پیشنهاد می کنم یک وبسایت برای آزادی ایشان و دیگر روزنامه نگاران بازداشتی تشکیل شود

 
At June 23, 2009 at 5:08 AM , Anonymous Anonymous said...

به نام خداوند جان آفرین
ما انرژی خود را هدر نمیدهیم و موثر عمل میکنیم در خیابانها حرف خود را به کودتاچیان و
همچنین به تمام دنیا زده ایم. حال باید تغییر روش داد

از سه شنبه هر روز از ساعت نه صبح همگی در سراسر ایران به سمت بازار شهر حرکت میکنیم اگر ممانعت کنند بازار تعطیل میشود اگر ممانعت نکنند چنان ازدحامی ایجاد میکنیم که باز هم بازار تعطیل میشود اگر تلفنها را هم از اول صبح قطع کنند بازهم کل فعالیتهادر سراسر کشور مختل و بازار تعطیل میشود حتی المقدور همه شهر را تعطیل کرده و به سمت بازار برای تعطیلی بازار حرکت میکنیم همه را با خود همراه کنیم
بچه ها را هم بیاورید بسیار آرام - بدون شعار - بدون سبز- بدون تحصن ظاهرا برای خرید میرویم و هیچ چیز نمیخریم و فقط به تعطیلی بازار فکر میکنیم هیچ نشانی از خود برجای نمیگذاریم . حتی علامت پیروزی با دست . به هیچ وجه ..

به نقل از فیس بوک موسوی..خبر رسانی کنید

 
At June 23, 2009 at 5:15 AM , Anonymous hossein said...

سلام آقاي بهنود...بازم مثل هميشه خوب نوشتيد اميدموارم محمد هم هر چه زودتر آزاد بشه...

 
At June 23, 2009 at 8:32 AM , Anonymous Faranak said...

سلام آقاي بهنود عزيز، سرگردانم اين روزها... تا كي از خون جوانان اين وطن لاله برويد؟ تا كي پرندگان سبكبال را در قفس كنند؟ آيا نسل ما هم چون نسل شما طعم آرامش و آسايش نبايد بچشد؟
دنبال كسي مي گردم كه برايم پيشگويي كند چه در راه است... از علم و دانش چيزي بر مي آيد؟

 
At June 23, 2009 at 8:50 AM , Anonymous Anonymous said...

این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
.........................

 
At June 23, 2009 at 9:15 AM , Anonymous Anonymous said...

این سایت آقای رفسنجانی است. لطفا بروید برایش پیام ارسال کنید.

http://www.hashemirafsanjani.ir

او از قبل مطلع شده بود که می خواهند با رای مردم بازی کنند و کودتا کنند. چند روز قبل از انتخابات نامه ای به خامنه ای نوشت و هشدار خوبی هم داد. دستش درد نکند. اما این کافی نبود. او باید مردم را در جریان می گذاشت تا انتخابات را تحریم کنند. مردم و به ویژه جوانان با آن شور به پای صندوق های رای رفتند. وقتی به رایشان خیانت شد، به خیابان ریختند و آن جنایات شرم آور را سر آن ها در اوردند.

بنابراین هاشمی رفسنجانی هم در این جنایات شریک است. مگر این که الان بیاید و برای مردم ایران و دنیا آنچه پس پرده می دانست بگوید و آن ها را مجبور به ابطال انتخابات کند.

 
At June 23, 2009 at 9:28 AM , Anonymous Anonymous said...

Please go to this link and check it, it seems very interesting

http://www.goftaniha.org/

 
At June 23, 2009 at 10:19 AM , Anonymous Anonymous said...

آقایان تاجزاده، رمضانزاده و... در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه شدید
هستند تا مجبور شوند در برنامه ای تلویزیونی اقرار کنند قصد کودتای مخملی
با کمک موسوی و کروبی داشته اند، و به این بهانه حکم اعدام موسوی و کروبی
و چند تن دیگربه جرم براندازی صادر شود. با اطلاع رسانی وسیع مانع این
هدف شوم شویم

 
At June 23, 2009 at 12:15 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود
من همیشه نوشته های شمارو تحسین میکنم و لذت میبرم . مثل یه لذت فوق بشری برای روحم میمونه
برای آقای قوچانی و مریم باقی هم ناراحتم . برای دانشجوها که امروز خوندم مورد شکنجه های جن.سی قرار گرفتن . برای وطنم ناراحتم...
چه باید کرد
چرا این نقطه جهان اینقدر ملتهبه ...
این خاک اساطیری از ما چه میخواد غیر از خون و فریاد و اسلحه...
چند روزه از دیدن تصویرتون محرومم.
مرسی از نوشته های این روزهاتون

 
At June 23, 2009 at 1:47 PM , Anonymous Anonymous said...

توجه توجه:

همین الان از فیسبوک میر حسین:
فردا عصر ساعت ۴ میدان بهارستان، با حضور میر حسین، خانم رهنورد و اعضای ستادها .
برنامهٔ صبح: حضور در بازار کلیهٔ شهرها. برنامهٔ شب ها: الله اکبر و "یا حسین، میر حسین"
اطلاع رسانی گسترده در زمان کم به عهدهٔ شماست

بچه‌ها همگی‌ بیایید بذارید زحمت‌ها مون به باد نره. خبر رسانی کنید به سرعت. میر حسین وسیله اطلاع رسانی نداره.

 
At June 23, 2009 at 3:18 PM , Anonymous آرش. said...

آقای بهنود نطع یعنی چه؟
فرهنگ معین را نگاه کردم نوشته بود :
سفره ای از چرم که سر گناهکار را روی آن می بریدند.

منظور شما همین است ؟

 
At June 23, 2009 at 3:31 PM , Blogger maliehe said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 23, 2009 at 5:01 PM , Anonymous هومان said...

سلام آقای بهنود
شما از دستگیری محمد قوچانی می گوئید،ولی من از رنجی که بر پدر پیرش،آقا صادق قوچانی، و مادرش می رود.پدری که حتی در ایام زندانی بودن عماد باقی،دم به دم جویای حال او می شد،چه برسد که حالا پسرش باز به زندان افتاده و آن هم در این وضعیت بحرانی کشور.
جدا نمی دانم که این پدر چه حالی دارد......ء

به امید آزادی، نه آزادی محمد و هم مسلکان او،بلکه آزادی اندیشه و عقیده که با بودن آن دیگر محمد و محمد ها به زندان نمی روند......ء

 
At June 23, 2009 at 6:36 PM , Anonymous Anonymous said...

هرشب کابوس کودتای 28 مرداد را می بینم که فقط یک قدم مانده بود تا به آرزوی تاریخی خودمان برسیم. آنجا هم یک بار کودتا شد و کودتا شکست خورد اما کودتاچیان با پرروحی و در خستگی و دلزدگی مردم تنها چند روز بعد از کودتای اول ، کودتای دیگر راه انداختند و به هر آنچه خواستند رسیدند. شاید این بخشی از همان روح ایرانیست که چون پیامش شنیده می شود ، نتیجه را رها می کند اما می دانم که اشتباه می کنم. اینروزها جامعه ایرانی آنقدر شگفتی آفرینی کرده اند که همه تصورات ما و جهانیان را از ایران و ایرانی به هم ریخته اند . من می خواهم بگویم الان صدای ما در جهان شنیده شده است. تمام خبرگزاریها و رسانه ها منتظرند تا باز خبری کوچک از ایران برسد. ما اکنون سمبلی برای جنبشمان داریم (ندا) که با سمبل خیلی از جنبش های بزرگ دیگر برابری می کند. فراموش نکنید که دو هفته طول کشید و دهها شهید دادیم تا چشم جهانیان را متوجه خود کنیم
حال فقط یک قدم مانده است. شورای نگهبان از ترس تایید انتخابات را به تعویق انداخته است. آنها آنقدر از ریختن خون ندا ضربه خوردند که دیگر جرات نمی کنند خونی بر زمین بریزند . دو دستگی بین خودشان روشن شده است و به دست و پا زدن افتاده اند که راهی برای خروج از ان پیدا کنند.بیش از این منتظر واکنش رسمی موسوی نباشید چون تا حالا هم موسوی را ما جلو برده ایم و او به ابتکارات ما چشم دوخته است. این یک قدم را با میلیونی کردن سوگواری های چهارشنبه و پنج شنبه برداریم. همه چیز و کسانتان را بردارید و به سوگواری بپیوندید

 
At June 23, 2009 at 7:08 PM , Anonymous Anonymous said...

‫چرا آقای منتظری اعلام نمیکنند که نظریه ولایت فقیه به بن بست رسیده و شکست خورده است؟ چرا نمیفرمایند که دین و سیاست باید از هم سوا شود؟ چند نسل باید به خاطر حرف خطا و نظریه باطل آقا یان و اساتیدشان بسوزند؟

 
At June 23, 2009 at 8:07 PM , Anonymous omid said...

می دانم لحن این جمله آنقدر بی روح بود که معلوم شود یک سیاستمدار می گویدش اما باز هم اشک بر چشمانم نشاند وقتی مک کین آمریکایی گفت: "ندا با چشمان باز مرد، شرم بر ما که زنده ایم اما چشمانمان را بسته ایم" شرم بر ما

 
At June 23, 2009 at 9:14 PM , Anonymous Anonymous said...

سرکوب جنون‌آميز رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران در ايران ادامه دارد. دولت احمدی نژاد حرفه‌کاران مطبوعات داخلی و خارجی را هدف گرفته است. گزارشگر هفته نامه نيوزويک مازيار بهاری، روزنامه نگار و وب نگار ايرانی مصطفی قوانلو قاجار و روزنامه نگار مستقل فريبرز سروش به ليست ٣٣ روزنامه نگار زندانی اضافه شدند. جمهوری اسلامی ايران با ٣٦ روزنامه نگار زندانی بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان است.

 
At June 23, 2009 at 9:28 PM , Anonymous Anonymous said...

The Iranian people, a majority of whom are young, have discovered, developed and perfected every possible available means of communications. All the attempts by a brutal regime, like the one currently in power in Iran, have proved incapable of totally and completely gag ging their own population from being heard.

The shakeup of the Iranian regime and the defeat of Hezbollah in Lebanon have dealt a blow to radical voices in the Middle East.
The happenings in the streets of Tehran and the angry reaction of a big percentage of the population have proved that the regime’s policies have been dealt a heavy blow outside the country as well. Whether Ahmadinejad returns or not, whoever is seen as running the Islamic Republic of Iran has little choice but to show a little humility and a lot less rhetorical radicalism in international affairs

 
At June 23, 2009 at 9:33 PM , Anonymous علی said...

بهنود جان

عنوان مطلبی که قوچانی نوشته و شما به
آن اشاره کردید را یادتان اگر هست برای ما هم بنویسید تا بخوانیم

 
At June 23, 2009 at 9:37 PM , Anonymous Anonymous said...

درودبرشما
بسیار ادرادتمندتان هستم که
" قلم،توتم شماست".
موید باشید.

 
At June 23, 2009 at 10:12 PM , Anonymous Anonymous said...

یک مسئول بخش "دادخواست شورای امنیت سازمان ملل در مصاحبه با تلویزیون الجزیره گفته است، ادامه کشتار مردم توسط حکومت درایران، می تواند این شورا را به سمت تصمیم قطعی در باره ارزیابی رویدادهای ایران بعنوان "کشتار جمعی" ببرد و در این باره قطعنامه ای بین المللی صادر شود.

 
At June 23, 2009 at 10:12 PM , Anonymous Anonymous said...

اين انتخابات و نتايج اعلام شده اش و وقايع بعدي نشان داد كه حكومت از كمترين ظرفيت اصلاح پذيري برخوردار نيست. به اين ترتيب منبعد حكومت آن نيمچه مشروعيت خود را در بين اذهان عمومي و جامعه بين المللي از دست داد. دستاورد بزرگ جنبش اعتراضي اخير عتي اگر بظاهر سركوب شود و به لايه هاي عمقي جامعه كشانده شود شكستن ابهت و جبروت حكومت در سطح داخلي وعيان شدن نگرش اكثريت جامعه به حاكميت است . و اين آغازيست بر يك پايان

 
At June 23, 2009 at 10:48 PM , Blogger مهرداد said...

آن شبها که گذشت شب شراب بود این روزها بامداد خمار. روزگارمان به عاقبت یزید سور میزند.مردم شوریده حالی که کینه انبار میکنند همه از هم.تازه آنهایی که به آن چند پدر رای دادند طلب کار هم هستند. انگار ما ارٍث پدرشیان را در سر آسیاب فلان الممالک سگ خور کردیم خلاصه بلعجب روزگاری است.

 
At June 23, 2009 at 10:57 PM , Blogger omid said...

درود بر اقای بهنود
اشک در چشمانم جمع شد شماها حافظه تاریخ هستید به خود ببالید که در عصری زندگی میکنید که مبارزه با دیکتاتوری ادامه دارد .زنده باشید وجوان
امیر کرمانشاه

 
At June 24, 2009 at 12:25 AM , Anonymous Anonymous said...

بهنود عزیز تا کسی به اندازه تو تجربه نوشتن و مخالفین قلم را نداشته باشد قطعا توان درک مطالب ترا نخواهد داشت.
عزیزم آیا باورت میشه که تمام مشاورین ارشد دولت به اندازه درک و فهم و شعور محمد عزیز را ندارند؟
اگر یک قوچانی در میان اینهمه عمله زور و زر و قدرت وجود داشت نه نتایج انتخابات این بود و نه شاهد پیامد آمد خونین تظاهرات آرام و زندانی شدن امثال قوچانی، زیدآبادی ، جلایی پور، ابطحی، عطریانفر و ده ها نویسنده ارزنده دیگر این کشور بودیم.
مشکل دولت نداشتن اهل قلم مستقل است. ودستگیری ها بیشتر از حسادت است تا ترس.
چون دولت بی فرمان و بی ترمز نه ترسی از کشتار دارد و نه از زندانی کردن مغزهای خون گریسته..
مشاورین این دولت هر روزه سعی دارن که چگونه دروغی را بسازند و به خورد مردم بدهند.علیرغم تکذیب پی در پی این دروغها از سوی مقامات ولی دستگاه دروغپراکنی به کار کثیف خود ادامه می دهد.
حکومت مدعی است برای تمامی سئوالات روز بشری پاسخ دارد ولی از پاسخ به تخلفات گسترده و آشکار انتخابات عاجز است و اصرار دارد عنصر دروغ و متخلف را در راس قوه اجرایی بگذارد.
بابا فرض می گیریم همه جوکها و مسائلی از جمله دروغها به احمدی نژاد بسته شده است دروغ بوده است ولی هم اکنون او در نزد اکثر ایرانیان یک فرد دورغگو معروف شده است.
و هیچ نظامی حاضر نیست که یک فرد دروغگو را به مردم تحمیل کنه.
آخه در این یک کشور یک نفر نیست به خامنه ای بگه حمایت از دروغگو به نفع اش نیست. و فردا مجبور است تاوان دروغهای اور را بدهد.
سهراب

 
At June 24, 2009 at 12:28 AM , Anonymous Anonymous said...

ته دلم هوری ریخت .این چه تشابه بود!شما میدونید ونگاشته اید چه بلای بر سر اسطوره امد

نکنه ته دلتون میترسین از قصه که بر سر این جوان همون سرنوشت بیاد خدای ناکرده
بهنود دیروزم و دهخدای امروزم بدان که نخواهیم گذاشت تاریخ باز تکرار شود
شاید هنوز حکایت ضه الله باقی ست ،شاید گزمگان هنوز در شر بی اسرند ،و شاید تازیان حاکم بی حساب

اما این نه آن قصه تراژیک که کمدیشان خواهد شد

 
At June 24, 2009 at 1:57 AM , Anonymous Anonymous said...

اگرمارازنده بگورکرده اندوسنگی ازاندوه برسینه های پردردمان گذاشته اند
اگراعتراضات حقطلبانه مابه هیچ جانرسد
بازهم ماپیروزیم
ماتوانستیم چهره کریه دولت کودتارابه جامعه جهانی وبه همه ذوب شدگان داخلی نشان دهیم
مانهال نفرتی را که ازحامیان برون مرزی ودرون مرزی این جنایتکاران داریم درسینه می پروریم وهرروزبااشک چشم آبیاریش می کنیم تاروزی ببارنشیند
ای هموطن دلاورایرانی مهیمن
باخون خویش بنویس مردن برای ماندن
بنویس خاک ماراهمراه خون سرشتند
خونین دلان ازآنیم درموسم شکفتن
بنویس حق ماهست احقاق حق ملت
آزاده رامترسان ازتوپ وتانک وآهن

 
At June 24, 2009 at 2:03 AM , Anonymous Anonymous said...

استقلال ٬ آزادی ٬ جمهوری اسلامی ... این یگانه شعاری بود که شاه و حامیان غربی اش را بزیر
کشید ٬ اینکه مردم ایران برای استقلال ایران افراط جنون آمیزی دارند بر میگردد بسرشت و
فرهنگ دو هزار ساله اشان ٬ غافل نباشید که شاه بدون پشتوانه مردمی با اینکه تاج و تختش را
مرهون کمک آمریکا و انگلیس میدانست باز در مقابل فشارهای آندو مقاومت میکرد بخصوص
در مقوله کاپیتو لاسیون ته دلش ازین خواری و حقارت ناخشنود بود . اگر همین امروزهای داغ
خیلی ها در خانه نشستن را ترجیح میدهند بخاطر پیشینه بسیار زشت انگلیس و آمریکا از
دخالت و بیرنگ کردن استقلالیست که در انقلاب ۵۷ راس خواست مردم ایران بود ورنه همه
دوستدار دمکراسی هستند ... البته جناب بهنود در لندن شاهدست که تمام رسانه های غربی بطور
هولناکی یکطرفه و جهتدار فقط از اپوزیسیون ایران حمایت میکنند و عجیب اینکه موسوی و
اصلاح طلبان را یک وسیله !! برای این آشوب قلمداد میکنند و بیشتر دوربینهایشان را بر چهره
و دهان های جوانان و دخترانی زوم میکنند که هر دو جناح را رفتنی میخواهند !!! و بیک دمکراسی
غربی اعتقاد دارند ٬ که در آن دمکراسی نه محافظه کاران سنتی نه اصلاح طلبان دینی اصلا و ابدا حق شرکت و ابراز عقیده ندارند ... خب این عده کم و کم پشتوانه
جز کمک و شاید لیدری غرب بکجا امید دارد ؟؟ حتما شورای نگهبانشان در موقع انتخابات
هرچه کاندید بودار !! است را خط خواهد زد و غرب هم هرگز بلوایی نخواهد کرد

 
At June 24, 2009 at 2:18 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود خوب میداند که در اروپا و بخصوص در آمریکا زبده ترین و خبره ترین تاریخ نویسها
اکثرا یهودی هستند و از قضا آنچه در غرب اتفاق میافتد اینها با با ظرافت و دقت کامل انرا
مینویسند اما وقت پای جهان سومی ها بمیان میاید دیگر منافع سوق الجیشی !! آن ظرافت و
بیطرفی را از بین میبرد ٬ امروز یکی از آنها سخت باوباما تاخته بود که چرا مواضع تند نمیگیرد
و ادعا میکرد در سال ۱۹۳۰ اگر آمریکا زودتر اقدام میکرد نازیها نمیتوانستند بقدرت برسند
و همین تاریخ نویس ادعا میکند احمدی نژاد کپی هیتلرست !!!؟ و با هر وسیله ممکن غربی ها
باید مقابلش بایستند و .....هموطنهاییکه کامنت میگزارند فکر میکنند مسئله و رخدادهای امروز
خلاصه شده در اینکه رقابت احمدی نژاد و موسوی و تقلب احتمالی همه جوانب اوضاست اما در
پشت این معزل هزاران دستهای پنهان در کارست تا حد ممکن از ایران یک کشور بی بو و خاصیت
درست کنند که در منطقه از افغانستان هم .....؟

 
At June 24, 2009 at 2:55 AM , Anonymous Anonymous said...

ايا به نظر شما مي رسد روزي كه اين كشور نفرين شده هم مانند ديگر كشورهاي جهان به وسيله قوانين زميني وافراد زميني اداره شود هر چه فكر ميكنم مي بينم تا وقتي كه بخواهند مظالم بشري را به گردن خدا بياندازند وطبعا كسي را ياراي مخالفت با ان نباشد اوضاع همين است اگر حكومت ظلم كند وبگيرد و ببندد و بگويد من اينطور ميخواهم چون حاكم هستم مواحهه با ان هم براي قاطبه مردم زميني ميشود

 
At June 24, 2009 at 4:20 AM , Anonymous Amin said...

وقتی میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل را دستگیر کردندو به باغ شاه میبردند بین راه چند فرنگی ایستاده بودند. میرزابهشان گفت ما از آزادی خواهانیم و قنداق تفنگ مامور به سرش کوبیده شد.بعد هم در باغ شاه خفه اش کردند. اگرچه برای کشته های این روزها غمگینم.اما هنوز دلم برای میرزا جهانگیر خان هم میسوزد که در عصر تلگراف بیصدا خفه اش کردند

 
At June 24, 2009 at 4:49 AM , Anonymous Anonymous said...

ان شاالله که به سرنوشت اش دچار نشود. خدا کند طلوع درخشنده ترین آفتاب هستی را ببیند. بعد از آن بر هر کرسی و مسندی که خواست ، بنشیند

 
At June 24, 2009 at 5:32 AM , Anonymous Hosein said...

سلام آقای بهنود عزیز،چند روزی است که فقط اشک میریزم و میدانم که ملت واقعی ایران هم همینگونه هستند ولی نمیدانم که آیا این اشکهای ماملت هم مانند قلم و نوشته های شما وقایع نگاران ثبت در تاریخ می شود یا نه !!!؟؟

 
At June 24, 2009 at 5:36 AM , Anonymous Anonymous said...

دا
هم وطنان عزیز

طی دوسال گذشته با حضوردر برنامه تفسیرخبرتلویزیون "صدای آمریکا" توانسته بودم ارتباط اندکی با شما برقرارکنم. پس از کودتای اخیردرایران بنا به دستورشما سعی کردم تا هرروز بین پنج تا ده دقیقه دراین رسانه حضوریابم واخبارودستورالعمل هایی را که رهبری جنبش تصمیم می گیرد به اطلاع شما برسانم. پنج روزاول هم موفق به این اطلاع رسانی شدم، اما متاسفانه با کارشکنی فردی به نام علی سجادی مسئول خبر"صدای آمریکا" بخش فارسی که نمی دانم انگیزه اصلی اش چیست، ازاین کارمن جلوگیری به عمل آمده است. بنا براین دیگردرتلویزیون صدای آمریکا نخواهم بود وازاین پس این کاررا بابرنامه های پنج تا ده دقیقه ای روزانه ازطریق یوتیوب ادامه خواهم داد.

با ایمان به پیروزی ملت ایران دربرابرشب پرستان
محسن سازگارا
سه تیرماه هزاروسیصدوهشتادوهشت

 
At June 24, 2009 at 5:38 AM , Anonymous Anonymous said...

این دو هفته نمی دانم چه مرگم است. از این همه دروغ دارم خفه می شوم. هیچ کس به داد این ملت این نمی رسد. تا کی باید پلیس حرف آخر را بزند؟ تا کی باید کسانی که ما آنها را می بریم و در مسند قدرت جا می دهیم در مواقع حساس تنها تکیه گاهشان نیروی سرکوب باشد و ما هم گوش بدهیم.

 
At June 24, 2009 at 5:41 AM , Anonymous Anonymous said...

http://tinypic.info/files/ggcb9qsh1s9pz8ogtv0w.jpg

 
At June 24, 2009 at 6:08 AM , Anonymous Anonymous said...

‫چرا آقای هاشمی اعلام نمیکنند که نظریه ولایت فقیه به بن بست رسیده و شکست خورده است؟ چرا نمیفرمایند که دین و سیاست باید از هم سوا شود؟ چند نسل باید به خاطر حرف خطا و نظریه باطل آقا یان و اساتیدشان بسوزند؟ وقتی شما خاطرات همبندان آقای خا منه ای در زندان پهلوی میخوانید میفهمید که ایشان آدم خوبی است. این ساختار حکومت است که غیر معصوم را بر کرسی معصوم مینشاند، و آن الا نسان لیطغی آن راه استغنی . بزرگان دین میدانستند که قدرت مطلقه در دنیای کثیف سیاست به چه می انجامد، و معنای انتظار همین است که با ساز و کار دنیا یی که در آن معصوم حضور سیاسی ندارد، خلافت همان میشود که امویان کردند. این فجایعی که امروز در وطن میبینیم در زمان مرحوم خمینی هم واقع شد، و همین آقایان که امروز علم آزادیخواهی برداشته اند ، ساکت بودند، و اتفاقا آقای خامنه ای معترض بود. ساختار این حکومت باید دگرگون شود، و حکومتی ملی و غیر دینی حاکم شود، وگرنه همین آقای خاتمی یا موسوی را هم جای آقای خامنه ای بگذاری ظرف ده بیست سال همین میشود که شده. یکی دیگر از مزایای مرجعیت بر ولایت این است که مرجع در بین مردم زندگی میکنند، و به همین دلیل از انعکاس آرای خود بین مردم باخبر میشوند. به همین دلیل است که آقای هاشمی به مراتب مطلع تر است از نظر مردم تا آقای خا منه ای، در حا لی که باید عکس این موضوع باشد. توقع تاریخ از امثال آقای هاشمی و منتظری این نیست که در خیابان باشند و فریاد بزن‌ند.
‫اما اگر میبینید که به پشتوانه اعتبار شما حکومتی بنا شده که بنا به ساز و کار و ساختار به ستم می انجامد ، رسمابه اشتباه خود اعتراف کنید.

 
At June 24, 2009 at 6:17 AM , Anonymous Anonymous said...

دوستان ایرانی خارج از ایران که به اینترنت سرعت بالا دسترسی دارین:
لطفا برای از کار انداختن سایت های دولتی ترویج دهنده دروغ، آدرس سایت ها را بوسیله لینک زیر هر 3 ثانیه ریبوت کنید.
آدرس های جدید را در بخش کامنت اضافه کنید.
لطفا در صورت امکان این لینک را 24 ساعته باز نگه دارید
PAGE REBOOT : automatically refresh any website.
www.farsnews.com
www.irna.ir
www.keyhannews.ir
www. rajanews.com
www.leader.ir

 
At June 24, 2009 at 6:51 AM , Anonymous Anonymous said...

جرم رسانه های غربی اين است که در چنين خفقانی که حکومتی بی رحم مردمانش را مثل گوسفند ميکشد تصوير و صدايشان را به گوش جهانيان ميرساند.
مسلمأ اگر اين اگاهيها نبود ميزان تلفات به هزاران نفر ميرسيد و اعدامها نيز سر به فلک!
بنظر من حالا برای اکثريت مردم دوست و دشمن مشخص شده!

 
At June 24, 2009 at 6:57 AM , Anonymous Anonymous said...

مردمي كه سالهاست رنج كشيده استبداد هستند نيازي به تحريك خارجي ندارند همچنين فرافكني و تئوري توطئه حربه نخ نمايي شده كه ديگر هيچ انسان با فهم و شعوري فريب اين نيرنگ ها را نخواهد خورد

 
At June 24, 2009 at 8:01 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود میشه برامون بگید که توی تاریخ وقتی حکومتی مردمشو به رگبار میبنده چی میشه؟ و چه برسرش اومده. می دونیم که انقلاب روسیه استالین رو اورد. اما نمی دونیم چی استالین رو برد

 
At June 24, 2009 at 8:54 AM , Anonymous Anonymous said...

یک جمله در باره حکومت سید علی خامنه ای می خواهم بگویم.
مردم بدانند که خامنه ای می خواهد به هر قیمتی در قدرت بماند.
دستگیری افراد عادی و خاص و نویسنده و دانمشند و نادان تفاوتی ندارد.
کشتار را نیز دیدیم. دستور صریح تیر به تظاهر کنندگان را داد و مسئولیت آنرا نیز به گردن موسوی و کروبی انداخت.
من از محسن خان رضایی نظامی که جامه فرهنگی و یا سیاسی و یا اقتصادی را به تن کرده می پرسم. آیا در جنگ نیز هر وقت دشمن نهیب می زد غقب نشنینی می کرد؟
آیا شکست ما در جنگ ناشی از ترس تو در برابر دشمن بود؟
آیا مردانگی این است که در برابر حق کشی مسلم عقب نشینی کنی؟
سهراب.

 
At June 24, 2009 at 10:40 AM , Anonymous Anonymous said...

آقا بهنود آیا فکر نمی کنید که نامه اوباما به خامنه ای باعث تقلب گسترده در انتخابات نشد؟. آنچه که امیر احمدی از نامه می گوید نشان از خم شدن اوباما در برابر خامنه ای است.
شاید خامنه ای گول این نامه را خورد و خود را حاکم مطلق جهان احساس کرد.
سهراب

 
At June 24, 2009 at 11:16 AM , Anonymous Anonymous said...

مقامات حاکم بر ایران اساسا با هر روشن گری و با هر نور - مخصوصا نورافکن - بر روی خود وحشت دارند . ترس اینان یک ترس بیمارگونه است ، بیماری ای که منطق را می بلعد و بشر را فاقد خوی انسانی میکند.مقامات ایران میخواهند ایرانیان مثل قورباغه در ته چاه با دید بسیار محدود زندگی کنند . چون خودشان در ته چاه ناآگاهی خودشان آسمان را فقط به همان اندازه لبه چاه می بیند. اما اگر به لب چاه بیایند، منظره ای کاملا متفاوت می بینند . کشورهای غربی و رسانه ، امروز منظره ای دیگر از آسمان ایران را جلوی چشم جهانیان گذاشته

 
At June 24, 2009 at 2:51 PM , Anonymous Anonymous said...

روزی که نیک آهنک از شما سئوال کرد چراسکوت "در جواب گفتی چه فایده "
دارد وامروز 10ها نفر را ممکن است در ارتباط با گروه تروریست همسو با حاکم اعدام کنند افشای این گروه ممکن است جان خیلی ها را نجات دهد واین پر از فایده است

 
At June 24, 2009 at 3:59 PM , Anonymous Anonymous said...

از تيريز مي نويسم.از شهرى كه همواره اغازگر جنبش هاى مدني در تاريخ معاصر بوده و اكنون در خواب و خفقان سنگيني ﺁرميده است. مي خواهم به نكته نگران كننده اى اشاره كنم كه نقطه قوت كودتاچي هاست.بدليل شغلم (پزشك) با قاطبه مردم در تبريزدر ارتباطم.
نقش موثر جوانان در اين رخداد عظيم اشكار است، جوانان تحصيل كرده ! متاسفانه بجز در تهران در ساير شهرهاى بزرگ كانون تمركز اين جوانان دانشگاه ها بود كه به تعجيل توسط رژيم تعطيل گشتند.
متاسفم كه بگويم تراژدى مرگ ندا علي رغم بازتاب جهاني، بدليل عدم وجود مخاطب در تبريز بازتاب عمومي نيافت. اين نكته قوت رژيم است.با استفاده از اقدامات پوپوليستي و جلب حمايت اقشار پليين جامعه ،در خارج از تهران، همراه با بمباران خبرى صدا و سيما و عدم دسترسي به ساير منابع خبرى توسط اين اقشار(ماهواره و اينترنت) پيروزى كاذب احمدى نژاد در حال تبديل به واقعيت است.
عوامل رژيم با اطلاع از واقعيت فوق ازيك سو و افزايش سركوب در تهران از سوى ديگر، ميروند تا دوره جديدى از حكومت ارعاب و خفقان بوجود آورند!!!(به مقاله گنجي در خبرنامه گويا 4/4/88 مراجعه كنيد).
بي شك اگر موفق شوند، شاهد القا شديد ياس و نااميدى در جوانان كشور و بطبع ان در قاطبه ملت خواهيم بود.!!
چاره چيست؟ چگونه ميتوان موجب زنده ماندن جنبش و افزايش مشاركت قشرهاى منفعل ملت گرديد؟!
انتظار دارم اهل قلم به اين سوال كه بدون ترديد ،نگراني بسيارى است پاسخ مناسب دهند.
با اميد به تداوم،اميد ازادى
ع.ر.ن 4/تير ماه تبريز

 
At June 24, 2009 at 4:16 PM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 24, 2009 at 7:07 PM , Anonymous Anonymous said...

درود
من سیاستمدار نیستم ولی فکر می کنم که در این موقعیت مردم بهتر است احساسات خودشونو کنترل کنند و عقب نشینی کنند. این ترس نیست و یا فرار، بلکه جلوگیری از به هدر رفتن ممنتوم و انرژی است.
باید صبر داشت. حریف حرکت خودشو کرد، و دست خودشو رو کرد... حرکت بعد با ماست....
کاش میشد مقاله ای بنویسید...

 
At June 24, 2009 at 9:04 PM , Anonymous Anonymous said...

آنکس که مسلمانی را بیشتر از حقیقت دوست داشته باشد در ادامه نیز مسلک و فرقه و یا مسجد خویش را از مسلمانی بیشتر خواهد داشت و در آخر خود را از دیگران بیشتر دوست خواهد داشت .
یکی از دردهای اساسی جامعه ما کم دانی و تقلید کورکورانه ایی است که پیامدهای جدی دارد .
مر مرا تقلید شان بر باد داد
که دو صد لعنت براین تقلید باد

 
At June 24, 2009 at 10:30 PM , Anonymous neda said...

با فاش شدن نامه اوباما به خامنه اي قبل از انتخابات پازل در گيريهاي داخلي ج ا و حمايت بي قيد و شرط و دستپاچه روسيه از احمدي نژاد و سركوب خونين او كاملتر و قابل فهمتر مي شود٠ دو دوزه بازيهاي لاريجاني و تهديد و بعد سكوت رفسنجاني و مقاله گاردين در مورد مجتبي و اتهام خامنه اي به انگليس در مورد آب گل كردن انگليسي ها بين اوباما و خامنه اي همه قطعات يك پازل هستند٠ بسيار محتمل است كه آمريكايي ها فهميده بودند كه خامنه اي حرف آخر را ميزند پس يكراست و بي پروا به او مي نويسند٠ رقباي چپ ( اصلاح طلبان فعلي ) و رفسنجاني مطلع ميشوند و در صدد جلو گيري بر مي آيند٠ حزب توده هم از اين واقعه صدمه ميديده پس هر سه متحد ميشوند عليه خامنه اي ٠ تبليغات سنگين براي موسوي و شكستن هر ليبرالي مثل نوري و خاتمي و حتي كروبي در دستور كار وسايل ارتباط جمعي تحت نفوذ توده ايها و اصلاح طلبان پشت موسوي قرار مي گيرد٠ رفسنجاني از پيش خبر دست كاري مي دهد٠ موسوي قبل از پيروز شدن و اعلام آرا مي گويد ما برديم و آماده جشن باشيد٠ چه خامنه اي به موسوي و هاشمي تمكين مي كرد چه مخالفت آنها برنده بودند چون نمي گذاشتند رابطه با آمريكا بهبود يابد٠ روسيه اما نميخواست اين انبار مجاني را به سادگي از دست بدهد بنابراين ضمن استقبال از طرح اينها( كه در هر صورت آمريكا را ازايران دور مي كرد) به محض اينكه فهميد خامنه اي ضربه خورده و خواهد ايستاد فورابه پشتيباني او آمد چون موسوي ديگر طرف قراردادهاي كلان نبود بنابراين فورا سوئيچ كرد پشت احمدي تا قرار داد هاي نقد را از دست ندهد٠ حزب توده هنوز به عوامفريبي و توليد تشنج ادامه ميدهد و مانع چپ هاي ديگر ميشود كه موضعي ديگر اتخاذ كنند٠ رفسنجاني اما فهميده كه خامنه اي وا نمي دهد و چون از خامنه اي عاقلتر است سعي به آرامتر كردن اوضاع دارد براي باز گشت به نقطه قبلي ٠ حداقل از ايجاد رابطه با آمريكا توسط رقيبش جلوگيري كرده و يك وجهه مجاني هم پيدا نموده براي بعد٠ پس لاريجاني و با هنر را فرستاده جلو كه ميانه را آبرومندانه براي هردو بگيرند

٠ حزب توده يكدفعه با ١٨٠ درجه چرخش در سايت پيك نت مدعي ميشود كه همه اينها زير سر مجتبي بوده و خامنه اي اصلا خبر نداشته ! خوب اين حزب ۵٠ سال است كارش همين است ٠ رد گم كردن و مردم را بازي دادن ٠اوباما با تمام فراستي كه داشت و تمام سعي اش را به كار برد تا از داخل شدن در دعواي پسر عموها خودداري كند زير فشار سنگين جمهوري خواهاني چون مك كين كه او را متهم به سهل انگاري در برابر انقلاب مردم ايران مي كند و فشار رواني كه سي ان ان (با پخش لحظه به لحظه اخبار اينترنتي و تويتري از جنبش مردم ايران) در افكار عمومي آمريكا و جهان ايجاد كرده مجبور به فاصله گرفتن از ج ا مي شود ٠ بنابراين موضوع مذاكره با دولت نا مشروع احمدي نژاد منتفي است٠ روسيه باز دوست زمان دردسر هاست و حاضر است مشت آهني خامنه اي را كه به خون آلوده شده ببوسد٠ و منافع كلان ناشي از كنار نشستن ديگران ( ايندفعه اروپا و آمريكا و ژاپن )را انحصاري به جيب بزند٠ خامنه اي و رفسنجاني به رختكن ميروند تا سه سال ديگر كه با مهره هاي جديد به زمين بازي برگردند٠ مردم ايران هم برخي عزادار شهدايشان و بقيه هم به دنبال زندگي پر مشقتي كه سي سال است سياست نابخردانه نگاه به شرق و اتكا به روسيه كه اتحاد ارتجاع سرخ و سياه به آنها تحميل كرده است ادامه ميدهند

 
At June 24, 2009 at 10:49 PM , Anonymous Anonymous said...

آیا روزی خواهدآمد که یک روحانی شجاع و با پدر و مادر قد علم کند و بگوید روحانیون از طرف خدا و یا امام زمان هیچگونه ماموریتی ندارن تا مردم تکلیف شون با این نمایندگان خدا در زمین روشن کنن.
تا کی باید افسار مردم در دست یک مشت آخوندی که نه سواد سیاسی دارن و نه سواد اقتصادی و فرهنگی باشد.
آخه این چه جهنمی است که ما با دست خود برای خود ساخته ایم که حق نفس کشیدن را نیز از ما گرفته اند.
آخه ما نمی دونیم که دم خروس را باور کنیم و یا قسم حضرت عباس رو.
آخوندها میگن که طرفدار علمند ولی هر چه نگاه می کنم که دستگیری محمد رضا جلایی پور شاگرد اول کنکور، طلا آورنده المپیاد ادبی، شاگرد اول دانشگاه و فارغ التحصیل آکسفورد چه رابطه ای با حمایت روحانیت از علم دارد برام غیرقابل هضم است.
آیا باور می کنید که اگر آخوندها طرفدار علم بودن کشور اینهمه عقب افتاده نبود؟ آیا می دونید چرا کشور تا 90 سال پیش فاقد مدارس نظام جدید بود؟
آیا میدونید تا 70سال پیش تدریس فیزیک و شیمی و طبیعی و آناتومی در کشور حرام بود؟
آیا می دونید که در 7هزار سال تاریخ ایران ، روحانیون همواره حامی حکومتهای ایران بودند یعنی حکومت چه از نوع خوب و چه از نوع بد؟
آیا می دونید آخوندها و در راس آنها آیت الله بروجردی و کاشانی در کودتای 28مرداد بیش از آمریکا و انگلیس مقصر بودن؟
آیا می دونید هویدا به خاطر پرداخت 50میلیون دلار به روحانیت اعدام شد؟
او اعدام شد تا پرده های حمایتی شاه و دولت از روحانیت کنار زده نشود.
خانم پارسا نیز به دلیل اطلاع از چگونگی ورود بهشتی و مفتح و باهنر به آموزش و پرورش اعدام شد.
نقش سید حسین نصر در ورودشان به آموزش و پرورش و ورود به مطهری به دانشگاه تعیین کننده بود.
آیا میدونید که گروه فرقان چرا مطهری را کشت؟ آنها براین باور بودن کسی که عضو کرسی فلسفه فرح بوده است چگونه می تواند عضو شورای انقلاب باشد. به همین دلیل از سر راه انقلاب برداشته شد.
بسیار متشکرم
طهماسبی

 
At June 24, 2009 at 11:09 PM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود این ندا سعید چه میگوید لطفا روشنگری کنید آدم یاد فیلم درخت گلابی داریوش مهرجویی می افتد که نکند ما هم به دام احزاب بافتیم بی جهت !!!!!!

 
At June 24, 2009 at 11:28 PM , Anonymous Anonymous said...

سلام آقای بهنود
این روزها آنقدر غصه خوردم که مریض افتادم گوشه خانه هنوز بغض گلویم با پنیسیلینهای فراوان رفع نشده
چه کنیم ؟ چه میشود؟ هم عصرهای کودتای 32 چطور آن زخمه را تحمل کردند؟
یک چیزی بنویس از امید از رهایی از راههای رهایی
من همانی هستم که برایتان نوشتم قبل انتخابات که باید کم کم بار و بندیل را ببندید و بیایید در پای دماوند برایمان بنویسید
چه خیالی چه خیالی خوب میدانم حوز نقاشی من بی ماهیست......
مرگ رنگها را دیدی ؟
چگونه این دوران سیاه را طی کنیم 4 سال یک عمر بلندیست و ما به آستانه 40 سالگی میرسیم دریغا و دریغا

 
At June 25, 2009 at 12:35 AM , Anonymous Anonymous said...

ممنون که هنوز نظرات کاملاً باز و مجاز است
حتی یبرای ناسزا گویان هم نظر را باز بگذار
نبایدبنام اخلاق دهان کسی را بست.
اما بهتر است رهبری مقاومت منفی را خودت بعهده بگیری.
من هر روز ÷یاده تهران را گز می کنم و نظامی و شبه نظامی را می نگرم تا خجلت زده کنمشان.
و یان از توبر می اید که من و اندک کسانی که همراهم هستندرا تنها نگذاری و دیگران را به این راه دعوت کنی.
بدون رنگ و جنگ و و بدون ضرب و شتم

 
At June 25, 2009 at 12:41 AM , Anonymous Anonymous said...

ممنون که هنوز نظرات کاملاً باز و مجاز است
حتی یبرای ناسزا گویان هم نظر را باز بگذار
نبایدبنام اخلاق دهان کسی را بست.
اما بهتر است رهبری مقاومت منفی را خودت بعهده بگیری.
من هر روزبا پای پیاده تهران را گز می کنم .
نظامی و شبه نظامی را می نگرم تا خجلت زده کنمشان.
و اینن از توبر می اید که من و اندک کسانی که همراهم هستندرا تنها نگذاری و دیگران را به این راه دعوت کنی.
بدون رنگ و جنگ و و بدون ضرب و شتم

تنها راه باقی مانده برای حذف نشدن کسانی که می اندیشند حضور بی صدا در صحنه است و شاید بهترین راه تا بدون این که بمیریم بمانیم.
به قول یکی از دوستان:
بنا ندارم تسلیم شرایط دشمن کیش شوم و بخشی از بازی شوم که فرجامی جز نافرجامی ندارد و ازطرف دیگر نمی توانم سکوت کنم و ناظر خاموش یک خود کشی دسته جمعی باشم. می دانم یک طرف دیگر حوصله اصلاح طلبان را ندارد و طرف دیگر هم نمی خواهد بدون مقاومت حذف خود را بخاطر مصلحت جناح دیگر بپذیرد. حذفی که در آینده گسترش می یابد و دامن همه تکنوکراتها٬ هنرمندان٬ فعالان سیاسی٬ روزنامه نگاران و حتی اصول گرایانی که اصلاحات را در دامنه محدودی قبول دارند را خواهد گرفت(و حتی شاید اندک فعالان اقتصاد خصوصی را نیز). حامیان دولت بدون تعارف این خواست و نظر خود را با صدای بلند اعلام می کنند و حتی در این مورد اما و اگری هم ارائه نمی کنند تا کسانی کمی احساس امنیت خاطر کنند و چه کسی است که نداند احساس ناامنی ریختن سوخت بر آتش بحرانهاست.

 
At June 25, 2009 at 1:07 AM , Anonymous Anonymous said...

بنظر من واقعیت آنقدر ترسناک و آینده آنسان تاریک است که بسیاری از مردم میدانند ولی از نظر روانی در رابروی ذهن خود می بندند. هم ما مردم ایران و هم قدرتهای جهانی بایستی به نحوه بقدرت رسیدن هیتلر در آلمان نازی توجه کنند. ابزار دموکراسی در مورد حکومتی که دشمن دموکراسی است کارساز نخواهد بود. اینها میخواهند حکومت خشن اسلامی ایجاد کنند و اعتقادی به مجلس و جمهوری ندارند. تنها راه حل بنظر اینجانب قطع شاهرگ حکومت یعنی درآ»د نفت است، همان پولی که با آن 2500 گردان 350 نفری از جوانان ساده لوح روستایی وشهرهای بزرگ را درست کرده اند و ببهای نابودی مردم ایران آنها را سیر میکنند تا ملت خود را بکشند. چه اتفاقی میافتد اگر صادرات نفت ایران را قطع کنند. حداکثر نیروی دریایی سپاه پاسداران دهانه تنگه هرمز را می بیند. خب تکلیف روشن است قدرتهای بزرگ آنرا ظرف چند ساعت نابود خواهند کرد و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هم کار را تسهیل میکنند. فشارمضاعف و گرسنگی مردم عاصی ولی ترسو را بیرون خواهد ریخت و ظرف مدت کوتاهی حکومت آخوندی نابود میشود. راه حل ملت ایران مبارزه مسالمت آمیز و اصلاحات نیست. ایرانیان خارج از کشور بایستی بپا خیزند، هزاران وبلاگ درست کنند و باسوادها مطالب مفید را به انگلیسی ترجمه و مرتباً بنظر دنیا و مقامات کشورهای پیشرفته برسانند و آنها را تشویق به عدم شناسایی این حکومت و جلوگیری از صدور نفت خانم کنند، حتی جلوگیری از واردات بنزین هم بتنهایی کارساز نخواهند بود. خانم شیرین عبادی که میگویند محاسره اقتصادی نه تحریم سیاسی یا نمیداند و یا ماموریت دارند که القای شبهه کند. نابودی حکومت جنایتکار خامنه ای بدون قطع درآمد نفت امکان پذیر نیست و یقین بدانید که خسارت آن برای جهان بمراتب کمتر از مدارا با این هیولاهای ماقبل تاریخ است. زنده باد ایران.

 
At June 25, 2009 at 1:20 AM , Anonymous Anonymous said...

چرا تمام رسانه ها و خبرگزاریها بهرزبانی قبل از نام خامنه ای کلمه آیت اله را بکار میبرند. آیت اله یعنی نشانه خدا آیا این بیشرف آدمکش که دختران معصوم مارا شقه شقه میکند نشانه خدا است؟ پیشنها میکنم که حداقل ما مردم ایران از این ببعد پیشوند دیّوس را جلوی نام خامنه ای بگذاریم و او را دیوس خامنه ای بنامیم. احمدی نژاد که تکلیفش روشن است کسی که خود خاشاک هم نیست مردم ایران را خس و خاشاک مینامد بنابراین تنها لقبی که برازنده نام کثیف اوست پفیوز است. از ببعد بگوئیم پفیوز احمدی نژاد. دیوس خامنه ای و پفیوز احمدی نژاد. برای بقیه شان خودتان لقب بسازید تا من بخوانم و بشما آفرین بگویم. یا حق.

 
At June 25, 2009 at 1:26 AM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 25, 2009 at 1:41 AM , Anonymous Anonymous said...

من همان کسی هستم که سه نظر قبلی بالا را ارسال کردهام. یادم رفت که به هموطنانم بگویم که جان شما خیلی با ارزشتر از آنست که توسط مزدوران این حکومت گرفته شود. با اجتماعات چند صد نفری باتون میخورید، در اجتماعات چندهزار نفری گلوله میزنند و اجتماعات بزرگ هم که فعلا خبری نیست چون مردم ترسیده اند. معلوم است که میلیونها نفر دشمن خونی دیوس خامنه ای و دارو دسته آدمکش او هستند ولی بیرون نمی آیند چون از کشتار میترسند. حق هم دارند هیچکس نمیتواند نسخه بپیچد که تو برو کشته بشو تا ایران آزاد شود. اعتراضات اصلاحی هم که بیفایده است تنها راه مبارزه مقاومت منفی است که انواع آنها را خوانده اید و میخوانید. با عدم همکاری با حکومت دیوس خامنه ای او را فلج کنیم، بجای سه وعده روزی یک وعده غذا بخوریم نان خشک بخوریم بگذاریم این وحشی ها آب لوله کشی شهر را هم بروی ما قطع کنند هرچه کنند بی آبرو تر و ضعیف تر میشوند. به خیابانها نیائید مبارزه منفی بکنید بشرطی که ایرانیان مقیم خارج و همانهایی که به کنسرتهای لاس وگاس و دبی میروند بخود آیند و ازطریق اینترنت با استفاده از کلیه تسهیلات آن دنیارا بمباران کنند تا جلوی صادرات نفت ایران گرفته شود. همانطور که گفتم یقینا روزی خواهد رسید که ملت گرسنه و عاصی درسراسر ایران بیرون بریزند و شکی نیست که چند هزار نفری هم کشته خواهند شد شاید من هم جزو آن کشته گان باشم چه اشکالی دارد بهتر از آنست که سالها یک حکومت خونریز دیکتاتوری بنام خدا ده ها برابر این تعداد از ما را بکشد و شرف و حیقیت و آینده ما را به باد دهد. مرگ بر دیوس خامنه ای، مرگ بر پفیوز احمدی نژاد.

 
At June 25, 2009 at 2:25 AM , Anonymous Anonymous said...

خوب آن جمعیت میلیونی که در بوق تبلیغات کرده بودید این ۲۰۰ نفرش مانده !؟ وقتیکه
دروغنویسی و غلو و گزافه را در اخبارتان گنجاندید نتیجه اش همینست که مشاهده میکنید
اگر ان تعداد شاید صد یا دویست هزاری که روز اول بخیابانها امدند را کنار بگزاریم دیگر
در روزهای بعدی همان ده یا بیست هزار از دانشجویان و جوانان همیشه معترض در صحنه
امدند که مثل رویدادهای تیر ماه دوران خاتمی در هنگام درگیری بدو سه هزار تحلیل
پیدا کردند و امروز هم همان قضیه است .... تعجب است این همه تجربه دارید اما باز اشتباه
را تکرار میکنید ٬ انقلاب رنگین هم در ایران طرفدار ندارد که بهترین روزش همان روز اول
بود که مردم اهل انقلاب رنگین نبودند البته ان عده سازمان دیده خواستند از جایی شروع
کنند که با دادن هفت کشته عقب نشستند و مردم هم انها را رها کردند

اما در جواب این جوانک آتشین مزاجی !! که هنوز در فکر حزب توده و روسهاست !!؟ جوان
کم مطالعه آن جماعت میلیونی که در خیابنها ایستادند تا انقلاب ۵۷ بثمر برسد نسلس بودند
که تاریخ را ورق زدند دوسال مبارزه بی امان در خیابانها کردند تمام ایران حکومت نظامی بود
تانگها در خیابانها رژه شبانه روز رژه میرفتند و اعتصابات همه ایران را فلج کرده بود و .... هنوز شما امروزی ها
پله اول این نردبان را طی نکرده آرزوی همه چیز میکنی آنهم بکمک آمریکا و انگلیس نیازمند
شده ایی !؟ هیهات که خیلی کم عقلی و تازه غوره ایی بیش نیستی وگرنه در قلمت این همه
کلمات زشت بکار نمیرفت

 
At June 25, 2009 at 3:49 AM , Anonymous mina moradi said...

جناب بهنود ..این روزها به شکل عجیبی احساسات بسیار متفاوتی را با هم همه در ان واحد در خود دارم ..احساس دل گرفتگی وفشار قلب .احساس خشم ..احساس خستگی از اینکه اخ باز هم یک جنبش دیگر ..برای ما که سنی از مون گذشته ..جنبشی که تا نتیجه ان نمیدانیم چه نامش نهیم انقلاب است ..یا ....خدا میداند؟ ...احساس خوشحالی ..به دلایل گوناگون از اینکه هنوز نمردیم ملت زنده است هنوز میتونیم فریاد بزنیم ..والبته یک نوع خوشحالی دیگر ..در این سالهای اخیر از زمان بروز جنبش اصلاحات..مرتبا صحبت از این بود که چرا همیشه ملت ایران همه چیز را سیاه وسفید میبینه ..بابا بسازید با خاکستری هم بسازید ..البته حرف درستی است ..ولی ایا در مورد این رهبران ایران نیز صدق میکنه ..همیشه در برزخ شک ویقین به این حرف این سالها را طی کردیم ..تا سرانجام بلاخره به خود قبولاندیم که اره باشه این اقایان راهم خاکستری میپذیریم ..ولی اتفاقات اینروزهای اخیر ..خود جناب بزرگوار ..خودشان خودشان را در گروه سیاهان جا دادند ..وانقدر هم هر روز به این معنی تاکید میکنند ..که دیگر هیچ گروه اصلاح طلبی نمیتواند بگوید که او سیاه نیست وخاکستری است وملت باز هم او را بپذیرید ..انقدر سیاه است که اگر روزی اصلاح طلبان نیز بخواهند او را خاکستری ببینند خودشان بدون شک به گروه سیاهان میپیوندند و..از این خیلی خوشحالم که دیگرهیچکس نمیتواند هیچ سیاهی را به زور به مردم خاکستری جلوه دهد ..ایشان برای همیشه سیاهند ..وراه برگشتی هم برای
...خود باقی نگذاشتند مگر یک راه البته وان ..اینکه با شجاعت تمام ..چون یک حر در برابر مردم خم شود وتعظیم کند ..وبه اشتباهات خود اعتراف کند ..والبته در این حالت نه تنها که میتواند به اغوش ملت باز گردد ..بلکه او را میتوان سفید خواند ...ولی ایا خداوند به چنین انسانهائی چنین فرصت درخشانی میدهد ..یا از کورا وکران قرارشان میدهد ..والله اعلم

 
At June 25, 2009 at 4:40 AM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 25, 2009 at 4:59 AM , Anonymous Anonymous said...

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

مردم هوشیار و شریف ایران

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.



برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

چهارم تیر

 
At June 25, 2009 at 7:03 AM , Blogger رهام said...

doost daram ananke mesle man khashm vojoodeshan ra fath karde bekhanand

http://rohamak.blogspot.com/

va entezar daram chizi benevisid baraye ananke na omidi vojoodeshan ra por karde

 
At June 25, 2009 at 7:46 AM , Anonymous Anonymous said...

بنی آدم اعضای یکدیگرند/که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار

اگر حقایق از طریق موبایل و یا وسائل ارتباطی دیگر بواسطه مردم و بکمک رسانه های خارجی به دنیا ارائه نمیشد دنیا نمیدانست که حقوق بشر در ایران چگونه پایمال میشود.
و مردم ایران با چه خون آشامهایی و چه جلادانی سروکاردارند

 
At June 25, 2009 at 8:26 AM , Anonymous Anonymous said...

جناب آقای بهنود، متاسفانه دیدم که آخرین نظر مارا از روی وبلاگتان برداشتید که خوب بود اقلا عنوان را هم برمیداشتید تا اثری باقی نماند. بنانبود که شما هم بعنوان یک خبرنگار مدافع آزادی زندان دیده دست بسانسور بزنید. بهرحال دوباره نظر خود را پست میکنم و اگر برداشتید آنگاه شکم تبدیل به دیقین میشود.
‏ اولاً این آقائی که مرا جوانک نامیده است بایستی بداند که‏‎ ‎من 70 سال از عمرم گذشته است ، ‏در بهترین دانشگاههای آمریکا درجه دکترای اقتصاد‎ ‎گرفته ام، عضو فعال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ‏در آمریکا بوده و صریحا در واشینگتن‎ ‎رو درروی شاه گفتم که من نمیخواهم در کشوری که یک سلطان ‏دارد زندگی کنم. بهمین دلیل‎ ‎با تضمین آنکه مورد آزار قرار نگیرم به ایران بازگشتم ولی سه سال را در ‏زندانهای آن‎ ‎رژیم گذرانیدم ولی نه گُه خورنامه امضاء کردم نه کوتاه آمدم. بنابراین کلمه جوانک‎ ‎را پس ‏بگیر و حقایق را نگاه کن. ‏
ثانیا بسیار خوشحالم که این بی عددها شروع به عکس‏‎ ‎العمل نشان دادن کرده اند. اینها عادت ‏کرده اند که بشیوه آخوندهایشان بالای منبر‎ ‎بروند و بگویند و ما گوش کنیم ولی هروقت گفتیم چرا؟ ‏بزنند، زندان کنند، بکُشند و بخیال‎ ‎خودشان مارا آدم کنند. منِ پیرمرد به جوانهای باشرفی که سینه های‏‎ ‎خود را سپر گلوله کرده اند میگویم که آقای جهان شما هستید و دَیّوس خامنه ای کوچکتر‎ ‎از آنست که ‏بتواند این نهضت حق طلبانه را خاموش کند. این آقای وب لاگ نویس که تحجر 1400 ساله را‏‎ ‎یدک ‏میکشد، نماینده طرز فکری است که معتقداست انسانی 1400 سال زندگی کرده است حال‎ ‎آنکه پیامبر ‏اسلام خود را یک انسان عادی معرفی میکرد و قرآن میگوید کل من علیها‎ ‎فان. اینها همانهائی هستند که ‏خرافات قبل از اسلام را وارد دین کردند و در دین خدا‎ ‎بدعت گذاشتند. اینها کسانی هستند که معتقدند ‏بایستی عالم را فاسد کرد تا زمینه برای‎ ‎ظهور امام زمان فراهم شود. آیا پدیده بیش از 4 میلیون معتاد در ‏ایران و اینهمه رواج‎ ‎خودفروشی و از آن بدتر دروغ و کلاهبرداری‎ ‎و فساد و غیره همه نتیجه بی کفایتی‏‎ ‎‏ ‏‏30 سال حکومت اسلامی است ویا برنامه های دیگری در میان بوده است؟ عاقلان دانند. ‏
واما اینکه‎ ‎نهضت بزرگ مردم ایران را متشکل از 200 نفر میدانند. آیا آن بیش از یک میلیون ‏نفری که‎ ‎در تهران بخیابانها ریختند یکدفعه متوجه اشتباه خود شده اند و جا زده اند یا اینکه‎ ‎از ترس شما ‏آدمکشان وحشی دررا بروی خود بسته و خشم خود را در درون نگه داشته اند؟‎ ‎شما و امثال شما ‏شایستگی آنرا ندارید تا درباره خیزش مردم ایران در انقلاب 57 صحبت کنید چون یا‎ ‎درآن موقع نبودید و ‏یا اگر بودید جزو نیروهای واپسگرائی بودید که هرچه امامتان‎ ‎میگفت کورکورانه عمل میکردید و سینما ‏رکس ها را آتش میزدید، همانگونه که امروز چماق و تفنگ بدست میگیرید و هم میهنان خود را میکوبید و ‏میکشید، چرا چون دَیّوس خامنه ای فتوا داده است. شما ذوب در منجلاب ولایت هستید. ‏


انقلاب مردم ایران بر علیه ظلم و نابرابری رژیم شاهنشاهی‎ ‎بود نه برای روی کار آوردن مشتی ‏آخوند مرتجع و پدیده ای دزد و ضد مردمی بنام احمدی نژاد. ولی ملت در آن فضای اختناق رژیم قبلی ‏چه میتوانست بکند جز آنکه در قالب مذهب و حمایت از خمینی وارد میدان مبارزه شود، همانطور که ‏امروز چاره ای جز حمایت از‎ ‎میرحسین موسوی نخست وزیر دوران خمینی برای نشان دادن مخالفت قاطع ‏خود ندارد. بله درست میگوئید مردم پشت سر میرحسین گردآمدند چون راه دیگری نداشتند.‏
‎ ‎مملکت را مشتی بقّال و چغّال و مدّاح هیئت برو و مسجد نشین اداره نمیکند. نیروهای موثر ‏کشور‎ ‎‏ زنان و مردان تحصیلکرده و جوانان باشعوری هستند که مردانه به میدان آمده اند. یک فضله آنها‎ ‎به ‏هزار قامت شما حزب اللهی ها و ذوب شدگان در ولایت فقیه لعنتی تان میارزد. آنها‎ ‎امیدهای آینده این ‏کشور هستند چون دلشان برای میهنشان میتپد نه شماها که فقط‎ ‎به فکر رفتن به مکه و نجف و کربلا و ‏دخیل بستن به مردگان هزار و اندی ساله هستید و به تنها چیزی که نمی اندیشید آینده ایران عزیز است. ‏شما پیرو همان کسی هستید که در شیراز تخت جمشید‎ ‎را نمونه جهل انسان نامید. بتو اطمینان میدهم که ‏اگر مردم‎ ‎مغرور شیراز میتوانستند همان روز چنان پاسخ اراجیف دُیّوس خامنه ای را میدادند که امروز ‏وجود نداشت تا این جنایات را‏‎ ‎در حق ملت ما بکند. ‏
آری رهبر تو دیوس خامنه ای است و رهبر ما ندای پرپرشده مان بعنوان نماد ملت‎ ‎مقاوم ایران. ‏یقین بدانید که همین یک خون دامن همه شمارا خواهد گرفت. ‏

رهبر ما نداست
حافظ ما خداست

Neda Leader of Us,‎
God Will Save Us

 
At June 25, 2009 at 8:40 AM , Anonymous Anonymous said...

خبری از مسیح علی نژاد نیست

 
At June 25, 2009 at 9:05 AM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 25, 2009 at 10:24 AM , Anonymous Anonymous said...

لطفا‫آقا ی ‫محسن رضایی بفرمایند که در انتخابات در پی چه نفع شخصی بودند که با این نامه از آن گذشتند!‫

 
At June 25, 2009 at 10:52 AM , Anonymous Anonymous said...

‫این هم از بسیجیان جانفشان وطن که در روز سختی به نجات هموطنان شتافته اند.

http://www.youtube.com/watch?v=RkNWV3BnpRI&feature=channel_page

 
At June 25, 2009 at 11:23 AM , Anonymous ساتگین said...

در فایل منتشر شده از طرف وزارت کشور برای استان مازندران، در صفحات بیست و هشت و بیست و نه، همه ی صندوقها یا شصت و پنج یا دویست و یازده رای دارند.

در آمار مربوط به استان لرستان، شهرستان پل دختر، صندوق مرکزی شماره ی بیست و یک، منفی شش رای باطله دارد.

 
At June 25, 2009 at 11:28 AM , Anonymous Anonymous said...

‫این هم از بسیجیان جانفشان وطن که در روز سختی به نجات هموطنان شتافته اند.

http://www.youtube.com/watch?v=RkNWV3BnpRI&feature=channel_page

‫جان لاین (خبرنگار بی بی سی و قاتل ندا) در این فیلم نفر اول است از منتهی الیه دست راست!

 
At June 25, 2009 at 12:18 PM , Anonymous Anonymous said...

رهبر ما نداست
پناه ما خداست

Neda Leader of Us
God Please Help Us

 
At June 25, 2009 at 12:24 PM , Blogger Mohammad said...

این روزها، خبرهایی از حساب و موجودی مسدود شده ی ایران در انگلیس شنیده می شه، شما در مورد علل بیان شدن این اخبار و ریشه های تاریخی اون و روابط بین ایران، انگلیس و روس، با همان شیوه ی تاریخ و استعاره دست به قلم نمی شوید؟

 
At June 25, 2009 at 12:24 PM , Anonymous Anonymous said...

رأی ماروُ خوردی ولی کورخوندی‏
حق ما را بردی ولی کورخوندی

خیال نکن از اربابت میترسیم
روده هاشوُ درمیاریم کورخوندی

خامنه ای ضحاک مار بدوشه
ماکاوه ایم نمیدونی، کورخوندی

بنام حق کُشتی ندای ما روُ
کشته میشی، بنام حق کورخوندی‏

ملت ما همیشه برقراره
شما ها میرین، ما میمونیم، کورخوندی

 
At June 25, 2009 at 2:45 PM , Anonymous False Identity said...

Dear my sisters and brothers
Your job just started, you lucky creatures, Be happy be euphoric as our country’s descent daughter was born, you lucky people!! You are witnessing history, no that statement was wrong! You are making history you are so mature so flexible so understanding in a way that Mousavi is actually following you!! You are the leaders, you inspire whole world! And thanks god that burnt out fossil (Ali Khameneii) could not steal it from you! What is important is, now you know what you want, what and who is in your way, world has sympathy and empathy with you, there is some feeling of solidarity between all different ethnic groups in our country, and this movement is not rely on any individual!! You will win! Freedom is the most precious thing in this world so has to be expensive and take time to get it!! My young brothers and sisters, look still there are peoples, prominent individuals who still not able to move forward, red lines have been passed by Imam’s prime minister!!! But some people still do not dare to pass that. So believe in yourself leaders will be born among you very soon, even Mousavi is a coordinator if he wants to be a leader he should earn it!! Believe in yourself and tell us what to do!!! God bless you all.

 
At June 25, 2009 at 6:35 PM , Anonymous Anonymous said...

‫اگر آقای توسلی زنده بود، الان وصف عمر یاسر را پیدا میکرد. چه جایش خالی است.

 
At June 25, 2009 at 7:53 PM , Anonymous Anonymous said...

‫از میان علما کسی هست که موضوع هاله نور و مساله دجال را بررسی کرده باشد؟

 
At June 25, 2009 at 9:23 PM , Anonymous Anonymous said...

من نميدانم چطور حكم جلب عمر البشير توسط دادگاه لاهه صادر شده است ولي حكم جلب خامنه اي و احمدي نژاد صار نمي شود؟يوانند عليه اين افراد به دادگاه جهاني لاهه دادخواست بدهند. چرا در اين زمينه فعاليتي صورت نمي گيرد؟

 
At June 25, 2009 at 9:58 PM , Anonymous Anonymous said...

دکتر آرش حجازی، فردی که بعد از تیرخوردن ندا سلطانی تلاش کرد او را از مرگ نجات بدهد و موفق نشد، با بی بی سی مصاحبه کرد. او دراین مصاحبه گفت که بعد از اصابت تیر به ندا سلطانی، مردم فردی را که به سوی ندا تیراندازی کرده بود گرفتند. او مرتب می گفت که قصد کشتن نداشته است. مردم نمی دانستند در آن شلوغی با او چه کنند. سرانجام کارت بسیجی اش را گرفتند و عکسش را هم گرفتند و رهایش کردند.

 
At June 25, 2009 at 10:21 PM , Anonymous Anonymous said...

کارزار انتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای آن جامعه ی ایران را تکان داده و توجه دنیا را بار دیگر به ایران جلب کرده است. میلیونها نفر فعالانه در مبارزات انتخاباتی شرکت کردند و جامعه به وضوح بین طرفداران دو جناح شریک در قدرت سیاسی قطب بندی شد. بسیاری امیدوار بودند که با انتخاب یکی از نامزدهای اصلاح طلب زندگی مردم ایران بهبود یابد حتی اگر در سطحی بسیار محدود، اما جناح حاکم به رهبری خامنه ای با اعلام نتیجه ی انتخابات به نفع احمدی نژاد نشان داد که انتخابات تنها یک بازی فریبکارانه بود. پاسخ این فریبکاری انفجار خشم میلیونها نفر بخصوص زنان و مردان جوانی بود که برای مقابله با این «کودتا» به خیابانها ریختند.



مبارزات مردم، شجاعت و درایت آنها، نفس تازه ای در ایرانیان خارج از کشور دمیده است. در عین حال، خشونت و وحشیگری جناح حاکم خشم و نفرت همه را برانگیخته است. دیاسپورای وسیع و پراکنده ی ایرانی در سراسر دنیا در این مبارزات شرکت کرده است. در شهر تورانتو به همت دانشجویان و فعالان سیاسی هر روز آکسیونی در همبستگی با مبارزات ایران برگزار است.

 
At June 25, 2009 at 10:42 PM , Anonymous Anonymous said...

الرییس الجمهوریه التحمیلی الایرانیه با دستورات اخیر خود رؤسای دول اروپایی و آمریکایی را گیج ومیج کرده است . یک روز از اروپاییها میخواهد دنباله رو آمریکا نباشند و روز دگر آمریکا را از این کار بر حذر می دارد. با امید باینکه دستور قطعی از گرمسار هر چه زودتر صادر شود تا تکلیف سیاست این دو قاره عقب مانده روشن شود .

 
At June 25, 2009 at 11:26 PM , Anonymous Anonymous said...

من اطلاعات موثق دارم که آرای مردم خوانده نشده است و تنها با اختلاف زمانی کوتاه میزانی رای بین کاندیداها تقسیم کردن.
مجریان طرح چند هدف را داشتند.
1- بالاتر نشان دادن آرای احمدی از خاتمی
2- خرد کردن کروبی به خاطر زبان درازی کردن به آقا مجتبی پشت صحنه افتضاحات انتخابات
3- سکانداری نظام ابداعمر در دست سپاه باقی بماند.
4-البته تغییر قانون اسای نیز احتمالی در دستور کار خواهد بود.
خلج

 
At June 26, 2009 at 2:04 AM , Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

 
At June 27, 2009 at 12:53 AM , Anonymous Anonymous said...

فوری فوری فوری
هموطنان عزیز لحظات بسیار حساس و هولناکی را میگذرانیم. جوانان عزیز ما در خطر‎ ‎نابودی در زندانهای رژیم ضد ‏انسانی خامنه ای هستند و من شکی ندارم که در همین لحظات‎ ‎دارند آنهارا نابود میکنند چون این جانیان به هیچ ‏قانونی پایبند نیستند. هموطنان‎ ‎داخل کشور را ترسانیده اند و نمیتوانند بیرون بیایند و آزادی جوانان خود را ‏درخواست‎ ‎کنند. اما برای خارج نشنینان که مشکل وجود ندارد. اگر یکپارچه به سایت ها و رسانه‎ ‎ها هچوم آوریم و ‏هر روز صدها تظاهرات در گوشه و کنار جهان برپا کنیم شاید این رژیم‎ ‎خونریز بترسد و بیرحمی را متوقف کند. اینها ‏دیگر به سیم آخر زده اند. امروز شنبه‎ ‎است و در خارج همه تعطلیند. تمام روز را به این کار اختصاص دهید و اجازه ‏ندهید که‎ ‎مرگ مایکل جکسون آمریکائی وضعیت خطرناک جوانان در بند ایرانی را تحت الشعاع قرار‎ ‎دهد. ما ملت ‏سرفرازی هستیم بپاخیزید‎.‎
رهبر ما نداست
پناه ما خداست
Neda Leader of Us
Oh, God Help Us

پیرمرد

 
At June 27, 2009 at 3:08 AM , Anonymous Anonymous said...

بقول آقای حجاریان ایران شده بهشت جاسوسان وامروز همه آنها برای حذف حنبش سبزها متحد شده اند .کاربران گرامی ما هیچ راهی نداریم مگر اینکه از پایین با هم متحد شویم وراه را برای رهبران هموار کنیم .
بیایید با هم از این امکانی که آقای بهنود در اختیار ما گذاشته بهترین استفاده را بکنیم . ما تصمیم گرفته ایم که یک کمیته مجازی تشکیل دهیم و هر کدام از شما که مایل است می تواندعضو این کمیته بشود . ودر واحدهای آن شروع به اطلاع رسانی کند .
اولین موضوع که بحث داغ روز شده است . مرگ ندا آقا سلطان است . ما پیشنهاد می کنیم که همه اعضای این کمیته مجازی فلیم های مربوط به صحنه مرگ ندا را ببینید وگزارشهای مربوط به این واقعه را بخواند ومصاحبه دکتر آرش حجازی را هم ببینید وبعد در همینجا برداشت خود را بیان کنید .
بااجازه آقای بهنود .
آزاد

 
At June 27, 2009 at 5:51 AM , Anonymous ark said...

در میان این نگرانی هایم برای حال قوچانی و حجاریان و ابطحی و تاجزاده،خوشحالم که این خیل عظیم دستگیری اعث زمینگیر شدن خود حکومت خواهد داشت.امیدوارم قیمت این زمین گیر شدن هیچکدام از زندانیان راه آزادی و عدالت نباشند
زیبا نوشته اید

 
At June 27, 2009 at 9:59 AM , Anonymous Anonymous said...

Anonymous said...
همطنان ایرانی نظریات خودت را در همین صفحه و هرجا پیامی از پیرمرد دیدی برای من بفرست ولی محور صحبتت پیشنهاد کلی من برای انزوای سیاسی حکومت خامنه ای و قطع صادرات نفت ایران باشد. من به هیچ مبارزه اصلاح طلبانه ای اعتقاد ندارم و فقط در پی نابودی این رژیم هستم. اگر با من همعقیده نیستی ترا به خیر مارا به سلامت. اگر ایده کلی را قبول داری ویا سوآلی داری بسم اله
رهبر ما ندا
پناه ما خدا
Neda Leader of Us
Oh God Help Us
پیرمرد

 
At June 27, 2009 at 10:40 AM , Blogger Saied said...

در حالی که بجاست بر دستگیری بزرگان تاکید کردن، کاش فراموش نشوند آن گمنامانی که دربند هستند و آزار بی اندازه می بینند و فریادرسی ندارند. از دوستی دانشجو خبر دارم که از بازداشتگاه به بیمارستان منتقل شده و خانواده اش سخت بی تابی می کنند. شما بهتر می دانید که تندی با ضعیفان همواره بیشتر بوده است. شنیده ام که در جریان براندازی مصدق، در سیستان با چماق های میخ دار به مردم حمله می کردند و کمتر کسی از آن سخن گفته است. شما که صدایی رساتر دارید، گمنامان دربند را فراموش نکنید.

 
At June 27, 2009 at 1:17 PM , Anonymous Anonymous said...

کلنل محمد تقی خان پسیان
• یک ملت ترسو بزودی در چنگال مستبد ستمگر گرفتار می آید.‏
• ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی میرد.‏
• ترس عامل عمده اسارت ملتهاست.‏
• ایران را ، ایرانی باید آزاد کند‏
• بدون حقیقت ، آزادی میسر نیست.‏
• آزادی عقیده ، در بالای سر هر سیاست حاکم است.‏
• روح ملت فدای هیچ کس نیست ، ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود.‏
• لقمه خارداری باشید تا دیگران نتوانند شما را بلع نمایند.‏
• اولین وسیله ترقی داشتن روح تجدد است.‏
• بر ضد زمانه راه رفتن غلط و محال است.‏
• هر ملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد.‏
• جاهلان مرگ را ، بر تغییر عادت ترجیح میدهند.‏
• کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد میگردد.‏
• دوره تاریخی که در حیات یک هیئت اجتماعیه رخ میدهد با قلم یک نفر مورخ و یا بفرمان یک ‏زمامدار تعیین و تحدید نمی شود.‏
• نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را ازمسیرسریع خودش باز داشت.‏
• روی خرابه های دیروز باید عمارت فردا را بلند کرد.‏

رهبر ما ندا
پناه ما خدا
Neda Leader of Us
Oh God Help Us

پیر مرد

 
At June 27, 2009 at 5:46 PM , Anonymous Anonymous said...

حرف دل من و هم نسلی های من بود.... خیلی گریه کردم و امروز بعد از چند روز که از خواندن مقاله تان گذشته دارم نظرم را مینویسم... آقای بهنود در این روزهای سخت حرفهای شما و نوشته هاتون بهم امید میده.... به امید روزهای سبز و لبخند سبز بدون قطره ای اشک سبز

 
At June 27, 2009 at 9:33 PM , Anonymous Anonymous said...

سعید عزیزم نگارنده کامنت فوق
لطفا نوشته های من را با امضای پیرمرد در همین صفحه بخوان و بیندیش. چرا ما بایست گریه کنیم و ناامید باشیم. اگر در جنگل با شیر روبروشوی وبنشینی گریه کنی شیر بتو رحم نخواهد کرد و تورا خواهد درید. هریک از ما بایستی شیر درنده باشیم ولی شیرعاقل . نوشته های مرا بخوان و اگر میتوانی کپی کن وبدوستانت هم بده بگذار از همین نقطه یک حرکت را شروع کنیم. من مصمم هستم که ایرانیانی را که تا بحال در خارج از کشور بی تفاوت بوده اند و تازه به صحنه آمده اند تشویق کنم که هزاران وب لاک درست کنند و با یک هدف واحد تعریف شده در جهت استیصال و زمین گیرکردن و نابودی خامنه ای و دارو دسته اش اقدام کنند. گفتم عقل توجه کن که نمی شود با هیچ حرکتی جمهوری اسلامی را نابود کرد زیرا مردم همکاری نخواهند کرد. جمهوری اسلامی بایستی بماند و از نظر بین المللی بقایش تضمین شود ولی(تغییرات (نه اصلاحات) اساسی درآن داده شود
نظرت را برایم بنویس
موفق باشی

رهبر ما نداست
پناه ما خداست

NEDAA LEADER OF US
OH GOD HELP US

پیرمرد

 
At July 7, 2009 at 3:36 AM , Anonymous Anonymous said...

دوستان، امشب احمقی نژاد می‌خواد بعد از خبر ساعت ۹ در تلویزیون صحبت کنه،همگی‌ اتوهاشون رو به برق وصل کنند وقتی شروع شد.خبر رسانی کنید.

 
At August 25, 2009 at 5:24 AM , Blogger enghelab said...

http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro

آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني مي‌فرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازمي‌دارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد مي‌كند و ولايت را از حاكمي كه مي‌خواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط مي‌سازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط مي‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home