Saturday, April 7, 2007

دنده عقب هم دارد

از همان زمان که روزنامه پرخاشجوی عصر سابق تصميم گرفت خودش دولتی بسازد و بشود ارگان آن دولت، منتظر این لحظه بودم. نوشتم یک بار که حالا صبر کنید و ببنید که همه ارزش هائی که بابتش جان ها باید فدا می شد. همه غیرتی که بابتش جایز بود مملکت نابود شود، در این معامله به پای دولت مالوف ریخته خواهد شد. مثل نگریستن در وجه ضعیفه نامحرم - آن هم از نوع محصنه - که به شرح عکسی که دیده اید اصلا کراهت نداشت و عین شجاعت بود.

اما اعتراف می کنم با همه خوشحالی که به آدم دست می دهد وقتی که پیش بینی اش درست از آب در می آید خوشحال نشدم وقتی خواندم که روزنامه غیرتی برای توجیه عمل رييس جمهور در آزادی ملوان های تا کجا رفته است . بخوانید این بخش از سرمقاله شنبه کیهان به قلم آقای حسین شریعتمداری را که در توجیه ازاد کردن ملوانان همان می گوید که اگر دیگران گفته بودند یکی از پاره های سیمانی که جلو سفارت توزیع شد نصیب شده بود. آقای شریعتمداری نوشته " ورود نيروهاي نظامي -مخصوصا نيروهاي گشتي- يك كشور به آب هاي سرزميني كشور ديگر، به ويژه در مناطقي نظير آبراهه ها كه آب هاي سرزميني دو كشور همسايه با يكديگر فاصله اي نداشته و يا فاصله چنداني ندارند، پديده دور از انتظاري نيست و در اينگونه موارد، چنانچه عملياتي -چه نظامي و چه از نوع جاسوسي و جمع آوري اطلاعات- صورت نپذيرفته باشد، گشتي هاي تعرض كننده بعد از بازجويي با اتخاذ تعهد از كشور متبوع آنها آزاد مي شوند و بازداشت طولاني مدت آنها... در عرف پذيرفته شده بين المللي با اغماض روبرو مي شود. با توجه به اين روال و عرف متداول، انگليس و متحدانش انتظار نداشتند كه تجاوز گشتي هاي انگليس به آب هاي سرزميني ايران، واكنش شديد و تهاجمي جمهوري اسلامي ايران را به دنبال داشته باشد، اما ايران اسلامي ...از اين ماجرا به عنوان يك فرصت براي نمايش اقتدار خود بهره گرفت ..."
این بخش از نوشته ایشان خوب است در جائی ضبط شود تا اگر خدای ناکرده مجبور شدند که باز هم از کیسه غیرت بفروشند ، جای مطمئنی باشد و فراموش نشود.

همین جا لازم به تذکرست که اينجانب و افرادی همانند اصلا هیچ تمايلی به ايجاد بحران با کشورهای دیگر نداریم. پس نمی توانستیم از اول با اين عمل چه دستگیری باشد و چه گروگان گیری، چه بازداشت و چه اسارت موافق باشیم. پس آزاد شدن ملوانان از نظرمان امری درست است. فقط درباره شکلش گفتگوئی هست. اما غیرت فروشان عصبی نمی توانند استدلال کند که چون شما مخالف این حرکت بوده اید امروز که ما داریم مردم را فریب می دهیم، هیچ نگوئید. نمی توانند بفرمایند که اصلاح طلبان به دلیل اعتقادشان به سیاست تنش زدائی پس باید چیزی نگویند و به یاد مردم نیاورند که دهل هر چه بزرگ تر و پرصداتر، خالی تر.

این شرح از باب آن ارائه شد تا اگر کسانی نگران شده بودند بابت قطار و دنده عقب بدانند و آگاه باشند که قطار دنده عقب هم دارد، خیلی هم خوب کار می کند گیرم باید شاگرد لوکوموتیورانی خود در خطر بیندازد و برود بام قطار در حال عقب نشینی و هی فریاد بزند: این حرکت رو به جلوست. ایهالناس کیف کنید از این سرعت. به قول فتحعلیشاه وای به حال اروس.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin share on facebook

نظرات

At April 7, 2007 at 1:27 PM , Blogger Worya said...

اتفاقا به نظر من هم این اتفاق از همین نظری که میگوئید خیلی مهم بودو خوشحال کننده. اگر میشود به بریتانیا و سربازانش به خاطر ورود غیر قانونی به آبهای ایران هدیه داد (مثلا به مناسبت عید پاک) پس به دولت آمریکا هم میشود همینطوری و به مناسبت عدم حمله آنها به تاسیسات هسته ای ما چند روز توقف غنی سازی هدیه کرد.

 
At April 7, 2007 at 1:38 PM , Blogger roozbeh said...

:)

 
At April 7, 2007 at 6:54 PM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود ....از شما انتظار نمیره بخاطر رقابت افکاری غیر قابل نزدیک شدن با حسین شریعتمداری
بیتوجه باساس و بنیان ایران در این لحظات حساس قلم انهم منفی بزنید ....اقا امیر طاهری
در زمان شاه مرحوم تضاد فکری با بخشی از تفکرات شاه داشت ( میایل ازادی و حقوق بشر ) اما
در مقابل دشمنان خاک ایران کوتاه نمیامد ...حسین شریعتمداری یک روزنامه نگارست نه رئیس
هیئت دولت و تابع حرکتهای دولت مینویسد مثل طاهری پس مشکل شما با کیست !؟
شما اگر کوتاه امدن مقطعی این دولتی که دو سالست سر شاخ با همه دنیای صنعتی
خواب ارام از ایراندوستان گرفته را لطف کنید زخم نزنید اگر مشوق نیستسد . با تشکر
ساعدی ادمونتون کانادا

 
At April 7, 2007 at 10:07 PM , Anonymous Anonymous said...

بهنود عزير فرهنگ اين ملت چنگيز خان را آدم كرد حالا از پس حسين شريعتمداري نمي آيد؟

 
At April 7, 2007 at 10:30 PM , Blogger yaser said...

خیلی ها از نمایش فیلم"سیصد"به خشم امدند،اما من از تماشایش دلم به درد امد که ناتوان بوده است نسل ما تا خود را انگونه که درخور است و شایسته بشناساند به دنیا که نگذاشته و نمیگذارند بعضیها تا این امر محقق شود.از دستگیری ملوانان بریتانیا خیلی ها(تاکید میکنم خیلی ها)احساس غرور کردند(از نوع ملی)که به خیال خود عرض اندام کرده اند در نگاه جهانیان.من اما از شنیدن این خبر دلم لرزید از ترس که مبادا کار از این بدتر شود و بینندگان غربی همان اندک تردیدشان در قبول تصویر ایرانیان در"سیصد"برطرف شود و این تصویر زشت را پذیرا شوند.اما این مناقشه این روزها هرچه بیشتر کش داده میشد دل نگرانی ام از وقوع فاجعه ای دردناک رنگ میباخت و در عوض خجالت و شرمساری ام از تماشای یک کمدی مضحک و مسخره قوت میگرفت. که این بار شخصیتهای مخوف و هراسناک و نفرت انگیز"سیصد"جایشان را میدادند به بازیگرانی که بیننده را وادار میکند تا بخندد و با تمسخر انگشت اشاره را به سویشان نشانه رود.اولین رویدادی که از محتوای طنز و شوخی این نمایش پرده برداشت،تصویر ملوانان بازداشت شده بریتانیا در اتاقی مجلل و با شکوه و نشسته بر مبلهای زیبایی بود که در حالی که دهانشان را از موز و خیار و غذاهای رنگارنگ پر میکنند اعتراف میکنند که:بله ما در ابهای ایران دستگیر شده ایم و به قلمرو ایران تجاوز کرده ایم.اما نقطه اوج این کمدی مضحک و خنده دار زمانی بود که پس از اینکه بریتانیا نه به درخواست عذرخواهی ایران پاسخ داد و نه تن به مذاکره داد،اندکی پس از اولتیماتوم ۴۸ ساعته"تونی بلر"،رییس جمهورمان در پایان یک سخنرانی طولانی و طاقت فرسا در جمع مقامات و اعضای کابینه و خبرنگاران،خطاب به ملوانان بریتانیا که کت و شلوار(احتمالآ هاکوپیان)بر تن دارند و اب پرتغال میل میکنند سرانجام اعلام میکند که:شما را"عفو"فرمودیم.یاد بخشی از داستان شازده کوچولو افتادم که بر ستاره ای که تنها ساکنش یک پادشاه بود فرود امد و پادشاه شادمان از اینکه سرانجام یک نفر پیدا شد تا قدرتش را به رخ او بکشد و بر او فرمان براند از هر وسیله ای استفاده کرد تا شازده کوچولو را به ماندن در انجا ترغیب کند.تهدید کرد اما شازده کوچولو نترسید.وعده پست و مقام داد و شازده کوچولو قبول نکرد.دست اخر درحالی که شازده کوچولو از سطح ستاره برخواسته بود و به سمت ستاره بعدی در فضا اوج میگرفت،پادشاه در همان حال که دور شدن شازده کوچولو را در افق می نگریست فریاد زد:"تو را سفیر فرمودیم".

 
At April 8, 2007 at 10:02 AM , Anonymous علیرضا said...

اقای بهنود
ایرانیان متاسفانه چون به منافع ملی خود آگاهی کافی ندارند ، همواره به دنبال نخودسیاه میدوند و براحتی در سطح جهانی بازی میخورند,بهای آن هم همین عقب ماندگی سیاسی و اجتماعی است که بر مملکت حاکم است . من فکر میکنم که تازه در آغاز راه هستیم

 
At April 8, 2007 at 4:29 PM , Anonymous فقیهی said...

آقای ساعدی اگر محبت می کردند و می گفتند اشکالشان به کجای نوشته آقای بهنودست خیلی کمک بود تا ما هم بفهمیم. الان نوشته شان گنگ است آیا ایشان معتقدند که چون خطر از سر مملکت رفع شد هیچ کس هیچ چیز از گل نازک تر نگوید مبادا آقایان دفعه بعد خطر را رفع نکنند. اگر این نظر را دارند ما با آن مخالفیم. اما اگر نظرشان این است که که بگویند شریعتمداری چون هوادار دولت است عیبی ندارد که هر [...] نوشت باز هم با ایشان مخالفیم. آوردن مثال امیرطاهری برای چی بود. درست است که حسین شریعتمداری جای امیر طاهری نشسته ولی این که امیرطاهری در مقابل دشمنان کشور کوتاه نمی آید از کجا استنباط شده است. . سوم این که یادآور شده اید که شریعتمداری روزنامه نویس است نه رییس دولت . خب باشد . مگر آقای بهنود چیز دیگری گفت. مشکل آقای بهنود با همه کسانی است که می خواهند مردم را فریب بدهند و وطیفه شان مانند هر روشنفکر دیگری آگاهی دادن به مردم که فریب نخورند. حالا ما از آقای ساعدی می پرسیم مشکل شما با کجاست

 
At April 8, 2007 at 6:15 PM , Anonymous Anonymous said...

موفق باشید

 
At April 8, 2007 at 6:18 PM , Anonymous Anonymous said...

جناب بهنود با سلام
با آرزوی سالی پر تنعم برای جنابعالی، برای برقراری تماس عاجل با شما، امکان دارد شماره تلفن و یا ایمیلی از خود در وب سایت محترمتان درج فرمایید.
بهروز و خرسند باشید

 
At April 8, 2007 at 7:57 PM , Anonymous hadi said...

آقای ساعدی لطفا به ما بگویند از کدام منبع دریافتند که امیرطاهری مخالفت فکری با شاه داشت. اصلا شاه کی کسی را داخل آدم می دانست که با او موافقت یا مخالفت فکری داشته باشد. او حتی همسرش را هم حاصر نشد به عنوان مشاور خود بپذیرد و بخوانید که به اوریانافلاچی چی گفت. در ضمن من نفهمیدم مشکل آقای ساعدی با کجای نوشته آقای بهنود بود. توضیح بدهند

 
At April 9, 2007 at 2:43 AM , Anonymous Anonymous said...

ضمن تشکر از دوستان اقای بهنود باید متذکر شوم بنده هم ایشان را و قلمش را
دوست میدارم و با علاقه و دقت هم نوشته های ایشان را میخوانم ...اما وقتی پای مصالح
مملکت در میانست از اقای بهنود انتظار میرود مخالفت شدید فکریشان ( نه دشمنی !) را با
حسین شریعتمداری لا اقل وقتی پای کشورهای سلطه گری مثل انگلیس در میانست
اگر بیطرفانه در حد ممکن و مقدور لحاظ کند وگرنه بهمنوایی با ان بنویسند حقا
در حق مردم ایران جفا کرده اند ...اقا / خانم انگلیس در هیبت یک کشور قدرتمند است
معهذا با تمام ازادی مطبوعاتش در هنگام اسارت ملوانهایش یک خط بطرفداری از
امکان اشتباه ملوانها ننوشتند و یکپارچه از گفته های بلیر حمایت کردند انوقت انتظار
دارید ایران که کشوری ضعیف است در مقابل ان قدرتها نهایت ازادمنشی را بمطبوعات
بدهد که از اشتباهاتش بنویسند !!؟ اشکال من حقیر بجناب بهنود در همینجاست
که پنبه شریعتمداری را در این هنگام حساس نزنید بهتر است و وقتهای زیادی در
پیش خواهد بود که اوضاع باین شدت و وخامت نبوده و بهنود خان هم با شلاق انتقاد
هر انچه میخواهد بر تن حسین بکوبد . با تشکر ساعدی

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home